بحث جاهلیت و انواع آن از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

جاهلیت و انواع آن و راه رهایی از آن و در پایان توصیه به خودسازی معلمان جامعه

(سوره الفتح) (26) ( ص 514) إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجَاهِلِيَّةِ فَأَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوَى وَكَانُوا أَحَقَّ بِهَا وَأَهْلَهَا وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً (26)

[منع کردن شما از ورود به مسجدالحرام] وقتی [بود] که کافران خشمِ شدید جاهلی خود را در دل هایشان جای داده بودند، خداوند [برای این که جنگی پیش نیاید] آرامشش را بر پیامبرش و مؤمنان نازل کرد، و آنان را به روح تقوا [که حقیقت و مایۀ ایمان است] پای بند ساخت، و آنان به این [روحیه] سزاوارتر، و [به حق] شایستۀ آن بودند، خداوند همواره به هرچیزی داناست

جاهلیت در ادوار مختلف تاریخی به طرز گونه گون بروز و ظهور داشته و دارد ولی مولفه های آن در هر دوره ای یکی بوده است

به عبارت واضح تر اصل آن، یکی است و صورت آن بنا به شرایط زمانی و مکانی متفاوت بوده و می باشد و خود را پشت یک سری اصول صحیح پنهان می کند و خود را به عنوان یک تمدن واقعی جا می زند

مهم این است که در هر عصر و زمانی باید مولفه های تمدن حقیقی شناخته شود تا چهرة متفاوت جاهلیت به خوبی باز شناسی گردد

این مولفه ها را مسلمانان شیعی، از فرهنگ قرآنی و اهل البیتی می گیرند و جلوه های جاهلی را با مقایسه با آن باز شناسی می کنند و آن را جاهلیت نام می گذارند

در عصر مدرنیته جلوه های جاهلیت از فریبندگی ویژه ای برخوردار شده است ، نام گذاریها بسیار از بی خبران دلبری می کند و حال آن که اصل آن ،همان اصول جاهلیت زمان های قدیم است

در دوران پسا مدرن ، جلوه های توخالی جاهلیت را به طرز شگفت انگیزتری در بسته های بسیار زیبا در تمام ابعاد فرهنگی اجتماعی و سیاسی ، در منظر مردمان قرار می دهند و به فراخور حال افراد مختلف این ها ارائه می شود و متاسفانه طراحان این سیاست ها به قدری ماهرانه عمل می کنند که در نگاه جاهلیت زده ها به عنوان یک فرهنگ درست می نشیند

امروز جلوه های این جاهلیت مدرن با تمام قوا ، به تمام اصول و نوامیس ما حمله ور شده است و بی رحمانه مجال کوچک ترین تامل و تعقل را به انسان ها نمی دهد ، موضوع غرب زدگی ، یکی از این موضوعات است

طرز مبارزه با این پدیده ها بسیار تخصصی می باشد و باید متخصصانه به دفاع از ارزش های اصیل دینی پرداخت

معلمان واقعی جامعه باید مانند مولانا با پیروی از پیامبران الهی و سنت آنان راه درست را به مردم نشان دهند

من آن چه شرط بلاغ است با تو می گویم

تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال

سعدی قصیدة 36

در این جا چند نمونه از جلوه های جاهلیت که در قرآن بدان اشاره شده است را می نویسم:

عصر جاهلیت قبل از پیامبر اسلام یا«جاهلیت الاولی» و جاهلیت وسطی و جاهلیت اخری یا جاهلیت مدرن

اعراب قبل از اسلام ،آداب و رسومی داشته اند كه یكی از آنها عبارت از «تبرج» است

در تفسیر نمونه. ج17. ص290 ،تبرج به این معناست كه زنان عصر جاهلیت،«حجاب درستی نداشتند و دنبالة روسری های خود را به پشت سر می انداختند به طوری كه گلو و قسمتی از سینه و گردنبند و گوشواره های آنان نمایان بود،

قران كریم در آیه 33 سوره احزاب، خطاب به زنان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  می فرماید ،وَلا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ الْأُولى ، ای زنان پیامبر ص به دور از تبرج جاهلی باشید

تذکر:در بارة تبرج در عصر جاهلیت مدرن در آخر همین بحث مطالبی آمده است ،

در اینجا نکته مورد نظر ، پیرامون تعبیر« جاهلیه الاولی» است که نشانگر آن است که جاهلیت انواع دارد و به قرینة الاولی ، الوُسطی و الاُخری نام دو جاهلیت دیگر است که همة این جاهلیت ها، ماهیتشان یکی است ولی جلوه هایشان متفاوت است

در بحار الأنوار ج‏22 ؛ص 189امام باقر علیه السلام در تفسیر این آیه شریفه می فرمایند: « سَتَكُونُ جَاهِلِيَّةٌ أُخْرَى » جاهلیت دیگری نیر به زودی اتفاق خواهد افتاد.

