خانه / مقالات / اشعار / مثنوی «اربعینیان» سروده استاد محمد قدسی

مثنوی «اربعینیان» سروده استاد محمد قدسی

اربعینیان

زائرانش نه پی حشمت و جاه آمده اند

از بد حادثه اینجا به پناه آمده اند

رهرو منزل عشق اند و زسر حد عدم

آمده مرحله در مرحله تا قلب حرم

همچو موسی «اَرِنی» گوی  ره میقات اند

جمله سرمست می میکدة حاجات اند

همه گی خضر بیابان  حسین اند و علی

تشنه دل در طلب آب بقای ازلی

این چه عشقی است که دلها همه برخاسته است

راه را  با قدم و با علم آراسته است

عاشقان  پای پیاده علم عشق به دوش

پای پرتاول و لب ها زشکایت خاموش

همه یک هیات سرتاسری لاهوتی

فارغ از مصلحت کالبد ناسوتی

می رود بادیه در بادیه لبیک سلام

سوی دلسوختگان سفر کوفه و شام

به تسلای دل زینب  زهرا برکات

می فرستند دمادم به محمد صلوات

سوگوارند و زچشم اشک فشان می آیند

بی پناه اند و سوی کهف امان می آیند

می شود کرببلا محشر کبرا هرسال

می کند عشق در این بادیه  غوغا هرسال

از لب پیر و جوان « واعطشا »برخیزد

«واغریبا»  ز لب اهل دعا برخیزد

جاده ها می شود این فصل سیه پوش حسین

مغفرت می چکد از ابر خطاپوش حسین

سیل جمعیت عشاق هیاهو دارد

جانب قتلگهِ  یار تکاپو دارد

هیجانی است  در این فصل که دیدن دارد

تا ابد قصة این عشق شنیدن دارد

خواستند اینکه بگویند که ما قافله ها

درمیان هیچ نبینیم دگر فاصله ها

مثل مستان که سوی میکده ها می ایند

فارغ از تفرقه ها  کرببلا می آیند

این زمین  کعبة دلهاست خدا می داند

دور آن هروله برپاست خدامی داند

عشق  این فصل  فراگیر و فراوان  گردد

موسم عاشقی و کار به سامان  گردد

عشق این فصل غزلخوان و صراحی در دست

می کند کوچه به کوچه  گذراز هر بن بست

زائر کعبة دل دست تو را می بوسم

پای پرتاول سرمست تو را می بوسم

میزبانان عراقی که به حق تاج سر اند

زائر سوخته دل را به سفر  بال و پراند

عمل خالص آنان به خدا فانی نیست

به عمل کار برآید به سخن دانی نیست

گرچه این خونجگران بین کسان مستور اند

لیک بینِ همه  صاحب نظران ، مشهور اند

می گریزند زهر شهرت و هر  نام و نشان

اهل ایثار و گذشت اند به پیدا و نهان

جز ابا الفضل علمدار به کس رو نکنند

جز گدائی به دَرِ او به دری خو نکنند

اربعینی صفتانند  و به دل مولائی

صاحب اینهمه دل شیفتگی ، شیدائی

موکب خدمت زوار فراهم دارند

بر سر موکب  و آن کبکبه پرچم دارند

پرچم شاه شهیدان ،بت شیرین دهنان

که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان

بازدیدها: 20

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

15 + 11 =