خانه / مقالات / مثنوی معنوی / تفسیر موضوعی / بحث در مورد «مومنان خالص صحنه قیامت را نمی بینند»از مثنوی شریف توسط استاد محمد قدسی

بحث در مورد «مومنان خالص صحنه قیامت را نمی بینند»از مثنوی شریف توسط استاد محمد قدسی

 

 

 

مومنان خالص صحنة قیامت را نمی بینند

اگر مومنان دارای درجات مختلف هستند که هستند پس گروهی مانند حضرت سلمان و اباذر در بالاترین درجه ایمان اند و از ویژگی آنان این است که به خاطر مقاماتی که در دنیا طی کرده اند و به مرتبة بالای یقین رسیده اند

اینان صحنة قیامت را نمی بینند و اگر در آن صحنه دیده شوند برای شهادت در پیشگاه میزان الهی است و به دعوت حضرت حق تعالی در جایگاه شهود برای شفاعت از عاصیان امت حضور پیدا می کنند

آن مراحلی که دیگران با گذشتن از برزخ و قیامت طی می کنند اینان در همین دنیا طی کرده اند

بهشت عدن اگر خواهی بیا با ما به میخانه

که از پای خم ات یکسر به حوض کوثر اندازیم

*

آیاتی در این باره

طور 45:  فَذَرْهُمْ حَتَّى يُلَاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي فِيهِ يُصْعَقُونَ (45)

اى رسول ما اين كفار را بجهل خود باز گذار تا بروز سختى كه يكسره هلاك و نابود شوند برسند همانروزى كه مكر و تدبيرشان هيچ بكارشان نيايد و هيچكس آنها را يارى ننمايد.

محمد بن عباس ذيل آيه فوق از حضرت باقر (ع) روايت كرده فرمود مقصود از ستمكاران در اينجا كسانى هستند كه به آل محمد (ص) ظلم و ستم نمودند و حقوق اهل بيت عترت و طهارت را غصب كردند.

زمر 68 : وَنُفِخَ فِي الصُّورِ فَصَعِقَ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَمَن فِي الْأَرْضِ إِلَّا مَن شَاء اللَّهُ ثُمَّ نُفِخَ فِيهِ أُخْرَى فَإِذَا هُم قِيَامٌ يَنظُرُونَ (68)

قصص : أَفَمَن وَعَدْنَاهُ وَعْداً حَسَناً فَهُوَ لَاقِيهِ كَمَن مَّتَّعْنَاهُ مَتَاعَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ثُمَّ هُوَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مِنَ الْمُحْضَرِينَ (61)

روم : وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَلِقَاء الْآخِرَةِ فَأُوْلَئِكَ فِي الْعَذَابِ مُحْضَرُونَ (16)

یس : أَلَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنْ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لاَ يَرْجِعُونَ (31) وَإِن كُلٌّ لَّمَّا جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُونَ (32)

انبیا: إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُم مِّنَّا الْحُسْنَى أُوْلَئِكَ عَنْهَا مُبْعَدُونَ (101)‏ لَا يَسْمَعُونَ حَسِيسَهَا وَهُمْ فِي مَا اشْتَهَتْ أَنفُسُهُمْ خَالِدُونَ (102) لَا يَحْزُنُهُمُ الْفَزَعُ الْأَكْبَرُ وَتَتَلَقَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ هَذَا يَوْمُكُمُ الَّذِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ (103)

نمل: وَيَوْمَ يُنفَخُ فِي الصُّورِ فَفَزِعَ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَمَن فِي الْأَرْضِ إِلَّا مَن شَاء اللَّهُ وَكُلٌّ أَتَوْهُ دَاخِرِينَ (87)

وَتَرَى الْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَةً وَهِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ صُنْعَ اللَّهِ الَّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ إِنَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَفْعَلُونَ (88)‏ مَن جَاء بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِّنْهَا وَهُم مِّن فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ (89)

سبا:  وَلَوْ تَرَى إِذْ فَزِعُوا فَلَا فَوْتَ وَأُخِذُوا مِن مَّكَانٍ قَرِيبٍ (51)

