خانه / مقالات / مثنوی معنوی / تفسیر موضوعی / موضوع«مقام شفاعت پیامبران و امامان معصوم علیهم صلوات الله»از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

موضوع«مقام شفاعت پیامبران و امامان معصوم علیهم صلوات الله»از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

 

 

 

 

مقام شفاعت پیامبران و امامان معصوم علیهم صلوات الله

یکی از معتقدات شیعه ، قبول شفاعت برای خاندان عترت و طهارت و در راس آن پیامبر علیهم صلوات الله است

در قرآن به این شفاعت اشاره شده است و روایات زیادی از امامان معصوم در این باره داریم

در آیات زیر منکران و قبول دارندگان شفاعت را و شرائط شفیعان را با ذکر سند قرآنی ذکر می کنیم :

یک : گروهی هستند که منکر شفاعت اند و در قیامت می فهمند که شفاعت وجود دارد ولی کار از کار گذشته است

(سورة الأعراف ) (53) (ص 157)هَلْ يَنظُرُونَ إِلاَّ تَأْوِيلَهُ يَوْمَ يَأْتِي تَأْوِيلُهُ يَقُولُ الَّذِينَ نَسُوهُ مِن قَبْلُ قَدْ جَاءتْ رُسُلُ رَبِّنَا بِالْحَقِّ فَهَل لَّنَا مِن شُفَعَاء فَيَشْفَعُواْ لَنَا أَوْ نُرَدُّ فَنَعْمَلَ غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ قَدْ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَفْتَرُونَ (53)

آيا [ منكران قرآن براى باور كردن آن ] جز تحقّق وعده هايش را انتظار مي  برند ؟ ! روزى كه حقايق بيان شده در آن [ به صورتى ظاهر و آشكار ] بيايد ، كسانى كه از پيش ، آن را فراموش كرده بودند ، مي  گويند : يقيناً فرستادگان پروردگارمان حق را آوردند [ ولى ما آن را نپذيرفتيم ، ] پس آيا [ در چنين روزى ]شفاعت كنندگانى براى ما هست كه ما را شفاعت كنند يا [ به دنيا ] بازگردانده مي  شويم تا كارى غير آنچه انجام مي  داديم ، انجام دهيم ؟ ! به راستى آنان [ سرمايه ]وجودشان را تباه كردند و آنچه را به دروغ [ به عنوان شريك خدا به خدا ] نسبت مي  دادند [ از دستشان رفت و ] گم شد .(53)

دو :  منکران شفاعت خداوند و آنانی که اذن شفاعت می یابند در قیامت از آن ها شفاعت نمی شود:

(سوره غافر) (18) ( ص 469) وَأَنذِرْهُمْ يَوْمَ الْآزِفَةِ إِذِ الْقُلُوبُ لَدَى الْحَنَاجِرِ كَاظِمِينَ مَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ حَمِيمٍ وَلَا شَفِيعٍ يُطَاعُ (18)

آنان را از روز نزدیک [روز قیامت] هشدار ده! آن گاه که جان ها [از شدت ترس] به لب می رسد، درحالی که همه وجودشان پر از اندوه است، برای ستمکاران [به آیات خدا و پیامبران]، نه دوستِ مهربانی خواهد بود و نه شفیعی که شفاعتش پذیرفته شود!«18»

سه : گروهی شفاعت را قبول دارند ولی تنها شفیع را خداوند می دانند و علت این باور آن است که

در آیاتی از قرآن حق شفاعت را خداوند تنها برای خویش مفروض دانسته است

(سورة الزمر) (44).(ص 463) قُل لِّلَّهِ الشَّفَاعَةُ جَمِيعاً لَّهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ (44)

بگو: همۀ شفاعت [به هر اندازه و به هر کیفیت] در اختیار خداست، مالکیت و فرمانروایی آسمان ها و زمین در سیطرۀ اوست، همۀ شما را [پس از مرگتان] به سوی او بازمی گردانند«44»