آیه الله مكارم شیرازی. در تفسیر نمونه. چاپ بیستم. 1381ش از قول پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم روایت می کند  که: بُعثتُ بين جاهليتين، الأخراهما شر من أولاهما ، من بین دو جاهلیّت كه دومین آن سخت‌تر از اوّلی است، برانگیخته شده‌ام

نکته ای در خور : تغییراتی پس از ظهور اسلام در کار خلافت رسول خدا ص رخ داد ، خلیفة دوم با راه انداختن جریان ثقیفه، همه چیز را در طی چند سال به حالت پیش از اسلام برگردانید

با روی کار آمدن اولی و دومی و سومی و سپس به ریاست رسیدن بنی امیه و بنی عباس ، دیگر از اسلام ناب نبوی جز اسمی و از قرآن محمدی جز رسمی باقی نماند که روایت آن خواهد آمد ولی به برکت آل الله علیهم السلام و تلاش آن ها و شاگردان آن ها که در حوزه های علمیه به تحصیل و تدریس فقه جعفری بر گرفته از محمد و آل محمد علیهم السلام می پرداختند ،جامعة شیعه با پیروی از تعالیم آن بزرگواران از تجاوز و تعدی فرهنگی جاهلیت ، تا حدی مصون ماند

بنده این دوره را تا قبل از ظهور و بروز مدرنیته ، و انقلاب فرهنگی در اروپا به نام جاهلیت وسطی می نامم

به نظر بنده در دوران این جاهلیت ، از شهادت حضرت زهرای مرضیه علیها سلام و شهادت امام امیر المومنین و شهادت فرزندش امام مجتبی و شهادت فرزند دیگرش حضرت سید الشهدا گرفته تا شهادت هشت امام بعد از او علیهم صلوات الله و شهادت علمای بزرگواری نظیر شهید اول و شهید ثانی و دیگر عالمان شهید ، هنوز گوشه و کنار بسیاربودند کسانی که راه راستین را به طالبان حقیقت نشان دهند و آن ها را از انحرافات جاهلیت باز دارند

بیشتر فاجعه ، در زمان جاهلیت آخری (اُخری) است که با حملات فرهنگی که از غرب و شرق به وسیلة ابزار مدرنیته نظیر اینترنت و ماهواره و فضای مجازی و رسانه ای به این ملت شد ، تشخیص راه صحیح برای اکثریت مردم بسیار سخت و ناممکن شده است

این دوره را می توان جاهلیت مدرن نامید که به جای خدا سالاری و دین سالاری و محمد سالاری و علی سالاری و در نهایت خرد سالاری و در یک کلام ،حقیقت سالاری ، متاسفانه غرب سالاری و شرق سالاری و زن سالاری و کودک سالاری و مردم سالاری و انواع آن قرار گرفته است و با تمام توان تمام نوامیس مارا دستخوش مخاطرات جدی قرار داده است

ما امروزه شاهد جاهلیتی از نوع سوم می باشیم كه به جاهلیت «نوین و یا مدرن»معروف می باشدو باید دانست چه شاخصه هایی دارد؟ و آداب و رسومش چه چیزهایی هستند؟ و چه تفاوتی با جاهلیت اعراب قبل از اسلام دارد؟ و چرا به جاهلیت نوین ویا مدرن معروف می باشد؟

باید با تبیین ویژگی هر نوع از جاهلیت ها به نتیجة مطلوب برسیم

برخی از ویژگیهای جاهلیت الاولی:

هر چند بین جاهلیت قبل از اسلام و جاهلیت مدرن، ویژگیهای مشترك و بسیار زیادی وجود داردكه شرح و توضیح هر كدام از آنها، بسیار مجال می گیرد ولی شناخت اجمالی آنها، اهمیت ویژه ای دارد تا آشنایی با آنها هشداری باشد تا گرفتار ناهنجاری های جاهلیت مدرن نشویم.

بیشتر رفتارهایی كه در زمان جاهلیت قبل از اسلام بود، هم مخالف عقل و علم بود و هم مخالف احكام الهی بود و این خود یكی از شاخص هایی است كه طبق آن می توان بسیاری از مسائل را سنجید.

امیر المومنین علیه السلام در خطبۀ 95 نهج البلاغه این چنین می فرمایند: « بَعَثَهُ وَ النَّاسُ ضُلَّالٌ فِي حَيْرَةٍ وَ حَاطِبُونَ  فِي فِتْنَةٍ قَدِ اسْتَهْوَتْهُمُ الْأَهْوَاءُ وَ اسْتَزَلَّتْهُمُ‏ الْكِبْرِيَاءُ وَ اسْتَخَفَّتْهُمُ‏ الْجَاهِلِيَّةُ الْجَهْلَاءُ حَيَارَى فِي زَلْزَالٍ مِنَ الْأَمْرِ وَ بَلَاءٍ مِنَ الْجَهْلِ فَبَالَغَ ص فِي النَّصِيحَةِ وَ مَضَى عَلَى الطَّرِيقَةِ وَ دَعَا إِلَى الْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَة، خدا پیامبراسلام  صلی الله علیه و آله و سلم را هنگامی مبعوث فرمود كه مردم در حیرت و سرگردانی بودند، در فتنه ها به سر می بردند، هوا و هوس بر آنها چیره شده، و خود بزرگ بینی و تكبر، به لغزش های فراوانشان كشانده بود، و نادانی های جاهلیت پست و خوارشان كرده، و در امور زندگی حیران و سرگردان بودند، و بلای جهل و نادانی دامنگیرشان بود. پس پیامبر  صلی الله علیه و آله و سلم  در نصیحت و خیرخواهی نهایت تلاش را كرد، و آنان را به راه راست راهنمایی، و از راه حكمت و موعظه نیكو، مردم را به خدا دعوت فرمود.

