خانه / مقالات / مثنوی معنوی / تفسیر موضوعی / موضوع«ظن و گمان و یقین» از مثنوی شریف توسط استاد محمد قدسی

موضوع«ظن و گمان و یقین» از مثنوی شریف توسط استاد محمد قدسی

 

یقین :

در سورة واقعه بعد از آن که احوال سابقون و اصحاب یمین و اصحاب شمال و جایگاه آن ها را در قیامت بیان می کند و آیاتی در باب توحید افعالی می آورد و از کتاب مکنون سخن می فرماید دست آخر در آیة زیر می فرماید:

(سوره الواقعه) (95) (ص537) إِنَّ هَذَا لَهُوَ حَقُّ الْيَقِينِ (95)

بی تردید این [اموری که در آیات این سوره بیان شد] واقعیتی یقینی [و غیرقابل تردید] است «95»

**********************

و در سورة الحاقه ، تمامی آیات قرآن را حق الیقین تعبیر می فرماید:

(سوره الحاقه) (51) (ص568) وَإِنَّهُ لَحَقُّ الْيَقِينِ (51)

مسلّماً این [قرآن] حق یقینی است «51»

**********************

 

 ( سورة الأنعام ) (75) (ص 137)وَكَذَلِكَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ (75)

و اين گونه فرمانروايى و مالكيّت و ربوبيّت خود را بر آسمان ها و زمين به ابراهيم نشان مي  دهيم تا از يقين كنندگان شود .(75)

 (سوره الحجر) (99) (ص 267) وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ (99)

و پروردگارت را تا زمانی که مرگ به سراغت آید بندگی کن! «99»

(سوره التكاثر) (5) (ص 600) كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ (5)

زندگی واقعی] چنین نیست [که می پندارید]، بی تردید اگر علم یقینی داشتید«5» [

(سوره التكاثر) (7) (ص 600) ثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَيْنَ الْيَقِينِ (7)

مسلّماً [پس از این دنیا] با یقینِ محض آن را مشاهده خواهید کرد«7»

(سوره مدثر) (47) ( ص 576) حَتَّى أَتَانَا الْيَقِينُ (47)

تا آنکه مرگ به سراغ ما آمد«47»

*************************

 (سوره السجده) (12)(ص 416)وَلَوْ تَرَى إِذِ الْمُجْرِمُونَ نَاكِسُو رُؤُوسِهِمْ عِندَ رَبِّهِمْ رَبَّنَا أَبْصَرْنَا وَسَمِعْنَا فَارْجِعْنَا نَعْمَلْ صَالِحاً إِنَّا مُوقِنُونَ (12)

چون گنه پیشگان را در پیشگاه پروردگارت سرافکنده ببینی [صحنۀ سختی را خواهی دید، در آن حال با ناله ای آمیخته به اندوه و تأسف می گویند:] پروردگارا! [به حقایق مسلّمی که منکرش بودیم] بینا شدیم، و [به دعوت حق] شنوا گشتیم، پس ما را [به دنیا] بازگردان تا کار شایسته انجام دهیم، ما [امروز به همۀ واقعیات] یقین پیدا کردیم«12»

***********************

(سوره الدخان) (7) (ص496) رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا إِن كُنتُم مُّوقِنِينَ (7)

همان پروردگار آسمان ها و زمین و آنچه بین آن دوتاست، اگر اهل یقین باشید«7»

********************

(سوره الذاريات) (20) (ص521) وَفِي الْأَرْضِ آيَاتٌ لِّلْمُوقِنِينَ (20)

در زمین برای اهل یقین نشانه هایی [از قدرت و ربوبیت و حکمت خدا] است «20»

 (سوره الجاثية) (20) (ص 500) هَذَا بَصَائِرُ لِلنَّاسِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّقَوْمِ يُوقِنُونَ (20)

[ این [قرآن] برای مردم مایۀ بینش و روشنگری است، و [سراسر آیاتش] هدایت و رحمت برای اهل یقین [است ]«20»

(سوره الشعرا) (24) (ص368) قَالَ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا إن كُنتُم مُّوقِنِينَ (24)

پاسخ داد: اگر باور می کنید او مالک و مدبّر آسمان ها و زمین و پدیده های میان آن ها است «24»

************************

( سوره النساء) (157) (ص103)گمان . وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللَّهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِيهِ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ مَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلَّا اتِّبَاعَ الظَّنِّ وَمَا قَتَلُوهُ يَقِينًا 157

