خانه / چندرسانه ای / مثنوی معنوی / تفسیر موضوعی / موضوع انسان ها مانند معادنی از طلا و نقره هستند از مثنوی شریف توسط استاد محمد قدسی

موضوع انسان ها مانند معادنی از طلا و نقره هستند از مثنوی شریف توسط استاد محمد قدسی

 

دفتر دوم

اَلّناسُ معادِنُ كَمَعادِنِ الَّذهَبِ وَ الْفِضَّةِ.

كافى، ج 8، ص 177؛ من لا يحضره الفقيه، ج 4، ص 380؛ بحار الانوار، ج 58، ص 65 و 106؛ ج 64، ص 121

الناس معادنٌ تجدون خیارهُم فی الجاهلیةِ خیارُهُم فی الإسلام إذا فقهوا؛ مردم همانند معادن‌اند. مردم دوران جاهلیت، اگر دانش و آگاهی پیدا کنند در دوران اسلام نیز برگزیده‌اند.(احادیث مثنوی/ص61)

راویان شیعی ، شان نزول عبس و تولی را آنگونه که مثنوی می گوید قبول ندارند ، به پایان این بحث رجوع شود

( 2070) احمدا ديدى كه قومى از ملوك

مستمع گشتند، گشتى خوش كه بوك‏

اى احمد ديدى كه جمعى از سروران بمواعظ تو گوش مى‏دادند تو خوشحال شدى و گفتى باشد كه

ملوك: جمع ملك: پادشاه، و در اينجا كنايت از تنى چند از مهتران قريش است.

بوك: بود كه، شايد.

 

( 2071) اين رئيسان يار دين گردند خوش

بر عرب اينها سَرند و بر حبش‏

اين رؤساى قوم طرفدار دين شوند چون اينها بر

عرب و بر حبش سرورى دارند

( 2072) بگذرد اين صيت از بصره و تبوك

ز انكه النّاسُ عَلى دِينِ المُلوك‏

بنا بر اين صيت اسلام از بصره و تبوك و بلاد دور دست مى‏گذرد زيرا كه الناس على دين ملوكهم (حديث) مردم روش پادشاهان و سروران خود را پيش مى‏گيرند

صِيت: آوازه.

بصره: شهر و بندرى در جنوب شرقى عراق كنار شطّ العرب.

پيداست كه اين گفت و گو از زبان قرآن نيست و مولانا حادثه‏هاى ساليان بعد را به نظم در آورده است. بصره در سال شانزدهم يا هفدهم هجرت ساخته شد و تصور و تبديل بعض شارحان بصره را به بُصرى كه شهرى است در حوران در نود كيلو مترى دمشق، تكلّفى است. رسول اكرم (ص) به هنگام كودكى در يكى از سفرها كه با عمويش به شام مى‏رفت در بصرى با بحيراى نصرانى ديدار داشت.

تَبوك: شهرى در شمال شبه جزيره عربستان، و غزوه‏اى به نام غزوه تبوك يكى از غزوه‏هاى پيغمبر (ص) است و آن در رجب سال نهم از هجرت بود.

النَّاسُ عَلى دين…: «النّاسُ عَلى دِينِ مُلُوكِهِم: مردم بر دين پادشاهان خويش‏اند.» مولانا اين جمله را حديث پنداشته است:

 

آن رسول حق قُلاوُزِ سُلوك

گفت النّاسُ عَلى دينِ المُلُوك‏

1593 5

ليكن ظاهراً از موضوعات است. و مثلى است رايج كه حديث فرض شده است. (نگاه كنيد به: احاديث مثنوى، ص 28)

 

( 2073) زين سبب تو از ضَريرِ مُهتدى

رو بگردانيدى و تنگ آمدى‏

از اين جهت از آن كور هدايت جو تنگ آمده و رو گرداندى ضَرير: كور.

مُهتَدِى: راهنمايى خواه، كه طالب راهنمايى است.

( 2074) كندرين فرصت كم افتد اين مناخ

تو ز يارانى و وقت تو فراخ‏

و گفتى چنين فرصت و مقامى كم بدست مى‏آيد و تو اى كور از ياران هستى و وقت زيادى براى شنيدن كلمات من دارى

مُناخ: جايى كه شتر در آن بخوابد، و در اينجا كنايت از جاى ديدار و ملاقات است.

 

( 2075) مُزدَحم مى‏گرديم در وقت تنگ

اين نصيحت مى‏كنم نه از خشم و جنگ‏

در يك وقت تنگى عرصه را بر من تنگ مى‏كنى اين را نه از خشم مى‏گويم بلكه نصيحت مى‏كنم‏

مُزدَحِم: (اسم فاعل از ازدحام) انبوهى كننده. مجازاً تنگ كننده مجال.

 

( 2076) احمدا نزد خدا اين يك ضرير

بهتر از صد قيصر است و صد وزير

اى احمد (ص ع) اين يك كور نزد خداوند از صد قيصر بهتر و از صد وزير عزيزتر است

قيصر: لقب امپراتوران روم.

