خانه / مقالات / اشعار / ترکیب بند «بزرگ خانۀ وحی-حضرت ابوطالب(ع)» سرودۀ استاد محمد قدسی

ترکیب بند «بزرگ خانۀ وحی-حضرت ابوطالب(ع)» سرودۀ استاد محمد قدسی

بزرگ خانة وحی ( حضرت ابوطالب)

خدایا عرضه میدارم به درگاه این شکایت را

که وهابیت از حد برده میزان جنایت را

چرا بی باک  می تازد به ایمان ابوطالب

چرا  افراخته هرسو علیه شیعه رایت را

نمی فهمد ز رفتارش گواه صدق ایمانش

چرا نادیده گیرد اینهمه رمز و کنایت را

نمی بیند که عبد المطلب هنگام مرگ خود

برای جانشینی دید در او این کفایت را

چرا او در حضور خانواده داد در دستش

کلید کعبه را و منصب مشک و  سقایت را ؟

چرا گفتش که زآن فرزند من پیغمبر خاتم

مبادا باز گیری لحظه ای بذل عنایت را؟

و تا آخر دمادم یاور او باش فرزندم

مگیر از این برادرزاده ات چترِ حمایت را

اگر نشنیده  او آوازة شعب ابوطالب

سراغ  از صفحة تاریخ  گیرد این حکایت را

چه خفاشانه چشم خویش را بست و نمی بیند

مقام عرشی این  آفتاب بی نهایت را

چه عالی قدر ابوطالب چه والا شان ابوطالب

که حق آورد از صلبش علی اصل ولایت را

نمی کرد او اگر بیداد در حق ابوطالب

نمی راند از سر خود فیض باران هدایت را

چنان پرگشته تاریخ از فضیلت های او قدسی

که  دشمن چون خس است  این سیل جوشان روایت را

یتیم مکه پیش این عمو  آرام می گیرد

پناه از ظلم بو جهلان  خون آشام می گیرد

تو مظلومیت از مظلومی آل عبا داری

به گنج سینه ایمان عمیق بی صدا داری

میان سینه ات پیچیده سوز صوت توحیدت

تو چون اصحاب کهف  ایمان ثابت در خفا داری

علی فرمود در روز جزا چون پادشاهانی

ابهت داری و سیمای همچون انبیا داری

یتیم مکه را بعد از پدر حصن حصین بودی

تو در تفسیر ، طعم آیه های والضحی داری

نگاه مهر در چشم برادر زاده می دوزی

توان فهمید از آن قلبی به عشقش مبتلا داری

به زیر بال و پر او را گرفتی ای هما رفعت

از این رو سایبان بر سر زنخل هل اتی داری

غریبی در حجاز اما دیار دل نظر گاهت

تو هرسو صد هزاران عاشق نام آشنا داری

چو می گوید زبانم یا علی یاد تو می آیم

میان یاعلی های شب هر شیعه جا داری

برای آیة تطهیر حصر است انما اما

تو  رنگ و بوئی  از  شان نزول انما داری

در این گلشن درخت از میوه   قیمت می کند پیدا

تو هم اینجا ز فرزندت  علی  قدر و بها داری

پسر را وارث فضل پدر خوانند اما تو

زفیض این پسر  بر تارک افلاک جا داری

ز مظلومیتت دل ها همیشه بر تو می سوزد

تو  فرزند شهیدی چون  حسین سر جدا داری

علی از آب و نان سفره ات تاثیر می گیرد

و ازصبر ت رضامندی به هرتقدیر می گیرد

صبور مکه استهزاء ها دیدی ز بو جهلان

ولی خالی نکردی از برای مشرکان میدان

به صد دفتر اگر مکتوب گردد شرح این غربت

نباشد هیچ  کس را راه بر آن نقطة پایان

چنان اسلام خود پنهان به سر سینه می کردی

که ایمان تو را کس نیست تا  باور کند آسان

بزرگ مکه ای ای پور عبدالمطلب اما

عروسی مثل زهرا را برای خود سعادت دان

محمد را به فرزندان خود ترجیح می دادی

همیشه تکیه گاهش  بودی و چون کوه، پشتیبان

تو در بُصری بُحِیرا را به چشم خویشتن دیدی

چه خوب از مشرکان کردی بشارت های او پنهان

به حیرت وقت زایش با شکاف کعبه سر کردی

و دیدی فاطمه بنت اسد را طفل در دامان

گرفتی در بقل فرزند  و سیر آسمان کردی

در انوار جمالش یافتی گنجینة ایمان

پیمبر پروری! زهرا هواداری! علی سازی

همیشه نام و عنوان تو زین رو هست جاویدان

عبایت وسعت یک یا محمد جای می خواهد

که جبریل آید و  وحی آرد و کامل شود قرآن

کجا مثل تو چشمی  می شناسد پیر مردی  را

که با موی سپیدش بر سیاهی ها  کند طغیان

تو گفتی در ازل یار برادر زاده ات باشی

و بستی عهد و تا پایان تو پائیدی بر آن پیمان

ز دیدار  محمد چشم هایت نور می گیرد

چو موسی جلوة وحیانی از آن طور  می گیرد

بازدیدها: 4

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیست − 13 =