و به سبب گفتارِ [ سراسر دروغ ]شان كه ما عيسى بن مريم فرستاده خدا را كشتيم . در صورتى كه او رانكشتند و به دار نياويختند ، بلكه بر آنان مُشتبه شد [ به اين خاطر شخصى را به گمان اينكه عيسى است به دار آويختند و كشتند ] ; و كسانى كه درباره او اختلاف كردند ، نسبت به وضع وحال او در شك هستند ، و جز پيروى از گمان و وهم ، هيچ آگاهى و علمي به آن ندارند ، و يقيناً او را نكشتند .(157)

***************************

( سورة الأنعام ) (116) (ص 142)وَإِن تُطِعْ أَكْثَرَ مَن فِي الأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَن سَبِيلِ اللّهِ إِن يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلاَّ يَخْرُصُونَ (116)

اگر از بيشتر مردم روى زمين پيروى كنى [ و آرا و خواسته هايشان را گردن نهى ] تو را از راه خدا گمراه مي  كنند ; آنان فقط از گمان و پندار [ كه پايه علمي و منطقى ندارد ] پيروى مي  كنند ، و تنها به حدس و تخمين تكيه مي  زنند .(116

( سورة الأنعام ) (148) (ص 148) سَيَقُولُ الَّذِينَ أَشْرَكُواْ لَوْ شَاء اللّهُ مَا أَشْرَكْنَا وَلاَ آبَاؤُنَا وَلاَ حَرَّمْنَا مِن شَيْءٍ كَذَلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِم حَتَّى ذَاقُواْ بَأْسَنَا قُلْ هَلْ عِندَكُم مِّنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنَا إِن تَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَإِنْ أَنتُمْ إَلاَّ تَخْرُصُونَ (148)

كسانى كه براى خدا شريك و همتا قرار دادند به زودى خواهند گفت : اگر خدا مي  خواست نه ما شرك مي ورزيديم و نه پدرانمان ، و نه چيزى [ از حلال خدا را خودسرانه ] حرام مي  كرديم [ پس شرك و تحريم ما جبرى بوده نه اختيارى ] كسانى كه پيش از اينان بودند [ بر اساس همين عقيده باطل پيامبران را ] تكذيب كردند تا عذاب و انتقام ما را چشيدند ; بگو : آيا نزد شما دانشى استوار و منطقى مُستدل بر عقايدتان ] هست كه آن را براى ما آشكار كنيد ؟ شما فقط از پندارهاى واهى و پوچ پيروى مي  كنيد و جز به حدس و گمان تكيه نمي  زنيد .(148

(سوره الحجرات) (12) (ص 517)يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيراً مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا يَغْتَب بَّعْضُكُم بَعْضاً أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَن يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَّحِيمٌ (12)

ای مؤمنان! از بسیاری از گمان ها دوری کنید؛ زیرا برخی از گمان ها گناه است، و [در عیوب و نقایص درونی و اخلاقی مردم که برملاشدنش موجب بربادرفتن آبروی آنان است] تفحص و کنجکاوی نکنید، و از غیبت یکدیگر بپرهیزید، آیا یکی از شما دوست دارد که گوشت برادرِ مُردۀ خود را بخورد؟! بی تردید از این [کار] نفرت دارید، از خداوند [اطاعت کرده، از محرّماتش] بپرهیزید که خداوند بسیار توبه پذیر و مهربان است «12»

*****************

(سوره النجم) (23) (ص526) إِنْ هِيَ إِلَّا أَسْمَاء سَمَّيْتُمُوهَا أَنتُمْ وَآبَاؤُكُم مَّا أَنزَلَ اللَّهُ بِهَا مِن سُلْطَانٍ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَمَا تَهْوَى الْأَنفُسُ وَلَقَدْ جَاءهُم مِّن رَّبِّهِمُ الْهُدَى (23)

این [بُت] ها چیزی جز نام هایی [بی مسمّی و بی هویت و فاقد اثر] نیستند که شما و پدرانتان نام گذاری کرده اید، خداوند بر [حقانیت] آن ها هیچ دلیلی نازل نکرده است. [مشرکان] فقط از گمان و آنچه خواسته های [نامشروعِ] نفسانی آنان اقتضا دارد پیروی می کنند، با این که یقیناً از سوی پروردگارشان برای آنان هدایت آمده است «23»

**********************

)سوره الصافات) (87) (ص449) فَمَا ظَنُّكُم بِرَبِّ الْعَالَمِينَ (87)

پس گمانتان دربارۀ پروردگار جهانیان چیست [که به معبودان دروغین روی آورده اید]؟«87»

 (سوره مطففين) (4) )ص587) یقین .  أَلَا يَظُنُّ أُولَئِكَ أَنَّهُم مَّبْعُوثُونَ (4)

