خانه / مقالات / مثنوی معنوی / تفسیر موضوعی / موضوع «فرق هستی مجازی با هستی حقیقی» از مثنوی شریف توسط استاد محمد قدسی

موضوع «فرق هستی مجازی با هستی حقیقی» از مثنوی شریف توسط استاد محمد قدسی

دفتر چهارم

(هستی مجازی و هستی حقیقی با هم)

مباحثی که گذشت پیرامون هستی شناسی و تعیین هستی حقیقی بود و بازشناسی آن از نیست هست نما و هست نیست نما و یکی از مظاهر نیست هست نما وجود مجازی انسان است که خود را هست حقیقی جا زنی می کند در صورتی که هست حقیقی او همان من حقیقی اوست که در فرهنگ قرانی فطرت نام دارد او آن را در زیر لایه های حجاب ظلمانی پنهان می کند تا خود را به عنوان اصل نشان دهد (در بحث نفس اماره گذشت که ما دو گونه نفس داریم: یک نفس حقیقی و یک نفس مجازی) ابیات زیر پیرامون این موضوع است:

( 3540) از سَرِ اَمرودبُن، بنمايد آن

{مُنعكس صورت}، به زير آ، اى جوان!

اَمرودبُن: درخت گلابی.

( 3541) آن درختِ هستى است اَمرودبُن

تا ،بر آن جايى، نمايد، نو، كَهُن‏

( 3542) تا ،بر آن جايى، ببينى {خار زار}

پر ز كژدم‏هاىِ خشم و، پُر ز مار

خارزار: خارستان.

( 3543) چون فرود آيى، ببينى رايگان

يك جهان، پر گل رخان و، دايگان

***

هستی مجازی و نفس اماره :

بعد از داستان آن زن پلید کار و خدعه او ، از سر درخت امرود بن از بیت(3544تا3561/4) نتیجه می گیرد که انسان تا از عینک نفس اماره به عالم نگاه می کند دیدة او کژ بین است :

( 3562) اين منىّ و، هستىِ اوّل بود

كه بر او، ديده كژ و، اَحول بود

اَحوَل: لوچ، دو بین.

( 3563) چون فرود آيى، از اين اَمرودبن

كژ نماند فكرت و، چشم و، سَخُن‏

«( سوره طه(108) ص 319): يَوْمَئذٍ يَتَّبِعُونَ الدَّاعِىَ لَا عِوَجَ لَهُ وَ خَشَعَتِ الْأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَانِ فَلَا تَسْمَعُ إِلَّا هَمْسًا (آهسته) »

( 3564) يك درختِ بخت، بينى گشته، اين

شاخِ او، بر آسمانِ هفتمين‏

«(ابراهيم، 24)»

نکته ای بدیع:

شرط ابدال شدن گذشتن از نفس است:

( 3565) چون فرود آيى، از او گردى جدا

مُبدِلَش گرداند از رحمت، خدا

«( ص 366 سوره الفرقان/70) إِلَّا مَن تَابَ وَ ءَامَنَ وَ عَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُوْلَئكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَ كاَنَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا)»

و چشم تو راست بین می شود:

( 3566) زين تواضع ،كه فرود آيى، خدا

{راست بينى}، بخشد آن چشمِ تو را

تواضع: ترك منى گفتن. خود را هيچ انگاشتن.

« سوره ملك(3) )ص562 :الَّذِى خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا مَّا تَرَى‏ فىِ خَلْقِ الرَّحْمَانِ مِن تَفَاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَى‏ مِن فُطُورٍ آن خدايى كه هفت طبقه آسمان را آفريد تو در خلق رحمان هيچ تفاوتى نمى‏بينى به دقت نظر كن آيا هيچ فطور و اختلالى در نظام عالم به چشمت مى‏خورد؟ »

سوره ملك (4)ص562):ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ کَرَّتَینِ يَنقَلِبْ إِلَيْكَ الْبَصَرُ خَاسِئًا وَ هُوَ حَسِيرٌ نه، مسلما اگر دوباره هم نظر بيندازى پلك چشمت از خستگى مى‏افتد و اختلالى نخواهى يافت »

( 3567) {راست بينى}، گر بُدى آسان و زَب

مصطفى، كى خواستى آن را، زِ رَبّ؟‏

زَب: مفت و بلاعوض، آسان.

«اللَّهُمَّ أرِنَا الأشيَاءَ كَمَا هِيَ

يا رب اين تمييز ده ما را به خواست

تا شناسيم آن نشان كژ ز راست‏2633/1

و نيز اين بيت:

طعمه بنموده به ما و آن بوده شست

آن چنان بنما به ما آن را كه هست‏465/2

راست بینی:

( 3568) گفت، بنما جزوِ جزو از فوق و، پَست

آن چنان كه، پيشِ تو، آن جزو هست‏

راست بینان دیگر هرکجای جهان که بروند راست بین اند و دچار توهم نیستند:

( 3569) بعد از آن، بر رَو، بر آن اَمرودبُن!

كه مُبدّل گشت و ،سبز از اَمرِ «كُن»

داستان موسی ع و کوه طور:

( 3570) چون دِرختِ موسوى، شد اين دِرَخت

چون سوىِ موسى، كِشانيدى، تو رخت‏

( 3571) آتش او را، سبز و، خرم مى‏كند

شاخِ او، «اِنِّى اَنَا اللَّه» مى‏زند

«(قصص، 30) إنِّى أنَا اللَّه»

( 3572) زير ظِلَّش، جمله حاجاتت رَوا

اين چُنين باشد، {الهى كيميا}

الهى كيميا: كنايت از دگرگونى كه خدا در انسان پديد كند چون بنده رو بدو نهد

در پای درخت انی اناالله منیت ها همه تبدیل به صفات ذو الجلال می شود:

( 3573) آن منى و، هستيت باشد حَلال

كه در او بينى صفاتِ ذو الجلال‏

( 3574) شد دِرختِ كژ، مُقَوَّم، {حق نما}

«اَصلُهُ ثابت و فَرعُهُ فِى السَّما»

مصداق آیه(ابراهيم، 24) می شود

مُقَوَّم: راست کرده شده، قائم شده.

« كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِي اَلسَّماءِ.»

 

همچنین ببینید

بحث پیرامون واژۀ حجت از مثنوی شریف توسط استاد محمد قدسی

  بحث پیرامون واژة  حجت حجت از ریشه حج است و حج یعنی قصد کردن ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوزده + 5 =