خانه / مقالات / مثنوی معنوی / تفسیر موضوعی / بحث پیرامون واژۀ حجت از مثنوی شریف توسط استاد محمد قدسی

بحث پیرامون واژۀ حجت از مثنوی شریف توسط استاد محمد قدسی

 

بحث پیرامون واژة  حجت

حجت از ریشه حج است و حج یعنی قصد کردن و حج البیت یعنی قصد کننده خانه خداوند ،

حجت یعنی رساننده به مقصود و پیامبران و امامان معصوم  حجت های الهی هستند و همگان را به سوی خداوند هدایت می کنند

از ویژگی های حجت آن است که به فرمودة امام صادق ع الحجه قبل الخلق و مع الخلق و بعد الخلق ، یعنی حجت

قبل از خلق بوده و با خلق نیز هست و بعد از خلق هم خواهد بود و مصداق آن انبیای الهی و اوصیای آنها و اولیای خداوندی هست

در کتاب برهان ذیل آیة 150 بقره که نشانگر آن است که حجت های الهی هدایت می کنند ، از قول هشام بن حکم از امام باقر ع آمده است که فرموده در زمر 17 و 18 (سورة الزمر) (17).(ص 460) وَالَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَن يَعْبُدُوهَا وَأَنَابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرَى فَبَشِّرْ عِبَادِ (17)

کسانی که از پرستش [و اطاعت] طاغوت [یعنی سردمداران کفر و شرک، سرکشان زورگو، استعمارگران خائن و خواسته های نامشروع خود، با همۀ وجود] دوری کردند و به درگاه خدا بازگشتند بر آنان [به بهشت] مژده باد، پس بندگانم را مژده ده !

الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ(18)

هم آنان که سخن را می شنوند، و از بهترینش [که آنان را در سایۀ عملِ به آن به حق می رساند] پیروی می کنند، اینانند که خداوند هدایتشان کرده، و اینان صاحبان خِردند «18»

سپس آیات 170 و 171 بقره را فرمود (سوره البقره) (170) (ص 26) وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنزَلَ اللّهُ قَالُواْ بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَيْنَا عَلَيْهِ آبَاءنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لاَ يَعْقِلُونَ شَيْئاً وَلاَ يَهْتَدُونَ (170)

و هنگامي كه به آنان [ كه مشرك و كافرند ] گويند : از آنچه خدا نازل كرده پيروى كنيد ، مي  گويند : نه ، بلكه از آيينى كه پدرانمان را بر آن يافتيم ، پيروى مي  كنيم . آيا هر چند پدرانشان چيزى نمي  فهميدند و راه [ حق را به سبب كوردلى ] نمي  يافتند [ باز هم كوركورانه از آنان پيروى خواهند كرد ؟ ! ](170)

(سوره البقره) (171) (ص 26)وَمَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُواْ كَمَثَلِ الَّذِي يَنْعِقُ بِمَا لاَ يَسْمَعُ إِلاَّ دُعَاء وَنِدَاء صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لاَ يَعْقِلُونَ (171)

داستان دعوت كننده ] كافران [ به ايمان ] ، مانند كسى است كه به حيوانى [ براى رهاندنش از خطر ] بانگ مي  زند ، ولى آن حيوان جز آوا و صدا آن هم آوا و صدايى كه مفهومش را درك نمي  كند ]نمي  شنود . [ كافران ، در حقيقت ] كر و لال و كورند ، به همين سبب درباره حقايق ]انديشه نمي  كنند .(171)

نظیر آن در 165 نساء آمده ( سوره النساء) (165) (ص104)رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا 165

پيامبرانى كه مژده رسان و بيم دهنده بودند تا مردم را [ در دنيا و آخرت در برابر خدا ] پس از فرستادن پيامبران ، عذر و بهانه و حجتى نباشد ; و خدا همواره تواناى شكست ناپذير و حكيم است .(165)
 حجت های الهی رسولان الهی و اوصیاء آن ها یند و از جمله آل الله صلوات الله علیهم اجمعین هستند که مامورند حجت را بر بندگان تمام کنند

از این دوآیه واضح تر 149 انعام است( سورة الأنعام ) (149) (ص 148) قُلْ فَلِلّهِ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ فَلَوْ شَاء لَهَدَاكُمْ أَجْمَعِينَ (149)

بگو : دليل و برهان رسا [ كه قابل ردّ ، ايراد ، شك و ترديد نيست ] مخصوص خداست ، و اگر خدا مي  خواست قطعاً همه شما را [ به طور جبر ] هدايت مي  كرد .(149)

که هدایت را به حجت بالغة الهی نسبت می دهد

در ذیل این آیه در کتاب برهان از قول امام صادق ع آمده که مائیم حجت بالغة الهی بر هرچه در پایین آسمان و روی زمین است

سپس در روایت دیگری از امام صادق ع آمده که آیه 67 سوره مائده را بیان می فرمایند و داستان غدیر خم را در شرح آن مطرح می نمایند تا بدانیم که با اکمال دین و اتمام نعمت آیة 3 مائده، حجت بالغه الهی انجام شد