آیا اینان یقین ندارند که حتماً برانگیخته می شوند؟!«4»

(سوره البقره) (46) (ص 7) یقین .  الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلاَقُوا رَبِّهِمْ وَأَنَّهُمْ إِلَيْهِ رَاجِعُونَ (46)

دارندگان قلب فروتن ]كسانى هستند كه يقين دارند ديدار كننده قيامت و پاداش ]پروردگارشان مي  باشد و قطعاً به سوى او باز مي  گردند .(46)

(سوره البقره) (249) (ص 41) یقین . فَلَمَّا فَصَلَ طَالُوتُ بِالْجُنُودِ قَالَ إِنَّ اللّهَ مُبْتَلِيكُم بِنَهَرٍ فَمَن شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي وَمَن لَّمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّي إِلاَّ مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِيَدِهِ فَشَرِبُواْ مِنْهُ إِلاَّ قَلِيلاً مِّنْهُمْ فَلَمَّا جَاوَزَهُ هُوَ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ قَالُواْ لاَ طَاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنودِهِ قَالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلاَقُو اللّهِ كَم مِّن فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللّهِ وَاللّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ (249)

پس زمانى كه طالوت با سپاهيان [ براى جنگ با دشمن از شهر ] بيرون رفت ، گفت : بى ترديد خدا شما را به وسيله نهر آبى آزمايش مي  كند ; پس هر كه [ به هنگام تشنگى ] از آن [ سير ] بنوشد ، از من نيست و هر كه از آن نخورد ، از من است ، مگر كسى كه با دستش كفى آب برگيرد [ كه او نه از من است و نه مردود از سپاه ] . پس جز اندكى از آنان همگى از آن نوشيدند . و زمانى كه او و كسانى كه با او ايمان آورده بودند از نهر گذشتند ، [ گروهى از آنان ] گفتند : ما را امروز قدرت مقابله با جالوت و سپاهيانش نيست. ولى كسانى كه يقين داشتند كه ديداركننده خدايند ، گفتند : چه بسا گروه اندكى كه به توفيق خدا بر گروه بسيارى پيروز شدند ، و خدا باشكيبايان است .(249

************************

 (سوره يونس) (22) (ص211) یقین ….وَجَاءهُمُ الْمَوْجُ مِن كُلِّ مَكَانٍ وَظَنُّواْ أَنَّهُمْ أُحِيطَ بِهِمْ دَعَوُاْ اللّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ … (22)

…. و از هر طرف موجى سهمگين بر آنان تازد ، و يقين كنند كه در محاصره [ امواج خطرناك ] افتاده اند [ و راهى براى نجات ندارند ] ، [ در آن هنگامه هلاكت بار ] خدا را در حالى كه ايمان و عبادت را از هر گونه شركى براى او خالص مي  كنند ، مي  خوانند …. .(22)

(سوره ص) (24) (ص 454) یقین .  قَالَ لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤَالِ نَعْجَتِكَ إِلَى نِعَاجِهِ وَإِنَّ كَثِيراً مِّنْ الْخُلَطَاء لَيَبْغِي بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَقَلِيلٌ مَّا هُمْ وَظَنَّ دَاوُودُ أَنَّمَا فَتَنَّاهُ فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَخَرَّ رَاكِعاً وَأَنَابَ (س) . (24)

داود] گفت: مسلّماً او با درخواست افزودن میش تو به میش هایش بر تو ستم روا داشته، و البته بسیاری از شریکان به یکدیگر ستمکارند مگر مؤمنانی که اهل کارهای شایسته اند که آنان [هم] بسیار اندکند. داود دانست که ما او را [در این پیش آمد] آزمایش کرده ایم، [و از این که به دفاع متهم توجهی نکرد و شتاب در داوری داشت،] از پروردگارش درخواست آمرزش کرد، و [بی درنگ] با حالتی خاضعانه به رو درافتاد، و [با توجه و اخلاص به خداوند] بازگشت «24»

(سوره فصلت) (48) ( ص 482) یقین .  وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُوا يَدْعُونَ مِن قَبْلُ وَظَنُّوا مَا لَهُم مِّن مَّحِيصٍ (48)

البته آنچه را قبلاً [معبودان خود] می خواندند از نظرشان ناپدید می شود، و باور می کنند که هیچ راه گریزی برای آنان [از عذاب] نیست «48»

(سوره القيامه) (28) ( ص 578)یقین .  وَظَنَّ أَنَّهُ الْفِرَاقُ (28)

و [بیمارِ محتضر] یقین کند که زمان جدایی [از معشوقانی چون دنیا و زن و فرزند] فرارسیده است «28»

