خانه / مقالات / مثنوی معنوی / تفسیر موضوعی / موضوع « خواب و خواب دیدن » از مثنوی شریف توسط استاد محمد قدسی

موضوع « خواب و خواب دیدن » از مثنوی شریف توسط استاد محمد قدسی

خواب ، خواب دیدن ( رویا )

مقولة خواب و خواب دیدن و انواع خواب و خواب دیدن و نظر فلاسفه و روانشناسان و در نهایت نظر قرآن و مثنوی  در بارة خواب دیدن

***

یکی از اختصاصات انسان خواب دیدن است و او با تمام حیوانات در خواب رفتن مشترک است ولی خواب دیدن ( روءیا)آیا مخصوص انسان است و  یا حیوانات نیز خواب می بینند چیزی است که علم امروز ثابت کرده که حیوانات نیز خواب می بینند منتها آن چه که در اینجا می نویسم در بارة خواب دیدن  انسان  است

در این باره کتاب ها نوشته شده است و این خواب دیدن مخصوص طبقه یا قشری از انسان ها نیست بلکه همه گان چه مومن و چه کافر و پیر و جوان خواب می بینند 

گاه خواب‌ها‌‌ همان ساخته‏های نفسانی است که اضغاث احلام خوانده می‌‏شود؛ اضغاث احلام، یعنی خواب‌های پریشان که نتیجه و اثر کارهای روزانه انسان است،

 

فرق میان رؤیای صادق و کاذب چیست؛

رؤیای صادق‌گاه به تعبیر نیاز ندارد؛ مانند آنچه حضرت ابراهیم (علیه‌السلام) در مورد ذبح فرزندش اسماعیل (علیه‌السلام) مشاهده کرد: سوره صافات، آیه 102«إنی أری فی المنامِ أنّی أذبحُکَ» امّا گروه دیگری از خواب‌های صادق به تعبیر نیاز دارد؛ یعنی قوه خیال، حقیقتی را صورتگری می‌‏کند و معبّر باید این صورت خیالی را به معنای واقعی برساند.
گاه خواب‌ها‌‌ همان ساخته‏های نفسانی است که «اضغاث احلام» خوانده می‌‏شود. اضغاث احلام، یعنی خواب‌های پریشان که نتیجه و اثر کارهای روزانه انسان است، بنابراین اگر خوابی که انسان می‌‏بیند، مستقیم باشد، مانند آنچه معصوم (ع) می‌‏بیند، حقّ و صحیح است، چون باطل در آن فضا راه ندارد و شیطان امکان حضور نمی‌‏یابد. صدق یا کذب سایر رؤیا‌ها نیز با معیارهایی که معبران ماهر در اختیار دارند، قابل تشخیص است.
یک پرسش : اگر کسی پیامبر اکرم‏ (ص) یا ائمه (علیهم‌السلام) را در خواب ببیند، چگونه باید بفهمد که خود آن‌ها هستند یا شیطان به صورت آن‌ها در آمده، باید یادآور شد که در روایتی در الامالی (للصدوق)، ص 62؛ بحار الانوار، ج 58، ص 235 ـ 234. آمده است: شیطان به صورت معصوم ظاهر نمی‌‏شود امّا مشکل این است که اغلب ما امامان معصوم (علیهم‌السلام) را ندیده‏ایم و اگر صورتی نورانی در خواب ببینیم که صاحب آن ادعا کند که من امام هستم، چگونه او را بشناسیم؟ از کجا معلوم شیطانی که ادعای ربوبیت کرده، ادعای نبوّت و امامت نکند؟!
پس اگر کسی در بیداری یکی از ذوات مقدس معصوم (علیهم‌السلام) را ببیند و سپس در خواب، صورتی نورانی مشاهده کند و او را بشناسد، این خواب صحیح است؛ امّا اگر صورتی نا‌شناس ادعای امامت کرد، تشخیص آن مشکل است، چون شخص پیش‏‌تر امام را ندیده است و شیطان می‌‏تواند با ادعای دروغ او را بفریبد؛ البته او نمی‌‏تواند به شکل امام و معصوم درآید؛ ولی همان‏گونه که ادعای ربوبیت کرد، ادعای امامت هم می‌‏کند

خواب خوب نصیب هر کسی نمی شود و روایاتی در این باره:

یک :مرحوم کلینی، کافی، ج 8، ص 90، ح 57،از حسن بن عبدالرحمن از امام هفتم(ع) روایت کرده که ایشان فرمود: در آغاز خلقت، عموم مردم خواب نمیدیدند و رؤیا بعدها پیدا شد.

راوی گوید: من عرض کردم : علت پیدایش رؤیا‍ چه بود؟

فرمود: پروردگار گرامی پیامبرى را به سوی مردم زمانش فرستاد و او ایشانرا بپرستش و فرمانبردارى خدا دعوت فرمود.

مردم گفتند: اگر ما چنین کنیم پاداشمان چیست ؟ زیرا که به خدا سوگند نه تو از ما ثروتمندتری و نه خانوادۀ معروفتر و قدرتمندتری داری!

آن پیامبر فرمود: اگر اطاعت مرا بکنید خداوند شما را به بهشت مى برد، و اگر نافرمانیم کنید خداوند به دوزختان خواهد برد.

گفتند: بهشت و جهنم چیست؟

پیامبر خدا بهشت و دوزخ را برایشان  توصیف کرد.

گفتند: چه وقت ما به آنجا خواهیم رفت؟!

فرمود: بعد از مرگ!

گفتند: ما مرده هامان را دیده ایم که استخوانشان پوسیده و خاک مى شوند!

و بدنبال این گفتگو بود که مردم بر تکذیب آن پیغمبر بزرگوار افزوده و او را هرچه بیشتر خوار شمردند،

 پس خداى عزوجل، خوابها را در ایشان پدید آورد، پس از آن بود که به نزد پیغمبرشان آمده و آنچه را در خواب دیده بودند به او گزارش داده و تعجب خود را از این جریان اظهار کردند.

آن پیغمبر به ایشان فرمود: همانا خداى عزوجل خواست تا بدینوسیله براى شما حجت آورد. ارواح شما نیز اینچنین است که چون مرگتان فرارسد، گرچه بدنهاتان پوسیده شود ولى جانهاتان در عقاب بسر مى برند تا دوباره بدنها زنده شود (یعنى همچنانکه در این جهان در وقت خواب دیدن بدنتان، از فعالیت افتاده و چون جسمى بى روح در رختخواب خفته ولى روح مشغول فعالیت است تا هنگامى که دوباره بیدار شود، زندگی بعد از مرگ نیز به همین روش خواهد بود)

دو : درکافی، ج 8، ص 90، ح 61. امام صادق (ع) فرمود: رؤیا بر سه گونه است؛ بشارتی از خدا بر مؤمن، ترسانیدنی از جانب شیطان و خواب های عبث و پوچ

و حدیث دیگر در کافی، ج 8، ص 90، ح 60. مردی از رسول خدا در مورد این آیه سؤال کرد که: لهم البشری فی الحیوه الدنیا «برای آنان است بشارت در حیات دنیا» یعنی چه؟

حضرت فرمودند منظور رؤیای خوبی است که مؤمن می بیند و به واسطه آن در حیات دنیا به او بشارت داده می شود

سه : در  کافی، ج 8، ص 90، ح 58.پیامبر (ص) فرمود: نبوت و پیامبری هفتاد بخش دارد که رؤیای صادقه یک بخش از آنهاست

چهار : در  کافی ، ج 8، ص 336، ح 530.رسول خدا(ص) فرمود: نباید رؤیا برای کسی بازگو شود مگر برای مؤمنی که خالی از حسد و سرکشی باشد

پنج : در  کافی ، ج 8،ص 90، ح 59. إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) کَانَ إِذَا أَصْبَحَ قَالَ لِأَصْحَابِهِ هَلْ مِنْ مُبَشِّرَاتٍ یَعْنِی بِهِ الرُّؤْیَا”

رسول خدا(ص) چون صبح می کرد به اصحاب خود می فرمود: آیا نزدتان چیزی از بشارت دهنده ها هست؟ و منظورش از این تعبیر، رؤیای صادقه بود. یعنی آیا کسی رؤیای بشارت دهنده ای دیده است؟.

*

خواب رفتن برای خیلی ها کلاس درس است و خواب آن ها از بیداری خیلی ها بهتر است چون در خواب کسب کمال می کنند و خواب خوب علم به غیب است

حتی پیامبران الهی نظیر پیامبر ما ص و حضرت موسی و دیگران بخشی از فرامین الهی خود را در خواب دریافت می کرده اند و مومنان متقی نیز گاه اینچنین اند

 در بحار ، ج 73 ، ص 189  و نهج الفصاحه ج 14 ص80   پیامبر ص فرمود تَنَامُ عَيْنِي وَ لَا يَنَامُ قَلْبِي 

زمان رویای صادقه در یک سوم پایانی شب به بعد است

خواب بیننده باید طهارت ظاهری داشته باشد

رویا یک افقی است مربوط به آینده انسان و نه حال و گذشته او

اقبال لاهوری :می شود پردة چشمم پر کاهی گاهی

دیده ام هر دو جهان را به نگاهی گاهی

و این رویای صادقه از الطاف خفیة الهی است

****  

چرا ما خواب می بینیم؟

پدیده رویا یا خواب دیدن را در علوم مختلف مورد بررسی قرار داده اند

متخصصان  رشته مغز و اعصاب یا نورولوژی، خواب دیدن را حاصل تعامل بین گروهی از پیام‌رسان‌های عصبی می دانند

ماده‌ ای بین نورون‌ها (سلول‌های عصبی) در مغز ترشح می‌شود و خاطرات و تجربیات را برای فرد تداعی می‌کند. رویا حاصل تداعی این خاطرات و تجربیات به شکل تغییریافته و با اقتباس از پس‌زمینه فرهنگی، دینی و تجربی فرد است

****

تحقیقات علمی نیز ثابت کرده‌ که  این پدیده در حفظ سلامت و بازسازی سیستم اعصاب، سیستم ایمنی و سیستم عضلانی-اسکلتی تمام موجودات زنده نقش مهمی ایفا می‌کند.

هرگونه اختلال در خواب  می‌تواند زندگی در حالت بیداری را با مشکلات جدی مواجه کند
رویاها نیز با القای احساسات مختلف می‌توانند در سلامت روانی انسان‌ها نقش داشته باشند.

در علم پزشکی برای بررسی مشکلات خواب یک رشته تخصصی نیز تعریف شده است.

سخنی که متخصصان پزشگی می گویند از جنبة مادی و فیزیو لوژی انسان است و هیچ کاری به بعد روحی او ندارد

و از دیدگاه نوروساینس یا علوم اعصاب، رویاها با در نظر گرفتن متافیزیک و روح بررسی می‌شوند.

 به گفته این عالمان ، روح انسان می‌تواند از کالبد زمان خارج شود و بعضی اتفاقات در آینده راپیشگوئی کند  و این رویاهای صادقه باید جدی تلقی شوند

***

خواب از چه مراحلی تشکیل شده است؟

خواب انسان سه  مرحله پله‌ای دارد  که هر یک از آنها نسبت به مرحله قبل عمیق‌تر است. و معمولا بعد از گذشت این سه  مرحله (جمعا حدود 90 دقیقه) فرد وارد مرحله‌ای سطحی‌تر می‌شود که درواقع حالتی بین خواب و بیداری است. این مرحله، خواب ، رِم  یعنی خواب با حرکات سریع چشم زیر پلک  نام دارد. در این بخش از خواب علاوه بر حرکت کردن چشم‌ها، امواج مغزی نیز تسریع شده و حالتی شبیه بیداری در نوار مغز دیده می‌شود.