همچنین در خطبه دوم نهج البلاغه این چنین می فرمایند: «وَ النَّاسُ فِي فِتَنٍ‏ انْجَذَمَ‏ فِيهَا حَبْلُ الدِّينِ وَ تَزَعْزَعَتْ سَوَارِي الْيَقِينِ‏ وَ اخْتَلَفَ النَّجْر وَ تَشَتَّتَ الْأَمْرُ وَ ضَاقَ الْمَخْرَجُ وَ عَمِيَ الْمَصْدَرُ فَالْهُدَى خَامِلٌ وَ الْعَمَى شَامِلٌ عُصِيَ الرَّحْمَنُ وَ نُصِرَ الشَّيْطَانُ وَ خُذِلَ الْإِيمَانُ فَانْهَارَتْ دَعَائِمُهُ وَ تَنَكَّرَتْ مَعَالِمُهُ وَ دَرَسَتْ‏سُبُلُهُ وَ عَفَتْ شُرُكُهُ‏ أَطَاعُوا الشَّيْطَانَ فَسَلَكُوا مَسَالِكَهُ وَ وَرَدُوا مَنَاهِلَهُ‏ بِهِمْ سَارَتْ أَعْلَامُهُ وَ قَامَ لِوَاؤُهُ فِي فِتَنٍ دَاسَتْهُمْ بِأَخْفَافِهَاوَ وَطِئَتْهُمْ بِأَظْلَافِهَاوَ قَامَتْ عَلَى سَنَابِكِهَافَهُمْ فِيهَا تَائِهُونَ حَائِرُونَ جَاهِلُونَ مَفْتُونُونَ فِي خَيْرِ دَارٍ وَ شَرِّ جِيرَانٍ نَوْمُهُمْ سُهُودٌ وَ كُحْلُهُمْ دُمُوعٌ بِأَرْضٍ عَالِمُهَا مُلْجَمٌ وَ جَاهِلُهَا مُكْرَم‏،

خداوند پیامبراسلام صلی الله علیه و آله و سلم  را زمانی فرستاد كه مردم در فتنه ها گرفتار شده، رشته های دین پاره شده و ستون های ایمان و یقین ناپایدار بود. در اصول دین اختلاف داشته، و امور مردم پراكنده بود. راه رهایی دشواروپناهگاهی وجودنداشت. چراغ هدایت بی نور،وكوردلی همگانرا فراگرفته بود. خدای رحمان معصیت می شد و شیطان یاری می گردید. ایمان بدون یاور مانده و ستون های آن ویران گردیده و نشانه های آن انكار شده، راه های آن ویران و جاده های آن كهنه و فراموش گردیده بود. مردم جاهلی شیطان را اطاعت می كردند و به راه های او می رفتند و در آبشخور شیطان سیراب می شدند. با دست مردم جاهلیت، نشانه های شیطان، آشكار و پرچم او برافراشته گردید. فتنه ها، مردم را لگدمال كرده و با سم های محكم خود نابودشان كرده و پا برجا ایستاده بود. اما مردم حیران و سرگردان، بی خبر و فریب خورده، در كنار بهترین خانه (كعبه) و بدترین همسایگان ( بت پرستان) زندگی می كردند. خواب آنها بیداری، و سرمه چشم آنها اشك بود؛ در سرزمینی كه دانشمند آن لب فرو بسته و جاهل گرامی بود

برخی ویژگیهای جاهلیت مدرن:

جاهلیت نوین دارای خصوصیات پنج گانه ای به شرح زیر است که در اصل همان جاهلیت اولی است که از نو باز تولید شده است

یک :علم گرایی در جهت گریز از خدا و آزار بندگان

امروزه به جای آن که علم در خدمت بشر و پیشرفت و سعادتمندی او قرار گیرد در جهت تعلیم خداگریزی او و بعضا نابودی او قرار می گیرد و این چیزی است که در جاهلیت اولی اصلا نبود و در جاهلیت وسطی بسیار کم رنگ بود

اعراب زمان جاهلی به دلیل نداشتن علم كافی و پایبند نبودن به دستورات دینی، گرفتار برخی اعتقادات و همچنین انجام دادن برخی كارهایی می شدند كه تا ابدیت همانند لكۀ ننگی بر پیشانیشان نقش بسته است،

اما انسانها، در جامعه امروزی با ادعای علم و دانش و پیشرفت های صنعتی و تكنولوژی و داشتن هزاران دانشگاه و مراكز معتبر علمی، روز به روز در منجلاب گناه و فساد و طغیان و بی بند و باری فرو می روند،

