خانه / مقالات / مثنوی معنوی / تفسیر موضوعی / موضوع «انافتحنالک فتحامبینا» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

موضوع «انافتحنالک فتحامبینا» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

دفتر ششم

انافتحنا لک فتحا مبینا

(164)تا ز راهِ خاتمِ پيغمبران

بو كه برخيزد ز لب، ختمِ گران‏

تا شاید به برکت طریقة محمد (ص) خاتم پیامبران مُهرهای سنگین از لب های آدمیان برداشته شود.

(165)ختم هايى كانبيا بگذاشتند

آن به دينِ احمدى برداشتند

مُهرهایی که پیامبران پیشین به سبب حدّ درک امت خود باقی گذاشته بودند، آن مُهرها به برکت آیین حنیف احمدی گشوده شد.(منظور مصراع دوم را به

(166)قفلهاى ناگشاده مانده بود

از كف إِنَّا فَتَحْنا بر گشود

قفل هایی ناگشوده باقی مانده بود که به اذن و مشیّت الهی گشوده گشت.

مصراع دوم به آیة نخست سورة فتح اشارت دارد: اِنّا فَتَحنا لَکَ فَتحاً مُبیناً.« ما به تو پیروزیِ نمایانی بخشیدیم.»

فتح در لغت به معنی گشودن و ضدِّ اِغلاق و بستن است. و سپس در معانی دیگری نیز بکار آمده است، از آن جمله به معنی حُکم و قضاست، از اینرو به حاکم و قاضی، فتّاح گویند، به پیروزی و نصرت نیز فتح اطلاق شود.

امّا منظور از فتحِ مورد اشارة آیة فوق چیست؟ مفسران قرآن کریم اقوالی چند آورده اند.

  1. فتح مکّه 2. صلح حدیبیه. 3. فتح خیبر. 4. فتح روم. 5. اشاره به فتوحات جنگی نیست بلکه مراد پیروزی و فتح در دلایل و حجج و اِعلای کلمه الله است. (ر.ک. مجمع البیان، ج 9. ص 109، التفسیر الکبیر، ج 28، ص 78-77، الکشاف، ج4، ص 332-331.)

قول اخیر با بیت فوق سازگارتر است. مولانا می گوید خداوند به حضرت ختمی مرتبت (ص) فتوحاتی ربّانی و علومی نهانی افاضه فرمود که در انبیای پیشین سابقه نداشت.)

(167)او شفيع است اين جهان و آن جهان

اين جهان زى دين و آن جا زى جِنان‏

حضرت محمد (ص) هم در این دنيا شفیع است و هم در آن دنیا. در این جهان به سوی دین، و در آن جهان به سوی بهشت. (توضیح شفاعت در شرح بیت (1784) دفتر سوّم آمده است.)

زی: طرف، جانب. سو.

(168)اين جهان گويد كه تو رهشان نُما

و آن جهان گويد كه تو مَهشان نُما

حضرت محمد (ص) در دنیا می گوید: خداوندا راه را به ایشان نشان بده و در آن جهان می گوید: تو ماه جمالت را به ایشان بنما.

(عبارت «تو مَه شان نما» اشاره دارد به حدیثی که اشاعره در مسألة رؤیت خدا از پیامبر (ص) نقل می کنند: قالَتِ الصَّحابَهُ یا رَسُولَ اللهِ هَل نَری رَبَّنا یَومَ القِیامَهِ؟ قالَ النَّبیُّ اِنَّکُم سَتَرَونَ رَبَّکُم کَما تَرَونَ القَمَرَ لَیلَهَ البَدرِ.(ر.ک. شرح التعرّف لمذهب التصوف، ج1، ص 389.

«اصحاب گفتند: ای رسول خدا آیا پروردگارمان را به روز قیامت خواهیم دید؟ فرمود: شما پروردگارتان را خواهید دید همانطور که قرصِ ماه را به شب چهاردهم.» البته این حدیث باز مؤیّد قول اشاعره نیست زیرا آنان عقیده داشتند که در روز قیامت می توان ذات الهی را با چشم ظاهر دید و با حواس ظاهر احساس کرد، در حالی که رؤیت حق را در آن حدیث می توان حمل بر رؤیت قلبی و شهودی کرد که لزومی به تجسیم ندارد.)

(169)پيشه‏اش اندر ظُهور و در كُمون

اِهدِ قَومى اِنَّهُم لايَعلَمُون‏

کار آن حضرت در عیان این بود که بگوید: «پروردگارا قوم مرا هدایت فرما که آنان (نسبت به حق) نادان اند.»

