خانه / مقالات / اشعار / «باغ رویا» سرودۀ استاد محمد قدسی

«باغ رویا» سرودۀ استاد محمد قدسی

باغ رویا

در این شعرم برایت رویکرد دیگری دارم

زمضمون های قبلی حرف های بهتری دارم

منم قربانیت ای  قبله گاه آرزوهایم

قبولم کن که   با تو حس خوب دیگری دارم

ستاره می چکد از جلوه ات در باغ رؤیایم

زعطر خاطراتت سیر در  باغ و بری دارم

میان عاشقان اول بیا از من شفاعت کن

که من در عاشقی هر لحظه  روز محشری دارم

زاندوهی که در عمق صدایم هست میفهمی

که من با این لب خندان دل غم پروری دارم

نشاطم از شراب گریة مستانه می باشد

از این میخانه هردم در کف  خود ساغری دارم

تو از آن سوی بی سوها صدایم کن ببین  من هم

به سویت می پرم تا در تنم بال و پری دارم

میان جادة تردیدها اصلا نمی ترسم

زپرچمداری برق نگاهت رهبری دارم

برای گشتنم دور تو بادل مشورت کردم

در این کار از خرد، من حجت محکم تری دارم

تو در اندازة دنیا بزرگی ، لیک می دانی

که چون مال منی، من عالم  پهناوری دارم

مرا چشمی است بارانی بیاور چتر چشمانت

ببین در عشق بازی  قصة دردآوری دارم

به بازار خریداران یوسف تند  می آیم

ولی نه دست خالی ، در کف از دل گوهری دارم

از آن روزی که  خاکستر نشین شعلة عشقم

برایت از برای پیشکش چشم تری دارم

به ذهنم می سپارم «قدسی !» این دلگفته ها ی تو

برای ثبت و ضبط آن مداد و دفتری دارم

بازدیدها: 13

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 × 5 =