هر چند بشریت امروزی، با زدن عینك علم و پیشرفت بر چشمان به ظاهر بینای خویش، روز به روز  قله های علم و صنعت و تكنولوژی را فتح می كند و مغرورانه ادعاداردكه همه كارة عالم آفرینش می باشد ولی به خاطر روی برگرداندن از معنویات و دستورات الهی و فاصله گرفتن از امام عصر  عجل الله تعالی فرجه الشریف  كه حجت خداوند بر روی زمین می باشد،روز به روز گمراه تر می شود و در دره های هولناك جاهلیت مدرن سقوط می كند

در سورة بقره آیة 118 می خوانیم :وَقَالَ الَّذِینَ لا یعْلَمُونَ لَوْلا یکلِّمُنَا اللَّهُ أَوْ تَأْتِینَا آیةٌ کذَلِک قَالَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِثْلَ قَوْلِهِمْ تَشَابَهَتْ قُلُوبُهُمْ قَدْ بَینَّا الآیاتِ لِقَوْمٍ یوقِنُونَ»

اگر اعراب زمان جاهلیت بر اساس دلایل پوچ و پیش پا افتاده، به جان هم می افتادند و در گیری های قبیلگی وخونریزی های جاهلانه راه می انداختند، انسانهای عصر جاهلیت مدرن نیز به بهانه های واهی و از سر غرور و تكبر به جان هم می افتند و با استفاده از علم و دانش و صنعت نظامی، در یك لحظه، چندین هزار انسان بی گناه را به خاك و خون می كشند

دو : سقوط مقام زن و خانواده(فمینیسم )

در زمان جاهلیت اولی زن از هیچ مقامی برخوردار نبود و نوعا ابزاری بود برای ارضاء شهوت جنسی مردان و مردان قبیله ها دختران خود را به نام غیرت قبیله ای و قومی زنده به گور می کردند تا طعمة دیگران قرار نگیرند

و در طول دوران جاهلیت وسطی نیز همواره بر خلاف آن ارزشی که آموزه های دینی برای زن قائل بوده همیشه با او معاملة کالای مصرفی شده است ولی در دوران جاهلیت مدرن، پا از این فراتر گذاشته شده است و متفکران جوامع غربی با فرهنگ سازی آن چنان زن را متقاعد کردند که تو دارای شخصیت ویژه هستی و هرمردی را که بخواهی و دوست بداری و پسند کنی می توانی با او دوست شوی و هیچ جبری در کار نیست و این امر به انتخاب تو است و قوانین هم ، همگی از تو پشتیبانی می کنند و تو حقوق برابر با مرد داری و حتی در بعضی کشورها برای زن تبعیضات ویژه بیش از مرد قائل شده اند این کار فمینیسم نام دارد و یکی از ظهورات حقوق مدنی می باشد

در حالی که در اصل آفرینش ، زن با ویژگی هائی که دارد به عنوان یک موجود مستقل از مرد نمی تواند باشد و از خرد کافی در امور اجتماعی و برون خانه ای برخوردار نیست و در نتیجه، این جنبش، بی بند و باری و هنجار شکنی های ناموسی و خانوادگی را به دنبال داشته است و جوامع غربی را به انحطاط اخلاقی کشیده است

اگر در زمان جاهلیت قبل از اسلام، زنان روسری های خود را طوری روی سرشان می گذاشتند كه گردن و گردنبند و گوش و گوشواره هایشان پیدا بود، در این عصر نیز برخی با ادعای داشتن تمدن و فرهنگ، نه تنها با چادر و روسری سرو كاری ندارند بلكه با كمال افتخار، به برهنه بودن خود می بالند و فرهنگ برهنگی را ترویج می كنند.

اگر چشمانمان را باز كنیم و طور دیگر به این عصر نگاه كنیم، ابو جهل ها و ابولهب ها و ابو سفیانهای بسیار زیادی را می بینیم كه در مسابقۀ جهل و نادانی، از سردمداران جاهلیت قبل از اسلام نیز گوی سبقت را ربوده اند.

سه : اصالت به انسانِ ناآگاه ِخود محور(اومانیسم)

انسان بر اساس غریزة اولیه دوست دارد آزاد باشد و پیش پای او باز و هموار باشد و آزادی فردی و اجتماعی بدون قید و شرط را برای خود می پسندد و حق خود می داند برای همین اومانیسم ها این حقوق را قانونی کردند و با این کار به خود کامگی انسان صورت قانونی دادند و نتیجه آن این است که در جوامع به اصطلاح پیشرفته برای انسان هیچ گونه حد و مرزی نمی شناسند و در بعضی از کشور های غربی مجازات اعدام وجود ندارد و این کار به همه حق می دهد که هر کسی را می خواهند از بین ببرند و اعدامی هم در کار نباشد و موارد دیگر که در این مجال نمی گنجد

اگر در جاهلیت قبل از اسلام، تعصبات قومی و قبیلگی روسای قبایل، باعث می شد كه بسیاری از قبایل به جان هم بیفتند، در این عصر نیز كسانی كه دنیا را دهكده ای بیش نمی دانند و خود را رئیس آن دهكده و قبیله می دانند، با سیاست های غلط خود بیشتر كشورهای دنیا را به جان هم می اندازند و با ایجاد تفرقه  و اختلاف بین مردم كشورهای مختلف، امنیت و آرامش را از جامعه بشری سلب نموده اند.

