خانه / مقالات / مثنوی معنوی / تفسیر موضوعی / موضوع «اِعْمَلُوا ما شِئتُمُ» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

موضوع «اِعْمَلُوا ما شِئتُمُ» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

دفتر ششم

قرآن دربارۀ کسانی که دچار کوری دل می شوند و دیگر هیچ امیدی به شفای آن ها نیست مانند

داستان آن بیمار و قاضی و پس گردنی

میفرماید: اِعْمَلُوا ما شِئتُمُ‏:فصلت(40)

در بین طبیبان رسم متداول آن است که اگر کسی بیماری ناعلاج دارد طبیب توصیه می کند که هرچه دوست دارد بخورد از او دریغ نکنند انسان هایی که گناهانشان آنقدر زیاد است که دیگر توبه و پرهیز اثر بخش نیست خداوند به آن ها خطاب می کند که هرچه خواهید بکنید که سرانجامتان دوزخ است

رجوع به قصه‏ى رنجور

(1321)بازگرد و قصّه‏ى رنجور گو  

                   با طبيبِ آگهِ سَتّارخو

(1322)نبضِ او بگرفت و واقف شد ز حال

         كه اميد صحّتِ او بُد مُحال‏

(1323)گفت هر چِت دل بخواهد، آن بكن

           تا رود از جسمت اين رنج كهن‏

(1324)هر چه خواهد خاطرِ تو، وامَگير

           تا نگردد صبر و پرهيزت زَحير

(1325)صبر و پرهيز اين مرض را، دان زيان

     هر چه خواهد دل، در آرَش در ميان‏

(1326)اين چنين رنجور را، گفت: اى عمو

              حق تَعالى اِعْمَلُوا ما شِئتُمُ‏

آيه 40 در سوره فصلت: إِنَّ اَلَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي آياتِنا لا يَخْفَوْنَ عَلَيْنا أَ فَمَنْ يُلْقى‏ فِي اَلنَّارِ خَيْرٌ أَمْ مَنْ يَأْتِي آمِناً يَوْمَ اَلْقِيمَةِ اِعْمَلُوا ما شِئْتُمْ إِنَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ 41: 40 يعنى البته آنان كه از آيات ما رو گردان مى‏شوند از ما پنهان نمى‏مانند آيا آن كه به آتش انداخته شود بهتر است يا آن كه در روز قيامت ايمن باشد هر چه مى‏خواهيد بكنيد كه خدا به آن چه بكنيد بينا است

***

ادامه داستان آن بیمار و قاضی و پس گردنی

(1327)گفت: رَو، هين خير بادَت جانِ عَم

                من تماشاىِ لبِ جو مى‏روم‏

(1328)بر مرادِ دل همى‏گشت او بر آب  

         تا كه صحّت را بيابد فتحِ باب‏

(1329)بر لبِ جُو صوفيى بنشسته بود

   دست‏ورُو مى‏شُست و پاكى مى‏فزود

(1330)او قفايَش ديد، چون تخييلى

           كرد او را آرزوى سيليى‏

تَخییلی: آدم خیالاتی.

(1331)بر قفاىِ صوفىِ حمزه پَرَست

     راست مى‏كرد از براىِ صَفع دست‏

حَمزه پرست: کسی که آش بلغور را بسیار دوست دارد.امّا در اینجا کنایه از آدم شکمباره است صَفع: سیلی، کشیده

(1332)كآرزو را، گر نرانم تا رَوَد

     آن طبيبم گفت كآن علّت شود

(1333)سيلى‏اش اندر بَرَم در معركه

         زانكه لا تُلقُوا بِاَيدى تَهلُكَه‏

آیة 195 سورة بقره. وَ أَنفِقُواْ فىِ سَبِيلِ اللَّهِ وَ لَا تُلْقُواْ بِأَيْدِيكُمْ إِلىَ التهَّلُكَةِ وَ أَحْسِنُواْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ

و در راه خدا انفاق كنيد و خويشتن را به دست خود به هلاكت نيفكنيد و احسان كنيد كه خدا نيكوكاران را دوست دارد

(1334)تَهلُكه‏ست اين صبر و پرهيز اى فلان          

     خوش بكوبَش، تن مزن چون ديگران‏

(1335)چون زدش سيلى، برآمد يك طَراق          

         گفت صوفى: هى‏هى اى قَوّادِ عاق‏

طَراق: صدایی که از کوفتن و شکستن چیزی نظیر چوب و استخوان برآید. صدای زدن تازیانه و امثال آن قوّادِ عاقّ: بی ناموس نافرمان.

(1336)خواست صوفى تا دو سه مُشتش زند

              سَبلَت و ريشش يكايك بَركَنَد

نهایت این داستان به اینجا می رسد که چون آن بیمار کارش از کار گذشته بود و حتی به خود قاضی هم سیلی زد قاضی توصیه کرد که او را باید یاری کرد و نباید از جرمی که مرتکب شده اورا مواخذه کرد

بازدیدها: 146

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ده + 15 =