وَلَا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ عِندَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ حَتَّى إِذَا فُزِّعَ عَن قُلُوبِهِمْ قَالُوا مَاذَا قَالَ رَبُّكُمْ قَالُوا الْحَقَّ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ (23)

انسان:  إِنَّ الْأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِن كَأْسٍ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُوراً (5)‏ عَيْناً يَشْرَبُ بِهَا عِبَادُ اللَّهِ يُفَجِّرُونَهَا تَفْجِيراً (6) يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَيَخَافُونَ يَوْماً كَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيراً (7) وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِيناً وَيَتِيماً وَأَسِيراً (8) إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنكُمْ جَزَاء وَلَا شُكُوراً (9) إِنَّا نَخَافُ مِن رَّبِّنَا يَوْماً عَبُوساً قَمْطَرِيراً (10) فَوَقَاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذَلِكَ الْيَوْمِ وَلَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَسُرُوراً (11) وَجَزَاهُم بِمَا صَبَرُوا جَنَّةً وَحَرِيراً (12)

صافات : فَكَذَّبُوهُ فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ (127) إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ (128)

اعراف/156/ص170: وَاكْتُبْ لَنَا فِي هَـذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ إِنَّا هُدْنَـا إِلَيْكَ قَالَ عَذَابِي أُصِيبُ بِهِ مَنْ أَشَاء وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَـاةَ وَالَّذِينَ هُم بِآيَاتِنَا يُؤْمِنُونَ و براى ما در اين دنيا و در آخرت نيكى مقرر دار، كه ما به تو بازگشته‏ايم، گفت: عذاب خويش را به هر كه خواهم مى‏رسانم، و رحمت من به همه چيز رساست، و آن را براى كسانى كه پرهيزكارى كنند و زكات دهند و كسانى كه به آيه‏هاى ما ايمان بياورند مقرر مى‏كنيم

*********************

نگاهی به روایات در این باره

این بخش دارای دو قسمت است

یک چه کسانی از حساب قیامت معاف اند

دو: چه کسانی را در آتش نمی سوزانند

بخش یکم خود دارای 7 قسمت است

1-مومنان: (از  هلالى، سلیم بن قیس‏، کتاب سلیم بن قیس الهلالی، محقق، مصحح، انصارى زنجانى خوئینى، محمد، ج ‏2، ص 608، الهادى، قم، چاپ اول، 1405 ق.‏): «فَأَمَّا الْمْو مِنُونَ فَیَنْجُونَ وَ یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ … بِغَیْرِ حِساب»‏؛امّا مومنان نجات مى‌‌‏یابند و بدون حساب وارد بهشت مى‌‏شوند.

2-اولیای خدا: هلالى، سلیم بن قیس‏، کتاب سلیم بن قیس الهلالی، محقق، مصحح، انصارى زنجانى خوئینى، محمد، ص 611- 612:«…لِأَنَّ أَوْلِیَاءَ اللَّهِ الْعَارِفِینَ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ الْحُجَّةِ فِی أَرْضِهِ وَ شُهَدَاءَهُ عَلَى خَلْقِهِ الْمُقِرِّینَ لَهُمُ الْمُطِیعِینَ لَهُمْ‏ یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ بِغَیْرِ حِسابٍ»؛ اولیای الهی که به خدا و رسولش و حجّت‌‏‌هاى خدا در زمین و شاهدین او بر خلقش معرفت دارند و به حق آنان اقرار دارند و مطیع آنان هستند، بدون حساب وارد بهشت مى‏‌‌شوند.