چهار : گسترش بی بندوباری اخلاقی و فساد جنسی

این مورد را در بخش های قبلی نوشتم و تنها به روایت زیر اکتفا می کنم:

در تفسیر قمي.ج2 ؛ ص305 از پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم  در حدیثی طولانی برای سلمان فارسی، برخی از ویژگیهای جاهلیت مدرن ، این طور بازگو شده : «اي‌ سلمان‌! در آن‌ موقعيّت‌ كارهاي‌ بد و ناپسند در بين‌ مردم‌ بصورت‌ كارهاي‌ شايسته‌ و پسنديده‌ در آيد و كارهاي‌ پسنديده‌ و نيكو، به‌ صورت‌ كارهاي‌ نكوهيده‌ و ناپسند جلوه‌ كند. مردمان‌ خيانت‌ پيشه،‌ مورد وثوق‌ و امانت‌ واقع‌ شوند و به‌ افراد امين‌ و درستكار، نسبت‌ خيانت‌ داده‌ شود و مرد دروغگو را تصديق‌ كنند و به‌ دروغ‌هاي‌ او مهر صحّت‌ و درستي‌ بنهند و مرد راستگو و درست‌ را دروغگو شمارند و به‌ گفتار او ترتيب‌ اثر ندهند. … اي‌ سلمان‌! در آن‌ وقت‌ مردها به‌ مردها اكتفا مي‌كنند و زنها به‌ زنها اكتفا مي‌نمايند. … مردها خود را شبيه‌ به‌ زنان‌ مي‌كنند، و زنان‌ خود را شبيه‌ به‌ مردان‌ مي‌نمايند. و افرادي‌ كه‌ داراي‌ رحم‌ هستند و براي‌ توليد مثل‌ آفريده‌ شده‌اند كه‌ منظور زنان‌ مي‌باشند، سوار بر زين‌ها ميشوند. پس‌ بر آن‌ زنان‌ از امّت‌ من‌ لعنت‌ خدا باد. … اي‌ سلمان‌! در آن‌ زمان‌ پردۀ عصمت‌ مردم‌ پاره‌ مي شود. محرّمات‌ الهيّه‌ به‌ جاي‌ آورده‌ مي شود. حريم‌ عفاف‌ دريده‌ مي گردد. معصيت‌هاي‌ خدا رائج‌ ميگردد.بدان‌ و اشرار بر اخيار و خوبان‌ تسلّط‌ پيدا مي‌كنند و دروغ‌ علناً رائج‌ و در بين‌ تودۀ مردم‌ شايع‌ مي شود. لجاج‌ و خودسري‌ و استكبار ظاهر مي گردد و نيازمندي‌ و احتياج‌، همۀ توده‌ها را فرا مي گيرد. مردم‌ به‌ لباس‌ خود بر يكديگر مباهات‌ مي‌كنند. باران‌هاي‌ فراوان‌ در غير فصل‌ باران‌ پيدا مي شود. اشتغال‌ به‌ لهو و لعب‌ از قبيل‌ بازي‌ كردن‌ با باطل‌ و آلات‌ موسيقي‌ را امري‌ پسنديده‌ و نيكو مي‌شمرند.  امر به‌ معروف‌ و نهي‌ از منكر را گذشته‌ از آنكه‌ به‌ جاي‌ نمي‌آورند، امر نكوهيده‌ و ناپسند ميدانند.زمانه‌ و وضعيّت‌ محيط‌ در آن‌ زمان‌ به‌ قدري‌ انحطاط‌ پيدا ميكند كه‌ مردمان‌ مؤمن‌ و با ايمان‌ راستين‌، در آن‌ زمان‌، در بین مردم از تمام‌ افراد امّت‌ پست‌تر و حقيرتر و ذليل‌تر خواهند بود. در بين‌ زاهدان و عابدان و در بين‌ علما و نزدیكانشان حسّ بدبيني‌ و بدخواهي‌ ظهور نموده‌ و پيوسته‌ در صدد عيب‌جوئي‌ و ملامت‌ از يكدگر بر مي‌آيند

در سورة انفطار آیة 6 می خوانیم :یا أَیهَا الإنْسَانُ مَا غَرَّک بِرَبِّک الْکرِیمِ» و در خطبه223،457 ،حضرت علی(ع) پس از تلاوت این آیه فرمود: «برهان گناهکار، نادرست ترین برهان هاست، و عذرش از توجیه هر فریب خورده ای بی اساس تر، و خوشحالی او از عدم آگاهی است. ای انسان! چه چیز تو را بر گناه جرئت داده و در برابر پروردگارت مغرور ساخته و بر نابودی خود علاقه مند کرده است؟!»

