خانه / مقالات / قرآن / تدبر، تعقل ،تفکر / تدبر در قرآن شمارۀ 3

تدبر در قرآن شمارۀ 3

سلسله مباحث تدبر در قرآن
شماره 3 :
در این قسمت پیرامون اسماء الهی بحث می کنیم
در قرآن در سورۀ یوسف /40/ص 240: گفتة حضرت یوسف (ع)را در زندان برای آن دو زندانی مشرک و بت پرست می آورد :
مَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِهِ إِلَّا أَسْمَاءً سَمَّيْتُمُوهَا أَنتُمْ وَ ءَابَاؤُكُم مَّا أَنزَلَ اللَّهُ بهَِا مِن سُلْطَنٍ إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ أَمَرَ أَلَّا تَعْبُدُواْ إِلَّا إِيَّاهُ ذَالِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لَاكِنَّ أَكْثرََ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ
آنچه غير از خدا مى‏پرستيد اسماء بى‏حقيقت و الفاظ بى‏معنا است كه خود شما و پدرانتان ساخته‏ايد، خدا هيچ دليلى براى آن نازل نكرد و تنها حكمفرماى عالم وجود خداست و امر فرموده كه جز آن ذات پاك يكتا را نپرستيد، اين آئين محكم است ولى اكثر مردم نمى‏دانند
از این آیه نتیجه گرفته می شود که اگر کسی برای چیزی بدون امر خداوند اسم گذاری کند و آن را عبادت کند مورد تأئید خداوند نیست
مقصود در این آیه همان بتهایی است که بت پرستان آنها را کنار خداوند پرستیدند و دچار شرک شدند
در داستان حضرت نوح (ع) اعراف /71/ص159:
قَالَ قَدْ وَقَعَ عَلَيْكُم مِّن رَّبِّكُمْ رِجْسٌ وَ غَضَبٌ أَ تُجَدِلُونَنىِ فىِ أَسْمَاءٍ سَمَّيْتُمُوهَا أَنتُمْ وَ ءَابَاؤُكُم مَّا نَزَّلَ اللَّهُ بِهَا مِن سُلْطَنٍ فَانتَظِرُواْ إِنىّ‏ِ مَعَكُم مِّنَ الْمُنتَظِرِينَ
گفت: عذاب و غضب پروردگارتان بر شما وقوع يافت، چرا با من بر سر نام‏هايى كه شما و پدرانتان ساخته و روى يك مشت سنگ و چوب گذاشته‏ايد در حالى كه خداوند حجتى در باره آنها نازل نكرده، مجادله مى‏كنيد؟ منتظر باشيد كه من نيز با شما انتظار آن عذاب را مى‏برم
در مورد مشرکان مکه : نجم/23/ص526:
إِنْ هِىَ إِلَّا أَسمَْاءٌ سمََّيْتُمُوهَا أَنتُمْ وَ ءَابَاؤُكمُ مَّا أَنزَلَ اللَّهُ بهَِا مِن سُلْطَانٍ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ مَا تَهْوَى الْأَنفُسُ وَ لَقَدْ جَاءَهُم مِّن رَّبهِِّمُ الهُْدَى
اين بت‏ها هيچ حقيقتى به جز اين ندارند كه نام‏هايى از طرف شما و پدرانتان بر آنها نهاده شده، و خداى تعالى هيچ مدركى بر الوهيت آنها نازل نكرده، اى پيامبر اينان به جز خيال و پندارى دلخواه را پيروى نمى‏كنند. با اينكه از ناحيه پروردگارشان هدايت برايشان آمده
از این آیه معلوم می شود که مشرکان که اینکار را می کنند به جای تبعیّت از هدایت الهی ، پیروی از گمان و هوای نفس خویش می کنند
سپس به سراغ سوره بقره آیات 30 و 31 ص6: میرویم تا ببینیم آن اسمائی که خداوند خود بر روی اشخاص می گذارد و تایید می فرماید کدام است؟
آیة 30 ص 6 :وَ إِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَئكَةِ إِنىّ‏ِ جَاعِلٌ فىِ الْأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُواْ أَ تجَْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَ يَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَ نحَْنُ نُسَبِّحُ بحَِمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنىّ‏ِ أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ
و چون پروردگارت بفرشتگان گفت: من ميخواهم در زمين جانشينى بيافرينم گفتند: در آنجا مخلوقى پديد مى‏آورى كه تباهى كنند و خونها بريزند؟ با اينكه ما تو را بپاكى مى‏ستائيم و تقديس مى‏گوييم؟ گفت من چيزها ميدانم كه شما نميدانيد
بقره /31/ص6:
وَ عَلَّمَ ءَادَمَ الْأَسمَْاءَ كلَُّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلىَ الْمَلَئكَةِ فَقَالَ أَنبُِونىِ بِأَسْمَاءِ هَؤُلَاءِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ
و خدا همه نامها را به ادم بياموخت پس از آن همه آنان را بفرشتگان عرضه كرد و گفت اگر راست مى‏گوييد مرا از نام اينها خبر دهيد
از دو آیۀ بالا این نتیجه گرفته می شود که
اول آنکه حضرت آدم خلیفۀ الهی است به خاطر اینکه به او تعلیم اسماء شد و او ظرفیت این کار را داشت در حالی که فرشتگان قادر به تعلیم اسماء نبودند
دوم آنکه اسمائی که در این آیه هست به خلاف آیۀ 40 سورۀ یوسف /ص 240 مورد تأئید الهی است زیرا آنها را خود خداوند بر روی اشخاصی گذاشته است
و مقصود ما از عنوان این دو آیه همین مطلب بود
حالا به سراغ روایات می رویم
در تفسیر برهان: قال الإمام أبو محمد العسكري (عليه السلام)
…..ثم قال: وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها أسماء أنبياء الله، و أسماء محمد (صلى الله عليه و آله)، و علي و فاطمة و الحسن و الحسين، و الطيبين من آلهما، و أسماء رجال من شيعتهم، و عتاة أعدائهم.
ثُمَّ عَرَضَهُمْ عرض محمدا و عليا و الأئمة عَلَى الْمَلائِكَةِ، أي عرض أشباحهم و هم أنوار في الأظلة فَقالَ أَنْبِئُونِي بِأَسْماءِ هؤُلاءِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ أن جميعكم تسبحون و تقدسون، و أن ترككم ها هنا أصلح من إيراد من بعدكم، أي فكما لم تعرفوا غيب من في خلالكم، فالحري أن لا تعرفوا الغيب إذا لم يكن، كما لا تعرفون أسماء أشخاص ترونها.
حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام فرمود مراد از اسماء كه در آيه وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ بيان شده است اسامى انبياء و اسم محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و على عليه السّلام و فاطمه و حسن و حسين و نه نفر از اولاد حسين و ذريه او و شيعيان و دشمنان آنها بود سپس عرضه داشت محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و على عليه السّلام و ائمه را بر فرشتگان يعنى انوار آن وجودهاى مقدس را كه در سايه عرش مشغول تسبيح و تقديس ذات مقدس پروردگار بودند گفتند خداوندا ما اين اسماء شريفه را نميدانيم آنوقت خطاب رسيد كه اى آدم بفرشتگان اسامى پيغمبران و ائمه را خبر بده چون اسامى را خبر داد از فرشتگان عهد و پيمان گرفت بايمان آوردن آنها به پيغمبران و ائمه و برترى دادن محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و ائمه هدى را از همه آنها.
عن العسکری علیه السلام:… قال الله عزوجل: یا آدم انبی هولاء الملائکه باسمائهم؛ اسماء الانبیاء والائمه. فلما انباهم فعرفوها، اخذ علیهم العهود و المیثاق بالایمان بهم و التفصیل لهم… (تسنیم تفسیر قرآن کریم جلد 3
486)
از امام عسکری(ع) :خدا فرمود ای آدم خبر بده به ملائکه از اسمائی که به تو تعلیم دادیم : اسماء انبیا و ائمه است و وقتی خبر داد آنها شناختند و خداوند گرفت عهد و میثاق به ایمان به آن ها و بزرگ شمردن آن ها
تا اینجا معلوم شد که منظور از اسماء در آیه 31 بقره ، انبیاء و ائمه علیهم السلام اند
سوال : آیا ما اجازه داریم که همگی اسماء را یعنی هم انبیاء و هم ائمه را بخوانیم و دستور قرآن چیست؟
پاسخ : قرآن در سوره اعراف/180/ص 174می فرماید: وَ لِلَّهِ الْأَسمَْاءُ الحُْسْنىَ‏ فَادْعُوهُ بهَِا وَ ذَرُواْ الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فىِ أَسْمَئهِ سَيُجْزَوْنَ مَا كاَنُواْ يَعْمَلُونَ
خدا را نام‏هاى نيكوتر است او را بدانها بخوانيد و كسانى را كه در نام‏هاى وى كجروى مى‏كنند واگذاريد. به زودى سزاى اعمالى را كه مى‏كرده‏اند خواهند ديد
اسراء/110/ص293:قُلِ ادْعُواْ اللَّهَ أَوِ ادْعُواْ الرَّحْمَانَ أَيًّا مَّا تَدْعُواْ فَلَهُ الْأَسْمَاءُ الحُْسْنىَ‏ وَ لَا تجَْهَرْ بِصَلَاتِكَ وَ لَا تخَُافِتْ بهَِا وَ ابْتَغِ بَينْ‏َ ذَالِكَ سَبِيلًا
بگو خدا را بخوانيد يا رحمان را، هر كدام را بخوانيد نامهاى نيكو از اوست، نماز خويش را بلند مخوان و آهسته هم مخوان بلكه ميان اين دو راهى پيش گير