( سورة الأنعام ) (51) (ص 133)وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحْشَرُواْ إِلَى رَبِّهِمْ لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِيٌّ وَلاَ شَفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ (51)

و به وسيله اين قرآن كسانى را كه از محشور شدن به سوى پروردگارشان مي  ترسند ، هشدار ده كه آنان را [ در آن روز هول انگيز ] جز خدا سرپرست و شفيعى نخواهد بود ; باشد كه بپرهيزند

(سوره السجده) (4) (ص 415) اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ مَا لَكُم مِّن دُونِهِ مِن وَلِيٍّ وَلَا شَفِيعٍ أَفَلَا تَتَذَكَّرُونَ (4)

خداوند است که آسمان ها و زمین و آنچه را میان آن هاست در شش دوره آفرید، سپس به [امر] حاکمیت [و تدبیر بر همۀ امور آفرینش] چیره شد، برای شما در برابر او هیچ سرپرست و شفیعی نیست، [با این حال] آیا [نسبت به توحید و یگانگی حق] متذکر [و هشیار] نمی شوید؟!«4»

چهار : در آیاتی دیگر جز خدا وند دیگرانی  را به عنوان شفیع معرفی می کند ولی شفاعت آنان شرائطی دارد و باید آن ها  واجد شرائطی باشند

الف :  بدون اذن الهی صورت نمی گیرد

(سوره البقره) (255) (ص 42) اللّهُ لاَ إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَلاَ يَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ (255)

خداى يكتا كه جز او هيچ معبودى نيست ، زنده و قائم به ذات [ و مدّبر و برپا دارنده و نگه دارنده همه مخلوقات ] است ، هيچ گاه خواب سبك و سنگين او را فرا نمي  گيرد، آنچه در آسمان ها و آنچه در زمين است در سيطره مالكيّت و فرمانروايى اوست . كيست آنكه جز به اذن او در پيشگاهش شفاعت كند ؟ آنچه را پيش روى مردم است [ كه نزد ايشان حاضر و مشهود است ] و آنچه را پشت سر آنان است [كه نسبت به آنان دور و پنهان است] مي  داند . و آنان به چيزى از دانش او احاطه ندارند مگر به آنچه او بخواهد. تخت [حكومت ، قدرت و سلطنت]ش آسمان ها و زمين را فرا گرفته و نگهدارى آنان بر او گران و مشقت آور نيست ; و او بلند مرتبه و بزرگ است .(255)

(سوره يونس) (3) (ص208)إِنَّ رَبَّكُمُ اللّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُدَبِّرُ الأَمْرَ مَا مِن شَفِيعٍ إِلاَّ مِن بَعْدِ إِذْنِهِ ذَلِكُمُ اللّهُ رَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ أَفَلاَ تَذَكَّرُونَ (3)

يقيناً پروردگارتان خداى يكتاست كه آسمان ها و زمين را در شش روز پديد آورد ، آن گاه بر تخت فرمانروايى و حكومت بر آفرينش چيره شد ، همواره كار جهان را [ با قوانينى استوار و منظم ] تدبير مي  كند . [ كار ]هيچ واسطه اى [ در همه جهان هستى براى جابجايى عناصر وتركيب اجزا وبه جريان انداختن امور]جز پس از اذن او نيست . اين است خدا ، پروردگار شما ، پس او را بپرستيد ; آيا متذكّر [ حقايق ] نمي  شويد ؟(3)

ب :  خداوند به کسانی اذن می دهد که از آنان راضی باشد و پس از رضایت، قول او را قبول می کند

طه/109: يَوْمَئِذٍ لَّا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَرَضِيَ لَهُ قَوْلاً (109) آن روز شفاعت سودی ندهد، مگر [شفاعتِ] کسی که خداوندِ رحمان به او اجازه دهد، و گفتارش را [در مورد شفاعت] بپسندد«109»

