خانه / مقالات / مثنوی معنوی / تفسیر موضوعی / موضوع «انسان علت غایی خلقت» از مثنوی شریف توسط استاد محمد قدسی

موضوع «انسان علت غایی خلقت» از مثنوی شریف توسط استاد محمد قدسی

 

 

انسان علت غائی خلقت است

دفتر چهارم

(522) ظاهر ِآن شاخ، اصلِ ميوه است

باطناً، بهرِ ثمر، شد شاخ، هست‏

به عنوان مثال، به صورت ظاهر ميوه برای پیدایش به شاخ وابسته است و بی شاخ، ميوه پدید نیاید امّا در واقع شاخه براى به وجودآمدن ميوه پديد آمده است

هست شدن: پديد آمدن.

«چون عمل كردى شجر بنشاندى

اندر آخر حرف اوّل خواندى‏

گر چه شاخ و برگ و بيخش اوّل است

آن همه از بهر ميوه مرسل است

‏969-  968/2 »

(523) گر نبودى ميل و، اوميدِ ثمر

كى نشاندى ،باغبان بيخِ شجر؟

و اگر باغبان اميد به ميوه نداشت هرگز درخت نمی نشاند

(524) پس به معنى، آن شجر از ميوه زاد

گر به صورت، از شجر بودش وِلاد

پس در پیش عقل در حقیقت درخت از ميوه بوجود آمده است اگر چه در صورت پیدایش ميوه از درخت است

ولاد: زادن، كنايت از پديد آمدن.

در ادامه اشاره به روایت «درمسند احمد، ج 1، ص 281«آدَم فَمَن دُونَه تحت لوائى و لا فخر.» وبحارالانوار، الانوار، ج 6، ص 402، از مناقب آل ابى طالب، ابن شهر آشوب «آدَمُ فَمَن دونَهُ تَحتَ لِوائى يَومَ القيامَة.» می فرماید:

(525) مصطفى، زين گفت كآدم، وَ انبيا

خَلفِ من باشند، در زيرِ لِوا

برای همين بود كه حضرت رسول (ص ع) فرمودند كه انبياء در روز قيامت پشت سر من و در زير پرچم من خواهند بود

خَلف: پشت سر، قرن بعد قرن، گروهی که بعد از گروهی آیند.

(526) بهر اين فرموده است آن ذو فنون

رمزِ«نَحنُ الآخِرُونَ السّابِقُون‏»

و نيز برای همين منظور فرموده‏اند که نَحنُ الآخِرونَ السّابِقون ما بعد از همه آمده ایم ولی پيش از همه بوده‏ايم

ذوفنون: صاحب هنرها، کسی که هنرهای مختلف دارد. در اینجا منظور کسی است که کمالات بسیار دارد.

«آخرين قرن‏ها پيش از قرون / در حديث است آخرون السّابقون‏

3042، 2

احاديث مثنوى، ص 67، بحارالانوار، الانوار، ج 16، ص 118- 120) «نَحنُ الآخِرُونَ السَّابِقُونَ يَومَ القِيامَةِ بَيدَ أنَّهُم اُوتُوا الكِتابَ مِن قَبلِنا وَ اُوتِيناهُ مِن بَعدِهِم و هذا یَومَهُمُ الذی فُرِضَ عَلَیهم فَاختَلَفوافیهِ فَهَدانَا اللهُ لَه فَهم لَنا فیه تَبَعٌ فَالیهودُ غَداً وَ اّلنَصاری بَعدَ غَدٍ:  ما پسينيانيم كه روز رستاخيز پيش مى‏افتيم، جز كه آنان را پيش از ما كتاب دادند و ما را پس از آنان.و این همان روزی است که بر انان فرض شده بود ولی انان دچار اختلاف شدند خداوند مارا هدایت کرد پس اینان تابعان ما هستند یهود را فرداست و نصاری را پس فردا »

(527) گر به صورت، من زِ آدم زاده‏ام

من به معنى، جَدِّ جَدّ اُفتاده‏ام‏

پس من اگر چه به صورت زادۀ آدم هستم ولی در معنى و حقيقت جدِّ جدِّ آدم می باشم

«بنگرم سِر عالمى بينم نهان

آدم و حوّا نَرُسته از جهان

‏4540، 3»

(528) كز براىِ من، بُدَش، سجدة مَلَك

وز پى من، رفت، بر هفتم فلك‏

و به خاطر من بود كه فرشتگان به آدم سجده بردند و براى خاطر من بود كه انبياء تا فلك هفتم بالا رفتند «سورۀ بقره، 33و34، ص6 سجده فرشتگان به آدم و دربحارالانوار، الانوار، ج 15، ص 27:  حديث مفصلى از ابن عباس آورده كه پيش از خلقت آدم فرشتگان به فرمان خدا وند خاك رسول (ص ع) را از تربت او گرفتند و هر روز در نهرهاى بهشتی غوطه‏اش مى‏دادند فرشتگان مى‏گفتند پروردگارا اگر فرمايى او را سجده كنيم.»

یک نتیجه گیری کلی:

(529)پس ز من زاييد، در معنى پدر

پس ز ميوه زاد، در معنى شجر

در معنى پدر از من زائيده شده است و همان طور که در بیت 524 اشاره شد، درخت از ميوه متولّد شده است

(530) اوّل فكر، آخِر، آمد در عمل

خاصه فكرى_ كو بود وصفِ ازل‏

فكری که در آغاز پيدا مى‏شود در مرحلة آخر به اجرا در می آید بخصوص آن فكرى كه از صفات ازلى خداوند است و آن مقصود نور پیامبر (ص ع) است كه تجلّى خداوند است.

(مصرع اول اشاره به علّت غایی خلقت دارد که هدف از آفرینش عالم است و آن وجود مبارک پیامبر ص ع می باشند)

«اوّل فكر آخر آمد در عمل / بنيت عالم چنان دان در ازل‏970، 2

أوَّلُ الفِكرِ آخِرُ العَمَلِ.» (امثال و حكم)و به قول حاجی سبزواری در منظومه

عِلَّه فاعِلٍ بِماهِیَّتِها مَعلولَهٌ لَه بِاِنّیَّتِها

(ماهیّت علّت غایی، فاعل علّت فاعلی است، ولی وجودش معلول علّت فاعلی است)

اَلعِلَّهُ الغایی قَبلَ الفِعلِ ذِهناً و بَعدَهُ عَیناً(علت غایی از نظر ذهنی قبل از فعل است و از لحاظ تحقق خارجی بعد از آن)»

 

بازدیدها: 11

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

20 − 7 =