خانه / مقالات / مثنوی معنوی / تفسیر موضوعی / موضوع «هستی شناسی تقسیم بندی موجودات به انسان فرشته و حیوان» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

موضوع «هستی شناسی تقسیم بندی موجودات به انسان فرشته و حیوان» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

 

 

دفتر چهارم

تقسیم بندی موجودات عالم هستی

در عالم هستی موجودات گوناگون به چشم می خورد که از جهت نوع و جنس متفاوت اند و عالمان و فیلسوفان حکیم آن ها را طبق یک اصول مشترک تقسیم بندی کرده اند

تقسیم بندی عالمان طبیعی

 برای این‌که کار بررسی جانداران، اعم از جانوران و گیاهان، ساده‌تر شود، آن‌ها را رده‌بندی یا طبقه‌بندی می‌کنند

در طبقه‌بندی زیست‌شناختی، هر جانداری در جایگاه ویژه‌ای از نظر دسته‌بندی قرار می‌گیرد ، به هر سطح از دسته‌بندی، یک آرایه یا زیر مجموعه گفته می‌شود.

طبقه‌بندی علمی جانداران در واقع زیرمجموعه‌ای از دانشِ آرایه‌شناسی زیستی یا آرایه‌شناسی (تاکسونومیِ) آلفا است

طبقه‌بندی علمی جانداران، شکلی از آرایه‌شناسی علمی است که باید آن را از طبقه‌بندی جانداران، از سوی مردم عادی، که بنیان علمی ندارند، بازشناخت. گرچه گاه اصطلاحات  سامانه ‌شناسی، آرایه‌شناسی و طبقه‌بندی علمی ، به‌طور مترادف با هم به‌کار برده می‌شوند و ممکن است برخی آن‌ها را با هم اشتباه بگیرند، ولی هریک تعریف و مرز و محدودة کاریِ مربوط به خود را دارند.

آرایه‌شناسی به توصیف، شناخت، طبقه‌بندی و نام‌گذاری جانداران (ارگانیسم‌ها)، چه موجود و چه منقرض، گفته می‌شود ، در حالی که طبقه‌بندی علمی تنها بر بخشی از این دامنه یعنی همان گذاردن جانداران در گروه‌هایی که ارتباط بین آن‌ها را بنمایاند، می‌پردازد.

با توجه به این‌که ارتباط میان یک جاندار با دیگر موجودات زنده را می‌توان بدون آن‌که اول چنان‌که باید و شاید مورد مطالعه و بررسی دقیق وریزبینانه قرار داده شود، فهمید ، طبقه‌بندی علمی ، در ثبت و گزارش اطلاعات، هم به دیگر دانشمندان و هم به مردم عادی یاری می‌رساند و در واقع گام آغازینی برای ادامة بررسی‌های آرایه‌شناختی به‌شمار می‌رودتبارشناسی تبارزایش نیز هرچند در عمل کل حوزة کاری «آرایه‌شناسی» را دربرمی‌گیرد ولی هدف اصلیش پی بردن به چگونگی خویشی‌ها و نسبت‌های جانداران در طول زمان است.

طبقه‌بندی علمی نوین، ریشه در کارهای کارل لینه، که جانداران را بر طبق مشخصه‌های همسان جسمی گروه‌بندی می‌کرد، دارد. البته پس از وی، این گروه‌بندی‌ها برای سازگاری هر چه بیشتر با اصل نسب مشترکِ داروینی مورد بازبینی قرار گرفته‌اند

دو سال پس از مرگ طبیعت‌گرای انگلیسی جان رِی، کارلوس لینه زاده شد. او در اثر سترگش، سامانه طبیعت کتاب چاپ نخست در ۱۷۳۵میلادی که در طول عمر خود وی به ویرایش دوازدهم هم رسید، طبیعت را به سه قلمرو تقسیم کردمعدن، گیاه، جانور، پنج رتبه یا طبقه را به کار بسترده ، راسته ، سرده ، گونه و جوره

یک تقسیم بندی دیگر:

ما در جهانی زندگی می‌کنیم که در آن موجودات فراوان ، و با ویژگیهای منحصربفردی وجود دارند که می‌توان آنها را به دو دسته تقسیم کرد :

یک : موجودات بیجان ،دو : موجودات جاندار

تقسیم بندی‌های موجودات بیجان خود فصلی جداگانه می طلبد و در این جا تنها عنوان می‌کنیم که وجه مشترک موجودات بیجان، تک بعدی بودن آنهاست و این موجودات، تنها از یک بعد مادّی تشکیل شده‌اند و از لحاظ سابقة پیدایش، از کهن‌ترین موجودات روی زمین می‌باشند.