ج : یکی دیگر از ویژگی های شفاعت کنندگان این است که  علاوه بر اینکه خدا از آن ها راضی است و راضی به شفاعتشان است ،اهل خشیت و اشفاق اند و معلوم می شود که خداوند از  اهل خشیت و اشفاق راضی است و آن ها  را دوست دارد

( سورة الأنبياء) (28) (ص 324) يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلَا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَى وَهُم مِّنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُونَ (28)

خداوند] همۀ گذشته و آیندۀ آنان را می داند، و جز برای کسی که [خدا] رضایت دهد شفاعت نمی کنند، و به خاطر ترس از [عظمت و جلال] او نگران و هراسناکند «28»

د : شافعان تا اذن نیافته اند دلهره دارند و بعد از اذن شفاعت آرام می شوند

(سوره سبا) (23)(ص431)وَلَا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ عِندَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ حَتَّى إِذَا فُزِّعَ عَن قُلُوبِهِمْ قَالُوا مَاذَا قَالَ رَبُّكُمْ قَالُوا الْحَقَّ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ (23)

در پیشگاه خداوند شفاعتی جز برای کسانی که به آن ها اِذن [شفاعت] دهد سودی ندارد، [آن روز شفیعان و آنان که امید شفاعت شدن دارند در اضطراب و دلهره اند،] تا زمانی که [با صدور اِذن شفاعت] اضطراب از دل هایشان برطرف گردد، [منتظرانِ شفاعت به شفیعان] گویند: پروردگارتان چه گفت؟ می گویند: حق [گفت]، و او بلندمرتبه و بزرگ است «23»

ه : یکی دیگر از ویژگی  طایفة شافعان : شاهدان به حق و عالمان به علم لدنی حق شفاعت دارند

(سورة الزخرف) (86) (ص 495) وَلَا يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِهِ الشَّفَاعَةَ إِلَّا مَن شَهِدَ بِالْحَقِّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ (86)

کسانی را که به جای خدا [برای حل مشکلاتشان] می خوانند، اختیاردارِ شفاعت نیستند، [اختیار شفاعت نیست] مگر [با] کسانی که به حق و حقیقت اعتراف داشتند، و می دانند [چه کسانی استحقاق شفاعت شدن دارند] «86»

و : یکی دیگر از ویژگی شافعان : شفاعت از آن کسانی است که عهدی به خدا سپرده اند

( سوره مريم) (87) (ص311) لَا يَمْلِكُونَ الشَّفَاعَةَ إِلَّا مَنِ اتَّخَذَ عِندَ الرَّحْمَنِ عَهْداً (87)

در آن روز، شفیعان] قدرت بر شفاعت ندارند مگر کسانی [چون انبیاء، امامان علیهم السلام و صالحان] که از پیشگاه خداوند پیمانی [بر انجام شفاعت] گرفته اند «87»

کسانی که اذن شفاعت ندارند مانند بت هائی هستند که مشرکان آن ها را شافعان خود می دانند ولی خداوند شفاعتشان را نمی پذیرد

پنج : حتی فرشتگان الهی وقتی شفاعت می کنند که خداوند از ان ها راضی باشد و به شفاعتشان رضایت دهد

(سوره النجم) (26) (ص526) وَكَم مِّن مَّلَكٍ فِي السَّمَاوَاتِ لَا تُغْنِي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئاً إِلَّا مِن بَعْدِ أَن يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَن يَشَاءُ وَيَرْضَى (26)

چه بسیار فرشتگانی در عوالم بالا که شفاعتشان هیچ سودی نمی بخشد مگر پس از آن که خداوند برای هرکه بخواهد و بپسندد اجازه دهد «26»

شش : آلهه ها و بت ها شفاعت نمی کنند :

(سوره يس) (23) (ص 441) أَأَتَّخِذُ مِن دُونِهِ آلِهَةً إِن يُرِدْنِ الرَّحْمَن بِضُرٍّ لاَّ تُغْنِ عَنِّي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئاً وَلاَ يُنقِذُونِ (23)