3-شیعیان: کوفى، فرات بن ابراهیم، تفسیر فرات الکوفی، محقق، مصحح کاظم، محمد، ص 552، مۆسسة الطبع و النشر فی وزارة الإرشاد الإسلامی، تهران،چاپ اول، 1410ق.«… قُلْتُ لِوَجْهِ رَبِّی الْحَمْدُ أَسْأَلُکَ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَى إِنَّ إِلَیْنا إِیابَهُمْ ثُمَّ إِنَّ عَلَیْنا حِسابَهُمْ …… وَهَبْنَاهُ لَهُمْ حَتَّى یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَبِغَیْرِ حِساب‏»؛ قبیصه جعفى می‌گوید از امام صادق(علیه السلام) در ارتباط با آیه غاشیه، 25- 26:«إِنَّ إِلَیْنا إِیابَهُمْ* ثُمَّ إِنَّ عَلَیْنا حِسابَهُمْ» پرسیدم، فرمود در باره ما نازل شده است. وی می‌‌گوید به امام گفتم من از تفسیر آن می‌‌پرسم، فرمود بسیار خوب قبیصه! روز قیامت که مى‌‏‌شود خداوند حساب شیعیان را به ما مى‌‌‏سپارد؛ آنچه بین آنها و خدا است پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) از خدا تقاضاى بخشش می‌کند و آنچه بین آنها و بین مردم است از مظالم پیامبر اکرم از طرف آنها پرداخت مى‌‏کنند و آنچه بین ما و آنها است به آنها مى‏‌بخشیم تا بدون حساب وارد بهشت شوند.

4- شهیدان کربلا: نصر بن مزاحم، وقعة صفین، النص، محقق، مصحح، هارون، عبد السلام محمد، ص 140- 141، مکتبة آیة الله المرعشی النجفی، قم، چاپ دوم، 1404 ق.‏:«عَنْ هَرْثَمَةَ بْنِ سُلَیْمٍ قَالَ: غَزَوْنَا مَعَ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ غَزْوَةَ صِفِّینَ فَلَمَّا نَزَلْنَا بِکَرْبَلَاءَ صَلَّى بِنَا … بِغَیْرِ حِسابٍ‏‏»؛  هرثمة بن ابى مسلم می‌گوید با على بن ابى‌طالب (علیه السلام) به نبرد صفین رفتیم؛ هنگام برگشت در کربلا توقف کرد، نماز بامداد را در آن خواند و از خاکش بر گرفت و بوسید، سپس فرمود خوشا به حال تو اى خاک پاک، باید از تو قومى محشور شوند که بی‌حساب به بهشت روند.

5- علاقه‌مندان به دوستان خدا: ابن بابویه، محمد بن على‏، التوحید، محقق / مصحح: حسینى، هاشم‏ ، ص 268 ، جامعه مدرسین، قم، چاپ اول، 1398 ق:  «فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قَالَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَقَدْ حَقَّتْ کَرَامَتِی أَوْ قَالَ مَوَدَّتِی لِمَنْ یُرَاقِبُنِی وَ یَتَحَابُّ بِجَلَالِی ….. … بِغَیْرِ حِساب‏»؛

پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله)می‌فرماید؛ خداوند فرمود: کسانی سزاوار محبّت من هستند که مرا همواره در نظر داشته باشند و به خاطر جلال و عظمت من، دوستى ورزند. چهره‌‏‌هاى ایشان، در روز قیامت از نور است و بر تخت‌‏‌هایى از نور قرار دارند و جامه‌‌‏‌هایى سبز، بر تن مى‌‌‏‌کنند. کسى پرسید، ای رسول خدا(صلی الله علیه و آله) ایشان چه کسانی هستند. فرمود آنان نه گروه پیامبرانند و نه شهیدان، بلکه آنان با دوستان خداى تعالى دوستى کرده‌‌‏اند و بی‌‌حساب داخل بهشت می‌شوند.

الإحتجاج على أهل اللجاج، ج ‏1، ص 63، نشر مرتضى، مشهد، چاپ اول، 1403 ق‏:أَلَا إِنَّ أَوْلِیَاءَهُم الَّذِینَ قَالَ لَهُمُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ … بِغَیْرِ حِساب‏»؛ دوستان و علاقه‌مندان آنها(دوستان خدا) کسانی هستند که خدای متعال در مورد آنها فرمود به غیر حساب وارد بهشت می‌شوند.

6-انسان‌های با گذشت: طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ‏9، ص 51، ناصر خسرو، تهران، 1372 ش:«عن النبی صلّى اللَّه علیه و آله قال إذا کان یوم القیامة نادى مناد ….. یدخلون‏ الجنّة بغیر حساب»‏.

از پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) روایت شده است: روز قیامت که می‌شود منادى ندا می‌کند هر کس پاداشش با خدا است وارد بهشت شود. می‌گویند چه کسى اجرش با خدا است؟ می‌گویند آنان که مردم را عفو می‌کردند، این دسته بدون حساب وارد بهشت می‌شوند.

7-روزه‌داران ماه رجب: ابن بابویه، محمد بن على، ‏ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، النص، ص 55، دار الشریف الرضی للنشر، قم، چاپ دوم، 1406 ق‏: «وَ مَنْ صَامَ مِنْ رَجَبٍ خَمْسَةَ أَیَّامٍ کَانَ حَقّاً ……َ أُدْخِلَ الْجَنَّةَ بِغَیْرِ حِساب‏»، هر کس پنج روز از ماه رجب را روزه بگیرد، بر عهده خدا است که روز قیامت او را خشنود سازد، و روز رستاخیز در حالى مبعوث مى‌‏شود که چهره‌‏اش مانند ماه شب چهارده مى‌‏درخشد، و به شمار دانه‌های شن براى او حسنه نوشته مى‌‏شود، و بى‏‌حساب او را به بهشت می‌برند.

دوم :کسانی که آتش جهنم بر آنان حرام است:

اگر چه تمامی کسانی که بدون حساب و کتاب وارد بهشت می‌‌شوند عذاب جهنم بر آنان حرام است. اما در عین حال گروهی از انسان‌‌ها به عنوان خاص در روایات از آنها نامبرده شده است که در این‌جا به چند نمونه اشاره می‌کنیم.

1-چشمی که از ترس خدا بگرید:

کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، محقق، مصحح، غفارى، على اکبر، آخوندى، محمد، ج ‏2، ص 482، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ چهارم، 1407 ق‏:‏«عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام( قَالَ: مَا مِنْ عَیْنٍ إِلَّا وَ هِیَ بَاکِیَةٌ یَوْمَ الْقِیَامَةِ إِلَّا عَیْناً بَکَتْ مِنْ خَوْفِ اللَّهِ ….»؛

امام صادق(علیه السلام) فرمود: هیچ چشمى نیست جز این‌که روز قیامت گریان است، مگر چشمى که از ترس خدا گریسته باشد، و هیچ چشمى نیست که از ترس خداى عز و جل به اشک خود پر شود، جز این‌که خداوند همه آن بدن را به آتش دوزخ حرام گرداند.

2-کسانی که خشم و شهوت خویش را کنترل کنند: ابن بابویه، محمد بن على‏ الأمالی، النص، ص 329، کتابچى، تهران، چاپ ششم، 1376 ش.‏«عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ (علیه السلام) قَالَ: مَنْ مَلَکَ نَفْسَهُ إِذَا رَغِبَ »هر کس هنگام خشم و رغبت و ترس و شهوت، خویش را نگه‌دارد، خداوند جسمش را بر آتش حرام کند.

3- کسانی که هنگام یاد اهل بیت گریان شوند: ابن قولویه، جعفر بن محمد، کامل الزیارات، النص، ص 104، دار المرتضویة، نجف اشرف، چاپ اول، 1356 ش.‏«عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: مَنْ ذُکِرْنَا عِنْدَهُ فَفَاضَتْ عَیْنَاهُ حَرَّمَ اللَّهُ وَجْهَهُ عَلَى النَّارِ»؛

کسى که ما را نزد او یاد کنند، پس از چشمانش اشک بیاید خداوند متعال صورتش را بر آتش حرام مى‌‏‌نماید.

از آیات قرآن و روایات استفاده می‌شود که ایمان به خدای تعالی، شهادت در راه خدا، مودت و دوستی اهل بیت، عفو و گذشت نسبت به انسان‌ها و… باعث می‌شود تا انسان بدون حساب‌ وارد بهشت شود؛ لذا گروهی از انسان‌ها که دارای این ویژگی‌ها باشند، بدون حساب‌رسی وارد بهشت شده و از نعمت‌های بی‌کرانش بهره‌مند خواهند شد

4- رکوع و سجده کنندگان: الأمالی، النص، ص: 189«…وَ قَالَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوکِ الشَّمْسِ …..»؛

پیامبر فرمود: … «نماز را بپا دار از زوال آفتاب تا سرخى اول شب». و آن ساعتى است که در آن روز قیامت، دوزخ را می‌آورند،مومنى نیست که در این ساعت توفیق سجده یا رکوع یا نماز را داشته باشد، مگر آن‌که خدا تنش را بر آتش حرام کند.