دستة دیگری از موجودات،جانداران اند

این دسته نیز خود به دو بخش تقسیم می شود، یک: جانداران بی شعور و دو: جانداران ذی شعور  یعنی انسان

وجه مشترک تمامی جانداران بی شعور این است که از دو بعد تشکیل یافته‌اند ،یک : ماده و دو: روح ،که خود به دستجات متعدد تقسیم می‌شوند و عمری میانه دارند

ویژگی بخش دوم(انسان ها ) که یک مجموعة تک عضوی می‌باشد، این است که از سه بعد تشکیل یافته اند یک: ماده دو: روح و سه: عقل

نام این موجود که از لحاظ تکاملی سرآمد همة موجودات می‌باشد، انسان است.

انسان، جوانترین موجودی می‌باشد که در روی زمین بوجود آمده است.

کلیّه موجودات عالمِ مادّی را، از لحاظ سابقه پیدایش ، میتوان در مخروطی طبقه‌بندی نمود، که قاعدة آن را موجودات بیجان و در میانة مخروط جانداران بی شعور و در رأس آنها، جوانترین موجود روی زمین و تنها جانور ذی‌شعور، یعنی انسان قرار دارد.

مولانا با برداشت از آموزه های قرآنی و روائی تقسیم بندی دیگری به شرح زیر کرده است که در این تقسیم بندی سری هم به عالم فرشتگان ( ملکوت ) زده است و از فرشتگان سخن می گوید:

دفتر چهارم

(انسان مخلوطی از فرشته و حیوان)

انسان، فرشته، حیوان

(هستی شناسی ، انسان فرشته ، حیوان)

«فرشتگان تنها عقل دارند و شهوت ندارند ، حيوانات تنها در پی خور و خوابند و قوّه خرد ندارند . بنابر این پيوسته در پى خوردن و اطفاى شهوت اند. و لی در بنى آدم هر دو است هم مانند فرشتگان می اندیشد و هم مانند حیوانات خور و خواب دارد پس آن انسانی كه خردش بر شهوت چيره شود از فرشتگان برتر است، و آن كه شهوتش بر عقل غالب آيد از چار پايان فروتر است .»

«در نهج البلاغه (خطبه‏هاى1و 91 و 182) در بارة خلقت فرشتگان سخن رفته است»

در تفسير اين حديث مصطفى عليه السّلام كه «إنَّ اللَّهَ تَعالَى خَلَقَ المَلائكَةَ وَ رَكَّبَ فيهِم العقل وَ خَلَقَ البَهائمَ وَ رَكَّبَ فيهَا الشَّهوَةَ و خلق بَنى آدمَ وَ ركَّبَ فيهِم العقلَ و الشَّهوةَ فَمَن غَلب عقلُه شهَوتَه فَهُوَ أعلى مِنَ المَلائكةَ وَ مَن غَلَبَ شَهوَتُه عَقلَهُ فَهُو أدنَى مِنَ البَهائِمِ»

( 1497) در حديث آمد كه يزدانِ مجيد

خلقِ عالم را، سه گونه آفريد

در سورة تحریم / 6 / ص560: يَأَيهُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ قُواْ أَنفُسَكمُ‏ وَ أَهْلِيكمُ‏ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الحِجَارَةُ عَلَيهَا مَلَئكَةٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ لَّا يَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَ يَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ

هان اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! خود و اهل خود را از آتشى كه آتش‏گيرانه‏اش مردم و سنگ است حفظ كنيد، آتشى كه فرشتگان غلاظ و شداد موكل بر آنند فرشتگانى كه هرگز خدا را در آنچه دستورشان مى‏دهد نافرمانى ننموده بلكه هر چه مى‏گويد عمل مى‏كنند ، و در کتاب وسائل الشیعه .ج2.ص447 و بحارالانوار، جلد60، باب 39 روايت 5، صفحه 299 این روایت آمده است : عَن عَبدِاللهِ بنِ سِنانٍ قالَ:سَأَلتُ اَبا عَبدِاللهِ جَعفَرَبنَ مُحَمَدٍ الصّادِقَ فَقُلتُ :المَلائِکَهُ اَفضَلُ اَم بَنوآدَمَ ؟ فَقالَ : قالَ امیرُالمومِنینَ عَلیُّ بنُ اَبیطالِبٍ :اِنَّ اللهَ رَکَّبَ فِی المَلائِکَهِ عَقلاً بِلاشَهوَهٍ وَرَکَّبَ فی بَنی آدَمَ کِلَیهِما فَمَن غَلَبَ عَقلُهُ شَهوَتُهُ عَقلَهُ فَهُوَ شَرٌ مِنَ البَهائِم یعنی از عبدالله بن سنان نقل شده است که گفت:از امام صادق (ع)پرسیدم :فرشتگان برترند یا ادمیزادگان ؟فرمود:امیرمؤمنان علی (ع)خداوند در فرشتگان عقل بدون شهوت نهاده است در حالی که در آدمیزادگان عقل و شهوت را توأمان سرشته است پس کسی که عقلش بر شهوتش غالب آید او برتر از فرشتگان است و کسی که شهوتش بر عقلش چیره گردداو فروتر از حیوانات است و در کتاب علل الشرايع، ج 1، ص 4- 5، و بحار الانوار، ج 57، ص 299، حديثى از امام صادق (ع) از امير مؤمنان است: خداوند خرد بدون شهوت را به فرشتگان داد و فرزند آدم را هر دو بخشيد. آن كه خردش بر شهوت غالب آيد از فرشته بهتر است. و آن كه شهوتش بر عقل غالب بود از بهائم شريرتر. »

( 1498) يك گُرُه را، جمله عقل و، علم و، جود

آن فرشته است، او نداند جز «سجود»

«درنهج البلاغه، خطبه 1 در وصف گروهی از فرشتگان آمده است«مِنهُم سُجُودُ لا يَركَعُون.» و از این قسمت از روایت نتیجه گرفته می شود که هرکس سراسر علم و عقل باشد کارش عبادت است و نه چیز دیگر و عبادت پروردگار از آنِ علم و عقل است»

( 1499) نيست، اندر عنصرش، حرص و هوا

نورِ مطلق، زنده از عشقِ خدا

« باز درنهج البلاغه، خطبه 1 آمده است «لاَ يَغشاهُم نَومُ العَينِ وَ لا سَهوُ العُقُولِ.» و لازمة عبادت عاشقانه علم و عقل است و بی این دو هیچ »

( 1500)يك گروهِ ديگر، از دانش تهى

همچو حيوان، از علف، در فربهى‏

( 1501) او نبيند، جز كه اصطبل و، علف

از شقاوت، غافل است و، از شرف

از شقاوت و از شرف غافل بودن: كنايت از نداشتن تكليف.

( 1502) اين سوم هست آدمى زاد و، بشر

نيمِ او، ز افرشته و، نيمیش خر

نيم خر: كنايت از قوه شهوى.

( 1503) نيمِ خر، خود مايلِ سفلى، بود

نيمِ ديگر، مايلِ عقلى، بود

« در ساحت درون انسان اين دو نيرو دائم در حال مبارزه اند تا يكی از آن ها غالب شود اگر عقل سرآمد بر شهوت شد قدر آدمی از فرشته بالاتر رود و اگر شهوت چیره گشت او را به رتبةپست تر از بهائم تنزیل می دهد »

( 1504) آن دو قوم آسوده از جنگ و، حِراب

وين بشر، با دو مخالف، در عذاب

دو قوم: فرشته و بهائم.آسوده از جنگ و حِراب: در آنان دو قوه نيست كه با يكديگر در جنگ باشد. دو مخالف: عقل و شهوت. حِراب: جنگ و پیکار.

