خانه / مقالات / اشعار / قصیدۀ «اولین زائر اربعین» سرودۀ استاد محمد قدسی

قصیدۀ «اولین زائر اربعین» سرودۀ استاد محمد قدسی

اولین زائر اربعین

(در وصف جابربن عبدالله انصاری)

توئی در همطرازی ، بوذر و عمار ای جابر

یکی از پنج یار  حیدر کرار ای جابر

به دانش  نشر فرهنگ تشیع هست مدیونت

زانواع سعادت ها تو بر خوردار ای جابر

رسیدی در حضور هفت معصوم ای سلیمان خو

خبر آوردی از هریک تو هد هد وار ای جابر

تو بودی در کنار بستر پیغمبر آن وقتی

که می شد او مهیای حضور یار ای جابر

علی را در غدیر خم حمایت کردی و دادی

به  بیعت دست در دستتش تو عاشق وار ای جابر

نشانت داد لوح سبز خود را ، فاطمه زیرا

تو آل الله  را بودی امانت دار ای جابر

حدیث پنج تن زیر کسا را این توئی راوی

که درک فضل و فهمش هست بس دشوار ای جابر

رساندی بر امام پنجمین پیغام پیغمبر

فرشته می برد حسرت از این دیدار ای جابر

تو گفتی ازظهور حضرت مهدی روایت ها

که باشد هریک از آن  مشرق الانوار ای جابر

عجب شانی عجب قدری ، مقاماتت، کراماتت

چه در گفتار و در رفتار و در کردار ای جابر

کنار مصطفی در غزوه ها  جنگیدی و زآن رو

تو اسمت  شیعة آل علی بگذار ای جابر

به صفین و جمل از خود رشادت ها نشان دادی

چو حُجربن عدی چون  میثم تمار ای جابر

به تاریخ تشیع، اربعین ثبت است با نامت

ز اَجر زائرانش ،  سهم خود بردار ای جابر

تو اول اربعین کربلا را اولین زائر

تنی بی سر زیارت می کنی  این بار ای جابر

سلامش می کنی اما  تو را پاسخ نمی آید

بدونِ سر ، چه پاسخ گوید آن دلدار  ای جابر

بپرس از سرزمین کربلا حال شهیدان را

که بی سر خفته اند اینجا چنین خونبار ای جابر

حوالی های نهر علقمه گشتی بزن شاید

گلی بینی جدا افتاده از گلزار ای جابر

نبودی خیمه ها فریاد می کرد العطش ها را

نبود آن جا به جز زینب کسی غمخوار ای جابر

نبودی تا ببینی بر سر دستان آن سرور

گلوی غنچه را کندند ناهنجار ای جابر

وداع آخرین را تو اگر آن روز میدیدی

دلت می ریخت در پایش سر و دستار ای جابر

ندیدی ذو الجناحش را که برمی گشت بی صاحب

که تا از گریه ات رنگین کنی رخسار ای جابر

نبودی در شب جانسوز عاشورا که آن سرور

تفقد از حرم را می کند تکرار ای جابر

به دستش می کَنَد او خار ها را تا بیابان را

برای کودکان خود کند هموار ای جابر

نبودی  خیمه ها  آتش گرفت و کودکان ، گریان

شدند آواره روی بوته های خار ای جابر

به یاد اربعین ، « قدسی» دگر گون حال می گردد

به دور مرقد شش گوشه چون پرگار ای جابر

بازدیدها: 11

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پنج × 5 =