 رویا دیدن در چه مرحله‌ای از خواب رخ می‌دهد؟

برخلاف تصور افراد، رویا دیدن در مرحله خواب عمیق اتفاق نمی‌افتد، بلکه بعد از ورود به خواب سطحی رم تجربه می‌شود. درواقع از ابتدای خواب شب هرچه به صبح نزدیک‌تر می‌شویم، احتمال رویا دیدن نیز بیشتر می‌شود. بنابراین می‌توان گفت اغلب رویاها در یک‌سوم پایانی مدت خواب اتفاق می‌افتند

**********

خواب  دیدن از دیدگاه قرآن

چهار کلمه مختلف در قرآن به معنای رؤیا به کار رفته‌اند. سه کلمه اول که در معنی رؤیای خوب عبارتند از

کلمه = رؤیا؛ میزان تکرار = ۶ مرتبه (سوره یوسف آیات ۵، ۴۳ و ۱۰۰؛ سوره اسرا آیه ۶۰؛ سوره صافات آیه ۱۰۵؛ سوره فتح آیه ۲۷)

کلمه = منام؛ میزان تکرار = ۴  مرتبه که دو بارش به معنی خواب است (سوره روم آیه ۲۳؛ سوره زمر آیه ۴۲) و دو بارش به معنی رؤیا (سوره انفال آیه ۴۳، سوره صافات آیه ۱۰۲ )

کلمه = بشرا؛ به معنی خبر خوب است، «رؤیا» یکی از تفاسیر «بشرا» در سوره یونس آیه ۶۴ می‌باشد.

کلمه‌ای که قرآن در معنی رؤیای بد به کار می‌برد

کلمه = حُلُم؛ میزان تکرار = ۲ مرتبه(در عبارت أَضغَاث أَحْلامِ (به معنی خواب‌های مشوش) در سوره انبیاء آیه ۵؛ سوره یوسف آیه ۴۴

در تفسیر رازی رؤیاهای قرآن را به سه دسته تقسیم می‌کند: (۱) آنهایی که پیام یا توصیفی که در رؤیا آمده به واقعیت تبدیل می‌شود (مانند خواب حضرت محمد (ص) در حدیبیه که فتح مکه را پیشگویی می‌کرد)؛ (۲) رؤیاهایی که پیام رؤیا در جهت بر عکس برآورده می‌شود (مانند خواب ابراهیم که مضمونش قربانی کردن پسرش بود)؛ (۳) رؤیاهایی که نیاز به مفسر دارند (مانند چهار خواب ذکر شده در سوره یوسف)

**********

بین خواب رفتن و خواب دیدن فرق هست اگر چه علم امروز اثبات کرده که طرز خواب رفتن در نحوة خواب دیدن موثر است و مانند آن

مثلا افراد مضطرب و افرادی که افسردگی روحی روانی دارند خواب دیدنشان هم با هم و هم با دیگران متفاوت است

افراد بسیاری وجود دارند که به محض خوابیدن صحنه‌ای از سقوط را مشاهده می‌کنند و با احساس افتادن، دچار پرش ناگهانی بدن می‌شوند. این حالت که توهم پیشخواب نام دارد، نوعی تصویرسازی ذهنی است و رویا محسوب نمی‌شود.

بعضی از بیماریها کابوس و خواب های آشفته به همراه دارد و این در کودکان وقتی تب می کنند بسیار مشهود است که در خواب هذیان می گویند

پرخوری و بر عکس کم خوری نیز تاثیر گذار بر خواب می باشد

استرس های روزانه یا بر عکس آرامش های دائمی و دیدن منظره های مهیج استرس دار یا به عکس خواندن متن هائی که آرام بخش است  تاثیر بر خواب دیدن و حتی خواب رفتن می گذارد

کسانی که به محض خوابیدن صحنة سقوط از جائی یا یک ارتفاعی را می بینند و ناگهان از خواب بیدار می شوند این نوع خواب جزء خواب دیدن محسوب نمی شود و به نحوة گذراندن روز مره گی آن ها باز گشت دارد

***

چرخه‌ی خواب  دیدن ها بسیار زیاد است

 خواب ِها  همراه با حرکات تند چشم است  ،

خواب ها  به یاد افراد می‌ماند.

ولی کدام خواب‌ها بیشتر به یاد آدم می‌مانند، ‌فرد با فرد فرق می‌کند.

خواب دیدن ها  با خواب رفتن ها  همراه اند  تا به مغز کمک کنند تمام چیزهایی که در طول ِ ساعت‌ بیداری جمع‌آوری کرده را طبقه‌بندی کند.

در طول روز و بیداری، ورودی های مغز بسیار است از جزئی گرفته تا کلی ،این ها همگی به ملیون ها میرسد و شما از جلوگیری از ورود آن ها ناتوانید

و همة این اطلاعات در وقت خواب پالایش می شوند و طبقه بندی صورت می گیرد و این که چه چیزی را مغز نگه دارد و چه چیزی را به دور اندازد تا حدودی به اختیار انسان و تا حد زیادی به اختیار نیست

مغز اگر تصمیم بگیرد هرچه را بخواهد نگاه می دارد و این بایگانیها در روند حرکت انسان چه بداند و چه نداند در آینده تاثیر گذار است

خواب دیدن ها و خواب رفتن ها حتی بر روی خاطرات انسان تاثیر گذار است

طولانی شدن خواب رفتن ، برای کسانی که در حین یادگیری هستند برای طبقه بندی داشته ها و دانسته هایشان تاثیر گذار است و آن ها را به شکل منطقی شگفت آوری طبقه بندی و جایگزین و بایگانی می کند

*

بعضی می‌گویند که خواب‌ها معمولا نشان دهنده‌ی احساسات ما هستند  

مغز ما در طول روز، می کوشد که ارتباطاتی را مابین وقایع روز مره ،ساخته و پرداخته کند

روی هرچیزی که مورد علاقة شما است چه مسائل روانی و چه معیشتی و کارگاهی و فکری ، مغز متمرکز می شود تا کمک کند خواستة شما برآورده شود ، حالا  در طول خواب  این  فعالیت های گوناگون مغزی  روز ، در چرخه‌ی خواب دیدن ما باهم می‌جنگند. و سامان می گیرند

و حتی ممکن است شما در خوابتان راه حل آن ها را نظم بدهید

بعضی نیز می گویند، رویاها هیچ عملکرد خاصی آن طور که گفتیم  ندارند و تنها محصول فرعی بی هدفی از مغز هستند که وقتی خواب هستیم شکل می گیرند.

در وقت خواب ، چشم ما سریع به دنبال آن چه می بیند حرکت می کند

خداوند عضلات چشم و دستگاه تنفسی را به خلاف مغز که در حال خواب از کار می افتد ، از این قاعده مستثنی کرده است. به همین دلیل است که در حین خواب دچار وقفه تنفسی نمی‌شویم و رویاها را بدون حرکت دادن بدن با چشمان خود تعقیب می‌کنیم

*** 

آقایان بالای 50 سال ، حین رویا دیدن، حرکات فیزیکی مختلف مثل مشت و لگد زدن را تجربه می‌کنند. درنتیجه ممکن است به خود یا افراد همبستر آسیب برسانند. این افراد معمولا بعد از بیدار شدن از خواب، رویایی را به یاد می‌آورند که متناسب با حرکات فیزیکی‌ مشاهده‌شده توسط اطرافیان است. این اختلال بسیار جدی است و باید تحت‌درمان قرار بگیرد

آمارها نشان داده‌اند درصد بالایی از این افراد  طی 10 سال بعد  به پارکینسون یا بیماری لرزش مبتلا  می شوند

و

قسمت پشت ِ مغز ،در طول مرحله‌ی خواب همراه با حرکات سریع چشم بسیار فعال می‌شوند؛ و  اکثر رویاها اتفاق می‌افتند

حیوانات نیز بر اساس آزمایشهایی که انجام گرفته است خواب میبینند،
افرادی که مادرزاد نابینا هستند و هرگز بینایی نداشته اند، در هنگام خواب  چون  مغز آن ها با دیدن آشنا نیست و تجربه آنرا ندارند، رویاهای تصویری نمی بینند،

و  رویا را با سایر حس های بدنشان تجربه میکنند،

یعنی آن را لمس میکنند یا میشنوند یا می بویند.

نظریة دانشمندان روان شناس و مانند آن در بارة خواب

اولین فرضیه رؤیا توسط ویلهلم وندت و در اواسط قرن نوزدهم پیشنهاد شد

اگر چه پیش از وندت برخی از متفکران عصر روشنگری رؤیا را به فعالیت مغزی نسبت داده بودند، ولی این دیدگاه‌ها به دست فراموشی سپرده شده بود و به صورت جدی دنبال نشده بود.

 بر اساس فرضیه وندت در هنگام دیدن رؤیا، برخی از فعالیت‌های مغزی مانند تصویرسازی و عاطفه تشدید شده ولی برخی دیگر مانند حافظه و خودآگاهی از کار می‌افتند).

 پس از او فروید نظرات وندت را ادامه داد، ولی بزودی به دلیل موجود نبودن داده‌ها و اندازه‌گیری نظرش را تغییر داده و تفسیری روانشناسانه از رؤیا ارائه داد که رؤیا حاصل سرکوب شدن امیال درونی ناخود آگاه توصیف می‌کند

کارل یانگ : رویا دیدن برخواسته از ضمیر خودآگاه انسان است که تلاش میکند مشکلات ما راکه در حال بیداری با آن روبرو هستیم حل کند و مسائل مختلف را پردازش کند

آلان هابسون و رابرت مک کارلی :
خواب دیدن نتیجه برانگیزشهای تصادفی مغز است که حافظه های باقی مانده از آثار تجربیات حسی پیشین را
بویژه از بخش حافظه موقت مغز که دسترسی سریعتر و آسانتری به آن مقدور است
بازپردازش میکند

 یونگ  خواب را افشاگر ذهن ناخودآگاه می‌دید. به عقیده یونگ خواب حوادث آینده را پیش‌بینی کرده، و به نکاتی در شخصیت خواب بیننده که شخص از آن‌ها غافل شده‌است اشاره می‌کند

رابرتو کاساتی   معتقد است که محتویات رؤیاها اکثراً ساخته و پرداخته ذهن هستند، زیرا: گاهی اوقات رؤیاها تحت تأثیر شرایط محیط خارجی قرار می‌گیرند، ولی در این حال بین آنچه در رؤیاها اتفاق می‌افتد و وضعیت دنیای فیزیکی خارج توافق نظام مندی وجود ندارد. به‌علاوه تحریکات خارجی مانند صدای زنگ ساعت نیز ممکن است وارد خواب اشخاص بشود

برتراند راسل  معتقد بود که «واضحاً امکان دارد که آنچه ما تجربه زندگی در بیداری می‌خوانیم تنها یک کابوس مداوم و غیرمعمول باشد»، و اینکه «من فکر نمی‌کنم که در حال حاضر در حال خواب دیدن هستم، ولی آن را نمی‌توانم اثبات کنم.» فیلم‌های پرفروشی در هالیوود همانند سرآغاز نیز حول محور همین تفکرات می‌چرخند.