و مردانی از آدمیان پنداشتند ـ چنان که شما جنّیان پنداشتید ـ که خداوند هرگز کسی را [به نبوت] مبعوث نمی کند«7»

(سوره الجن) (5) (ص 572)یقین . وَأَنَّا ظَنَنَّا أَن لَّن تَقُولَ الْإِنسُ وَالْجِنُّ عَلَى اللَّهِ كَذِباً (5)

و این که یقین داشتیم هرگز انس و جنّ بر خدا دروغ نمی بندند!«5»

(سوره الجن) (12) (ص 572)یقین .  وَأَنَّا ظَنَنَّا أَن لَّن نُّعجِزَ اللَّهَ فِي الْأَرْضِ وَلَن نُّعْجِزَهُ هَرَباً (12)

و ما یقین داریم که هرگز نمی توانیم در زمین خدا را ناتوان سازیم [و در برابر خواست او بایستیم] و هرگز قدرت نداریم از [دسترس حاکمیت] او بگریزیم«12»

(سوره التوبه) (118) (ص206) یقین . وَعَلَى الثَّلاَثَةِ الَّذِينَ خُلِّفُواْ حَتَّى إِذَا ضَاقَتْ عَلَيْهِمُ الأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ وَضَاقَتْ عَلَيْهِمْ أَنفُسُهُمْ وَظَنُّواْ أَن لاَّ مَلْجَأَ مِنَ اللّهِ إِلاَّ إِلَيْهِ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ لِيَتُوبُواْ إِنَّ اللّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ

و [ نيز رحمتش ] شامل حال آن سه نفرى [ بود ] كه [ با بهانه تراشىِ واهى از شركت در جنگ ] بازمانده بودند [ و همه مسلمانان به دستور پيامبر با آنان قطع رابطه كردند ] تا جايى كه زمين با همه وسعت و فراخى اش بر آنان تنگ شد و [ از شدت غصه ، اندوه و عذاب وجدان ] دل هايشان هم در تنگى و مضيقه قرار گرفت ، و دانستند كه هيچ پناهگاهى از خدا جز به سوى او نيست ; پس خدا به رحمتش بر آنان توجه كرد تا توبه كنند ; زيرا خدا بسيار توبه پذير و مهربان است .(118)

**********************************

(سوره الكهف) (53) (ص299) یقین . وَرَأَى الْمُجْرِمُونَ النَّارَ فَظَنُّوا أَنَّهُم مُّوَاقِعُوهَا وَلَمْ يَجِدُوا عَنْهَا مَصْرِفاً (53)

گنه پیشگان آتش [دوزخ] را می بینند و یقین می کنند که در آن خواهند افتاد، و راه بازگشتی از آن نمی یابند «53»

(سوره الشعرا) (186) (ص 375)یقین .  وَمَا أَنتَ إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُنَا وَإِن نَّظُنُّكَ لَمِنَ الْكَاذِبِينَ (186)

تو جز بشری مانند ما نیستی، یقیناً ما تو را از دروغ گویان می دانیم «186»

***************************

(سوره هود) (27)(ص224)یقین .  فَقَالَ الْمَلأُ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن قِوْمِهِ مَا نَرَاكَ إِلاَّ بَشَراً مِّثْلَنَا وَمَا نَرَاكَ اتَّبَعَكَ إِلاَّ الَّذِينَ هُمْ أَرَاذِلُنَا بَادِيَ الرَّأْيِ وَمَا نَرَى لَكُمْ عَلَيْنَا مِن فَضْلٍ بَلْ نَظُنُّكُمْ كَاذِبِينَ (27)

سران [متکبّر و] کفرپیشۀ قومش گفتند: ما تو را جز بشری مانند خود نمی بینیم، و جز فرومایگانی که بدون اندیشه و نسنجیده از تو پیروی می کنند کسی را مشاهده نمی کنیم، و هیچ برتری برای جمع شما نسبت به خود نمی یابیم، بلکه شما را دروغگو می دانیم «27»

*****************

(سوره يونس) (24) (ص211)گمان …وَظَنَّ أَهْلُهَا أَنَّهُمْ قَادِرُونَ عَلَيْهَا أَتَاهَا أَمْرُنَا لَيْلاً أَوْ نَهَاراً …(24)

… و اهل آن گمان كردند كه قدرت [ هر نوع بهره بردارى را ] از آن [ چهره زيبا و آراسته ] دارند ، [ كه ناگهان ] فرمان ما در شبى يا روزى [ به صورت سرمايى سخت يا صاعقه اى آتش زا يا توفانى بنيان كن ] به زمين رسيد ،… .(24)

