خانه / مقالات / مثنوی معنوی / تفسیر موضوعی / موضوع استاد و بصیرت او در گزینش شاگردان از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

موضوع استاد و بصیرت او در گزینش شاگردان از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

استاد و بصیرت او در گزینش شاگردان

دفتر دوم

استاد و پیر و مراد بصیر دانا به احوال شاگردان است و آب را در پای درختان شوره زار نمی ریزد

( 1563)باغبان ملك با اقبال و بخت

چون درختى را نداند از درخت

پادشاه با اقبال يك كشور چون باغبان ماهر باغى است او چگونه ممكن است درختها را از هم تميز ندهد

باغبان مُلك…: استعاره از ولى كامل است كه اشراف بر ضميرها دارد.

( 1564) آن درختى را كه تلخ و رد بود

و آن درختى كه يكش هفصد بود

و درختى را كه برش تلخ و مردود است از درختى كه يك به هفتصد بر ميدهد

يكش هفصد بود: اشارت است به آيه «كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ: 2: 261 مانند دانه‏اى كه هفت خوشه روياند در هر خوشه‏اى يك صد دانه.» (بقره، 261)

‏(1565)كى برابر دارد اندر تربيت

چون ببيندشان به چشم عاقبت

( 1566)كان درختان را نهايت چيست, بَر

گر چه يكسانند اين دم در نظر

بر: ميوه.

************

داستان غلام خاص سلطان و گزيدن سلطان او را بر ديگر بندگان، مثالى است براى اِشراف اولياى خدا بر درون مردمان و وسعت اطلاع آنان به احوال ايشان. (براى توضيح بيشتر نگاه كنيد به: تذكرة الأولياء، ذيل احوال ابن خفيف) اولياى حق مراتب هر يك از مردم را مى‏دانند و به حسب آن در تربيت آنان مى‏كوشند.

*****

دوم( 1567) شيخ كاو ينظر بنور الله شد

از نهايت وز نخست آگاه شد

«اِتَّقُوا فِراسَةَ المُؤمِنِ فَإنَّهُ يَنظُرُ بِنُورِ اللَّه عَزَّ وَ جَلّ.» سفينة البحار، ج 2، ص 16 بحار الانوار، ج 24، ص 123

( 1568)چشم آخُر بين ببست از بهر حق

چشم آخِر بين گشاد اندر سبق‏

سبق: آن چه بطور مداوم در محضر استاد خوانند. در اينجا كنايه از وظيفه‏اى كه از جانب حضرت حق به عهده ولى نهاده شده براى ارشاد بندگان خدا

آخُر: علف جاىِ ستوران. آخُر بين: ديده حسى. ديده‏اى كه تنها ماديات را بيند. ديده‏اى كه بدان چه به پرورش جسم مربوط است نگرد.

آخِر بين: عاقبت بين، ديده غيب نگر.

چشمِ آخِر بين تواند ديد راست

چشم آخُر بين غرور است و خطاست

2583 1

( 1569) آن حسودان, بد درختان بوده‏اند

تلخ گوهر, شور بختان بوده‏اند

حسودان غلام مخصوص شاه درختان بدى بوده بد گوهر و شور بخت بوده‏اند شور بخت: بد بخت.

بد درخت و تلخ گوهر: كنايت از بد گوهر، بد ذات، بد طينت.

بازدیدها: 22

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 × 4 =