5-کسی که هفت روز از ماه رجب را روزه بگیرد: ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، النص، ص: 55«… وَ مَنْ صَامَ مِنْ رَجَبٍ سَبْعَةَ أَیَّامٍ فَإِنَّ لِجَهَنَّمَ ….»؛

و هر کس هفت روز از رجب را روزه بگیرد، خداوند در برابر روزه هر روز، درى از درهاى هفت‌‏‌گانه دوزخ را به روى او مى‌‏‌بندد و بدنش را بر آتش دوزخ حرام مى‏‌‌گرداند.

6- عمار یاسر: احمدى میانجى، على‏، مکاتیب الأئمة علیهم السلام، محقق، مصحح، فرجى، مجتبى‏، ج ‏1، ص 80، دار الحدیث‏، قم، چاپ اول، 1426 ق.‏«دَمُ عَمَّار وَلَحمُهُ حَرامٌ علَى النَّارِ أن تَأکُلَهُ أو تَمَسَّهُ»؛

گوشت و خون عمار بر آتش حرام است که او را بسوزاند.

گفتنی است؛ آنچه که در این روایات بیان شده، به طور مطلق نیست؛»

*

در داستان زیدابن حارثه که به مرحلة یقین رسیده بود او در زمرة کسانی است که قیامت خود را طی کرده است ، دفتر اول:

 بقيه جواب گفتن زيد رسول خدا (ص)

را كه احوال خلق بر من پوشيده نيست

و همه را مى‏شناسم

( 3526) جمله را چون روز رستاخيز من

فاش مى‏بينم چو خلقان مرد و زن‏

( 3527) هين بگويم يا فرو بندم نفس

لب گَزيدش مصطفى يعنى كه بس‏

( 3528) يا رسول اللَّه بگويم سرِّ حشر

در جهان پيدا كنم امروز نشر

( 3529) هل مرا تا پرده‏ها را بر درم

تا چو خورشيدى بتابد گوهرم

(3530) تا كسوف آيد ز من خورشيد را

تا نمايم نخل را و بيد را

( 3531) وا نمايم راز رستاخيز را

نقد را و نقد قلب آميز را

( 3532) دستها ببريده اصحاب شمال

وا نمايم رنگ كفر و رنگ آل

( 3533) وا گشايم هفت سوراخ نفاق

در ضياى ماه بى‏خسف و محاق‏

( 3534) وا نمايم من پلاس اشقيا

بشنوانم طبل و كوس انبيا

(3535) دوزخ و جنّات و برزخ در ميان

پيشِ چشم كافران آرم عيان‏

( 3536) وا نمايم حوض كوثر را بجوش

كآب بر رُوشان زند بانگش بگوش‏

( 3537) و آن كه تشنه گِردِ كوثر مى‏دوند

يك به يك را نام واگويم كى‏اند

( 3538) مى‏بسايد دوششان بر دوشِ من

نعره‏هاشان مى‏رسد در گوشِ من‏

( 3539) اهل جنت پيش چشمم ز اختيار

در كشيده يكدگر را در كنار

(3540) دست همديگر زيارت مى‏كنند

وز لب هم بوسه غارت مى‏كنند

دفتر اول(3541)كر شد اين گوشم ز بانگ واه واه

از خسان و نعره وا حسرتاه‏

( 3542) اين اشارتهاست گويم از نُغُول

ليك مى‏ترسم ز آزار رسول‏

( 3543) همچنين مى‏گفت سر مست و خراب

داد پيغمبر گريبانش به تاب‏

*

در داستان زیر اشاره می فرماید به افرادی که از قیامت عبور می کنند بی آن که اوصاف سختی آن که در ایات قرآنی آمده است را بینند و علت آن این است که در دنیا از پس نفس امارة دوزخی برآمدند و آن را مهار کردند :