این روایت بسیار مفصل است که حتما مراجعه شود و آن حضرت داستان نضربن حارث و طلب عذاب کردن او را و مستجاب شدن خواسته او و به درک واصل شدنش را می فرمایند که در (سوره المعارج-ص568 :سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ (1)درخواست کننده ای عذاب شدید واقع شدنی را درخواست کرد  لِّلْكَافِرينَ لَيْسَ لَهُ دَافِعٌ (2)عذابی که ویژۀ کافران است، و آن را بازدارنده ای نیست مِّنَ اللَّهِ ذِي الْمَعَارِجِ (3)این عذاب که کیفر کفر کافران می باشد از سوی خداوندِ صاحبِ درجات است)آمده است

حاصل آن که اهل بیت حجت الهی هستند و خداوند در آیات زیادی  تصریح می فرماید که دشمنی با این خاندان چه عاقبت شومی دارد

و مولانا در بیت 2309 دفتر چهارم به آن اشاره می کند و حجت را بازدارنده از ضلالت معرفی می کند که عکس آن، هدایت کننده می باشد و  در هدایت گری انبیا و اولیا تصریح می کند»

( 2309)

گفت من عقلم رسولِ ذو الجلال

حُجَّة اللّه‏ام أمانم از ضَلال‏

حضرت موسی (ع) فرمود: من عقل هستم رسول خداوند ذوالجلال، حجت خداوند هستم  و همه را از گمراهی نجات می بخشم

در سورةاعراف آیات104و 105 می فرماید : إِنِّي رَسُولٌ مِنْ رَبِّ اَلْعالَمِينَ. حَقِيقٌ عَلى‏ أَنْ لا أَقُولَ عَلَى اَللَّهِ إِلاَّ اَلْحَقَّ یعنی من فرستاده اى از سوى پروردگار دو جهانم. سزاوار است كه بر خدا جز راست نگويم.

مجاوبات موسى عليه السلام كه صاحب عقل بود با فرعون كه صاحب وهم بود

چهارم ( 2307)

وهم، مر فرعونِ عالم سوز را

عقل، مر موسىِّ جان افروز را

در مَثَل :وهم برای فرعون است که عالمی را به آتش می کشاند و عقل، برای حضرت موسی (ع) است که جان ها را با نور باطنی خود روشن می کند

( 2308)

رفت موسى بر طريق نيستى

گفت فرعونش بگو تو كيستى؟

حضرت موسی (ع) خود را هیچ انگاشت و در وجود حق فنا گشت و بَدا به حال فرعون که به او گفت: تو کیستی؟

بر طريق نيستى رفتن: خود را هيچ انگاشتن، در حق فنا بودن، خود را بنده و رسول حق دانستن.

« در سورة اعراف/104/ ص163: وَ قَالَ مُوسىَ‏ يَافِرْعَوْنُ إِنىّ‏ رَسُولٌ مِّن رَّبِّ الْعَلَمِينَ موسى گفت اى فرعون من فرستاده پروردگار جهانيانم»

( 2309)

گفت من عقلم رسولِ ذو الجلال

حُجَّة اللّه‏ام أمانم از ضَلال‏

حضرت موسی (ع) فرمود: من عقل هستم رسول خداوند ذوالجلال، حجت خداوند هستم  و همه را از گمراهی نجات می بخشم

(در سورةاعراف آیات104و 105 می فرماید : إِنِّي رَسُولٌ مِنْ رَبِّ اَلْعالَمِينَ. حَقِيقٌ عَلى‏ أَنْ لا أَقُولَ عَلَى اَللَّهِ إِلاَّ اَلْحَقَّ یعنی من فرستاده اى از سوى پروردگار دو جهانم. سزاوار است كه بر خدا جز راست نگويم.

و در سورةطه آیة47 می فرماید :قَدْ جِئْناكَ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكَ وَ اَلسَّلامُ عَلى‏ مَنِ اِتَّبَعَ اَلْهُدى‏ یعنی  نزد تو با نشانه‏اى از آفريدگار تو آمده‏ايم. درود بر آن كه پيروى راه راست كند.)

همان گونه که گفته شد ،حجت از ریشه حج است و حج یعنی قصد کردن و حج البیت یعنی قصد کننده خانه خداوند ،

(سوره البقره) (148) (ص 23) وَلِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيهَا فَاسْتَبِقُواْ الْخَيْرَاتِ أَيْنَ مَا تَكُونُواْ يَأْتِ بِكُمُ اللّهُ جَمِيعاً إِنَّ اللّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (148)

براى هر گروهى قبله اى است كه خدا گرداننده روى آن گروه به آن قبله است ; پس درباره قبله ، نزاع و كشمكش نكنيد و به جاى بحث و گفتگو ] به جانب نيكى ها و كارهاى خير پيشى جوييد . خدا همه شما را هر جا كه باشيد به صحراى محشر ]مي  آورد ; مسلماً خدا بر هر كارى تواناست .(148)