حشر/24/ص548:هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنىَ‏ يُسَبِّحُ لَهُ مَا فىِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الحَْكِيمُ
او اللَّه است كه آفريننده و پديد آورنده و صورتگر است او اسمايى حسنى دارد آنچه در آسمانها و زمين است تسبيح‏گوى اويند و او عزيزى است حكيم
طه/8/ص312: اللَّهُ لَا إِلَاهَ إِلَّا هُوَ لَهُ الْأَسْمَاءُ الحُْسْنىَ
خدا كه هيچ معبودى جز او نيست اسمايى حسنا دارد
پس ما اجازه خواندن همه اسمائی را که حتی خود خداوند بر روی چیزها می گذارد و یا دیگران از روی الحاد میگذارند را نداریم و تنها باید خدا را با اسماء الحسنی بخوانیم
یک سوال این اسمائ الحسنی کیانند ؟ آیا لفظ اند مانند آیات 23 و 24 سوره حشر ص 548 و یا شخص اند ؟
پاسخ : اینان شخص اند
سوال : به چه دلیل قرآنی ؟
پاسخ : به سوره بقره آیات 31 و 33 رجوع می کنیم
آیه 31 بقره : وَ عَلَّمَ ءَادَمَ الْأَسمَْاءَ كلَُّهَا( برای اسماء ضمیر ها آمده که چیز است) ثُمَّ عَرَضَهُمْ ( ضمیر هم برای اشخاص است )عَلىَ الْمَلَئكَةِ فَقَالَ أَنبُِونىِ بِأَسْمَاءِ هَؤُلَاءِ( که هَؤُلَاءِ جمع اشخاص است و جمع برای چیزها نیست ) إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ
در آیه 33 قَالَ يََادَمُ أَنبِئْهُم بِأَسمَْائهِِمْ( ضمیر هم برای اشخاص است ) فَلَمَّا أَنبَأَهُم بِأَسمَْائهِِمْ( باز هم هم برای اشخاص است )
نتیجه اینکه اسماء الحسنی اشخاصند
روایت از امام صادق(ع)است که مي فرمايند: في قََولِ اللهِ عَزََّ وَ جَلَّ وَللهِ الأسماءُ الحُسني فَادعُوهُ بِها، قالَ: نَحنُ وَاللهِ الأسماءُ الحُسني الَّتي لا يَقبَلُ اللهُ مِنَ العِبادِ عَمَلاً الاّ بِمَعرفَتِنا.
ترجمه: در تشريح معني اين گفته خدا در قرآن که فرموده است: براي خدا نامهايي نيکو است پس خداي را بدانها بخوانيد؛ امام صادق(ع) فرموده اند: بخدا ما هستيم نامهاي نيک او که از بندگان هيچ عملي پذيرفته نمي شود جز به شناخت ما.
امام صادق(ع) و امام باقر(ع مي فرمايند: مظهر نود و نه اسم خدا، ما هستيم.
نتیجه : ما اجازة خواندن همه اسماء را نداریم بلکه تنها اجازه خواندن ائمه را داریم
در (تاریخ انبیا,علامه مجلسی):
وقتی حضرت یوسف (علیه السلام) را برادران در ته چاه کنعان افکندند دست به دعا بر داشت و گفت :یارَبِّ بحَقِ آبائی ابراهیمَ و اسحاقَ و یعقوب…..
پاسخی نشنید آنوقت حضرت جبرائیل (ع) آمد و دعای زیر را به او تعلیم داد :
اَللّهُمَ إنّی أسئَلُکَ بِأنَّ لَکَ الحَمدُ کُلَّهُ لا إلهَ إلّا أنتَ الحَنّانُ المَنّانُ بَدیعُ السَمواتِ وَ الأرضِ ذوالجَلالِ وَ الإکرامِ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍوَاجعَل لی مِن أمری فَرَجاً وَ مَخرَجاً وَ ارزُقنی مِن حیثُ أحتَسِبُ وَمِن حَیثُ لا أحتَسِب
پس یوسف ع چون پروردگارش را به این دعا خواند خدا او را از چاه نجات بخشید و از مکر زلیخا خلاصی داد وپادشاهی مصر را به او عطا کرد از جهتی که گمان نداشت
پایان بخش سوم

بازدیدها: 82

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

16 + ده =