وصیت کردن پیغامبر علیه السلام مر آن

بیمار را و دعا آموزانیدنش

دوم (2551) گفت پيغمبر مر آن بيمار را

اين بگو كِاى سهل كن دشوار را

(2552) آتِنا فِى دارِ دُنيانا حَسَن

آتِنا فى دارِ عُقبانا حَسَن‏

(2553) راه را بر ما چو بُستان كن لطيف

مُنزِل ما خود تو باشى اى شريف‏

(2554) مؤمنان در حشر گويند اى مَلَك

نى كه دوزخ بود راه مشترك‏

(2555) مؤمن و كافر بر او يابد گذار

ما نديديم اندر اين ره دود و نار

(2556) نك بهشت و بارگاه ايمنى

پس كجا بود آن گذرگاه دنى

(2557) پس مَلَك گويد كه آن روضه خُضَر

كه فلان جا ديده‏ايد اندر گذر

(2558) دوزخ آن بود و سياستگاه سخت

بر شما شد باغ و بستان و درخت‏

(2559) چون شما اين نفس دوزخ خوى را

آتشىِّ گبرِ فتنه جوى را

(2560) جهدها كرديد و او شد پر صفا

نار را كشتيد از بهر خدا

 (2561) آتشِ شهوت كه شعله مى‏زدى

سبزه تقوى شد و نورِ هدِى

(2562) آتشِ خشم از شما هم حلم شد

ظلمت جهل از شما هم علم شد

(2563) آتشِ حرص از شما ايثار شد

و آن حسد چون خار بُد گلزار شد

(2564) چون شما اين جمله آتشهاى خويش

بهر حق كشتيد جمله پيش پيش‏

(2565) نفس نارى را چو باغى ساختيد

اندر او تخمِ وفا انداختيد

(2566) بلبلانِ ذكر و تسبيح اندر او

خوش سرايان در چمن بر طرفِ جو

(2567) داعى حق را اجابت كرده‏ايد

در جحيمِ نفس آب آورده‏ايد

(2568) دوزخ ما نيز در حقّ شما

سبزه گشت و گلشن و برگ و نوا

*

در ابیات زیر مراقبة نفس را بها می دهد که انسان های با تقوی اگر مراقبة نفس داشته باشند به محشر نمی آیند و یک راست به بهشت می روند :

چهارم( 2461) چون مراقب باشى و گيرى رَسَن

حاجتت نايد قيامت آمدن‏

( 2462) آن كه رمزى را بداند او صحيح

حاجتش نايد كه گويندش صريح‏

( 2463) اين بلا از كَودنى آيد تو را

كه نكردى فهم نكته و رمزها

*

در ابیات زیر آنانی را که با عقل کل که وجود مبارک آل الله اند معیت داشته باشند از سختی قیامت در امان و معاف می داند:

دفتر چهارم

 ( 3259) كُلِّ عالم صورتِ عقلِ كُل است

كوست بابایِ هر آنك اهلِ قُل است

( 3260) چون كسی با عقلِ كل، كُفران فزود

صورتِ كُل پيشِ او هم سگ نمود

 ( 3261) صلح كن با اين پدر، عاقی بِهِل

تا كه فرشِ زَر نمايد آب و گِل‏

( 3262) پس قيامت، نقدِ حالِ تو بُوَد

پيشِ تو، چرخ و زمين مُبْدَل شود

( 3263) من كه صُلحم دائماً با اين پدر

اين جهان چون جَنَّت استم در نظر

( 3264) هر زمان، نو صورتیّ و نو جمال

تا ز نو ديدن فرو ميرد ملال‏

( 3265) من همی‏بينم جهان را پُرنعيم

آب‏ها از چشمه‏ها جوشان مُقيم‏

( 3266) بانگِ آبش می‏رسد در گوشِ من

مست می‏گردد ضمير و هوشِ من‏

( 3267) شاخه‏ها رقصان شده چون تايبان

برگ‏ها كفْ‌زن مِثالِ مُطربان‏

( 3268) برقِ آيينه‌ست لامِع از نَمَد

گر نمايد آينه تا چون بُوَد

( 3269) از هزاران می‏نگويم من يكی

زآنكه آگندست هر گوش از شكی

( 3270) پيشِ وَهْم اين گفت، مژده دادن است

عقل گويد: مژده چه؟ نقدِ من است‏

*

در دفتر چهارم از قول شتر به آن استر که اهل توبه شد و گریه از بی سعادتی خویش  کرد و به عنایت خداوندی راه به رستگاری پیداکرد و بی آن که صحنة قیامت را ببیند وارد بهشت شد و این است معاملة خداوند با شیعیان امیر مومنان علی ع :