 

( 2077) يادِ النّاسُ مَعادِن هين بيار

معدنى باشد فزون از صد هزار

«الناس معادن» را بياد آور كه اين كور معدنى است بهتر از صد هزار معدن [اشاره بحديث «الناس معادن كمعادن الذهب و الفضة» يعنى مردم معدنهايى هستند چون معادن زر و سيم ]

النّاسُ مَعادِنُ: مردم معدنهايند. در احاديث مثنوى (ص 61-  62) به صورتهاى مختلف آمده است. در اينجا آن را از بحار مى‏آوريم: «قالَ النَّبيُّ (ص) النّاسُ مَعادِن كَمَعادِنِ الذَّهَبِ وَ الفِضَّةِ.» و تمام حديث اين است: «خِيارُهُم فِى الجاهِلِيَّةِ خِيارُهُم فِى الاسلام».

(بحار الانوار، ج 64، ص 121، و نگاه كنيد به: ج 58، ص 61 و 106) و در فروع كافى (ج 8، ص 177) ذيل حديث با عبارتى ديگر آمده است.

اَلنّاسُ مَعادِنُ تَجِدونَ خِیارَهُم فِى الجاهِلِيَّةِ خِيارَهُم فِى الاسلامِ اِذافَقُهُوا«مردم همچون کان ها و معادن اند برگزیدۀ آنان به دورۀ جاهلیت برگزیدۀ آنان در اسلام است به شرط آنکه دانای به معارف اسلامی باشند»احادیث مثنوی .ص61

 

( 2078) معدن لعل و عقيق مُكتَنِس

بهتر است از صد هزاران كان مِس‏

معدن لعل و عقيق سر پوشيده و پنهان بهتر از صد هزار كان مس است

مُكتَنِس: (اسم فاعل از اكتناس، از ريشه كنس روفتن: خس و خاشاك روينده) در اينجا انباشته و نهان معنى مى‏دهد.

 

( 2079) احمدا اينجا ندارد مال سود

سينه بايد پُر ز عشق و دَرد و دود

اى احمد (ص ع) اينجا مال بدرد نمى‏خورد در اينجا سينه پر از شراره عشق و دود آه و درد طلب خريدار دارد

شعرا / 88 و 89 / ص371 : يَوْمَ لَا يَنفَعُ مَالٌ وَ لَا بَنُونَ

روزى كه مال و فرزندان سود ندهد

إِلَّا مَنْ أَتىَ اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ

مگر آنكه با قلب پاك سوء خدا آمده باشد

( 2080) اعميى روشن دل آمد در مبند

پند او را ده كه حقّ اوست پند

كور روشن دل آمده در را مبند و باو نصيحت كن كه پند شايسته او است

 

رسم واعظان چنان بوده است كه از مطلبى به مناسبت، يا با كمترين مناسبتى به مطلب ديگر مى‏پرداخته‏اند. مولانا از پند دهنده مغرور خرس كه پند در او سودى نداشت به ياد مشركان مكه مى‏افتد كه رسول (ص) مى‏خواست آنان را به اسلام بخواند، و ما خلاصه اين داستان را از تفسير ابو الفتوح رازى مى‏آوريم و آن داستان شأن نزول سوره مباركه عبس است: عبد اللّه پسر شريح از بنى عامر مشهور به ابن اُمّ مكتوم كه مردى نابينا بود نزد رسول (ص) آمد. در آن هنگام عُتبة بن ربيعه و ابو جهل و عباس و پسران اُميّة بن خلف نزد وى بودند و رسول (ص) مى‏خواست دل آنان را به اسلام مايل گرداند. عبد اللّه كه نمى‏دانست پيغمبر مشغول گفت و گو با آن جماعت است، به رسول (ص) گفت از آن چه خدا به تو تعليم كرده (چيزى از قرآن) بر من بخوان و بياموز. رسول (ص) روى از او بگردانيد. يك دو بار چنين شد. پيغمبر (ص) نمى‏خواست كافران بگويند پيروان او نابينايان و مردم نادارند. در پى اين ماجرا سوره عبس بر رسول نازل شد كه ترجمه آيه‏هاى نخستين آن اين است: «رو ترش كرد و سر بر گرداند كه كورى نزد او آمد. تو چه دانى، شايد كه او پاكيزه شود؟ يا پند گيرد و پند او را سود دهد. اما آن كه توانگر است روى خود بدو مى‏كنى و اگر او پاك (از كفر) نشود بر تو باكى نيست اما آن كه شتابان نزد تو مى‏آيد و مى‏ترسد تو از او به ديگرى مى‏پردازى.» (عبس، 1-  10) و اين روايت ابن عباس و قتاده و مجاهد و ضحاك است، ولى گروهى ديگر از مفسّران شيعى گويند نتوان بود كه پيغمبر به صفت ترش رويى مخاطب شود و اين آيه‏ها در باره مردى اموى از مسلمانان نازل شد كه در آن مجلس حضور داشت.

همچنین ببینید

موضوع «فرق ظن و گمان» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

    فرق یقین با ظن و گمان (سوره ملك) (22) (ص 563 )أَفَمَن يَمْشِي ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پنج × سه =