خانه / مقالات / اشعار / غزل «پیر خرابات» سرودۀ استاد محمد قدسی

غزل «پیر خرابات» سرودۀ استاد محمد قدسی

پیر خرابات

مست اند و دل به پیر خرابات بسته اند

در عاشقی زجان و جهان دست شسته اند

دردی کشانِ فقر و فنایند  و تا ابد

با نام و یاد حضرت عشقش خجسته اند

از بام معرفت به فلک پر کشیده اند

ز این پله  تا حریم ملاقات جَسته اند

زایشان اگر تمام جهان روی در کشند

در هم نکرده چهره و خندان چو پسته اند

فرمانروای ملک دل عاشقان شدند

تا عشق را به بوم و بر خویش جُسته اند

گر گوشه ای نشسته و از جمع فارغ اند

افسرده نیستند ، مپندار خسته اند

از هر طرف که حادثه خط و نشان کشد

بر دفع هر خطر ، کمر خویش بسته اند

تا از سبوی  بی خبری باده خورده اند

از نام و ننگ هستی و  از رنگ رسته اند

در پیشگاه دوست به پا ایستاده اند

بر سینه با کمال ادب ،دست بسته اند

یار هم اند وپیش هم اند و برای هم

اما چو گیسوان صبا دسته دسته ایم

«قدسی! » از این گروه نیابی نشانه ای

زیرا که پشت شهرت و عنوان شکسته اند

بازدیدها: 11

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

7 + شانزده =