 (سوره يونس) (36) (ص213) گمان . وَمَا يَتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلاَّ ظَنّاً إَنَّ الظَّنَّ لاَ يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً إِنَّ اللّهَ عَلَيمٌ بِمَا يَفْعَلُونَ (36)

و بيشتر آنان [ در عقايد و آرايشان ] جز از گمان و ظن پيروى نمي  كنند ، يقيناً گمان و ظن به هيچوجه انسان را از حق بى نياز نمي  كند ، [ و جاى معرفت و دانش را نمي  گيرد ] مسلماً خدا به آنچه انجام مي  دهند ، داناست .(36)

(سوره يونس) (60) (ص215)گمان .  وَمَا ظَنُّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّ اللّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَـكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لاَ يَشْكُرُونَ (60)

 

و كسانى كه بر خدا دروغ مي  بندند ، گمانشان به روز قيامت چيست؟ بى ترديد خدا نسبت به همه مردم ، صاحب فضل و احسان است ، ولى بيشترشان سپاس نمي  گزارند .(60)

(سوره يونس) (66) (ص216) گمان … وَمَا يَتَّبِعُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ شُرَكَاء إِن يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلاَّ يَخْرُصُونَ (66)

و كسانى كه به جاى خدا معبودانى را مي  پرستند ، از حق پيروى نمي  كنند ; آنان [در اين پرستش ] فقط از گمان و ظن پيروى مي  كنند و آنان فقط دروغ مي  بافند .(66)

********************************

(سوره يوسف) (42) (ص240 ) یقین .  وَقَالَ لِلَّذِي ظَنَّ أَنَّهُ نَاجٍ مِّنْهُمَا اذْكُرْنِي عِندَ رَبِّكَ ..(42)

یوسف] به یکی از آن دو نفر که می دانست آزاد می شود گفت: مرا نزد سَرور خود یاد کن!.. «42»

(سوره يوسف) (110) (ص248)گمان . حَتَّى إِذَا اسْتَيْأَسَ الرُّسُلُ وَظَنُّواْ أَنَّهُمْ قَدْ كُذِبُواْ … (110)

آن پیامبران زمانی طولانی مردم را به قبول ایمان دعوت کردند، و متکبّران هم به انکارشان ادامه دادند] تاجایی که پیامبران [از مؤمن شدنِ اکثر مردم] مأیوس شدند، و [کفرپیشگان] گمان کردند به آنان [در وعده یاری و حمایت] دروغ گفته شده …«110»

***************************

( سورة الأنبياء) (87) (ص 329)گمان .  وَذَا النُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَاضِباً فَظَنَّ أَن لَّن نَّقْدِرَ عَلَيْهِ … (87)

و صاحب ماهی [یونس] را [یاد کن]، هنگامی که خشمگین [از بین قومش] رفت، و گمان کرد که ما هرگز بر او تنگ نخواهیم گرفت، …«87»

*****************************

( سوره النور) (12) (ص351)گمان .  لَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بِأَنفُسِهِمْ خَيْراً وَقَالُوا هَذَا إِفْكٌ مُّبِينٌ (12)

چرا مردان و زنان باایمان هنگامی که آن [تهمت بزرگ] را شنیدند [نسبت به آن شخص پاکدامن که چون خودِ آنان اهل ایمان بود،] در قلب و باطن خود نیک اندیشی نکردند و نگفتند: این تهمتی آشکار [از سوی منافقان] است؟«12»

************************

(سوره ص) (27) (ص 455) گمان . وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاء وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا بَاطِلاً ذَلِكَ ظَنُّ الَّذِينَ كَفَرُوا فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ كَفَرُوا مِنَ النَّارِ (27)

ما آسمان و زمین و آنچه را میان آن دوتاست بیهوده نیافریده ایم، این [بیهوده آفریده شدن] پندار [واهی] کافران است، پس وای بر کافران از آتش [دوزخ]!«27»

************************

*************************

( سورة الانشقاق) (14) (ص 589) گمان .  إِنَّهُ ظَنَّ أَن لَّن يَحُورَ (14)

او می پنداشت که هرگز [پس از مرگش به حیات دوباره] بازنمی گردد«14»

**************************

(سوره الجاثية) (32) (ص 501)گمان .  وَإِذَا قِيلَ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَالسَّاعَةُ لَا رَيْبَ فِيهَا قُلْتُم مَّا نَدْرِي مَا السَّاعَةُ إِن نَّظُنُّ إِلَّا ظَنّاً وَمَا نَحْنُ بِمُسْتَيْقِنِينَ (32)

