خانه / مقالات / مثنوی معنوی / تفسیر موضوعی / موضوع پیر ماه و سال نه پیر وجدو حال آری از مثنوی شریف توسط استاد محمد قدسی

موضوع پیر ماه و سال نه پیر وجدو حال آری از مثنوی شریف توسط استاد محمد قدسی

دفتر سوم

پیر ماه و سال نه پیر وجدو حال آری

( 1790) شيخ كه بود؟ پير يعنى مو سپيد

معنى اين مو ، بدان اى كژ اميد

شيخ كى است؟ شيخ پير است يعنى مويش سفيد شده ولى لازم است معنى اين مو را بدانى.

( 1791) هست آن موى سيه هستى او

تا ز هستيش نماند تاى مو

موى سياه عبارت از هستى او است و بايد از هستيش يك تار مو باقى نماند.

در دنباله آمده است

پير نه كسى است كه ساليانى بر او گذشته و مويش سپيد گشته، بلكه كسى است كه هستىِ خود را در حق فانى كرده و از تعلق‏هاى دنياوى رسته است:

جز به تدبير پير كار مكن

پير دانش ،نه پير چرخ كهن‏

(سنايى، حديقة الحقيقه، ص 722)

غير پير استاد و سر لشكر مباد

پيرِ گردون نى ولى پير رشاد

4121/6

پير ايشان‏اند كين عالم نبود

جان ايشان بود در درياى جود

پيش از اين تن عمرها بگذاشتند

پيشتر از كشت بر برداشتند

169-168/2.

( 1792) چون كه هستِيَّش نَمانَد، پير اوست

گر سيه مو باشد او ،يا خود دو موست‏

وقتى هستيش تمام شد پير همان است مى‏خواهد در ظاهر مويش سياه بوده يا دو مو باشد.

( 1793) هست آن موى سيه وصف بشر

نيست آن مو ، موى ريش و موى سر

اين موى سياه عبارت از صفات بشر است نه موى ريش و سر.

( 1794) عيسى اندر مهد بر دارد نفير

كه جوان ناگشته ما شيخيم و پير

قالَ إِنِّي عَبْدُ اَللَّهِ آتانِيَ اَلْكِتابَ وَ جَعَلَنِي نَبِيًّا وَ جَعَلَنِي مُبارَكاً أَيْنَ ما كُنْتُ 19مریم :ایه 30- 31 يعنى عيسى گفت من بنده خدا هستم بمن كتاب داده و مرا پيغمبر قرار داده و در هر جا باشم باعث بركتم نموده است .

( 1795) گر رهيد از بعض اوصاف بشر

شيخ نبود ،كَهل باشد اى پسر

…. او پير و شيخ نيست بلكه به او كهل و كهن بايد نام نهاد.

( 1796) چون يكى موى سيه كآن وصف ماست

نيست بر وى، شيخ و مقبول خداست‏

اگر حتى يك موى سياه كه مقصود ما وصف بشرى است در او نباشد او پير و مقبول خداوند است‏.

( 1797) چون بود مويش سپيد، ار با خود است

او نه پير است و نه خاص ايزد است‏

با خود: كه خودى را در حق محو نكرده، كه هنوز در قيد خودى است.

( 1798) ور سر مويى ز وصفش باقى است

او نه از عرش است، او آفاقى است

و اگر سر مويى از وصف بشرى در او هست از عرش خدا نبوده و اهل آفاق است.

آفاقى: منسوب به آفاق. كنايت از خاكى، مقابل افلاكى.

***

دفتر پنجم

( 3275) آن چه بيند آن جوان در آينه

پير اندر خشت مى‏بيند همه‏

( 3276) پير، عشق توست نه ريشِ سپيد

دستگير صد هزاران نااميد

 

بازدیدها: 15

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سه × دو =