 رنه دکارت  معتقد بود که ،حافظه هیچگاه نمی‌تواند خواب‌های ما را به یکدیگر یا به کل مسیر زندگی ما مربوط کند، در حالی که وقایعی که در حال بیداری برای ما اتفاق می‌افتند دارای اتحاد می‌باشند  راسل نیز تجربه بیداری را یکنواخت دانسته ولی رؤیا را بسیار نامنظم می‌دید،

در آغاز قرن ۲۰ زیگموند فروی خواب را به این صورت تعریف کرد: “راهی ملکوتی به ضمیر ناخودآگاه.” او تصور خود را از رویا نشات گرفته از احساسات سرکوب شده فرد به ویژه امیال جنسی می دانست. امروزه بر این باورند که تعبیر فروید اندکی ساده انگارانه بوده

*********

نظر فلاسفه

ماهیت رؤیا موضوع جنجال‌برانگیزی بوده چنانچه برخی از فلاسفه به خلاف روانشناسان ، اینکه رؤیا تجربه‌ای است که هنگام خواب رخ می‌دهد را زیر سؤال برده‌اند و استدلال می‌کنند که رؤیا را باید بر اساس آنچه ما هنگام بیداری «بیاد می‌آوریم» فهمید

 

 نظریه‌ای دیگر خواب را بر اساس بارهای الکتریکی ای که محرک بخش‌های مربوط به حافظه مغز هستند توضیح می‌دهد

 

رویاهای انسان ، برخواسته از مغز وی است و متاثر از وضعیت جسمانی و روحانی او است بنابراین

استرس، افسردگی، و ضربه های روحی بطور مستقیم خواب و خواب دیدن را مورد تاثیر قرار میدهند

و رویاها را میتوان با فکر کردن قبل از خواب تحت تاثیر قرار داد،

بنابراین برخی از خوابها راجع به موضوعاتی هستند که انسانها راجع به آن موضوعات فکر کرده اند.

خواب هر شخص تا حدود زیادی محدود به دانش و اطلاعات او از محیط اطرافش نیز هست
معمولا گفتگوهایی که در خواب بین انسان و سایرین رد و بدل میشود به زبان مادری انسان یا زبانهایی که بر آنها تسلط دارند انجام میگیرد

رویاها بیانگر شرایط روحی و حتی جسمی افراد است،

ولی تعبیر آن ها ، برای پیش بینی آینده نیست،
و هر خوابی باید برای شخصی که آنرا دیده است تعبیر شود نه اینکه مسئله ای برای همه یک معنی را داشته باشد،

مثلا  چقدر متفاوت است قطاری که در خواب یک نفر سوزان بان می بیند با یک قطار کوچکی که یک کودک با آن بازی می کند
قوه عقلانیت و هوشیاری انسانها نه  به اندازه زمان بیداری ولی  در هنگام خواب دیدن فعال است

دقدقه های فکری در حوزة دانش آموزی و دانشجویی و مانند ان بر روی خواب تاثیر گذار است

مثلا طبیعی است که یک دانشجو خواب امتحان ببیند که مسائلی را نتوانسته حل کند یا به عکس

این دقدقه ها برای تمام اقشار جامعه هست و طبیعی است که طبق ان خواب ببینند

هر انسانی بر اساس تحقیق هر شب حدوداً دویست و پنجاه موضوع را در خواب میبیند و طبیعی است که در هر یک ملیون خواب یک خواب واقعی باشد  و این نسبت با کل جمعیت شش ملیاردی جهان یک آماری را به دست می دهد که ما شش هزار  خواب واقعی داریم

گروهی رویا  را پنجره‌ای به سمت مقدسات، گذشته، آینده یا دنیای مردگان در نظر گرفته‌اند.

 برخی جوابهای خلاقانه‌ای برای سؤالات فکری یا عاطفی خویش در رؤیاها یافته‌اند،

و هنرمندانی ایده‌های هنری نوینی از خواب اتخاذ کرده‌اند.

نوزادان پنجاه درصد خواب را در وضعیت  خواب

می‌گذرانند  و این زمان با افزایش سن و سال ، کم شده چنانچه بالغان جوان در هر هشت ساعت خواب بین ۱٫۵ تا ۲ ساعت رؤیا می‌بینند

در بعضی تحقیقات ، کودکان خیلی بیشتر از بزرگترها خواب می بینند. نوزادان در حدود ۷۰% از خواب خود را در حال دیدن رویاهای متعدد هستند. در مقایسه، بزرگسالان تنها در ۲۵% از خواب خود رویا می بینند

در هنگام خواب دیدن ضربان قلب و فشار خون افزایش یافته، و نفَس زدن  خواب بیننده سریعتر می‌شود، در حالی که بدن حرکتی نمی‌کند

مانع شدن از خواب رفتن و خواب دیدن باعث کاهش سطح مهارت‌های انسان ها  شده و آن‌ها را زودرنج می‌کند

و تضادهای اخلاقی شدیدی را در افراد تحت آزمایش ایجاد می کند

آنها به شدت مضطرب و خشن می شوند و نمی توانند  به راحتی بر روی مطلبی تمرکز کنند.

هر چه فردی جوانتر باشد رویا برای حفظ سلامت او نقش محوری تری را بازی می کند

خواب ها به راحتی فراموش می شوند. در حقیقت ما فقط خواب های آخری را که می بینیم به یاد می آوریم.

 همه ما اغلب خواب می بینیم و این امر باعث می شود تا در زمان بیداری به یک تعادل نسبی دست پیدا کنیم.

افراد به ندرت به صورت فوری ذکر می‌کنند که خوابشان را رنگی دیده اند

اما پس از پرسیدن سؤالات دقیق ، عموماً وجود رنگ‌ها را در خوابشان ذکر می‌کنند

زمان خواب روی آن تأثیر می‌گذارد،

 مثلاً خواب‌های صبح عموماً غنی تر و پیچیده‌تر از خواب‌های اول شب است.

 همچنین آنچه که شخص پس از بیداری از خوابش به یاد می‌آورد، با آنچه پس از گذشت مدتی زمان در وضعیت بیداری به یاد می‌آورد متفاوت است. خواب‌های افراد مختلف دارای ویژگی‌های منحصربه‌فرد می‌باشد

طول زمان واقعی خواب نیز ممکن است از خوابی تا خواب دیگر بسیار متفاوت باشد

هنگامی که از افراد در آزمایشگاه سؤال شد که فوراً خواب خود را توضیح دهند، عموماً طول آن‌ها بسیار کوتاه می‌باشد: ۹۰ درصد خواب‌ها طولشان از ۱۵۰ کلمه کمتر بوده و طولانی‌ترین خواب‌ها از ۱۰۰۰ کلمه نیز می‌گذشت. هنگامی که سؤالات بیشتری از آن‌ها پرسیده شده، گزارش خواب آن‌ها طولانی‌تر شده چنانچه یک سوم خواب‌ها از ۳۰۰ کلمه رد می‌شدند

رؤیاها عموماً خودمدار بوده و خود شخص یک بازیگر در خواب می‌باشد.

به ندرت دنیای خواب بدون جمعیت و خالی می‌باشد.

 به صورت تقریبی دو سوم افرادی که در خواب ظاهر می‌شوند افرادی هستند که شخص می‌شناسد.

 عموماً این افراد آشنایان نزدیک بوده و افراد خانواده در یک پنجم خواب‌ها حضور دارند.

 بتصویر کشیدن عجیب و غریب افراد در خواب نادر می‌باشد

گزارش‌های رؤیا عموماً تصویری می‌باشد

اگر چه اکثر خواب‌ها حاوی ویژگی‌های صوتی می‌باشند، ولی عموماً این‌گونه ویژگی‌ها در خواب برجسته نیستند

مشخصات نظریه فیزیولوژی

هر نظریه فیزیولوژی از رؤیا باید پنج مشخصه زیر را توضیح دهد

تصورات زنده و روشن (خصوصاً تصاویر و حرکات) ظاهر شده در رؤیا

عواطف و احساسات شدید، خصوصاً ترس، شادی و خشم

پذیرش و واقعی پنداشتن رؤیا توسط شخص خواب بیننده، چنانچه گویی اتفاقات واقعاً در بیداری می‌افتند.

قطعه قطعه بودن خواب و عدم خودسازگاری آن از نظر زمان‌ها، شخصیت‌ها، مکان‌هایی که وقایع در آن‌ها اتفاق می‌افتند.

فراموشی اکثر این خواب‌ها علی‌رغم شدت زیاد این واقعیت مجازی

رویابینی آگاهانه: رؤیای شفاف

رویابینی آگاهانه حالتی از خواب و رؤیا است که رویابین در آن خودآگاه است و می‌داند که خواب است و خواب می‌بیند.

 اکثراً در این حالت افراد قادر هستند که خواب خود را کنترل کنند و آنجایی که می‌خواهند بروند یا همان تصاویری که می‌خواهند را ببینند.

روش‌ها و تکنیک‌هایی برای قرارگرفتن در این وضعیت وجود دارد ولی بیشتر به خود فرد و ذهن او برمیگردد. اکثر روش‌ها با تمرکز بر خودآگاهی در هنگام رؤیا است تا وارد فاز رؤیا بینی آگاهانه شوند.

****

تعبیر رویا

افراد بسیار زیادی هستند که خوابهای شما را برایتان تعبیر می کنند. اما حقیقت اینجاست که تفاوت و تضادهای بیشماری در بین تعابیر متفاوت وجود دارد. شاید یک کارشناس به شما بگوید که تعبیر خواب شما این است در حالی که کارشناس دیگر تعبیر کاملا متفاوتی از آن برای شما بیاورد. مشکل دیگر این است که روان درمانگرهای هر کشور با توجه به فرهنگ خود و نمادها و سمبلهایی که برای خود دارند به تعبیر و تفسیر خواب ها میپردازند. این امر مجددا باعث می شود که یک خواب تعابیر کاملا متفاوتی داشته باشد.
تلمود معانی نمادینی برای تفسیر خواب بیان کرده که برخی از آن‌ها به شرح زیر است:

خروس جوان نشانه به دنیا آمدن پسر است

 ورود به استخر نشانه رئیس مدرسه مذهبی شدن؛

 اسب سفیدی که ایستاده یا چهار نعل می‌رود نشانه فال نیک است،

 ولی اسب سرخی که چهار نعل می‌رود نه؛

تمامی حیوانات بجز فیل، میمون یا جوجه تیغی نشان خوبی می‌باشند.

در این رابطه کتاب های ابن سیرین مطالعه شود
امروزه تحلیلگران قصد دارند تا به افراد آموزش دهند خودشان خواب هایشان را تعبیر کنند. هر کس از افکار، احساسات و تجربیات خود بیشتر از هر فردی آگاه است و بنابراین می تواند تحلیل درست تری از خوابش داشته باشد. به عبارت دیگر ما میتوانیم خواب هایمان را هر طوری که دلمان می خواهد تعبیر کنیم.

