خانه / مقالات / مثنوی معنوی / تفسیر موضوعی / موضوع استعداد ذاتی و کسبی از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

موضوع استعداد ذاتی و کسبی از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

استعداد ذاتی و کسبی

مولانا با آوردن ابیات زیر در قالب مثال های متفاوت استعداد را ذاتی به تصویر می کشد ولیکن در پایان توصیه به کسب استعداد می کند که معلوم می شود او معتقد است که نباید کسانی که استعداد چیزی را ندارند نا امید باشند ، دم روح القدسی استاد می تواند در طالبان استعداد را در رمینه های مختلف از جمله درک کمال انسانی ، انشاء کند:

حضرت شاه وجود به منزلة روح است و بندة عاشق به منزلة کالبد بی جان. این بیت به یکی از مبانی مکتب عرفانی و اشراقی مولانا اشارت دارد و آن اینکه عطای حق، موقوف قابلیّت موجودات نیست، چه قابلیّت نیز عطای اوست. پس قابلیّت و استعداد را نیز باید از خودِ حضرت وهّاب گرفت. رجوع شود به بیت (1537) به بعد در دفتر پنجم.[

دفتر ششم

استعداد ذاتی و کسبی( 4425)تا( 4438)

(4425) بى‏ز استعداد در كانى رَوى        

                  بر يكى حبّه نگردى محتوى‏

مُحتَوی: حاوی، جمع کننده.

چنانکه مثلاً اگر بدون استعداد لازم وارد معدنی شوی، حتّی نمی توانی یک دانة کوچک از آن معدن جمع کنی.

(4426) همچو عِنّينى كه بِكرى را خَرَد  

       گر چه سيمين‏بَر بُوَد، كى بر خورَد؟

عِنّین: مردی که دچار ناتوانی جنسی باشد.

بِکر: دوشیزه، دخترِ باکره.

مانند آن مردِ ناتوانی که دختری گیرد و آن دختر اگرچه سپید و خوش اندام باشد مگر ممکن است که آن مرد از او تمتّع بَرَد؟«خَرَد» در اینجا مراد نکاح کردن است.

(4427) چون چراغى بى‏ز زيت و بى‏فتيل          

               نه كثيرستش ز شمع و نه قليل‏

زَیت: روغن چراغ. با کسره و فتحة «ز» صحیح است.

یا او مانند چراغی بدون روغن و فتیله است که هیچ نوری چه زیاد و چه کم ندارد.

(4428) در گلستان اندر آيد اَخشَمى      

          كى شود مغزش ز رَيحان خرّمى؟‏

اَخشَم: آنکه به حسِّ بویایی اش خلل در آمده باشد و نتواند بوها را حسّ کند.

مثال دیگر، اگر فرضاً کسی به گلستانی وارد شود که شامّه اش مختل شده و روایح را نمی شمد چگونه ممکن است که مغزش از رایحة گیاهان و گُل های خوشبو تازه و با نشاط گردد؟

(4429) همچو خوبى، دلبرى مهمانِ غَر  

            بانگِ چنگ و بربطى در پيشِ كر

غَر: روسپی، قحبه. در اینجا منظور مرد مخنَّث است.

بَربَط: از سازهای قدیمی ایران و عرب که شبیه عود است.

اگر فرضاً زنی زیبا، مهمانِ مردی مخنّث شود، مگر ممکن است آن مخنّث از آن زن کام یابد؟ و اگر نوای چنگ و بربط برای آدم ناشنوا نواخته گردد مگر او از آن نغمات حظّی می برد؟

(4430) همچو مرغِ خاك، كآيد در بِحار      

        ز آن چه يابد؟ جز هلاك و جز خَسار

خَسار: زیان و خسران.

(4431) همچو بى‏گندم شده در آسيا    

              جز سپيدى ريش و مو نبود عطا

(4432) آسياىِ چرخ بر بى‏گندمان      

          مو سپيدى بخشد و ضعفِ ميان‏

میان: کمر. در اینجا مراد بدن است.

آسیای روزگار نیز به آنان که گندمِ استعداد و قابلیّت ندارند، فقط سفیدی مو و ضعف بدن می دهد. یعنی آنان که قابلیّت های خود را شکوفا نکنند و سرسری بزیند از گذر روزگار فقط فرتوتی و شکستگی عایدشان می شود نه فضیلت و کمال و پختگی.

(4433) ليك با باگندمان اين آسيا

            مُلك بخش آمد، دهد كار و كيا

کار و کیا: بزرگی و جاه و جلال.

لیکن همین آسیای روزگار به کسانی که گندمِ استعداد و قابلیّت دارند مُلک می بخشد و آنان را به جاه و جلال و بزرگی می رساند.

(4434) اوّل استعدادِ جَنّت بايدت      

                تا ز جنّت زندگانى زايدت‏

نخست باید استعداد بهشتی شدن را پیداکنی و سپس از جانب بهشت برای تو حیات طیّبه رسد.

(4435) طفلِ نو را از شراب و از كباب        

            چه حلاوت؟ وز قصور و از قِباب‏

قُصور: قصرها، کاخ ها.

قِباب: جمعِ قُبّه، به معنی بناهای رفیع، گنبدها.

(4436)حد ندارد اين مثل، كم جو سخن      

                  تو برو، تحصيلِ استعداد كن‏

مثال هایی که در زمینة ضرورت استعداد می توان آورد حدّ و حصری ندارد. کمتر حرف بزن، و بیشتر درصدد کسب استعداد باش.

(4437) بهرِ استعداد تا اكنون نشست      

          شوق از حد رفت و آن نآمد به دست

معرّف به شاه گفت: این شاهزادة جوان تاکنون برای تحصیل استعدادِ شرفیابی به محضر شما منتظر نشسته، امّا اکنون چون اشتیاقش از حدّ درگذشته و آن استعداد نیز هنوز حاصل نیامده است، به درگاه شما پناه آورده است.

***

داستان آن شخص و گنج و مصر و بغداد

( 4438)و( 4439)

گفت، به شاهزاده برمی گردد

(4438)گفت: استعداد هم از شَه رسد    

              بى‏ز جان كى مستعد گردد جسد؟

زیرا شاهزاده می گوید که استعداد هم از جانب شاه می رسد، بدون جان، بدن چگونه استعداد می یابد؟

بازدیدها: 37

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوزده + 8 =