آیا به جای او معبودانی را انتخاب کنم که اگر خداوند رحمان آسیبی برای من بخواهد، نه شفاعتشان هیچ [آسیبی را] از من برطرف می کند، و نه [قدرت دارند] مرا نجات دهند ؟«23»

***********************

شش : استحقاق شفاعت شدن نیز خود بسیار اهمیت دارد

و منکران شفاعت ،  در قیامت از آن ها شفاعت نمی شود:

(سوره غافر) (18) ( ص 469) وَأَنذِرْهُمْ يَوْمَ الْآزِفَةِ إِذِ الْقُلُوبُ لَدَى الْحَنَاجِرِ كَاظِمِينَ مَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ حَمِيمٍ وَلَا شَفِيعٍ يُطَاعُ (18)

آنان را از روز نزدیک [روز قیامت] هشدار ده! آن گاه که جان ها [از شدت ترس] به لب می رسد، درحالی که همه وجودشان پر از اندوه است، برای ستمکاران [به آیات خدا و پیامبران]، نه دوستِ مهربانی خواهد بود و نه شفیعی که شفاعتش پذیرفته شود!«18»

و کسانی که حتی شفاعت خدا را قبول دارند ولی منکر شفاعت شافعین هستند محروم اند :

(سوره مدثر) (48)(ص577) فَمَا تَنفَعُهُمْ شَفَاعَةُ الشَّافِعِينَ (48)

پس شفاعت شفیعان سودی به آنان نمی دهد«48»

این استحقاق شفاعت  در منکران مبدا و معاد و نبوت و امامت در قیامت نیست و  از آن ها شفاعت نمی شود :

(سورة الأعراف ) (53) (ص 157)هَلْ يَنظُرُونَ إِلاَّ تَأْوِيلَهُ يَوْمَ يَأْتِي تَأْوِيلُهُ يَقُولُ الَّذِينَ نَسُوهُ مِن قَبْلُ قَدْ جَاءتْ رُسُلُ رَبِّنَا بِالْحَقِّ فَهَل لَّنَا مِن شُفَعَاء فَيَشْفَعُواْ لَنَا أَوْ نُرَدُّ فَنَعْمَلَ غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ قَدْ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَفْتَرُونَ (53)

آيا [ منكران قرآن براى باور كردن آن ] جز تحقّق وعده هايش را انتظار مي  برند ؟ ! روزى كه حقايق بيان شده در آن [ به صورتى ظاهر و آشكار ] بيايد ، كسانى كه از پيش ، آن را فراموش كرده بودند ، مي  گويند : يقيناً فرستادگان پروردگارمان حق را آوردند [ ولى ما آن را نپذيرفتيم ، ] پس آيا [ در چنين روزى ]شفاعت كنندگانى براى ما هست كه ما را شفاعت كنند يا [ به دنيا ] بازگردانده مي  شويم تا كارى غير آنچه انجام مي  داديم ، انجام دهيم ؟ ! به راستى آنان [ سرمايه ]وجودشان را تباه كردند و آنچه را به دروغ [ به عنوان شريك خدا به خدا ] نسبت مي  دادند [ از دستشان رفت و ] گم شد .(53)

مولانا به شفاعت شافعان چه در دنیا و چه در آخرت اشاراتی دارد از جمله در داستان آن زنی که فرزندش بر ناودان شد و از امیر مومنان کمک خواست :

دفتر چهارم ( 2662)

از براى حق شماييد اى مِهان

دستگير اين جهان و آن جهان‏

ای بزرگ مردان الهی شما برای رضای خداوند در دنیا و آخرت دستگیر مردمان هستید

مِهان: جمع مِه به معنی بزرگ، نقیض کِه.

 

همچنین ببینید

موضوع «صراط مستقیم»از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

        صراط مستقیم «بحث پیرامون علی ع که صراط مستقیم است از ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سه + شش =