مجمع عمومی علوم اظهار می دارد که رویا یکی از ضروریات برای تمرین ضمیر ناخودآگاه می باشد. آنها اخطار داده اند که نباید تحلیل های غیر اصولی از خواب ها داشته باشیم. آنها پیشنهاد می کنند که رویاهایتان را خیلی جدی نگیرید و فقط سعی کنید از آنها لذت ببرید چراکه مرحله ضروری از خواب شما هستند

****

در جای جای مثنوی در بارة  خواب و مصادیق آن سخن رفته است از جمله:

***

خواب در مثنوی از ابعاد مختلف  و نگاه های گوناگون دیده شده است که شواهد قرآنی نیز به همراه دارد این نوشتار شامل دو بخش و چهل و دو فصل است

بخش اول خواب رفتن و بخش دوم خواب دیدن

 

بخش اول  به خواب رفتن در ده فصل

بخش دوم خواب دیدن در سی و دو فصل

بخش اول :

یک : عوام از مردم ،بیداری آن ها از خواب غافلانه شان بدتر است چون همین بیداری باطل است که خواب غفلت را در پی دارد

اول(409)هر كه بيدار است، او در خواب‏تر

هست بيداريش، از خوابش بَتَر

(410)چون به حق بيدار نَبوَد جانِ ما

هست بيدارى، چو در بندانِ ما

 

دو : خواب غافلان و ویژگی آن :

اول(413)خفته آن باشد كه او از هر خيال

دارد اوميد و كند با او مَقال‏

(414)ديو را چون حُور بيند او به خواب

پس ز شهوت ريزد او با ديو، آب‏

و

اول(1156)تركِ خواب غفلتِ خرگوش كن

غُرّه‏ى اين شير، اى خر! گوش كن

و دفتر چهارم

( 1369) می‏گريزند از اصولِ باغ‏ها

بر خيالی می‌كنند آن لاغ‏ها

( 1370) چونكه خوابِ غفلت آيْدشان به سر

راست بينند و، چه سود است آن نظر؟

سه :خواب زیرکان بهتر از بیداری غافلان است

دوم( 37) پس بخسبم باشم از اصحاب كهف

به ز دقيانوس آن محبوس لَهف«»

( 38) يقظه‏شان مصروف دقيانوس بود

خوابشان سرمايه ناموس بود

( 39) خواب بيدارى است چون با دانش است

واى بيدارى كه با نادان نشست‏

چهار :این عالم پیش ان عالم در حکم خواب است:

دفتر سوم(1729)اين جهان خواب است اندر ظن مه‏ايست

گر رود در خواب دستى، باك نيست‏

( 1730) گر به خواب اندر، سرت بُبريد گاز

هم سرت بر جاست ، هم عمرت دراز

( 1731) گر ببينى خواب در، خود را دو نيم

تن درستى چون بخيزى، نه سقيم‏

( 1732) حاصل ،اندر خواب، نقصانِ بدن

نيست باك و نه دو صد پاره شدن‏

( 1733) اين جهان را كه به صورت قائم است

گفت پيغمبر كه حُلمِ نائم است‏

( 1734) از ره تقليد تو كردى قبول

سالكان اين ديده پيدا بى‏رسول‏

پنج : توفی در خواب ، خداوند در خواب روح انسان را با تمام ویژگی ها می برد نزد خود و در وقت بیداری عینا آن را بر می گرداند:

دفتر سوم ( 1761) آن زمانى كه در آيى تو زِ خواب

هوش و حسِّ رفته را خوانَد شتاب‏

( 1762) تا بدانى كآن از او غايب نشد

باز آيد چون بفرمايد كه عُد

*

سوم( 1770) همچنان كه وقت خُفتن ایمِنى

  از فَواتِ جمله حس‏هاى تنى‏

( 1771) بر حواسِ خود نلرزى وقت خواب

گر چه مى‏گردد پريشان و خراب‏

 

شش : تشبيه دنيا كه به ظاهر فراخ است و به معنى تنگ و تشبيه خواب كه خلاص است از اين تنگى

  • سوم( 3552) خواب تو آن كفش بيرون كردن است
  • كه زمانى جانَت آزاد از تن است‏
  • ( 3553) اوليا را خواب مُلك است اى فلان
  • همچو آن اصحاب كهف اندر جهان‏
  • ( 3554) خواب مى‏بينند و آن جا ، خواب نه
  • در عدم در مى‏روند و ، باب نه‏

هفت : در وقت ترس از دست دادن چیزی ، خواب به چشم نیاید پس از ترس شیطان باید اینگونه بود ، دفتر پنجم:

( 4098) هيبتش بيدارى و فطنت دهد

سهو و نسيان از دلش بيرون جهد

( 4099) وقت غارت خواب نايد خلق را

تا بنر بايد كسى زو دلق را

( 4100) خواب چون در مى‏رمد از بيم دلق

خواب نسيان كى بود با بيم حلق‏

دفتر پنجم ( 4101) لاَ تُوأَخِذ اِن نَسِينَا شد گواه

كه بود نسيان به وجهى هم گناه‏

  • ترس و اضطراب مانع خواب است:
  • دفتر چهارم
  • ( 2236) همچو آهو كز پىِ او سگ بُوَد
  • مى‏دود تا در تنش يك رگ بُوَد
  • ( 2237) خوابِ خرگوش و سگ اندر پى خطاست
  • خواب، خود در چشمِ ترسنده كجاست‏؟
  • هشت : النوم اخ الموت دفتر پنجم:
  • ( 1787) هست ما را خواب و بيدارىِّ ما
  • بر نشان مرگ و محشر دو گوا
  • ( 1788) حشر اصغر حشر اكبر را نمود
  • مرگ اصغر مرگ اكبر را زدود
  • و
  • چهارم ( 3062) نَومِ ما، چون شد «أخُ المَوت» اى فلان!
  • زين برادر، آن برادر را، بدان‏!
  • در كتاب بحارالانوار، ج 76، ص 189 از امام صادق(ع) نقل مى‏كند كه «النوم اخ الموت» که خواب برادر مرگ است پس حال آن برادر را هم از اين برادر بدان! كه بعد از مرگ هم روح بی بدن  در جنبش است
  • ( 3063) ور بگويندت كه هست آن فرعِ اين
  • مشنو آن را، اى مقلِّد بى‏يقين‏!
  • اگر بر عکس بگويند كه عالم خواب و آن چه که در آن می بینی فرع عالم بيدارى است قبول نكن و بدون يقين و به تقليد نپذير
  • آن: گرمى خورشيد ظاهرى. اين: خورشيد باطن.
  • نه :هوشیاری هرچقدر هم زیاد باشد مانع خواب رفتن نیست دفتر ششم:
  • (3052)از رمه‏ى انبه چه غم قصاب را
  • انبهى هش چه بندد خواب را
  • ده : بیدار خبر از احوال خواب رفته ندارد :دفتر ششم
  • (4628)آن يكى در خواب نعره مى‏زند
  • صد هزاران بحث و تلقين مى‏كند
  • (4629)اين نشسته پهلوى او بى‏خبر
  • خفته خود آن است و كر ز آن شور و شر
  • (4630)و آن كسى كش مركب چوبين شكست
  • غرقه شد در آب او خود ماهى است‏

 

بخش دوم :خواب دیدن : در سی و دو فصل

یک : رویای صادقه که در جای جای مثنوی آمده است از جمله

اول: در داستان پادشاه و کنیزک

اول(62)در ميان گريه خوابش در ربود

ديد در خواب او، كه پيرى رو نمود

تا (73)آن خيالى- كه شه اندر خواب ديد

در رخ مهمان، همى‏آمد پديد

و

دفتر سوم( 2365) آن چنان كه يوسف صدّيق را

خواب بنمودى و گشتش مُتَّكا

( 2366) مر مرا لطفِ تو هم خوابى نمود

آن دعاى بى‏حدم، بازى نبود

دوم : خواب دیگری که  در دفتر ششم آمده  در بارة

رجوع كردن به قصه‏ى آن پاى مرد

و آن غريبِ وام دار، و بازگشتنِ

ايشان از سرِ گورِ خواجه و

خواب ديدنِ پاى مرد، خواجه را الى آخِرِه‏

ششم (3518)بى‏نهايت آمد…. تا

گفتن خواجه در خواب به آن پاى مرد،

وجوهِ وامِ آن دوست را كه آمده بود

و، نشان دادنِ جاىِ دفنِ آن سيم، و

پيغام كردن به وارثان، كه البته

آن را بسيار نبينند و هيچ باز نگيرد و

اگر چه او هيچ از آن قبول نكند

يا بعضى را قبول نكند هم آن جا بگذارند

تا هر انكه خواهد بر گيرد كه من

با خدا نذرها كردم كه از آن سيم به من

و متعلقان من حبه اى باز نگردد الى آخره‏

ششم (3533)بشنو اكنون داد مهمان جديد

من همى‏ديدم كه او خواهد رسيد

تا

ششم(3538)خواستم تا آن به دست خود دهم

در فلان دفتر نبشته است اين قسم‏

(3539)خود اجل مهلت ندادم تا كه من

خفيه بسپارم بدو در عدن‏

(3540) لعل و ياقوت است بهر وام او

در خنورى و نبشته نام او

دفتر ششم

(3541)در فلان طاقيش مدفون كرده‏ام

من غم آن يار پيشين خورده‏ام‏

تا

(3558)بر جهيد از خواب انگشتك زنان

گه غزل گويان و گه نوحه كنان‏

(3559)گفت مهمان در چه سوداهاستى

پاى مردا مست و خوش بر خاستى‏

(3560)تا چه ديدى خواب دوش اى بو العلا

كه نمى‏گنجى تو در شهر و فلا

دفتر ششم

(3561)خواب ديده پيل تو هندوستان

كه رميده‏ستى ز حلقه‏ى دوستان‏

(3562)گفت سوداناك خوابى ديده‏ام

در دل خود آفتابى ديده‏ام‏

(3563)خواب ديدم خواجه‏ى بيدار را

آن سپرده جان پى ديدار را

(3564)خواب ديدم خواجه‏ى معطى المنى

واحد كالالف ان امر عنى‏

*

دو : در بارة عالم الست سخن زیاد است و همچنان در پردة ابهام است و این عالم که پیشینة انسان را بیان می کند در مثنوی بسیار آمده است از جمله دو مورد خواب را بیان می کند که می شود در خواب ، عالم الست را دید این قسمت نیز ارتباط با رویای صادقه دارد:

 در دفتر سوم ( 2348) هر كه خوابى ديد از روزِ الست

مست باشد در ره طاعات مست

( 2349) مى‏كشد چون اُشترِ مست اين جوال

بى‏فتور و بى‏گمان و بى‏ملال‏

و برعکس گروه اول :

دفتر سوم( 2353) در الست آن كو چنين خوابى نديد

اندر اين دنيا نشد بنده و مُريد

( 2354) ور بشد اندر تردّد صد دله

يك زمان شُكرستش و سالى گله‏

*

سه : خواب عارف آینده را بر او می نماید ، این بخش نیز  بی ارتباط با رویای صادقه نیست :

اول : در  دفتر چهارم : شنيدنِ شيخ ابوالحسن رضِیَ اللّهُ عَنْهُ، خبر دادنِ بايزيد را از بودِ او و احوالِ او

چهارم( 1925) همچنان آمد كه او فرموده بود

بُوالحَسَن از مردمان آن را شنود

( 1926) كه حسن باشد مُريد و اُمَّتَم

درس گيرد هر صباح از تُربَتم‏

( 1927) گفت: من هم نيز خوابش ديده‏ام

وز روانِ شيخ، اين بشْنيده‏ام‏

*

چهار: خواب گاهی چشم اندازی به آینده در برابر انسان می گشاید نظیر داستان زیر در  دفتر ششم