نوریان و ناریان

( 1505) وين بشر هم ، ز امتحان، قسمت شدند

آدمى شكل‏اند و، سِه، اُمّت شدند

« قرآن مردم را در یک تقسیم بندی به سه گروه در سورة واقعه / 7-11/ ص 534 تقسیم کرده است : وَ كُنتُمْ أَزْوَاجًا ثَلَاثَةً و شما در آن روز سه طايفه خواهيد بود فَأَصْحَابُ الْمَيْمَنَةِ مَا أَصحَابُ الْمَيْمَنَةِ اول” اصحاب ميمنه” و تو چه مى‏دانى كه اصحاب ميمنه چه شان عظيمى دارند وَ أَصحَابُ المْشَئمَةِ مَا أَصحَابُ المَشئَمَةِ دوم” اصحاب مشئمه” (شامت و نحوست) و تو چه مى‏دانى اصحاب مشئمه چه شقاوتى عظيم دارند وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ سوم آنهايى كه در دنيا به سوى خيرات و در آخرت به سوى مغفرت و رحمت سبقت مى‏گيرند أُوْلَئكَ الْمُقَرَّبُونَ

سابقين همان مقربين درگاه خدايند

( در بحث آزمایش و موضوع پیر ابیاتی از دفتر دوم و روایات و دیگر مطالبی از جمله اذن دخول دوم نوشتم)

( 1507) نقش، آدم، ليك، معنى جبرئيل

رَسته از خشم و، هوا و، قال و، قيل‏

« این گروه چون دارای علم لدنی اند از علوم رسمی فارغند»

( 1508) از رياضت رَسته، وز زهد و، جهاد

گوييا از آدمى، او خود نَزاد

از رياضت رسته: رياضت و زهد و جهاد وسيلت‏هاست براى كشتن قوه شهوانى و به فرمان آوردن نفس و آنان از اين مرحله گذشته‏اند. از آدمى نزاد: گويى فرشته است.

« این گروه همان هایی هستند که در بارة آنان در دفتر دوم از بیت 168 تا 185 با مطلع : پیر ایشانند کاین عالم نبود ،و در اذن دخول اول ذیل بیت 1505 /4 وصف آنان گذشت »

( 1509)قِسم ِديگر، با خران، ملحق شدند

خشمِ محض و، شهوتِ مطلق شدند

( 1510) وصف جبريلى، در ايشان بود، رفت

تنگ بود آن خانه و، آن وصفِ زَفت

وصفِ جبريلى: قوه عقلانى و قدرت ترك شهوت.«مقصود از وصف جبرئیلی علم و عصمت و خالی بودن ار حرص و هوا است ابیات 1498 و 1499 و 1507 همین دفتر چهارم در سورة روم/ 30 / ص407: فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتىِ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَالِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لَاكِنَّ أَكْثرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَپس روى خود به سوى دين حنيف كن كه مطابق فطرت خدا است فطرتى كه خدا بشر را بر آن فطرت آفريده و در آفرينش خدا دگرگونگى نيست، اين است دين مستقيم ولى بيشتر مردم نمى‏دانند »

( 1511) مُرده گردد شخص، کو بى‏جان شود

خر شود، چون جانِ او، بى‏آن شود

بى‏آن: «آن» قوه عقلانى است.

«به قول حافظ: هرآن کسی که در این حلقه نیست زنده به عشق/

بر او نمرده به فتوای من نماز کنید»

( 1512) ز آن كه جانى_ كآن ندارد، هست پست

اين سخن حقّ است و، صوفى گفته است‏

«در حديثى از امام صادق (ع) از امير مؤمنان است: «خداوند خرد بدون شهوت را به فرشتگان داد و فرزند آدم را هر دو بخشيد. آن كه خردش بر شهوت غالب آيد از فرشته بهتر است. و آن كه شهوتش بر عقل غالب بود از بهائم شريرتر.» (علل الشرايع، ج 1، ص 4- 5، بحار الانوار، ج 57، ص 299»

( 1513) او ز حيوان‏ها، فزون تر، جان كَند

در جهان، {باريك كارى‏ها}، كند

جان كندن: سخت كوشيدن. باريك كارى كردن: براى ادامه زندگى به كارى پرداختن كه حيوان را درك و توان آن نيست.

( 1514) مكر و تلبيسى_ كه او، داند تَنيد

آن، ز حيوانِ دگر، نايد پديد

تنيدن: به هم بافتن. «اشاره به سورة اعراف آیة 179 و سورة فرقان آیة 44 دارد »

 

بازدیدها: 101

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هجده + یک =