در تفسیر قمی، ص ، 629؛ طباطبائی، المیزان ج 5 ص 432 : .روزگاری می آید که مردم از شهوات پیروی می کنند و تمایلشان به سوی هوای نفس است؛ مال را بزرگ می شمارند و دین را به دنیا می فروشند، در آن هنگام زنان و دختران ره به بیگاری می برند و اعمال منافی عفت انجام می دهند و مردها به مردها و زن ها به زن ها اکتفا می کنند. همان طور که زن در خانة شوهرش مورد حفظ و حراست واقع می شود که کسی به او تعدی نکند و در استمتاعات اختصاص به خود داشته باشد، همین طور افرادی، جوانان تازه به سن رسیده را به خود اختصاص داده در اعمال نامشروع مورد حراست و حفظ خود قرار می دهند تا کسی دیگر به آن ها توجهی نکند! مردها خود را شبیه زنان و زنان خود را شبیه مردان می نمایند! در آن زمان، طلاق زیاد می شود و حد الهی جاری نمی گردد. و زنان آوازه خوان در بین مردم ظاهر می شوند و زنازاده بسیار پدید می آید و پردة عصمت مردم پاره می شود و محرمات الهی به جا آورده می شود و حریم عفاف دریده می گردد، و معصیت های خدا رواج پیدا می کند»

پنج :خصوصی کردن دین و جدایی آن از زندگی(سکولاریسم )

در این باره نیز آن چه که در بخش های قبلی نوشتم کافی است و تمام این ناهنجاری های جاهلی وقتی رخ می دهد که قوانین دینی را برای ادارة جامعه کافی ندانیم و در نتیجه به اصطلاح قوانین مترقی که برساختة ذهن آلوده به گناه جمعی غافل است

را به عنوان دستورالعمل بپذیریم و اینهمه ناهنجاری را توجیه کنیم ، در خطبه150، حضرت علی(ع) می فرماید : «گروهی به گذشته جاهلی خود بازگشتند و با پیمودن راه های گوناگون به گمراهی رسیدند و به دوستان منحرف خود پیوستند و از دوستی با مؤمنان که به آن امر شده بودند بریدند و بنیان اسلامی را تغییر داده و در جای دیگری بنا نهادند. آنان کانون هر خطا و گناه، و پناه گاه هر فتنه جو شدند که سرانجام در سرگردانی فرو رفته و در غفلت و مستی به روش و آیین فرعونیان در آمدند، یا از هم بریده و دل به دنیا بستند، و یا پیوند خود را با دین گسستند»

ایشان   علیه السلام در حكمت 369 نهج البلاغه، می فرمایند: «‏ يَأْتِي عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ لَا يَبْقَى فِيهِمْ مِنَ الْقُرْآنِ إِلَّا رَسْمُهُ وَ مِنَ الْإِسْلَامِ إِلَّا اسْمُهُ وَ مَسَاجِدُهُمْ يَوْمَئِذٍ عَامِرَةٌ مِنَ الْبِنَاءِ خَرَابٌ مِنَ الْهُدَى سُكَّانُهَا وَ عُمَّارُهَا شَرُّ أَهْلِ الْأَرْضِ مِنْهُمْ تَخْرُجُ الْفِتْنَةُ وَ إِلَيْهِمْ تَأْوِي الْخَطِيئَةُ يَرُدُّونَ مَنْ شَذَّ عَنْهَا فِيهَا وَ يَسُوقُونَ مَنْ تَأَخَّرَ عَنْهَا إِلَيْهَا روزگاری بر مردم خواهد آمد كه از قرآن جز نشانی و از اسلام جز نامی باقی نخواهدماند.مسجدهای آنان در آن روزگار آبادان ، اما از هدایت ویران است.مسجد نشینان و سازندگان بناهای شكوهمند مساجد، بدترین مردم زمین می باشند كه كانون هر فتنه و جایگاه هرگونه خطاكاری اند. هركس از فتنه بر كنار است او را به فتنه بازگردانند و هركس كه از فتنه عقب مانده او را به فتنه ها كشانند

راه رهایی ازجاهلیت مدرن تمسك به اهل بیت و امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

عدم شناخت و معرفت نسبت به امام معصوم یكی از مهمترین عوامل حصول جاهلیت می باشد. اگر كسی امام زمان خود را نشناسد و نتواند با امام زمان خویش پيوند و رابطه داشته باشد به جاهلیت مبتلا می شود و زندگی جاهلانه ای دارد. وقتی كه زندگی یك شخص جاهلانه شد، مرگ او نیز مرگ جاهلي است. چرا كه ثمره و میوۀ زندگی جاهلانه،مرگ جاهلي می باشد. به همین خاطر در  أصول كافي ج‏2 ؛ ص131 از پیامبر گرامی اسلام  صلی الله علیه و آله و سلم آمده است: مَنْ مَاتَ وَ لَمْ‏ يَعْرِفْ‏ إِمَامَ‏ زَمَانِهِ‏ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّة كسى كه بميرد و امام زمانش را نشناسد، مرگش مرگ جاهليت است

باید پیوند معنوی با اهل بیت داشت

در بحار الأنوار. ج‏29.  ص197 از حضرت فاطمه زهرا  سلام الله علیها به صراحت خطاب به مهاجرین و انصار این چنین بیان شده كه: « فَلَا هِجْرَةَ إِلَّا إِلَيْنَا، وَ لَا نُصْرَةَ إِلَّا لَنَا، وَ لَا اتِّبَاعَ‏ بِإِحْسَانٍ إِلَّا بِنَا، وَ مَنِ ارْتَدَّ عَنَّا فَإِلَى الْجَاهِلِيَّة هجرت جز به سوی ما نیست و نصرت و یاوری جز برای ما نیست و احسان جز درباره ما نیست و  هر كس از ما روی بگرداند به جاهلیت باز گشته است.

