خانه / اخبار / «شب شهادت» سرودۀ استاد محمد قدسی

«شب شهادت» سرودۀ استاد محمد قدسی

شب شهادت

تو دمیدی  نفس در اسرافیل حق بده گر دهد برایت جان

کاش بودی همیشه با کوفه ، در  نفس های صبح نخلستان

می رسد بر مشام بوی نجف ، بنگر ای  اولین اَوَّل  ها

اشتیاق وصال می بندد  پای شوق مرا به تاول ها

« تین و زَیتون و ، طورِ سینینی،  « وَ بِهذَاالبَلَد» ، زمین نجف

تو مدد کن مرا شبی بطلب  ، تا شوم باتو شب نشین نجف

« وَ عَلَی البُقعَهِ المُبارَکَهِ »« اَلاَعَزُّ الاَجَلُّ ، وَ الاَکرَم »

« وَ تَحِیّاتُنا بِمَرقَدِکَ »« بِسمِکَ یا عَظیمُ ، وَ الاَعظَم »

سائل سادة سرای تو ایم ، ای به عالم اَبوُ الفَضائِلِ ما

معدن جودی و سخا و کرم  ،  پر کن از لطف ،  دست سائل ما

ای سر آغاز « عَلَّمَ الانسان » ، تو  در این شب  به دوست پیوستی

چون که فَرقَت شکافت در محراب  ، « فُزتُ » گفتی و زین جهان رستی

شانه هائی که استواری کرد زیر بار هجوم مرهب ها

دیگر اینجا چو بید می لرزید از صدای سرشک زینب ها

کیسه هائی که نان و خرما داشت  همه تن شوق  پابه پا می شد

روی دوش تو ای یتیم نواز ، تا دم صبح جابجا می شد

ماه در آسمان گرفت آن شب  ، رنگ تصویر زخم های تورا

چشم بیدار نخل و  نخلستان ، دید از دور غم سرای تو را

در جَزا ، بر زنندة سیلی ، «غَلَبَ قَهرُک» است ، رفتارت

بر همه دشمنان فاطمه ات ،  «..اِخسئوا ..»، هست لحن گفتارت

ثبت شد در رساله ها تنها ،رادمردی به نام تو اقا

رادمردان عالم اند همه ،  در حساب غلام تو آقا

بازدیدها: 11

همچنین ببینید

شعر «شام غریبان» سرودۀ استاد محمد قدسی

شام غریبان شام بود و نینوا و نور ماه دشت رخشان­تر ز خورشید پگاه   ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هجده + شش =