خانه / مقالات / مثنوی معنوی / تفسیر موضوعی / موضوع «ملکوت اعلی و اسفل» از مثنوی شریف توسط استاد محمد قدسی

موضوع «ملکوت اعلی و اسفل» از مثنوی شریف توسط استاد محمد قدسی

 

ملکوت اعلی و اسفل

ما اگر بگوئیم  که کافران و مشرکان  از ملکوت اسفل اند و طینتشان از عالم سجین است و از آن عالم فرود آمده اند و به همان جا باز می گردند و ملکوت اسفل باطن همین دنیا است ( ثم رددناه اسفل سافلین ) بنابراین با شرائط این عالم مادی کاملا کنار می آیند و هیچگاه میل پریدن به عالم اعلی را در سر نمی پرورانند و به عکس مومنان اند و این دسته اند که از هبوط خود رنج می برند و می کوشند که خود را به وطن اصلی یعنی عالم ملکوت اعلی متصل گردانند این اشکال پیش می آید که قبول این مسئله با اصل داشتن فطرت انسانی منافات دارد و ما در بحث 

ارتباط ابیات زیر با بحث اصلی و عاریتی این است که عاریتی ها می کوشند تا به اصل خود راه پیدا کنند حتی آنانی که از جنس سیاهی هستند اگر در لابلای سپید ها قرار گیرند باز می کوشند تا به اصل سیاهی خود برگردند، لیمیز الله الخبیث من الطیب

دفترپنجم

(818)در سياهى، زنگ از آن آسوده است

كو ز زاد و اصل، زنگى بوده است

‏زنگى از آن جهت به سيه روئى راضى است كه اصل و زاد او زنگى بوده است‏.

 (819)آن كه روزى شاهد و خوش رو بود 

گر سيه گردد، تدارك جُو بود

ولى آن كسى كه يك روزى شاهد بوده و خوش روئى داشته اگر رو سياه شود در صدد علاج بر مى‏آيد.

 (820)مرغِ پرّنده چو مانَد در زمين    

باشد اندر غصّه و درد و حنين‏

مرغ پرنده اگر در زمين بماند و نتواند بپرد همواره با درد و غم و ناله هم آغوش خواهد بود.

(821)مرغِ خانه بر زمين خوش مى‏رود   

دانه چين و شاد و شاطر مى‏دود

ولى بر عکس مرغ خانگى به خوشى و شادى در زمين راه مى‏رود و با كمال بى‏خيالى و شادمانى دانه مى‏چيند و چون شاطر همى‏دود.

 (822)ز انكه او از اصل بى‏پرواز بود  

و آن دگر پَرّنده و پرواز بود

براى اين كه او از اول پرواز نداشت و ديگرى( مرغ پرنده) پرنده بوده و پرش هميشه باز بود.

 

بازدیدها: 9

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

10 + 4 =