همچنین   درالأمالي. ص75 از انس ابن مالك آمده که می گوید: « ‏ نَظَرَ النَّبِيُّ إِلَى عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ فَقَالَ يَا عَلِيُ‏ مَنْ‏ أَبْغَضَكَ‏ أَمَاتَهُ اللَّهُ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً»رسول خدا  صلی الله علیه و آله و سلم به امام علی علیه السلام نگاه كرد و فرمودند: «ای علی هر كس با كینه نسبت به تو بمیرد به مرگ جاهلیت مرده است.

پس پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم  ، آگاهی ایشان از آینده، نسبت به جاهلیتی كه در آینده به وجود می آید داشتند و، خبر می دهند. جاهلیتی كه در دوران امامت حضرت مهدی به وجود می آید ، به مراتب سخت تر از جاهلیت قبل از بعثت ایشان می باشد. جاهلیتی كه بسیاری از انسانها به آن مبتلا می شوند.

و راه نجات در این روایت دربحار الأنوار . ج‏51 ؛ ص73 است که :مَنْ أَنْكَرَ الْقَائِمَ مِنْ وُلْدِي فِي زَمَانِ غَيْبَتِهِ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً» هر كس قائم از فرزندان مرا انكار نماید، به مرگ جاهلیّت مرده است.»

چه بسیار كسانی كه در این روزها منكر حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف  هستند.بنا بر این یكی از مهمترین راه های رهایی از جاهلیت مدرن ،آشنایی بیشتر با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و خارج نشدن از دایرۀ ولایت آن حضرت می باشد

اگر كسی از دایرۀ ولایت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف  خارج شود و امامت آن حضرت را نپذیرد،در بیابان مرگبارِ جاهلیت مدرن هلاك می شود. هر چند كه خود را دوستدار علم و دانش معرفی نماید و همواره به دنبال مباحث و مسائل علمی باشد و یا جزء علما و بزرگان دینی محسوب شود

در الغيبة للنعماني ؛ ص297 ازامام صادق علیه السلام در مباحثة بعضی عالمان جاهل که با حضرت مهدی بحث می کنند آمده است : «‏ إِنَّ قَائِمَنَا إِذَا قَامَ اسْتَقْبَلَ مِنْ جَهْلِ النَّاسِ أَشَدَّ مِمَّا اسْتَقْبَلَهُ‏ رَسُولُ اللَّهِ ص مِنْ جُهَّالِ الْجَاهِلِيَّةِ قُلْتُ وَ كَيْفَ ذَاكَ قَالَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص أَتَى النَّاسَ وَ هُمْ يَعْبُدُونَ الْحِجَارَةَ وَ الصُّخُورَ وَ الْعِيدَانَ‏ وَ الْخُشُبَ الْمَنْحُوتَةَ وَ إِنَّ قَائِمَنَا إِذَا قَامَ أَتَى النَّاسَ وَ كُلُّهُمْ يَتَأَوَّلُ عَلَيْهِ كِتَابَ اللَّهِ يَحْتَجُّ عَلَيْهِ بِهِ ثُمَّ قَالَ أَمَا وَ اللَّهِ لَيَدْخُلَنَّ عَلَيْهِمْ عَدْلُهُ جَوْفَ بُيُوتِهِمْ كَمَا يَدْخُلُ الْحَرُّ وَ الْقُرُّ»  همانا قائم ما با جاهلان بسیار سرسخت‌تری نسبت به جاهلانی كه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم  در دوران جاهلیّت با آنها برخورد داشت، رو به رو می‌شود و متحمّل رنج و سختی بیشتری خواهد شد.»گفتم: چگونه چنین چیزی ممكن است؟ فرمودند: «رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم  در حالی به پیامبری برانگیخته شد كه مردم سنگ، صخره و مجسّمه‌های چوبی را می‌پرستیدند، امّا قائم ما هنگامی قیام می‌كند كه همة مردم برای مقابله با او به تأویل كتاب خدا و احتجاج به آن متوسّل می‌شوند»

در پایان سخنی با خوانندگان دارم که شاید به مذاق خیلی ها خوش نیاید ولی می نویسم ، البته این سخن، پیشنهادی بیش نیست و تعیین تکلیف برای عموم جامعه نمی کنم بلکه یک نظریة کاملا خصوصی و فردی است و آن این است که بندة کمترین که می خواهم جامعة اسلامی را اصلاح کنم باید اول خود را ساخته باشم و به سیطرة نفس که کانون تمام جهل ها است پایان داده باشم و اگر آحاد جامعه همگی پیش تر از هرگونه ادعای اصلاح گری ناممکن خود سازی کرده باشند ، به راحتی منش و روش اخلاقی جامعه تغییر می کند ، من احیا نفسا فکانما احی الناس جمیعا و اینجا است که با یک گل بهار می شود وگرنه با طرح و برنامه ریزی تنها، کسی راهی به ده نمی برد

ان الله لا یغیر مابقوم حتی یغیرو ما بانفسهم

به عمل کار برآید به سخن دانی نیست

یا ایهاالناس علیکم انفسکم ….

