خانه / مقالات / مثنوی معنوی / تفسیر موضوعی / موضوع اساطیرالاولین از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

موضوع اساطیرالاولین از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

اساطیرالاولین

در مثنوی پیرامون اساطیر اولین در دوجای دفتر سوم به شرح زیر آمده است و در یک جا مولانا به خلاف کوته اندیشان که قرآن را اساطیر اولین می دانند خود را که غرق قرآن است یک حکایت می داند

( سورة الأنعام ) (25) (ص 130)وَمِنْهُم مَّن يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ وَجَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَن يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْراً وَإِن يَرَوْاْ كُلَّ آيَةٍ لاَّ يُؤْمِنُواْ بِهَا حَتَّى إِذَا جَآؤُوكَ يُجَادِلُونَكَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِنْ هَذَا إِلاَّ أَسَاطِيرُ الأَوَّلِينَ

انفال/31

نحل/24

مومنون/83

فرقان/5

نمل/68

احقاف/17

قلم/5

مطففین/13

(سوره الشعرا)(ص 376)فَإِنْ عَصَوْكَ فَقُلْ إِنِّي بَرِيءٌ مِّمَّا تَعْمَلُونَ (216) وَتَوَكَّلْ عَلَى الْعَزِيزِالرَّحِيمِ (217)الَّذِي يَرَاكَ حِينَ تَقُومُ (218)وَتَقَلُّبَكَ فِي السَّاجِدِينَ (219)

دفتر سوم

( 1147) ما چه خود را در سخن آغشته‏ايم؟

كز حكايت ما حكايت گشته‏ايم‏

آغشتن: آميختن. مشغول داشتن.

حكايت گشتن: داستان شدن، سمر گرديدن.

( 1148) من عدم و افسانه گردم در حَنين

تا تَقَلُّب يابم اندر ساجدين‏

من در ناله‏هاى خود نيست شده و افسانه مى‏گردم تا آن كه مرا از حالى بحالى مى‏گرداند همان او كارى بكند كه در وصف ساجدين در غلطم

تقلب در ساجدين: گرفته از قرآن است. اَلَّذِي يَراكَ حِينَ تَقُومُ وَ تَقَلُّبَكَ فِي اَلسَّاجِدِينَ

آن كه تو را مى‏بيند چون بر مى‏خيزى [براى نماز] و اگر ديدن تو را ميان سجده كنندگان. (شعراء، 218- 219)

( 1149) اين حكايت نيست پيش مردِ كار

وصف حال است و حضور يارِ غار

در پيش مرد كار اينكه مى‏گويم افسانه نيست بلكه وصف حالى است كه در حضور يار گفته مى‏شود

( 1150) آن اساطير اوّلين كه گفت عاق

حرف قرآن را، بُد آثار نفاق‏

آن نافرمانى كه گفت اين از اساطير اولين است در سخن قرآن نفاق پيشه خود كرده بود

اساطِير أوّلين: افسانه پيشينيان. گرفته از قرآن كريم است

(انفال، 31) وَ إِذا تُتْلى‏ عَلَيْهِمْ آياتُنا قالُوا قَدْ سَمِعْنا لَوْ نَشاءُ لَقُلْنا مِثْلَ هذا إِنْ هذا إِلاَّ أَساطِيرُ اَلْأَوَّلِينَ: 8: 31 و چون آيه‏هاى ما را بر آنان بخوانند، گويند شنيديم، اگر خواهيم مانند اين توانيم گفت. اين نيست جز افسانه‏هاى پيشينيان. و نيز در سوره مطففين: آيه 13، انعام: 25، نحل: 24، مؤمنون: 83، فرقان: 5، نمل: 68، أحقاف: 17، قلم: 15.

عاق: سركش نافرمان. و مقصود بعض مشركان عرب است.

***

در ابیات زیر نیز آنانی را که به کلام قرآنی و مثنوی طعنه می زنند و آن را سخن عادی می دانند انتقاد می کند:

دفتر سوم( 4237) چون كتابُ اللَّه بيامد هم بر آن

اين چنين طعنه زدند آن كافران‏

( 4238) كه اساطير است و افسانه نژند

نيست تعميقى و تحقيقى بلند

( 4239) كودكان خُرد فهمش مى‏كنند

نيست جز امر پسند و ناپسند

( 4240) ذكر يوسف ذكر زلف پُر خمش

ذكر يعقوب و زليخا و غمش‏

دفتر سوم ( 4241) ظاهر است و هر كسى پى مى‏برد

كو بيان؟ كه گم شود در وى خرد

( 4242) گفت اگر آسان نمايد اين به تو

اين چنين آسان يكى سوره بگو

( 4243) جِنِّتان و انستان و اهل كار

گو يكى آيت از اين آسان بيار

***

بازدیدها: 36

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سه × پنج =