خانه / مقالات / مثنوی معنوی / تفسیر موضوعی / بحث غرض ورزی عاقل در مثنوی شریف توسط استاد محمد قدسی

بحث غرض ورزی عاقل در مثنوی شریف توسط استاد محمد قدسی

دانا و عاقل به خلاف جاهل و نادان کاری که می کند دارای هدف است تا برسد به صاحب عقل کل و بعداً خالق عقل ها و ابیات زیر در این باره است:

دفتر چهارم

عاقل کار بی غرض نمی کند

( 2988) هر كه پايان بين تر او مسعود تر

جِدتر او كارَد، كه افزون ديد، بَر

( 2989) ز آن كه داند كين جهانِ كاشتن

هست بهر محشر و بر داشتن‏

( 2990) هيچ عقدى_ بهر عين خود نبود

بلكه از بهر مقام رِبح و سود

عقد: چنان كه مى‏دانيم، توافقى است ميان دو طرف در ايجاد معامله اى. و آن چه از عقد منظور است نفس عقد نيست، معاملتى است كه بر آن مترتب مى‏شود.

(2991) هيچ نبود مُنكِرى_ گر بنگرى

منكرى‏اش بهر عين منكرى‏

( 2992) بل براى قهرِ خصم اندر حَسد

يا فزونى جستنِ اظهار خَود

بلکه او یا از روی حسادت می خواهد دشمن خود را مقهور کند و یا می خواهد فضیلتی را برای خود اثبات کند

( 2993) و آن فزونى هم، پىِ طمعِ دگر

بى‏معانى، چاشنى ندهد صور

و این افزون طلبی او هم برای طمع دیگری است که در نظر دارد و در کلّ ،صورتِ بی معنی، ذوق و لذتی ندارد و حتما مقصدی در کارها منظور است

( 2994) ز آن همى‏پرسى چرا اين مى‏كنى

كه صُوَر زيت است و معنى روشنى‏

مثال سوم ،از کسی می پرسی که چرا این کار را می کنی؟ و او به تو پاسخ می دهد ، چون صورت ظاهر کارها مانند روغن است و معنی و باطن آن مانند روشنایی

زَيت: روغن (زيتون) و چنان كه روغن موجب پديد آمدن روشنى است. صورت وسيلت روشن ساختن معنى است.

( 2995) ور نه اين گفتن چرا، از بهر چيست؟

چون كه صورت بهر عين صورتى_ است

نتیجه اینکه صورت به خاطر معنی است و اگر صورت کارها مورد نظر است پس این سوال ها از فایدة آن ، برای چیست؟‏

( 2996)اين چرا گفتن، سؤال از فايده است

جز براى اين، چرا گفتن بد است

( 2997) از چه رو، فايده، جويى اى امين؟

چون بود فايدة اين خود همين‏

نکتة دیگر این که اگر فایدۀ هرچیزی در ظاهر آن نمایان بود دیگر برای چه دربارۀ فایده آن سوال می کردی ؟ پس صورت راه زن معنی و حجاب آن است

بنابراین با آوردن این ابیات این نتیجه گرفته می شود که :

( 2998) پس نقوش آسمان، وَ اهل زمين

نيست حكمت، كآن بود بَهرِ همين‏

حکمتِ آفرینش نقش و نگار آسمان و زمین و مخلوقات آن ،همین صورت ظاهری آن ها نیست

( 2999) گر حكيمى_ نيست، اين ترتيب چيست

ور حكيمى هست، چون فعلش تُهى است؟‏

اگر نظام هستی خلق شدۀ خالق حکیمی نیست پس این همه نظم و هماهنگی از کجاست؟ و اگر خالق حکیمی هست چگونه ممکن است خلق او عبث و بیهوده باشد؟

( 3000) كس نسازد نقشِ گرمابه و خضاب

جز پى قصدِ صواب و ناصواب‏

خِضاب: مادّه ای رنگین که موی سر و صورت و پوست بدن را با آن رنگ کنند مانند حنا.

 

بازدیدها: 15

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

16 − 5 =