به قول مولانا در دفتر سوم:

( 2642) همچنان لرزانىِ اين عالمان

كه بودشان عقل و علمِ اين جهان‏

( 2643) از پى اين عاقلان ذو فنون

گفت ايزد در نُبى «لا يَعلَمُون»

( 2644) هر يكى ترسان زدن دزدىِ كسى

خويشتن را علم پندارد بسى‏

( 2645) گويد او كه روزگارم مى‏بَرند

خود ندارد ،روزگارِ سودمند

( 2646) گويد از كارم بر آوردند خلق

غرق بى‏كارى است، جانش تا به حلق‏

( 2647) عور، ترسان كه منم دامن كشان

چون رهانم دامن از چنگالشان‏؟

( 2648) صد هزاران فضل داند از علوم

جان خود را مى‏نداند، آن ظلوم‏

( 2649) داند او خاصيّتِ هر جوهرى

در بيان جوهر خود چون خرى‏

( 2650) كه همى‏دانم يَجُوز و لا يَجوز

خود ندانى تو، يجوزى يا عجوز؟

( 2651) اين روا و آن ناروا دانى و ليك

تو روا يا ناروايى، بين تو نيك‏

( 2652) قيمت هر ،كاله مى‏دانى ،كه چيست

قيمت خود را ندانى احمقى است‏

( 2653) سعدها و نحس‏ها دانسته‏اى

ننگرى، سعدى تو، يا ناشسته‏اى‏

( 2654) جان جملة علم‏ها اين است اين

كه بدانى من كيَم در يومِ دين‏

( 2655) آن اصول دين بدانستى و ليك

بنگر اندر اصل خود گر هست نيك‏

( 2656) از اصولَينَت اصول خويش به

كه بدانى اصل خود اى مرد مه‏

***

«مَن عَرَفَ نَفسهُ فَقَد عرَّفَ ربَّه» ، « هرکه خود را شناخت، پروردگار خود را شناخته است.»

(دفتر پنجم 2114)

بهر آن پيغمبر اين را شرح ساخت

هر كه خود بشناخت يزدان را شناخت

به نظر مولانا هیچ علمی شریف تر از علم خودشناسی نیست

(دفترپنجم568-560)

عقده را بگشاده گير اى منتهى

عقده‏ى سخت است بر كيسه‏ى تهى

در گشاد عقده‏ها گشتى تو پير

عقده‏ى چندى دگر بگشاده گير

عقده‏اى كان بر گلوى ماست سخت

كه بدانى كه خسى يا نيك بخت‏

حل اين اشكال كن گر آدمى

خرج اين كن دم اگر آدم دمى‏

حد اعيان و عرض دانسته گير

حد خود را دان كه نبود زين گزير

چون بدانى حد خود زين حد گريز

تا به بى‏حد در رسى اى خاك بيز

عمر در محمول و در موضوع رفت

بى‏بصيرت عمر در مسموع رفت‏

هر دليلى بى‏نتيجه و بى‏اثر

باطل آمد در نتيجه‏ى خود نگر

جز به مصنوعى نديدى صانعى

بر قياس اقترانى قانعى‏

***

(دفترپنجم3341-3340)

ما بدانستيم ما اين تن نه‏ايم

از وراى تن به يزدان مى‏زييم‏

اى خنك آن را كه ذات خود شناخت

اندر امن سرمدى قصرى بساخت

*نشناختن خود، بلای عالم بشری است*

(دفترششم4333-4331)

گفت با درويش روزى يك خسى

كه ترا اينجا نمى‏داند كسى‏

گفت او گر مى‏نداند عامى‏ام

خويش را من نيك مى‏دانم كى‏ام

*خودشناسی، کلید رمز غیر شناسی است*

(دفتردوم83)

ناریان، مر ناریان را جاذب اند

نوریان، مر نوریان را طالب اند

*خودشناسی وقتی حاصل می شود که آدمی از خویشتن کاذبش بگذرد*

(دفترچهارم3218)

جهد کن در بی خودی، خود را بیاب

زودتر، والله اعلم بالصواب

(دفتراول1735)

من کسی در ناکسی دریافتم

پس کسی در ناکسی دربافتم

*خودشناسی از طریق تصفیة باطن*

(دفتراول3461-3459)

همچو آهن ز آهنى بى‏رنگ شو

در رياضت آينه‏ى بى‏زنگ شو

خويش را صافى كن از اوصاف خود

تا ببينى ذات پاك صاف خود

بينى اندر دل علوم انبيا

بى‏كتاب و بى‏معيد و اوستا

والسلام

بازدیدها: 97

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پانزده − 13 =