چون [به شما] می گفتند: به یقین وعدۀ خداوند حق است، و در [وقوع] قیامت هیچ تردیدی نیست، می گفتید: ما نمی فهمیم قیامت چیست، و [وقوعش را] گمان نمی بریم جز گمانی [ضعیف و غیرقابل اعتماد]، و [به آن] یقین نداریم «32»

(سوره الجاثية) (24) (ص 501)گمان . وَقَالُوا مَا هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا نَمُوتُ وَنَحْيَا وَمَا يُهْلِكُنَا إِلَّا الدَّهْرُ وَمَا لَهُم بِذَلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ (24)

گمراهان] گفتند: زندگی جز همین زندگی دنیای ما نیست، [گروهی] می میریم و [گروهی] زندگی می یابیم، سبب هلاکت ما فقط [همین طبیعت  و] روزگار است. آنان را در مورد این [گفتارشان] هیچ دانش [و دلیلی] نیست، اینان جز خیال پردازنی [سبک سر] نیستند«24»

****************************

(سوره فصلت) (22) ( ص 479)گمان . وَمَا كُنتُمْ تَسْتَتِرُونَ أَنْ يَشْهَدَ عَلَيْكُمْ سَمْعُكُمْ وَلَا أَبْصَارُكُمْ وَلَا جُلُودُكُمْ وَلَكِن ظَنَنتُمْ أَنَّ اللَّهَ لَا يَعْلَمُ كَثِيراً مِّمَّا تَعْمَلُونَ (22)

پنهان شدنِ شما [هنگام گناه]، از [ترس] این نبود که مبادا گوش و چشم ها و پوست هایتان بر ضد شما گواهی دهند، بلکه گمان می کردید که خداوند بسیاری از اعمالی که [در خلوت] مرتکب می شدید خبر ندارد! [و غافل از این حقیقت بودید که خداوند و اعضایتان ناظر بر اعمال خلوت و جلوت شمایند]«22»

************************

 (سوره فصلت) (23) ( ص 479)گمان .  وَذَلِكُمْ ظَنُّكُمُ الَّذِي ظَنَنتُم بِرَبِّكُمْ أَرْدَاكُمْ فَأَصْبَحْتُم مِّنْ الْخَاسِرِينَ(23)

این بود گمان [باطلی] که به پروردگارتان داشتید، و [همان] شما را به هلاکت انداخت، در نتیجه از کسانی شدید که [همۀ سرمایه های وجودی خود را] تباه کردند «23»

****************************

(سوره الفتح) (12) ( ص 512) گمان … وَظَنَنتُمْ ظَنَّ السَّوْءِ … (12)

…و [به خداوند] گمان بد بردید [که او پیامبر و مؤمنان را یاری نمی دهد!] … «12»

(سوره الفتح) (6) (ص511)گمان . وَيُعَذِّبَ الْمُنَافِقِينَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْمُشْرِكِينَ وَالْمُشْرِكَاتِ الظَّانِّينَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ عَلَيْهِمْ دَائِرَةُ السَّوْءِ … (6)

و [نیز خدا خواست] مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرک را که بدگمان به خداوند بودند عذاب کند، پیش آمد[های] بدِ [زمانه] بر خودشان باد! …«6»

*********************

(سوره الجن) (7) (ص 572)گمان ،وَأَنَّهُمْ ظَنُّوا كَمَا ظَنَنتُمْ أَن لَّن يَبْعَثَ اللَّهُ أَحَداً (7)

************************

(سورة الأعراف ) (171) (ص 173)گمان . وَإِذ نَتَقْنَا الْجَبَلَ فَوْقَهُمْ كَأَنَّهُ ظُلَّةٌ وَظَنُّواْ أَنَّهُ وَاقِعٌ بِهِمْ خُذُواْ مَا آتَيْنَاكُم بِقُوَّةٍ وَاذْكُرُواْ مَا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ (171)

و [ ياد كنيد ] هنگامي را ] كه كوه [ طور ] را بركنديم ، [ و ] چنان كه گويى سايبانى است بالاى سرشان قرار داديم و [ به خاطرضعف ايمان ] پنداشتند كه بر سرشان سقوط مي  كند . [ به آنان گفتيم : ] آنچه [ از كتاب ، شريعت و احكام ] به شما داده ايم با قدرت[ ى تمام و عزمي استوار ] بگيريد ، و آنچه [ از معارف و حقايق ] در آن است متذكّر شويد [ و فرا گيريد و همواره به خاطر داشته باشيد ] تا [ با عمل به آن ] پرهيزكار شويد .(171)

