خانه / مقالات / مثنوی معنوی / تفسیر موضوعی / موضوع«عین الیقین و علم الیقین » از مثنوی شریف توسط استاد محمد قدسی

موضوع«عین الیقین و علم الیقین » از مثنوی شریف توسط استاد محمد قدسی

 

 

 

ابیاتی پیرامون عین الیقین و علم الیقین

مابین حق و باطل 4 انگشت است

زلیخا گفتن و یوسف شنیدن

شنیدن کی بود مانند دیدن

( موضوعات: خیال ، توهم )

شنیدار ها قابل اعتماد نیست و هیچ مرتبه ای از یقین را دارا نیست

البته اگر از اهل یقین چیزی را شنیدیم باید اعتماد کنیم چون در غیر این صورت دیگر حجت برای کسی نمی ماند

ما قرآن را چون پیام آور وحی می آورد قبول می کنیم

در مورد روایات نیزهمین طور است و البته با معیار هائی که برای قبول هریک داریم که در اینجا جای بحث آن نیست

قبول شنیده ها هرچه که باشد و از هر کسی باشد تنها تا مرحلة علم الیقین اعتبار دارد و مراحل عین الیقین و حق الیقین چیز دیگری است

اگر گفته هائی از سوی افراد مردد مطرح شود از پایه و اساس خراب است

(سوره الحجرات) (6) (ص 516) يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن جَاءكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَيَّنُوا أَن تُصِيبُوا قَوْماً بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ (6)

ای مؤمنان! اگر منحرف نافرمانی خبر مهمی برایتان آورد [دربارۀ آن] تحقیق کنید که مبادا از روی ناآگاهی به گروهی آسیب برسانید و از کار خود پشیمان شوید «6»

و  هرگز  قابل اعتنا نیست ولی این گمان را ایجاد می کند که شنونده تحریک شود و برود و ببیند درست است یا نادرست  نظیر داستان زیر

البته قرآن کلام قطعی و یقینی است و در باب  روایات برای جدا کردن درست از غلط معیارهائی هست که در اینجا مجال بحث آن نیست

در داستان آن پهلوان و کنیز شاه موصل وقتی خلیفه چشمش به آن کنیز افتاد:

دفتر پنجم

 ( 3905) ديد صد چندان كه وصفش كرده بود

كى بود خود ديده مانند شنود

( 3906) وصف تصوير است بهر چشمِ هوش

صورت آنِ چشم دان نه ز آن گوش‏

( 3907) كرد مردى از سخندانى سؤال

حقّ و باطل چيست اى نيكو مقال‏

( 3908) گوش را بگرفت و گفت اين باطل است

چشم حق است و يقينش حاصل است‏

( 3909) آن به نسبت باطل آمد پيش اين

نسبت است اغلب سخن‏ها اى امين‏

( 3910) ز آفتاب ار كرد خفّاش احتجاب

نيست محجوب از خيال آفتاب‏

( 3911) خوف او را خود خيالش مى‏دهد

آن خيالش سوى ظلمت مى‏كشد

( 3912) آن خيال نور مى‏ترساندش

بر شب ظلمات مى‏چفساندش‏

( 3913) از خيال دشمن و تصوير اوست

كه تو بر چفسيده‏اى بر يار و دوست‏

( 3914) موسيا كشفت لُمَع بر كُه فراشت

آن مخيّل تاب تحقيقت نداشت‏

( 3915) هين مشو غرّه بد آن كه قابلى

مر خيالش را و زين ره واصلى‏

( 3916) از خيال حرب نهراسيد كس

لاَ شَجَاعَة قَبلَ حَرب اين دان و بس‏

 

***

( 3917) بر خيال حرب حيز اندر فِكَر

مى‏كند چون رستمان صد كرّ و فر

( 3918) نقش رستم كآن به حمّامى بود

قِرن حمله فكر هر خامى بود

( 3919) اين خيال سمع چون مُبصَر شود

حيز چه بود؟ رستمى مضطر شود

( 3920) جهد كن كز گوش در چشمت رود

آن چه كآن باطل بُدست آن حق شود

( 3921) ز آن سپس گوشت شود هم طبع چشم

گوهرى گردد دو گوش همچو يشم‏

( 3922) بلكه جمله تن چو آيينه شود

جمله چشم و گوهر سينه شود

( 3923) گوش انگيزد خيال و آن خيال

هست دلاّله وصال آن جمال‏

( 3924) جهد كن تا اين خيال افزون شود

تا دَلاله رهبر مجنون شود

 

 

همچنین ببینید

موضوع «فرق ظن و گمان» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

    فرق یقین با ظن و گمان (سوره ملك) (22) (ص 563 )أَفَمَن يَمْشِي ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

13 − 8 =