حكايت آن شخص كه خواب ديد

كه آن چه مى‏طلبى از يسار به

مصر وفا شود آن جا گنجى است

در فلان محله در فلان خانه چون

به مصر آمد كسى گفت من خواب ديده‏ام

كه گنجى است به بغداد در فلان محله

در فلان خانه نام محله و خانه‏ى اين

شخص بگفت آن شخص فهم كرد

كه آن گنج در مصر گفتن جهت

آن بود كه مرا يقين كنند كه

در غير خانه‏ى خود نمى‏بايد جستن

و ليكن اين گنج يقين و محقق

جز در مصر حاصل نشود

ششم(4206)بود يك ميراثى مال و عقار

جمله را خورد و بماند او عور و زار

تا

ششم(4240) خواب ديد او هاتفى گفت او شنيد

كه غناى تو به مصر آيد پديد

دفتر ششم

(4241)رو به مصر آن جا شود كار تو راست

كرد كديه‏ت را قبول او مرتجاست‏

(4242)در فلان موضع يكى گنجى است زفت

در پى آن بايدت تا مصر رفت‏

تا

ششم(4274)قصه‏ى آن خواب و گنج زر بگفت

پس ز صدق او دل آن كس شكفت

(4275)بوى صدقش آمد از سوگند او

سوز او پيدا شد و اسپند او

(4276)دل بيارامد به گفتار صواب

آن چنان كه تشنه آرامد به آب‏

تا

ششم(4314)بارها من خواب ديدم مستمر

كه به بغداد است گنجى مستتر

(4315)در فلان سوى و فلان كويى دفين

بود آن خود نام كوى اين حزين‏

(4316)هست در خانه‏ى فلانى رو بجو

نام خانه و نام او گفت آن عدو

(4317)ديده‏ام خود بارها اين خواب من

كه به بغداد است گنجى در وطن‏

(4318)هيچ من از جا نرفتم زين خيال

تو به يك خوابى بيايى بى‏ملال‏

(4319)خواب احمق لايق عقل وى است

همچو او بى‏قيمت است و لاشى است‏

(4320)خواب زن كمتر ز خواب مرد دان

از پى نقصان عقل و ضعف جان‏

دفتر ششم

(4321)خواب ناقص عقل و گول آيد كساد

پس ز بى‏عقلى چه باشد خواب باد

تا

گفت با خود گنج در خانه‏ى من است

پس مرا آن جا چه فقر و شيون است‏

(4323)بر سر گنج از گدايى مرده‏ام

ز انكه اندر غفلت و در پرده‏ام‏

(4324)زين بشارت مست شد دردش نماند

صد هزار الحمد بى‏لب او بخواند

(4325)گفت بد موقوف اين لت لوت من

آب حيوان بود در حانوت من‏

(4326)رو كه بر لوت شگرفى بر زدم

كورى آن وهم كه مفلس بدم‏

پنج :تفاوت خواب عارف و عامی

اول(392)حالِ عارف اين بُوَد ،بى‏خواب هم

گفت ايزد: هُمْ رُقُودٌ ،زين مَرَم‏

و

اول(395)شَمّه‏اى زين حالِ عارف وانمود

خَلق را هم خوابِ حِسّى، در ربود

و

اول ( 1511) ور به خواب آييم مستان وييم

ور به بيدارى به دستان وييم‏

و

دوم( 2233) ديده نابينا و دل چون آفتاب

همچو پيلى ديده هندستان به خواب‏

( 2234) چشم بسته خُفته بيند صد طرب

چون گشايد آن نبيند اى عجب‏

( 2235) بس عجب در خواب روشن مى‏شود

دل درون خواب روزن مى‏شود

( 2236) آن كه بيدار است و بيند خواب خوش

عارف است او خاك او در ديده كش‏

و

دوم(3547) حالت من، خواب را ماند، گهى

خواب پندارد مر آن را گُمرهى

(3548) چشم من خفته دلم بيدار دان

شكل بى‏كارِ مرا بر كار دان

(3549) گفت پيغمبر كه عَيناىَ تَنام

لا يَنَامُ قَلبِى عَن رَبِّ الأنام

(3550) چشم تو بيدار و دل خفته به خواب

چشمِ من خفته، دلم در فتحِ باب‏

(3551) مر دلم را پنج حسّ ديگر است

حسّ دل را هر دو عالم منظر است‏

و دفتر سوم

( 1114) خفته ی بيدار بايد پيش ما

تا به بيدارى، ببيند خواب‏ها

( 1115) دشمن اين خوابِ خوش، شد فكر خلق

تا نخسپد فكرتش، بسته است حلق‏

و

سوم( 1822) خلق اندر خواب مى‏بينندشان

من به بيدارى همى‏بينم عيان‏

( 1823) زين جهان خود را دمى پنهان كنم

برگ حس را از درخت افشان كنم‏

و

در دفتر چهارم

 ( 3061) همچنان كه، چشم، مى‏بيند، به خواب

بى‏مه و، خورشيد و، ماه و، آفتاب‏

به عنوان مثال : همان طور كه چشم انسان در خواب بدون اينكه ماه و آفتابى باشد ماه و آفتاب مى‏بيند (موقوف المعانی)

تا

( 3064) مى‏ببيند خواب، جانت وصفِ حال

كه به بيدارى، نبينى بيست سال‏

جان تو خوابها ئی  مى‏بيند كه در بيدارى طی سالها آن را نخواهد ديد

( 3065) در پىِ تعبيرِ آن، تو عمرها

مى‏دوى، سوىِ شهانِ با دَها

و براى تعبير اين خوابهای شگفت آور، سال ها می کوشی و  به اشخاص معبر و دانشمند و زيرك مراجعه می کنی

دَها: زیرکی، باهوشی، دِهاء نیز به همین معنی است. شهانِ با دَها: كنايت از تعبير كنندگان زيرك.

 ( 3066) كه بگو آن خواب را، تعبير چيست؟

فرع، گفتن، اين چنين سِر را، سگى است‏

و  از آنان می خواهد که   تعبير اين خواب را برایش بگویند  بنابر این پر واضح است که اگر   چنين اسرارى را   فرع بيدارى بدانیم،  سگ صفتی و نادیده گرفتن حقایق است

( 3067) خوابِ عام است اين و، خود خوابِ خَواص

باشد اصل اجتبا و، اختصاص‏

البته آن چه که در بارةخواب گفتیم، خواب خواص است که به دلیل اینکه برگزیده و خاص درگاه الهی هستند بشارت دهنده است وگرنه خواب عوام الناس، بی اعتبار است چون بازتاب فعالیت های روزانۀ آن هاست « نتیجه این که نظر شارحانی که بیت 3063 را بر عکس آقای کریم زمانی  تفسیر کرده اند یعنی خواب را فرع بیداری دانسته اند اگر در بارة عوام بگوئیم درست است  »

( 3068) پيل بايد، تا چو خسپد، او، سِتان

خواب بيند خِطِّة هندوستان‏

در بارة خواب خواص:فیلی نیاز است تا وقتی بر پشت می خوابد رویای سرزمین هندوستان را ببیند

سِتان: بر پشت خوابیده، بر پشت غلطیده، از آداب خواب این است که شخص یا مانند مرده در لحد به پهلوی راست بخوابد و یا مانند محتضر به پشت. خوابیدن بر شکم و سینه روا نیست.

 ( 3069) خر، نبيند هيچ ،هِندُستان، به خواب

خر، ز هِندُستان، نكرده است اغتراب‏

خواب عوام:خر هیچگاه خواب هندوستان را نمی بیند زیرا خر از هندوستان ترک وطن نکرده و دور نیفتاده است

اِغتِراب: ترک وطن کردن، دور شدن از وطن خود، غربت گزيده، به غربت افتادن.

 ( 3070) جانِ همچون پيل، بايد نيك، زَفت

تا به (خوابو)خواب او، هند داند، رفت، تَفت‏

خواب خواص:روحی عظیم همچون فیل لازم است تا در خواب بتواند شتابان به هندوستان برود

تَفت: تند، تیز و با شتاب.

( 3071) ذكرِ هندُستان، كند پيل از طلب

پس مصوَّر گردد، آن ذِكرش به شب‏

فیل در طول روز مدام ذکر و یاد ِ هندوستان است و در تمام حالات طلب هندوستان دارد بنابراین این طلب و یاد، در هنگام شب به صورت خواب و رویا بر او ظاهر می شود

( 3072) «اُذكُرُوا اللَّه» كارِ هر أوباش، نيست

اِرجعى، بر پاىِ هر قلاّش، نيست‏

خطاب اُذكُرُوا اللَّه ،مشمول هر بی سر و پایی نمی شود و هر انسان کلاه برداری، لایق آن نیست که خطاب اِرجعی را بر پای دل او ببندند

اَوباش: مردم فروپایه و بی سر و پا. قَلّاش: حیله گر، کلاه بردار، کلّاش.

« اُذكُرُوا اللَّه: خدا را به ياد آريد. »

«وَ مِن مطلعى النور البسيط كَلَمعَةٍ

و من مشرعى البحر المحيط كَقَطرَةٍ

وَ لاَ فَلَكٌ إلاَّ وَ مِن نُورِ باطِنِى

بِهِ مَلَكٌ يَهدِى الهُدَى بِمَشِيَّتى‏

(ديوان ابن فارض، ص 90) »

« يا أَيَّتُهَا اَلنَّفْسُ اَلْمُطْمَئِنَّةُ اِرْجِعِي إِلى‏ رَبِّكِ. 89: 27-  28 (فجر، 27-  28)

اسب جان‏ها را كند عارى ز زين

سرّ النَّومُ اخُ المَوت است اين‏

ليك بهر آن كه روز آيند باز

بر نهد بر پايشان بند دراز

تا كه روزش وا كشد ز آن مرغزار

وز چراگاه آردش در زير بار402-  400/1»

چهارم( 3791) جسمِ احمد را تعلّق بُد بدآن

اين تغيّر آنِ تن باشد، بدان‏

( 3792) همچو رنجوریّ و، همچون خواب و درد

جان ازين اوصاف باشد پاك و فَرد

( 3793) خود نَتانم، ور بگويم وصفِ جان

زلزله افتد درين كَوْن و مكان‏

 ( 3794) روبَهَش گر يك دَمی آشفته بود

شيرِ جان، مانا كه آن دَم خفته بود

( 3795) خفته بود آن شير كز خوابست پاك

اينْت شيرِ نَرْمسارِ سهمناك‏

شش: پیامبران خواب و بیداری شان یکسان است:

آن دو ساحر

بچه كه قصد بردن عصا كردند،

چو موسى را خفته يافتند

سوم( 1215) جانِ بابا چون كه ساحر خواب شد

كارِ او بى‏رونق و بى‏تاب شد

( 1216) هر دو بوسيدند گورش را و رفت

تا به مصر از بهر اين پيكارِ زفت‏

( 1217) چون به مصر از بهر آن كار آمدند

طالب موسى و خانة او شدند

تا

سوم( 1218) اتّفاق افتاد، كآن روز ورود

موسى اندر زير نخلى خفته بود

( 1219) پس نشان دادندشان، مردم بدو

كه برو آن سوى نخلستان بجو

( 1220) چون بيامد ، ديد در خرما بُنان

خفته‏اى ، كو بود بيدار جهان‏

دفتر سوم ( 1221) بهرِ نازِش بسته او دو چشمِ سَر

عرش و فرشش جمله در زير نظر

( 1222) اى بسا بيدار ، چشم و خفته دل

خود چه بيند ديد اهل آب و گل‏

تا

سوم( 1226) گفت پيغمبر ،كه خسپد چشم من

ليك كى خسپد دلم اندر وَسَن‏

( 1227) شاه بيدار است، حارس خفته‏گير

جان فداى خفتگانِ دل بصير

تا

سوم( 1229)چون بديدندش كه خفته است او دراز

بهر دزدىّ عصا كردند ساز

( 1230) ساحران قصد عصا كردند زود

كز پسش بايد شدن و آن گه ربود

( 1231) اندكى چون پيشتر كردند ساز

اندر آمد آن عصا در اهتزاز

( 1232) آن چنان بر خود بلرزيد آن عصا

كآن دو بر جا خشك گشتند از وجا

و در بارة دقوقی در دفتر سوم:

( 2026) چشم مى‏مالم به هر لحظه كه من

خواب مى‏بينم خيال اندر زمن‏

( 2027) خواب چه بود ؟بر درختان مى‏روم

ميوه‏هاشان مى‏خورم چون نگروم‏؟

( 2028) باز چون من بنگرم در منكران

كه همى‏گيرند زين بستان،كران‏

خواب دیگر : در بارة ساحران موسی :

جواب گفتن ساحر مرده با فرزندان خود

سوم( 1183) گفتشان در خواب ،كاى اولاد من

نيست ممكن ظاهر، اين را دم مزن

( 1184) فاش و مطلق گفتنم دستور نيست

ليك راز از پيشِ چشمم دور نيست‏

هفت :بیداران دنیائی خواب وحی آمیز ندارند

اول ( 569) تا به گفت و گوىِ بيدارى، درى

تو ز گفت خواب، بويى كى برى‏؟

هشت: روح در خواب آزاد می شود

اول ( 2089) خواب بردش مرغ جانش از حبس رست

چنگ و چنگى را رها كرد و بجست‏

و

چهارم( 2685) خواب را يزدان بِدآن سان مى‏كُند

كز دو عالَم فكر را بر مى‏كَنَد

و دفتر ششم

(3308)مرد خفته روح او چون آفتاب

در فلك تابان و تن در جامه خواب‏

و

دفتر ششم (221)گر فراموشم شده‏ست آن وقت و حال

يادگارم هست در خواب ارتحال‏

(222)مى‏رَهَم زين چارميخِ چار شاخ

مى‏جَهَم در مَسرَحِ جان زين مُناخ‏

نه :روح در خواب عالم بی نهایت را می بیند و نمی خواهد که باز گردد

اول( 2100) وين جهانى كاندر اين خوابم نمود

از گشايش پر و بالم را گشود

دفتر سوم

( 1611) روح را توحيدِ اللَّه خوشتر است

غيرِ ظاهر دست و پاى ديگر است‏

( 1612) دست و پا در خواب بينى و اِئتلاف

آن حقيقت دان مَدانش از گزاف‏

( 1613) آن توى كه بى‏بدن دارى بدن

پس مترس از جسم و جان بيرون شدن

ده : روح  افراد معمولی در خواب از رنج ها آزاد می شود ولی عارفان همیشه اینچنین اند

اول( 3185) چون كه محمولى نه حامل وقت خواب

ماندگى رفت و شدى بى‏رنج و تاب‏

( 3186) چاشنيى دان تو حال خواب را

پيش محمولىّ حال اوليا

( 3187) اوليا اصحاب كهفند اى عنود

در قيام و در تقلّب «هُمْ رُقوُد»

دفتر سوم:

( 1300) همچو آن وقتى كه خواب اندر روى

تو ز پيش خود، به پيش خود شوى‏

دفتر سوم( 1301) بشنوى از خويش و پندارى فلان

با تو اندر خواب گفته است آن نهان‏

یازده : الناس نیام اذا ماتو انتبهوا

اول( 3692) سر ز خفتن كى توان برداشتن

با چنين صد تخم غفلت كاشتن‏

ناصح موعظه گر و خواب غفلت آن کس

دوم( 2028) گفت خوابستم مرا بگذار و رو

گفت آخر يار را مُنقاد شو

دوازده :گاهی خواب حوادث آینده را می نماید نظیر آن صوفی که خر خود را به خادم سپرد :

دوم( 220) صوفى از ره مانده بود و شد دراز

خوابها مى‏ديد با چشم فراز

دفتر دوم

( 221) كآن خرش در چنگ گرگى مانده بود

پاره‏ها از پشت و رانش مى‏ربود

( 222) گفت لا حول اين چه ماليخولياست

اى عجب آن خادم مشفق كجاست‏

( 223) باز مى‏ديد آن خرش در راهرو

گه به چاهى مى‏فتاد و گه به گو

( 224) گونه گون مى‏ديد ناخوش واقعه

فاتحه مى‏خواند او و القارعه‏

( 225) گفت چاره چيست ياران جَسته‏اند

رفته‏اند و جمله درها بسته‏اند

باز در جای دیگر:

دوم ( 1670) تو ببينى خواب در، يك خوش لقا

كو دهد وعده و نشانى مر تو را

( 1671) كه مُراد تو شود، و اينك نشان

كه به پيش آيد تو را فردا فلان‏

و

دوم( 1674) يك نشانى آن كه اين خواب از هوس

چون شود فردا نگويى پيش كس

سیزده : تعبیر خواب:

سوم (1729)اين جهان خواب است اندر ظن مه‏ايست

گر رود در خواب دستى، باك نيست‏

( 1730) گر به خواب اندر، سرت بُبريد گاز

هم سرت بر جاست ، هم عمرت دراز

( 1731) گر ببينى خواب در، خود را دو نيم

تن درستى چون بخيزى، نه سقيم‏

( 1732) حاصل ،اندر خواب، نقصانِ بدن

نيست باك و نه دو صد پاره شدن‏

( 1733) اين جهان را كه به صورت قائم است

گفت پيغمبر كه حُلمِ نائم است‏

( 1734) از ره تقليد تو كردى قبول

سالكان اين ديده پيدا بى‏رسول‏

( 1735)روز در خوابى،مگو كين خواب نيست

سايه، فرع است، اصل جز مهتاب نيست‏

( 1736) خواب و بيداريت آن دان اى عَضُد

كه ببيند خفته كو در خواب شد

( 1737) او گمان بُرده كه اين دم خفته‏اُم

بى‏خبر ز آن كوست در خوابِ دُوّم

تعبیر خواب:

 چهارم( 3098) خنده را در خواب هم، {تعبير خوان}

گريه، گويد با دريغ و، اندُهان‏

موضوع خواب: نزد مُعَبِّر خنده در خواب تعبيرش گريه و غم و اندوه در بيدارى است

تعبیر خوان: خوابگزار، مُعبّر. آن كه خواب را تعبير كند.اَندُهان: غم ها، جمع اَندُه.

 ( 3099) گريه را، در خواب، شادى و، فرح

هست در تعبير، اى {صاحب مَرَح}!

ای که بسیار شادی و به آن می نازی! گريه در خواب تعبيرش برای اهل نشاط فرح و شادى و انبساط است

مَرَح: شادی بسیار. صاحب مَرَح: شادمان، از شادى نازنده.

و در دفتر پنجم:

صاحب دلی دید سگی حامله در دل آن سگ بچگان بانگ می کردند در تعجب ماند که حکمت بانگ سگ پاسبانی است بانگ در اندرون شکم مادر پاسبانی نیست و نیز بانگ جهت یاری خواستن و شیر خواستن باشد و غیره و این جا هیچ از این فایده ها نیست چون به خویش آمد با حضرت مناجات کرد وَمایَعلَمُ تَأویلَهُ اِلَّاالله. جواب آمد که آن صورت حال قومی است از حجاب بیرون نیامده و چشم دل باز ناشده دعوی بصیرت کنند و مقالات گویند، از آن نه ایشان را قوتی و یاری رسد و نه مستمعان را هدایتی و رشدی

پنجم( 1445) آن يكى مى‏ديد خواب اندر چِلَه

در رهى ماده سگى بُد حامله‏

( 1446) ناگهان آواز سگ بچگان شنيد

سگ بچه اندر شكم بُد ناپديد

( 1447) بس عجب آمد و را آن بانگ‏ها

سگ بچه اندر شكم چون زد ندا؟

( 1448) سگ بچه اندر شكم ناله كنان

هيچ كس ديده است اين اندر جهان؟

( 1449) چون بجَست از واقعه آمد به خويش

حيرت او دم به دم مى‏گشت بيش‏

( 1450) در چله كس نى كه گردد عُقده حَل

جز كه درگاه خدا عزّ و جَل‏

( 1451) گفت يا رب زين شِكال و گفت و گو

در چله وامانده‏ام از ذكر تو

( 1452) پرِّ من بگشاى تا پرّان شوم

در حديقه ذكر و سيبستان شوم‏

( 1453) آمدش آواز هاتف در زمان

كآن مثالى دان ز لاف جاهلان‏

( 1454) كز حجاب و پرده بيرون نامده

چشم بسته بى‏هده گويان شده‏

( 1455) بانگ سگ اندر شكم باشد زيان

نه شكار انگيز و نه شب پاسبان‏

دفتر ششم

(326)بر جنازه هر كه را بينى به خواب

فارِسِ منصب شود عالى رِكاب‏

و

کسی که خواب کسی را تعبیر می کند حتما  تعبیر خواب خود را می داند: دفتر پنجم:

( 1995) همچو يوسف خواب اين زندانيان

هست تعبيرش به پيش او عيان‏

( 1996) خوابِ خود را چون نداند مرد خير

كو بود واقف ز سرّ خواب غير

 

و

خواب ها را نباید برای کسی تعریف کرد تا تعبیر شود

دوم( 1674) يك نشانى آن كه اين خواب از هوس

چون شود فردا نگويى پيش كس

( 1675) ز آن نشان هم زكريّا را«» بگفت

كه نيايى تا سه روز اصلا به گفت

( 1676) تا سه شب خامش كن از نيك و بدت

اين نشان باشد كه يحيى آيدت

( 1677) دم مزن سه روز اندر گفت و گو

كين سكوت است آيتِ مقصود تو

( 1678) هين مياور اين نشان را توبه گفت

وين سخن را دار اندر دل نهفت‏

( 1679) اين نشانها گويدش همچون شكر

اين چه باشد صد نشانى دگر

( 1680) اين نشانِ آن بود كآن مُلك و جاه

كه همى‏جويى بيابى از اله‏

دفتر دوم

( 1681) آن كه مى‏گريى به شبهاى دراز

و آن كه مى‏سوزى سحرگه در نياز

( 1682) آن كه بى‏آن روز تو تاريك شد

همچو دوكى گردنت باريك شد

( 1683) و آن چه دادى هر چه دارى در زكات

چون زكات پاك بازان رختهات‏

( 1684) رختها دادى و خواب و رنگِ رو

سر فدا كردى و گشتى همچو مو

( 1685) چند در آتش نشستى همچو عود

چند پيش تيغ رفتى همچو خود

( 1686) زين چنين بى‏چارگيها صد هزار

خوى عشّاق است و نايد در شمار

( 1687) چون كه شب اين خواب ديدى روز شد

از اميدش روز تو پيروز شد

( 1688) چشم گردان كرده‏اى بر چپّ و راست

كآن نشان و آن علامتها كجاست

( 1689) بر مثال برگ مى‏لرزى كه واى

گر رود روز و نشان نايد به جاى‏

( 1690) مى‏دوى در كوى و بازار و سرا

چون كسى كو گم كند گوساله را

( 1691) خواجه خير است اين دَوادَو چيستت

گم شده اينجا كه دارى كيستت‏

( 1692) گوييش خير است ليكن خير من

كس نشايد كه بداند غير من

( 1693) گر بگويم يك نشانم فوت شد

چون نشان شد فوت وقت موت شد

( 1694) بنگرى در روى هر مرد سوار

گويدت منگر مرا ديوانه‏وار

( 1695) گوييش من صاحبى گُم كرده‏ام

رو به جست و جوى او آورده‏ام‏

( 1696) دولتت پاينده بادا اى سوار

رحم كن بر عاشقان معذور دار

در باره آن کسی که آه کشید که چرا به نماز جماعت نرسیده

دوم (2776) آن يكى گفتا بده آن آه را

وين نماز من تو را بادا عطا

(2777) گفت دادم آه و پذيرفتم نماز

او ستد آن آه را با صد نياز

(2778) شب به خواب اندر بگفتش هاتفى

كه خريدى آب حيوان و شِفا

(2779) حُرمتِ اين اختيار و اين دُخول

شد نماز جمله خلقان قبول

 تعبیر خواب دانستن یوسف ع

دوم( 918) يوسف مه رو چو ديد آن آفتاب

شد چنان بيدار در تعبير خواب‏

و یا در قصه تعبیر خواب عزیز مصر:دفتر پنجم:

تفسير اِنّى أرَى سَبْعَ بَقَرَاتٍ سِمَانٍ يأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجافٌ.(یوسف/43)

آن گاوان لاغر را خدا به صفت شيران گرسنه

آفريده بود تا آن هفت گاو فربه را به اشتها مى‏خوردند اگر چه آن خيالات صور گاوان

در آينه خواب نمودند تو معنى بگير

پنجم( 932) آن عزيز مصر مى‏ديدى به خواب

چون كه چشم غيب را شد فتحِ باب‏

( 933) هفت گاو فربه بس پرورى

خوردشان آن هفت گاو لاغرى‏

چهارده : اضغاث احلام ، بعضی خواب ها پریشان و در هم اند و کار معبر است که آن ها را تنظیم کند نظیر خواب عزیز مصر که معبری چون حضرت یوسف ع آن را تعبیر توانست کرد:

سوم( 3640) خواب مى‏بيند كه او را هست مال

ترسد از دزدى، كه بر بايد جَوال‏

دفتر سوم ( 2641) چون ز خوابش بر جهاند گوش­كش

پس ز ترس خويش تسخر آيدش

هفده: خواب دیدن پیامبران همه رویای صادقه است از آن جمله

اول : خواب یوسف: سوم

( 2333) من نمى‏كردم گزافه آن دعا

همچو يوسف ديده بودم خواب‏ها

( 2334) ديد يوسف آفتاب و اختران

پيش او سجده كنان چون چاكران‏

( 2335) اعتمادش بود بر خواب درست

در چه و زندان جز آن را مى‏نجست‏

( 2336) ز اعتماد آن ، نبودش هيچ غم

از غلامى وز مَلام و بيش و كم‏

( 2337) اعتمادى داشت او بر خواب خويش

كه چو شمعى مى‏فروزيدش ز پيش‏

( 2338) چون در افكندند يوسف را به چاه

بانگ آمد سمعِ او را ،از اله‏

( 2339) كه تو روزى شه شوى اى پهلوان

تا بمالى ،اين جفا در رويشان‏

( 2340) قائل اين بانگ نآيد در نظر

ليك دل بشناخت قائل را زَ اثَر

و

( 3398) همچو يوسُف كو بِديد اوّل به خواب

كه سُجودش كرد ماه و آفتاب‏

( 3399) از پسِ ده سال بلكه بيشتر

آنچه يوسف ديده بُد بر كرد سَر

هجده :گاهی خواب دیدن عبرت است و تنبه

دوم اندیشیدن یکی از صحابه به انکار که

چرا رسول ص ستاری نمی کند

(2895)اندراين انديشه خوابش درربود

مسجدِايشانش، پُرسرگين نمود

(2896)سنگهاش اندرحَدث جاىِ تباه

مى‏دميدازسنگهادودِسياه

(2897)دوددرحلقش شدوحلقش بخَست

ازنهيب دودِتلخ ازخواب جَست

نوزده : گاهی بعضی تمسک به  خواب دیدن برای باور کردن سخنشان توسط  طرف مقابل می کنند و گاهی خواب دیدن بهانه ای برای  نفع شخصی است:

دوم(3586) يا بگويد صوفيى ديدى تو دوش

در ميان خواب، سجّاده بدوش‏

(3587) من بُدم آن و آن چه گفتم خواب در

با تو اندر خواب در شرح نظر

(3588) گوش كن چون حلقه اندر گوش كن

آن سخن را پيشواى هوش كن‏

(3589) چون تو را ياد آيد آن خواب اين سخن

معجزِ نو باشد و زرّ كهن

و

دفتر ششم:

جواب گفتن مسلمان آن چه ديد،

به يارانش جهود و ترسا، و حسرت خوردنِ ايشان‏

(2486)پس مسلمان گفت اى ياران من

پيشم آمد مصطفى سلطان من‏

(2487)پس مرا گفت آن يكى بر طور تاخت

با كليم حق و نرد عشق باخت‏

(2488)و آن دگر را عيسى صاحب قران

برد بر اوج چهارم آسمان‏

(2489)خيز اى پس مانده‏ى ديده ضرر

بارى آن حلوا و يخنى را بخور

(2490)آن هنرمندان پر فن راندند

نامه‏ى اقبال و منصب خواندند

(2491)آن دو فاضل فضل خود دريافتند

با ملايك از هنر دربافتند

(2492)اى سليم گول واپس مانده هين

بر جه و بر كاسه‏ى حلوا نشين‏

(2493)پس بگفتندش كه آن گه تو حريص

اى عجب خوردى ز حلواى خبيص‏

(2494)گفت چون فرمود آن شاه مطاع

من كه بودم تا كنم ز آن امتناع‏

(2495)تو جهود از امر موسى سركشى

گر بخواند در خوشى يا ناخوشى‏

(2496)تو مسيحى هيچ از امر مسيح

سر توانى تافت در خير و قبيح‏

(2497)من ز فخر انبيا سرچون كشم

خورده‏ام حلوا و اين دم سر خوشم‏

(2498)پس بگفتندش كه و الله خواب راست

تو بديدى وين به از صد خواب ماست‏

(2499)خواب تو بيدارى است اى بو بطر

كه به بيدارى عيانستش اثر

(2500)در گذر از فضل و از جلدى و فن

كار خدمت دارد و خلق حسن‏

 

بیست: کافران هم  خواب می بینندو خداوند حقایق را در خواب حتی به کافران می نماید ولی آن ها خواب و خیال می پندارند: دفتر چهارم

***قصّه خواب ديدن فرعون، آمدنِ

موسى را عليه السّلام و تدارك انديشيدن

سوم( 840) جهدِ فرعونى، چو  بى توفيق بود

هر چه او مى‏دوخت آن تَفتيق بود

دفتر سوم ( 841) از مُنجِّم بود در حكمش هزار

وز مُعَبِّر نيز و، ساحر بى‏شمار

( 842) مَقدمِ موسى نمودندش به خواب

كه كند فرعون و، مُلكش را خراب‏

( 843) با معبّر گفت و با أهلِ نجوم

چون بُوَد دفعِ خيال و، خوابِ شوم؟‏

( 844) جمله گفتندش كه تدبيرى كنيم

راهِ زادن را چو ره زن مى‏زنيم‏

باز گفتن موسى عليه السلام اسرارِ فرعون را،

 و واقعاتِ او را ظَهْرَ الْغَيْب، تا به خبيرىِ حق

 ايمان آوَرَد يا گُمان بَرَد

چهارم( 2487) زآهنِ تيره به قُدرت مى‏نمود

واقعاتى كه در آخِر خواست بود

( 2488) تا كُنى كمتر تو آن ظلم و بَدى

آن همى‏ديدى و بَتَّر مى‏شدى‏

( 2489) نقش‏هاىِ زشت، خوابت مى‏نمود

مى‏رميدى زآن و، آن نقشِ تو بود

تا

دفتر چهارم

( 2501) خويشتن را كور مى‏كردى و مات

تا نينديشى ز خواب و واقعات‏

بیست و یک : در خواب حواس ظاهر فلج می شوند بنابراین روح با عالم بالا تماس می گیرد:

دفتر سوم( 1833) حسّ را بى‏خواب، خواب اندر كند

تا كه غيبى‏ها ز جان سر بر زند

( 1834) هم به بيدارى ببيند خواب‏ها

هم ز گردون بر گشايد باب‏ها

  • و در دفتر چهارم:
  • ( 3688) نيست آن جُنبش كه در اِصْبَع تو راست
  • پيشِ اِصْبَع يا پَسش يا چپّ و راست‏
  • ( 3689) وقتِ خواب و مرگ از وی می‏رود
  • وقتِ بيداری قرينش می‏شود
  • ( 3690) از چه رَه می‏آيد اندر اِصْبَعَت؟
  • كه اصْبَعَت بی‏او ندارد منفعت؟‏

 

بیست و دو : خواب برای مومنان بشارت است در دفتردوم

( 1687) چون كه شب اين خواب ديدى روز شد

  • از اميدش روز تو پيروز شد
  • ( 1688) چشم گردان كرده‏اى بر چپّ و راست
  • كآن نشان و آن علامتها كجاست
  • دفتر سوم
  • ***بيان آن كه اللَّه گفتن نيازمند
  • عين لبّيك گفتن حق است
  • (189) آن يكى اللَّه مى‏گفتى شبى
  • تا كه شيرين مى‏شد از ذكرش لبى‏
  • ( 190) گفت شيطان آخر اى بسيار گو
  • اين همه اللّه را لبَّيك كو؟
  • ( 191) مى‏نيايد يك جواب از پيش تخت
  • چند اللّه مى‏زنى با روى سخت‏
  • ( 192) او شكسته دل شد و بنهاد سر
  • ديد در خواب او خَضِر را در خُضَر
  • ( 193) گفت هين از ذكر چون وا مانده‏اى؟
  • چون پشيمانى از آن كش خوانده‏اى؟
  • ( 194) گفت لبّيكم نمى‏آيد جواب
  • ز آن همى‏ترسم كه باشم ردّ باب‏
  • ( 195) گفت آن اللّه تو لبّيك ماست
  • و آن نياز و درد و سوزت پيك ماست‏
  • ( 196) حيله‏ها و چاره جويى‏هاى تو
  • جذب ما بود و گشاد اين پاى تو
  • ( 197) ترس و عشق تو كمند لطف ماست
  • زير هر يا ربّ تو لبّيك‏هاست‏

بیست و سه : با ریاضت انسان پخته می شود و در خواب پیل او هندوستان می بیند:

  • سوم ( 4197) گفت نخود چون چنين است اى سِتى
  • خوش بجوشم ، ياريَم ده، راستى‏
  • ( 4198) تو در اين جوشش چو معمار منى
  • كفچليزم ، زن كه بس خوش مى‏زنى‏
  • ( 4199) همچو پيلم، بر سرم زن زخم و داغ
  • تا نبينم خواب هندستان و باغ‏
  • ( 4200) تا كه خود را در دهم در جوش، من
  • تا رهى يابم، در آن آغوش من‏
  • دفتر سوم ( 4201) ز آن كه انسان در غِنا طاغى شود
  • همچو پيلِ خواب بين، ياغى شود