(سورة الأعراف ) (66) (ص 158)گمان . قَالَ الْمَلأُ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن قَوْمِهِ إِنَّا لَنَرَاكَ فِي سَفَاهَةٍ وِإِنَّا لَنَظُنُّكَ مِنَ الْكَاذِبِينَ (66)

اشراف و سران قومش كه كافر بودند گفتند : ما تو را در سبك مغزى و نادانى مي  بينيم و تو را از دروغگويان مي  پنداريم!!(66)

**************************

***************************

(سوره القصص) (39) ( ص 390)گمان .  وَاسْتَكْبَرَ هُوَ وَجُنُودُهُ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ إِلَيْنَا لَا يُرْجَعُونَ (39)

فرعون و سپاهیانش در زمین ظالمانه [در برابر حق] گردن کشی کردند، و پنداشتند به سوی ما [برای محاکمۀ عادلانه] بازشان نمی گردانند «39»

**************************

(س الإسراء)(52)(ص287 )گمان . َیوْمَ يَدْعُوكُمْ فَتَسْتَجِيبُونَ بِحَمْدِهِ وَتَظُنُّونَ إِن لَّبِثْتُمْ إِلاَّ قَلِيلاً (52)

روزی که شما را [از میان گورها] فرامی خواند، پس درحالی که او را ستایش می کنید [فراخواندنش را] اجابت می کنید، و گمان می برید که [در دنیا یا در برزخ] جز مدت کمی درنگ نکرده اید «52»

****************************

(سورة الأحزاب)(10)(ص 419)گمان . إِذْ جَاؤُوكُم مِّن فَوْقِكُمْ وَمِنْ أَسْفَلَ مِنكُمْ وَإِذْ زَاغَتْ الْأَبْصَارُ وَبَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنَاجِرَ وَتَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا (10)

این اوضاع] زمانی [بود] که از ناحیۀ بالا و پایینِ [شهر] شما [مدینه] به سویتان آمدند، و در آن حال چشم ها [از شدت ترس] خیره شد و جان ها به گلو رسید، و به خداوند [در مورد وعده هایش] گمان ها [ی ناروا] می بردید «10»

*************************

****************************

(سوره الحج) (15) (ص 333)گمان .  مَن كَانَ يَظُنُّ أَن لَّن يَنصُرَهُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ فَلْيَمْدُدْ بِسَبَبٍ إِلَى السَّمَاء ثُمَّ لِيَقْطَعْ فَلْيَنظُرْ هَلْ يُذْهِبَنَّ كَيْدُهُ مَا يَغِيظُ (15)

کسی که همواره گمانش این است که خداوند هرگز پیامبرش را در دنیا و آخرت یاری نخواهد داد [واکنون با دیدن یاری رساندن به او به شدت خشمگین است]، باید طنابی از سقف بیاویزد، آن گاه خود را حلق آویز کند و ببیند آیا حیله و نیرنگش مایه خشمش را از بین می برد؟!«15»

***********************

*********************

 (سوره البقره) (78) (ص 12) گمان . وَمِنْهُمْ أُمِّيُّونَ لاَ يَعْلَمُونَ الْكِتَابَ إِلاَّ أَمَانِيَّ وَإِنْ هُمْ إِلاَّ يَظُنُّونَ (78)

و گروهى از يهود ، كه جاهل و بى سوادند [ غير از تورات فعلى ] كه جز بافته هاى دروغين [ عالمان خائن آنان نيست ] نمي  دانند ، و حال آن كه [ در امر دين به سبب عدم تحقيق و دنبال نكردن علم و دانش ] فقط در مسير گمان و خيال واهى قدم برمي  دارند .(78)

***********************

( سورة آل‏عمران) (154) (ص 70) گمان . ثُمَّ أَنزَلَ عَلَيْكُم مِّن بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَةً نُّعَاساً يَغْشَى طَآئِفَةً مِّنكُمْ وَطَآئِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنفُسُهُمْ يَظُنُّونَ بِاللّهِ غَيْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجَاهِلِيَّةِ يَقُولُونَ هَل لَّنَا مِنَ الأَمْرِ مِن شَيْءٍ قُلْ إِنَّ الأَمْرَ كُلَّهُ لِلَّهِ يُخْفُونَ فِي أَنفُسِهِم مَّا لاَ يُبْدُونَ لَكَ يَقُولُونَ لَوْ كَانَ لَنَا مِنَ الأَمْرِ شَيْءٌ مَّا قُتِلْنَا هَاهُنَا قُل لَّوْ كُنتُمْ فِي بُيُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلَى مَضَاجِعِهِمْ وَلِيَبْتَلِيَ اللّهُ مَا فِي صُدُورِكُمْ وَلِيُمَحَّصَ مَا فِي قُلُوبِكُمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ (154)