چهارم( 3417) رُو! كه اكنون دست در دولت، زدى

در فكندى خود، به بختِ سَرمَدى‏

تو در اثر توبه به اقبال سرمدی راه یافتی

سَرمَدی: همیشگی، جاودانه.

( 3418) «اُدخُلى تو، فى عِبادى» يافتى

«اُدخُلى فِى جَنَّتِى» در يافتى‏

و داخل در بندگان خدا و داخل در بهشت قرب او شدی

«سوره الفجر(27) ( ص 594): يَأَيَّتُها النَّفْسُ الْمُطْمَئنَّةُتو اى جان با ايمان ارْجِعِى إِلىَ‏ رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً(28)خشنود و پسنديده به سوى پروردگارت باز گرد فَادْخُلىِ فىِ عِبَادِى(29)و به صف بندگان من درآى وَ ادْخُلىِ جَنَّتىِ(30)و به بهشت من در آى»

( 3419) در عبادش، راه كردى خويش را

رفتى اندر خُلد، از راهِ خِفا

راهی به ورود در میان بندگان خداوند گشودی و از راه پنهانی به بهشت رفتی

راه خفا: راهى كه تنها خاصان خدا آن را مى‏دانند. سير الى اللَّه.

« اشاره به فادخلی فی عبادی »

( 3420) «اِهدِنَا گفتى، صراطِ مستقيم»

دست تو بگرفت و، بُردت تا نعيم‏

تو از خدا هدایت به سوی صراط مستقیم طلبیدی و خداوند دست تو را گرفت و به سوی بهشت برد

اِهدِنا: ما را هدایت کن.

«( ص 1 سوره الفاتحه) اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ(6)ما را بسوى صراط مستقيم هدايت فرما.»

اِهدِنا: ما را هدایت کن.

( 3421) نار بودى، نور گشتى اى عزيز!

غوره بودى، گشتى انگور و، مويز!

و این تحول در اثر توبه و تبعیت در تو حاصل شد که آتش بودی و نور رحمت شدی و غوره نارس در ایمان بودی و انگور رسیده و مویز خوش طعم در پختگی راه سلوک شدی

( 3422) اخترى_ بودى، شدى تو آفتاب

شاد باش اللَّهُ اَعلَم بِالصَّواب‏

و مانند ستاره بودی و خورشید شدی پس به شکرانه این نعمت شاد باش

«سورة یونس(58) : قُلْ بِفَضْلِ اللّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِكَ فَلْيَفْرَحُواْ هُوَ خَيْرٌ مِّمَّا يَجْمَعُونَ بگو: به فضل و رحمت خدا، بايد خوشحال شوند كه اين از آنچه مى‏اندوزند بهتر است»

 

*

در ابیات زیر در داستان آن قبطی که به دست آن سبطی هدایت شد و در همین دنیا به جنه الماوی راه یافت می فرماید:

چهارم ( 3510) سيل بود آنكه تنم را در ربود

بُرد سيلم تا لبِ دريایِ جود

( 3511) من به بویِ آب رفتم سویِ سيل

بحر ديدم، دُر گرفتم كَيل كَيل‏

( 3512) طاس آوردش كه اكنون آب گير

گفت: رو شد آب‏ها پيشم حقير

( 3513) شربتی خوردم ز اللَّهُ اشتَری

تا به محشر تشنگی نآيد مرا

( 3514) آنكه جوی و چشمه‏ها را آب داد

چشمه‌ای در اندرونِ من گشاد

( 3515) اين جگر كه بود گرم و آبْ‌خوار

گشت پيشِ همّتِ او آب، خوار

*

در ادامة داستان ایاز آنانی را که به مرگ اختیاری راه می یابند وصف می کند که از سختی قیامت معاف می گردند :