اول ( 2893) بت پرستى چون بمانى در صور

صورتش بگذار و در معنى نگر

( 2894) مرد حجى، همره حاجى طلب

خواه هندو خواه ترك و يا عرب‏

( 2895) منگر اندر نقش و اندر رنگ او

بنگر اندر عزم و در آهنگ او

( 2896) گر سياه است او هم آهنگ تو است

تو سپيدش خوان كه هم رنگ تو است

دفتر دوم

( 2225) قصد كعبه كن چو وقت حج بود

چون كه رفتى مكّه هم ديده شود

( 2226) قصد در معراج، ديد دوست بود

در تَبع عرش و ملايك هم نمود

تمام الحج لقاء الامام

در داستان بایزید:

( 2241) گفت طوفى كن به گِردم هفت بار

وين نكوتر از طوافِ حج شمار

( 2242) و آن درمها پيش من نِه اى جواد

دان كه حج كردى و حاصل شد مراد

در داستان حضرت داود ع و آن کشندة گاو در

دفتر سوم

قصاص فرمودن داود عليه السّلام

خونى را بعد از الزام حجّت بر او

( 2486) هم بد آن تيغش بفرمود او قصاص

كَى كند مكرش ز علم حق خلاص‏

( 2487) حلم حق گر چه مواساها كند

ليك چون از حد بشد پيدا كند

دیدیم که آن حجت باطنی به کمک حضرت داود آمد و با آن قضاوت کرد و آن صاحب گاو را قصاص کرد

در اول دفتر چهارم در بارة حسام الدین:

( 14) خوش بكَش اين كاروان را تا به حج

اى اميرِ صَبر، مِفتاحُ الْفَرَج‏

( 15) حج زيارت كردنِ خانه بُوَد

حج ربِّ‌ الْبَيت، مردانه بُوَد

در دفتر چهارم و داستان رسول خدا که در عربستان سیل آمد و نیزة پیامبر تمام نیزه ها را در ربود و بر سر آب ایستاد و این هنر از حجت الهی است

( 2786) ميرىِ من تا قيامت باقى است

ميرىِ عاريَّتى خواهد شكست‏

( 2787) قوم گفتند: اى امير افزون مگو

چيست حُجَّت بر فزون جويىِّ تو؟

( 2788) در زمان، ابرى بر آمد ز اَمرِ مُر

سيل آمد، گشت آن اطراف پُر

( 2789) رو به شهر آورد سيلِ بَس مَهيب

اهلِ شهر افغان‌كنان، جمله رَعيب‏

( 2790) گفت پيغمبر كه وقتِ امتحان

آمد اكنون، تا گُمان گردد عيان‏

( 2791) هر اميرى نيزة خود در فگند

تا شود در امتحان آن، سيل‌بند

( 2792) پس قَضيب انداخت در وَى مصطفى

آن قَضيبِ مُعجزِ فرمانروا

( 2793) نيزه‏ها را همچو خاشاكى رُبود

آبِ تيزِ سيلِ پُرجوشِ عَنود

( 2794) نيزه‏ها گُم گشت جمله و آن قَضيب

بر سرِ آب ايستاده چون رقيب‏

( 2795) ز اهتمامِ آن قَضيب آن سيلِ زَفت

رو بگردانيد و، آن سيلاب رفت‏

( 2796) چون بَديدند از وى آن امرِ عظيم

پس مُقِر گشتند آن ميران ز بيم‏

و باز در دفتر چهارم در داستان آن فلسفی دهری و آن کسی که عالم را قدیم می دانست و دست آخر برای عقیده خود در آتش رفت و آن دهری فلسفی را منکوب کرد و او در آتش نسوخت ولی آن دهری در آتش سوخت

چهارم ( 2846) هين بياور حجّت و بُرهان كه من

نشْنوم بى‏حجّت اين را در زَمَن‏

( 2847) گفت: حجّت در درونِ جانم است

در درونِ جان نهان، بُرهانم است‏

( 2848) تو نمى‏بينى هِلال از ضعف چشم

من همى‏بينم، مكن بر من تو خشم‏

حجت الهی امان دهنده از گمراهی است

آخرین شاهد از مثنوی از دفتر اول بیت 783 داستان به سخن آمدن طفل در میان آتش و تحریض کردن خلق را در افتادن به آتش

این کار سبب رسوائی آن پادشاه جائر شد

و این حجتی است که اصل آن امامان ما هستند و با هر پیامبری و ولیی هست و او را از آفات حفظ می کند نظیر حضرت ابراهیم در آتش و کودکی موسی بر رود نیل و امثال آن

همچنین ببینید

موضوع «پیامبر (ص) و استغفار» از مثنوی شریف توسط استاد محمد قدسی

  پیامبر (ص) و استغفار تفسير اين حديث كه «اِنِّى لَأَستَغفِرُ اللَّهَ فِى كُلِّ يَومٍ ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

6 + نه =