(مصراع دوم دعایی است از پیامبر (ص) دربارة هدایت قوم ستیزه گر خود. و آن در اثنای غزوة اُحُد گفته شد. چرا که تنی چند از دشمنان نظیر عُتبه بنِ اَبی وَقّاص (برادر سَعد بنِ اَبی وَقّاص) و اِبنِ قَمِئَه آن حضرت را مجروح کردند. اولی با سنگ، دندانِ رَباعِیّه (= چهار دندان پیشین) او را شکست، و دومی با دو حلقه از حلقه های زِرِه بر صورت او کوفت و لبش را شکافت و بیدرنگ خون جاری شد. یکی از اصحاب گفت: آنان را لعن کن.

پیامبر (ص) در همان لحظه که خون ها را از چهره اش پاک می کرد دست به دعا برداشت:

اَللّهُمَّ اهدِ قَومی فَاِنَّهُم لا یَعلَمُون. (خداوندا قوم مرا هدایت فرما که همانا ایشان نادان اند.)

(170)باز گشته از دَمِ او هر دو باب

در دو عالَم دعوت او مُستَجاب‏

به برکت نَفَس گرم حضرت ختمی مرتبت (ص) در دو در گشوده شده است. یعنی درِ سعادت دنیا و آخرت به رویِ مردمان باز شده است. و دعای او در دنیا و آخرت مقبولِ درگاه ایزدی است.(حکیم سبزواری هر دو باب را به وحدت و کثرت و یا لطف و قهر تأویل کرده است.(ر.ک. شرح اسرار، ص 415.)

(171)بهرِ اين خاتم شده‏ست او كه به جُود

مثلِ او نه بود و، نه خواهند بود

آن حضرت بدان جهت خاتم پیامبران و رسولان شده است که در جُود و بخشندگی نه نظیری داشته است و نه خواهد داشت.

(172)چون كه در صنعت بَرَد اُستاد دست

نه تو گويى: ختمِ صنعت بر تو است؟‏

به عنوان مثال، اگر استاد در صنعت و پیشه ای بر دیگران سبقت گرفته باشد آیا تو نمی گویی: ای استاد حقّا که این صنعت و پیشه بر تو تمام شده است؟ یعنی تو از همة استادان در این فن کامل تری.(محمد (ص) نیز جامع اسرار و حقایق ربّانی بود و خاتم رسل، چه نبوّت در وجود شریف او به کمال حقیقی خود رسید و زیادت بر کمال، نقصان است.)

(173)در گشادِ ختم ها تو خاتَمى

در جهانِ روح بخشان حاتمى‏

ای پیامبر در گشودن مهرها خاتم تو هستى و از ميان آنان كه روح مى‏بخشند تو بسیار سخاوتمندی.

(حاتَم طائی) ضرب المثلی است در سخاوت، رجوع شود به شرح بیت (2244) دفتر اول.

یک خلیفه بود در ایّام پیش

کرده حاتم را غلامِ جُودِ خویش

حاتم طائی: سوارکار و شاعر و سخاوتمند معروف دوران جاهلیّت که در بخشندگی و گشاده دستی، ضرب المثل شده است. اصلاً از اهالی نجد بود و به شام رفت و با دختر حجر غسّانی ازدواج کرد. (ر.ک. اَعلامِ زِرِکلی، ج2، ص 151.)

(174)هست اشاراتِ محمّد اَلمُراد

كُل گشاد اندر گشاد اندر گشاد

خلاصة کلام در گفتار و کردار و رفتار محمد (ص) گشایش در گشایش در گشایش است.یعنی در سنّت سَنیّة او گنجینه های فراوان و گرانقدری از اسرار و فتوحات ربّانی نهفته است که اهلش از آن خبر دارند.

(175)صد هزاران آفرين بر جانِ او

بر قُدوم و دَورِ فرزندانِ او

صدها هزار آفرین بر جان او و بر ظهور و عصر فرزندان او باد.

«قُدوم» به معنی آمدن است. گرچه جمع (قَدَم) نیز تواند بود. اما معنی اول بهتر است و مراد از آن، عصر محمّدی است.

دَورِ فرزندان او = عصر محمّدی و روزگار آیین حنیف احمدی

فرزندان = فرزندان معنوی یعنی پیروان راستین او خواه از صُلب او باشند و خواه از اصلابی دیگر.

حدیث شریف سلمانُ مِنّا اَهلَ البَیت نیز بر این معنی گواه است.

بازدیدها: 481

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک × یک =