( 4202) پيل چون در خواب بيند هند را 

           پيلبان را نشنود، آرد دَغا

  • بیست و چهار :خواب ها گاهی برای کسانی امر الهی به حساب آید:
  • ديدن درويش جماعت مشايخ را در خواب
  • و در خواست كردن روزى حلال بى‏مشغول شدن به كسب و از عبادت ماندن و ارشاد ايشان او را
  • و ميوه‏هاى تلخ و ترش كوهى بر وى
  • شيرين شدن به داد آن مشايخ‏
  • چهارم( 678) آن يكى درويش گفت اندر سَمَر
  • خِضريان را من بديدم خواب دَر
  • ( 679) گفتم ايشان را كه روزىِّ حلال
  • از كجا نوشم كه نبود آن وَبال‏؟
  • ( 680) مر مرا سوىِ كُهستان راندند
  • ميوه‏ها زآن بيشه مى‏افشاندند
  • دفتر چهارم
  • ( 681) كه خدا شيرين بكرد آن ميوه را

در دهانِ تو به همّت‏هاىِ ما

بیست و پنج : بیدار از خواب دیدن جز انعکاسی در ذهن به یاد نمی آورد مرگ نیز نسبت به عالم دنیا همین طور است: دفتر چهارم

( 1525) همچو حسِّ آن كه خواب او را ربود

چون شد او بيدار، عَكسيَّت نمود

بیست و شش : علت خواب دیدن و پیگیری آن چه در خواب می بینیم این پیه چشم نیست بلکه نور عالم دیگر است: دفتر چهارم

( 2401) راست گفته است آن شَهِ شيرينْ‌زبان

  • چشم گردد مو به موىِ عارفان
  • ( 2402) چشم را چشمى نبود اوّل يقين
  • در رَحِم بود او، جَنينِ گوشتين‏
  • ( 2403) علّتِ ديدن، مدان پيه اى پسر
  • ور نه خواب اندر، نديدى كس صُوَر
  • ( 2404) آن پَرىُّ و، ديو مى‏بيند شبيه
  • نيست اندر ديدگاهِ هر دو پيه
  • ( 2405) نور را با پيه، خود نسبت نبود
  • نسبتش بخشيد خَلاّقِ وَدود

بیست و هفت : بعضی خواب دیدن  ها تحول در پی دارد:

  • دفتر چهارم خواب ابراهیم ادهم
  • ( 3078) زين بُد ابراهيمِ اَدْهَم ديده خواب
  • بسطِ هندُستانِ دل را بی‏حجاب‏
  • ( 3079) لاجَرَم زنجيرها را بر دَريد
  • مملكت برهم زد و شد ناپديد
  • ( 3080) آن نشانِ ديد ِهندُستان بُوَد
  • كه جَهَد از خواب و ديوانه شود
  • تا
  • چهارم ( 3085) پادشاهی داشت يك بُرنا پسر
  • ظاهر و باطن مُزيَّن از هنر
  • ( 3086) خواب ديد او كآن پسر ناگه بمُرد
  • صافیِ عالَم بر آن شَه گشت دُرد
  • ( 3087) خشك شد از تابِ آتش مَشكِ او
  • كه نمانْد از تَفِّ آتش، اشكِ او

بیست و هشت :  برای غافلان خواب دیدن  برعکس واقعیت  است دفتر چهارم

  • ( 3227) دور بيند دوربينِ بی‌هنر
  • همچنانكه دور ديدن خواب در
  • ( 3228) خُفته باشی بر لبِ جو خشكْ‌لب
  • می‏دوی سویِ سَراب، اندر طلب
  • ( 3229) دور می‏بينی سراب و می‏دَوی
  • عاشقِ آن بينشِ خود می‏شوی‏
  • تا
  • ( 3230) می‏زنی در خواب با ياران تو لاف
  • كه مَنَم بينادل و پَرده‌شكاف‏
  • ( 3231) نَك بِدآن سو آب ديدم، هين شتاب
  • تا رَويم آنجا و، آن باشد سراب‏
  • ( 3232) هر قدم زين آب تازی دورتر
  • دَو دَوان سویِ سرابِ با غَرَر
  • ( 3233) عينِ آن عزمت، حجابِ اين شده
  • كه به تو پيوسته است و آمده
  • تا
  • چهارم( 3305) جامة خفته خورَد از جُوی، آب
  • خفته اندر خواب، جُويایِ سَراب‏
  • ( 3306) می‌دود كآنجایْ، بویِ آب هست
  • زين تفكُّر راه را بر خويش بست‏
  • تا
  • چهارم( 3309) من نديدم تشنگی خواب آورد
  • خواب آرَد تشنگیِّ بی‏خِرَد

بیست و نه : انسان ها  اکثراً در وقت خواب در هر فکری که هستند همان را خواب می بینند: دفتر پنجم داستان آن مشرک که شب مهمان پیامبر شد:

  • پنجم( 87) حيله كرد او و به خواب اندر خزيد
  • خويشتن در خواب در ويرانه ديد
  • ( 88) ز آن كه ويرانه بُد اندر خاطرش

شد به خواب اندر همانجا منظرش

سی: شتر در خواب بیند پنبه دانه ، زندانی خواب آزادی می بیند و فکر او هر جا که هست در خواب می رود جای دیگر و چون بیدار می شود باز فکر ها باز می گردند و گاهی انسان هرچه را دوست دارد که انجام شود به خواب می بیند: دفتر پنجم:

  • ( 731) فكر زنبور است و آن خوابِ تو آب
  • چون شوى بيدار باز آيد ذُباب‏
  • ( 732) چند زنبور خيالى در پرد
  • مى‏كشد اين سو و آن سو مى‏برد
  • و
  • پنجم( 1722) همچو زندانىِّ چَه كاندر شبان
  • خسبد و بيند به خواب او گلستان‏
  • ( 1723) گويد اى يزدان مرا در تن مَبَر
  • تا در اين گلشن كنم من كَرّ و فر
  • تا

پنجم( 1783) چون شود بيدار از خواب او سحر

  • باز آيد سوى او آن خير و شر
  • ( 1784) گر رياضت داده باشد خوى خويش
  • وقت بيدارى همان آيد به پيش‏
  • و
  • : دفتر پنجم:
  • ( 1116) ور بخسبى مشترى بينى به خواب
  • جغد بد كى خواب بيند جز خراب

دفتر ششم:

(2082)هر كه بر شمعِ خدا آرد پُفو

شمع كى ميرد؟ بسوزد پوزِ او

(2083)چون تو خفاشان، بسى بينند خواب

كاين جهان ماند يتيم از آفتاب‏

  • سی و یک : گاهی خواب دیدن کلاس درس است: دفتر پنجم:
  • حكايت آن درويش كه در هِرى غلامان آراسته
  • عميد خراسان را ديد و بر اسبان تازى
  • و قباهاى زربفت، و كلاه‏هاى مغرَّق و غير آن،
  • پرسيد كه اينها كدام اميران‏اند و چه شاهان‏اند
  • گفت او را كه اينها اميران نيستند،
  • اينها غلامان عميد خراسان‏اند، روى به آسمان كرد
  • كه اى خدا غلام پروردن از عميد بياموز،
  • آن جا مستوفى را عميد گويند
  • پنجم( 3165) آن يكى گستاخ رو اندر هرى
  • چون بديدى او غلامِ مهترى‏
  • ( 3166) جامه اطلس كمر زرّين روان
  • روى كردى سوى قبله آسمان‏
  • ( 3167) كاى خدا زين خواجه صاحب مِنَن
  • چون نياموزى تو بنده داشتن‏
  • ( 3168) بنده پروردن بياموز اى خدا
  • زين رئيس و اختيار شاه«» ما
  • ( 3169) بود محتاج و برهنه و بى‏نوا
  • در زمستان لرز لرزان از هوا
  • ( 3170) انبساطى كرد آن از خود بَرِى
  • جرأتى بنمود او از لَمتُرى‏
  • ( 3171) اعتمادش بر هزاران موهبت
  • كه نديم حق شد اهل معرفت‏
  • ( 3172) گر نديم شاه گستاخى كند
  • تو مكن آن كه ندارى آن سند
  • ( 3173) حق ميان داد و ميان به از كمر
  • گر كسى تاجى دهد او داد سر
  • ( 3174) تا يكى روزى كه شاه آن خواجه را
  • متهم كرد و ببستش دست و پا
  • ( 3175) آن غلامان را شكنجه مى‏نمود
  • كه دفينه خواجه بنماييد زود
  • ( 3176) سرّ او با من بگوييد اى خسان
  • ور نه بُرّم از شما حلق و لسان‏
  • ( 3177) مدّت يك ماهشان تعذيب كرد
  • روز و شب اشكنجه و افشار و درد
  • ( 3178) پاره پاره كردشان و يك غلام
  • راز خواجه وانگفت از اهتمام‏
  • ( 3179) گفتش اندر خواب هاتف اى كيا

بنده بودن هم بياموز و بيا

سی و دو : گاهی خواب دیدن  سبب هدایت می شود: دفتر ششم:

  • قصه‏ى آن گنج نامه كه پهلوى قبه‏اى
  • روى به قبله كن و تير در كمان نِه،
  • بينداز، آن جا كه افتد گنج است
  • ششم(1908)ديد در خواب او شبى و خواب كو؟
  • واقعه‏ى بى‏خواب، صوفى راست خو
  • (1909)هاتفى گفتش كه: اى ديده تَعَب
  • رُقعه‏اى در مشقِ وَرّاقان طلب‏
  • (1910)خُفيه ز آن ورّاق كِت همسايه است
  • سوىِ كاغذ پاره‏هاش آور تو دست‏
  • (1911)رُقعه‏اى شكلش چنين، رنگش چنين
  • پس بخوان آن را به خلوت، اى حزين‏
  • (1912)چون بدزدى آن ز وَرّاق اى پسر
  • پس برون رو زَانبُهىّ و شور و شر
  • (1913)تو بخوان آن را به خود در خلوتى
  • هين مجو در خواندنِ آن شوكتى‏
  • هين مجو در خواندنِ آن شركتى‏(کریم زمانی)
  • (1914)ور شود آن فاش، هم غمگين مشو
  • كه نيابد غيرِ تو ز آن نيم جو
  • (1915)ور كشد آن دير، هان زنهار تو
  • وِردِ خود كن دَم به دَم لا تَقنَطُوا
  • (1916)اين بگفت و، دست خود آن مژده‏ور
  • بر دلِ او زد كه رَو زحمت ببر
  • (1917)چون به خويش آمد ز غيبت آن جوان
  • مى‏نگنجيد از فرح اندر جهان‏
  • (1918)زَهره‏ى او بردريدى از قَلَق
  • گر نبودى رِفق و حفظ و لطفِ حق‏
  • (1919)يك فرح آن كز پسِ ششصد حجاب
  • گوشِ او بشنيد از حضرت جواب‏
  • (1920)از حُجُب چون حسِّ سمعش در گذشت
  • شد سرافراز و ز گردون برگذشت‏
  • دفتر ششم
  • (1921)كه بُوَد كآن حسِّ چشمش ز اعتبار
  • ز آن حجابِ غيب هم يابد گذار
  • (1922)چون گُذاره شد حواسش از حجاب
  • پس پياپى گرددش ديد و خطاب‏
  • (1923)جانبِ دُكّانِ ورّاق آمد او
  • دست مى‏بُرد او به مشقش سو به سو
  • (1924)پيشِ چشمش آمد آن مكتوب زود
  • با علاماتى كه هاتف گفته بود
  • (1925)در بغل زد، گفت خواجه خيرباد
  • اين زمان وا مى‏رسم اى اوستاد
  • (1926)رفت كُنج خلوتى، و آن را بخواند
  • وز تحيّر والِه و حيران بماند

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

همچنین ببینید

موضوع «فرق ظن و گمان» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

    فرق یقین با ظن و گمان (سوره ملك) (22) (ص 563 )أَفَمَن يَمْشِي ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

7 + 2 =