دفتر پنجم  ( 4221) آب عشق تو چو ما را دست داد

آب حيوان شد به پيش ما كساد

( 4222) ز آب حيوان هست هر جان را نوى

ليك آب آب حيوانى توى‏

( 4223) هر دمى مرگى و حشرى داديم

تا بديدم دست بُرد آن كرم‏

( 4224) همچو خفتن گشت اين مردن مرا

ز اعتماد بعث كردن اى خدا

*

در ابیات زیر نیز اشاره به قیامتی ها ی راه طی کرده در همین دنیا از راه مرگ اختیاری می کند :

ششم (754)بهرِ اين گفت آن رسولِ خوش پيام

رمزِ مُوتُوا قَبلَ مَوتٍ يا كِرام‏

(755)همچنان كه مُرده‏ام من، قبلِ مَوت

ز آن طرف آورده‏ام اين صيت و صَوت‏

(756)پس قيامت شو، قيامت را ببين

ديدنِ هر چيز را شرط است اين‏

(757)تا نگردى او، ندانى‏اش تمام

خواه آن انوار باشد يا ظَلام‏

*

 

در ابیات زیر مقدمة رستن از قیامت و سختی آن را تبدیل شدن فکر و نگاه می داند که همین جا را قیامت می بیند و در همین عالم کتاب خود را می خواند و حساب خویش را با پروردگار خویش صاف می کند : اسراء 14 : اقرء کتابک کفی بنفسک الیوم علیک حسیبا :

ششم (826)ديده‏اى كاو از عدم آمد پديد

ذاتِ هستى را همه معدوم ديد

(827)اين جهانِ منتظم محشر شود

گر دو ديده مُبدَل و انور شود

(828)ز آن نمايد اين حقايق ناتمام

كه بر اين خامان بود فهمش حرام‏

*

برای قیامتی شدن باید معیت و همنشینی با قیامتیان داشت و جلیس الله بود به ابیات زیر دقت کنید :

ششم (1299)چون ز ذاتِ حق بعيدى، وصفِ ذات

باز دانى از رسول و معجزات‏

(1300)معجزاتى و كراماتى خَفى

بر زند بر دل ز پيرانِ صفى‏

 (1301)كه درونشان صد قيامت نقد هست

كمترين آن كه شود همسايه مست‏

(1302)پس جَليسُ اللّه گشت آن نيك بخت

كاو به پهلوىِ سعيدى بُرد رَخت‏

**********

روایتی پیرامون آخرین آیة سورة حشر

البرهان في تفسير القرآن، ج‏5، ص: 658

شرف الدين النجفي، قال: روى الحسن بن محبوب بإسناده، عن صندل، عن داود بن فرقد قال: قال أبو عبد الله (عليه السلام): «اقرءوا سورة الفجر في فرائضكم و نوافلكم، فإنها سورة الحسين بن علي، و ارغبوا فيها رحمكم الله، فقال له أبو أسامة و كان حاضر المجلس: كيف صارت هذه السورة للحسين (عليه السلام) خاصة؟

فقال: «ألا تسمع إلى قوله تعالى: يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى‏ رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً فَادْخُلِي فِي عِبادِي وَ ادْخُلِي جَنَّتِي؟ إنما يعني الحسين بن علي (عليهما السلام)، فهو ذو النفس المطمئنة الراضية المرضية و أصحابه من آل محمد (صلوات الله عليهم) الراضون عن الله يوم القيامة و هو راض عنهم، و هذه السورة [نزلت‏] في الحسين بن علي (عليهما السلام) و شيعته، و شيعة آل محمد خاصة، من أدمن قراءة الفجر كان مع الحسين (عليه السلام) في درجته في الجنة، إن الله عزيز حكيم.

 

همچنین ببینید

بحث پیرامون واژۀ حجت از مثنوی شریف توسط استاد محمد قدسی

  بحث پیرامون واژة  حجت حجت از ریشه حج است و حج یعنی قصد کردن ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو × دو =