خانه / مقالات / مثنوی معنوی / تفسیر موضوعی / موضوع «انسان و حیات دوباره » از مثنوی شریف توسط استاد محمد قدسی

موضوع «انسان و حیات دوباره » از مثنوی شریف توسط استاد محمد قدسی

 

 

 

 

انسان های اهل آخرت تحول خواهند و تمامیت خواهی آن ها برای آخرت است در پی تولد دیگرند و در پی مرگ اختیاری

به خلاف اهل دنیا که در پی دوام عمر دنیائی بدون بیماری و در کمال صحت و سلامتی خویش اند

طول عمر و صحت به دوام دنیائی مورد پذیرش اهل دنیا و طالبان دنیا است و انسان ها ی دنیا مدار را هیچ چیز مانند آن راضی نمی کند،

(بحث مبسوط پیرامون مرگ اختیاری را به محل خود واگذار می کنم)

در ابیات زیر حضرت موسی ع  چهار رهاورد را به فرعون پیشنهاد می فرماید ولی او را این موهبت قسمت نبود :

شرح كردن موسى عليه السّلام آن چهار فضيلت را جهت پاى مزد ايمان فرعون

پاى مزد: حق القدم. در قديم پولى را كه به طبيبان، قاصدان، نامه بران مى‏دادند «حق القدم» مى‏گفتند. كنايت از مزد اندك.

دفتر چهارم ( 2528)

 گفت موسى، كاوّلينِ آن چهار

صحَّتى باشد تنت را، پايدار

حضرت موسی علیه السلام فرمود: اولین ازآن چهار چیزی که در عوض به تو داده می شود سلامتی همیشگی تن توست

( 2529)

اين علل‏هايى كه در طب گفته‏اند

دور باشد از تنت، اى ارجمند

ای مرد گرامی! علت ها و بیماری هایی که در طب راجع به آن ها گفته اند از تو دور خواهد بود

( 2530)

 ثانيا باشد تو را عمر دراز

كه اجل دارد ز عمرت اِحتراز

و دوم چیزی که به تو داده خواهد شد عمر طولانی است و اجل از تو دوری می کند

احتراز: پرهیز کردن، خودداری نمودن.

در ابیات زیر

( 2531)

 وين نباشد بعد عمرِ مُستَوِى

كه به ناكام از جهان بيرون روى‏

این بدان معنی نیست که عمر طبیعی خود را به طور یکنواخت و با سلامتی کامل سپری کنی و در پایان بی مراد از این جهان به جهان دیگر بروی

مستوى: سالم، درست، برابر، یکسان. عمر مستوى: عمر به كمال رسيده، عمر طبيعى

 ( 2532)

 بلكه خواهان اجل چون طفل شير

نه ز رنجى كه تو را دارد اسير

بلکه تو در طلب مرگ هستی مانند طفلی که جویای شیر است و این که تو مرگ را طلب می کنی به دلیل رهایی از رنج و سختی نیست

( 2533)

 مرگ جو باشى ولى نه از عجزِ رنج

بلكه بينى در خراب خانه، گنج‏

تو به دنبال مرگ هستی ولی نه به خاطر بیچارگی و رهایی از رنج، بلکه به این دلیل که در ویران شدن تن گنجی نهان می بینی

«حضرت علی علیه السلام فرمود  :وَاللهِ لاَبنُ اَبیطالِبٍ آنَسُ بِالمَوتِ مِنَ الطِّفلِ بِثَدیِ اُمِّهِ (سوگند به خدا که انس پسر ابوطالب به مرگ از انس طفل به پستان مادرش بیشتر است )نهج البلاغه /خطبه 5»  

( 2534)

پس به دست خويش، گيرى تيشه اى_

مى‏زنى بر خانه، بى‏انديشه اى‏_

پس تیشه ای به دست می گیری و بی محابا بر خانۀ تن می زنی

( 2535)

 كه حجاب گنج بينى، خانه را

مانع صد خرمن اين يك دانه را

زیرا متوجه می شوی این تن حجاب و مانعی است برای دست یافتن به گنج حقیقی و مشغول شدن به این دانه تو را از دستیابی به صدها دانه باز می دارد

( 2536)

 پس در آتش افكنى اين دانه را

پيش گيرى پيشه مردانه را

پس دانۀ تن و علائق جسمانی و نفسانی را در آتش می افکنی و راه مردان الهی را پیش می گیری

 ( 2537)

اى به يك برگى ز باغى_ مانده !

همچو كرمى برگش از رز رانده‏!

ای کسی که با مشغول شدن به یک برگ، از باغی محروم مانده و مانند کرمی که به برگی قانع شده از درخت محروم شده است

رَز: درخت انگور، تاک.

( 2538)

 چون كَرَم اين كِرم را بيدار كرد

اژدهاى جهل را اين كِرم خَورد

وقتی کَرَم و بخشش خداوندی این کِرم را از خواب بیدار کند همین کِرم، اژدهای جهل و نادانی را می بلعد

 ( 2539)

 كِرم كَرمى شد پر از ميوه و درخت

اين چنين تبديل گردد نيك بخت‏

و همین کِرم، باغی پر از میوه و درخت می شود و انسان سعادتمند هم به همین صورت مبدّل می شود

كَرم: مو، رز.

 

همچنین ببینید

موضوع «فرق ظن و گمان» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

    فرق یقین با ظن و گمان (سوره ملك) (22) (ص 563 )أَفَمَن يَمْشِي ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پنج × یک =