خانه / مقالات / اشعار / غزل «شاه شمشاد قدانی تو » سرودۀ استاد محمد قدسی (دربارۀ حربن یزید ریاحی)

غزل «شاه شمشاد قدانی تو » سرودۀ استاد محمد قدسی (دربارۀ حربن یزید ریاحی)

شاه شمشاد قدانی تو …

شاه شمشاد قدانی تو و من میدانم

که در این عرصه، گنه کار ترین انسانم

سر به کف آمده ام بهر هواداری تو

از دل آمادة سربازی این میدانم

خون باور به رگ مرده ، تو جاری کردی

باز هم لطف کن و رد مکن  ای سلطانم

سر به زیر آمدم آقا تو سرم بالا کن

لحظه ای چند در این دشت، تو را مهمانم

می روم تا احدی را نگذارم باقی

اذن میدان بده و فاش ببین جولانم

سرنوشت ابدم لطف تو را می طلبد

بر سر خوان سعادت  زکرم بنشانم

گر بهشتم ندهد راه به خود ، باکی نیست

تو مرانم زخود ای جنت جاویدانم

آبروئی که زخود ریخته ام برگردان

رحمت واسعه ای ،  درگذر از عصیانم

سهم شرمندگی من ، ز همه بیشتر است

باز من مستحق بیشترین احسانم

من که آن گونه، پریشان سر راهت  بستم

آمدم پیش تو جبران بکنم خسرانم

باعث ماندنت ای شاه ،  در این دشت منم

روز محشر چه دهم پاسخ این طغیانم

آمدم سوی تو و از تو امان می خواهم

هرچه خشنود کند قلب تو ، آن می خواهم

همچنین ببینید

غزل «آب دادی به من و…» سرودۀ استاد محمد قدسی (دربارۀ حربن یزید ریاحی)

آب دادی به من و … آب دادی به من و در غمت آبم کردی ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 × پنج =