سپس بعد از آن اندوه و غم ، خواب آرام بخشى بر شما فرود آمد كه گروهى از شما را [ كه بر اثر پشيمانى ، دست از فرار برداشته به سوى پيامبر آمديد ] فرا گرفت ، و گروهى كه فكر حفظ جانشان آنان را [ در آن ميدان پر حادثه ] پريشان خاطر و غمگين كرده بود ، و درباره خدا گمان ناحق و ناروا هم چون گمان هاىِ زمانِ ] جاهليت مي  بردند [ كه چون خدا وعده پيروزى داده پس پيروزى بدون هر قيد و شرطى حقّ مسلّم آنان است ! اما وقتى شكست خوردند درباره وعده خدا دچار ترديد شدند و ] گفتند : آيا ما را در اين امر [ پيروزى ] اختيارى هست ؟ بگو : يقيناً اختيار همه امور به دست خداست . [ اين نيست كه چون خدا وعده پيروزى به شما داده بدون قيد و شرط براى شما حاصل شود ، پيروزىِ وعده داده شده ، محصول صبر و تقوا ، و شكست معلول سستى و نافرمانى است ] . آنان در دل هايشان چيزى را پنهان مي  كنند كه براى تو آشكار نمي  سازند ، مي  گويند : اگر ما را در اين امر [ پيروزى ] اختيارى بود [ و وعده خدا و پيامبر حقيقت داشت ] در اينجا كشته نمي  شديم . بگو : اگر شما در خانه هاى خود هم بوديد كسانى كه كشته شدن بر آنان لازم و مقرّر شده بود ، يقيناً به سوى خوابگاه هاى خود [ در معركه جهاد و جنگ ] بيرون مي  آمدند . و [ تحقّق دادن اين برنامه ها ] به سبب اين است كه خدا آنچه را [ از نيّت ها ] در سينه هاى شماست [ در مقام عمل ] بيازمايد ، و آنچه را [ از عيوب و آلودگى ها ] در دل هاى شماست ، خالص و پاك گرداند ; و خدا به آنچه در سينه هاست ، داناست .(154)

*************************

*********************

(سوره سبا) (20) (ص 430) وَلَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلَّا فَرِيقاً مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ(20)

مسلّماً ابلیس پندارش را [که اِعلام کرده بود نسل آدم را گمراه می کنم،] نسبت به آنان تحقق داد، که همه جز گروهی از مؤمنان پیروِ او شدند «20»

***********************

 

آیاتی پیرامون خیال بافی های اهل تردد

قَالَ بَلْ أَلْقُوا فَإِذَا حِبَالُهُمْ وَعِصِيُّهُمْ يُخَيَّلُ إِلَيْهِ مِن سِحْرِهِمْ أَنَّهَا تَسْعَى (66)  گفت: بلکه شما بیفکنید. [چون افکندند] ناگهان [بر اثر جادویشان] ریسمان ها و چوب دستی هایشان در خیال او چنان وانمود شد که با شتاب به حرکت افتاده اند

(سوره لقمان) (18) ( ص 412) وَلَا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ وَلَا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحاً إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ (18)

و متکبّرانه روی از مردم برمگردان! و در زمین شادان و سرمست راه مرو؛ زیرا خداوند هیچ متکبّرِ فخرفروشی را دوست ندارد «18»

(سوره الحديد) (23) (ص 540) لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ (23)

این امور تقدیر حکیمانۀ خداست] تا بر آنچه از دستتان رفته غمگین نشوید، و به آنچه به شما عطا کرده مغرورانه شادمان نگردید، خداوند هیچ خودپسندِ فخرفروشی را دوست ندارد

( سوره النساء) (36) (ص84)وَاعْبُدُواْ اللّهَ وَلاَ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئاً وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَاناً وَبِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَالْجَارِ ذِي الْقُرْبَى وَالْجَارِ الْجُنُبِ وَالصَّاحِبِ بِالجَنبِ وَابْنِ السَّبِيلِ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ مَن كَانَ مُخْتَالاً فَخُوراً (36)

و خدا را بپرستيد ، و چيزى را شريك او قرار ندهيد ، و به پدر و مادر و خويشاوندان و يتيمان و مستمندان و همسايه نزديك و همسايه دور و همنشينان و همراهان و در راه ماندگان و بردگان نيكى كنيد ; يقيناً خدا كسى را كه متكبّر و خودستاست ، دوست ندارد

 

همچنین ببینید

موضوع «فرق ظن و گمان» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

    فرق یقین با ظن و گمان (سوره ملك) (22) (ص 563 )أَفَمَن يَمْشِي ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

9 − دو =