خانه / اخبار / موضوع «دین اسلام دین بدون زمان و مکان » توسط استاد محمد قدسی با استفاده از آیات قران کریم و مثنوی شریف

موضوع «دین اسلام دین بدون زمان و مکان » توسط استاد محمد قدسی با استفاده از آیات قران کریم و مثنوی شریف

 

«دین اسلام دین بدون زمان و مکان»

اخیراً یک اشکال به دین اسلام و پیامبر (ص) از طرف فرقة بهائیت و پیروان زرتشت  بسیار مطرح می شود و آن این است  که طبق بسیاری از آیات قرآن هر پیامبری برای امت خویش نازل شده و با زبان قوم خود سخن می گوید بنابراین پیامبر اسلام که زبانش عربی است مخصوص قوم عرب است و به دیگر اقوام نظیر ترک و فارس و بلوچ و مانند آن هیچ ربطی ندارد و در این میان زرتشتیان می گویند پیامبر ما زرتشت است ( نام مجوس در قرآن مربوط به  این قوم است ) و بهائیان می گویند پیامبر ما بهاء الله است و تاریخ مصرف پیامبر اسلام هم تمام شده و هم اگر باشد بر امت عرب حکم او واجب الاطاعه می باشد نه بر ایرانیان و یا دیگر اقوام.

اینان با این که قرآن کریم معجزۀ پیامبر (ص) را قبول ندارند که اگر داشتند به دلائلی که خواهیم گفت این چنین اشکالی را وارد نمی کردند ولی به هر صورت در این باره آیاتی را از قرآن به شرح زیر دلیل برای  درستی حرف خود می آورند  که ما در ضمن نوشتن آن پاسخ خواهیم آورد :

یک : (سورة إبراهيم)(4)(ص255)وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ فَيُضِلُّ اللّهُ مَن يَشَاءُ وَيَهْدِي مَن يَشَاءُ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ

در آیة بالا می فرماید ما هر رسولی را به زبان قومش فرستادیم و در نتیجه پیامبر اسلام  را نیز  به زبان قومش که قوم عرب است فرستادیم و ربطی به دیگر اقوام ندارد.

پاسخ : در عربی می گویند اثبات شئ نفی ما اَدا نمی کند ( یعنی اینکه او را به زبان قومش فرستاده دلیل بر این نیست که اقوام دیگر از آن بی بهره بمانند)

چگونه است که در باره حضرت عیسی (ع) که او را در خاور میانه مبعوث فرمود امروزه  34 درصد جمعیت دنیا پیرو اویند و بیشتر آن ها  در اروپا و آمریکا سکونت دارند و ربطی به خاور میانه ندارد و حضرت عیسی (ع ) کمترین پیرو را در خاور میانه دارد؟

و یا حضرت موسی( ع) که آورنده دین یهودیت است و امروزه  22 در صد جمعیت جهان را پیروان او یعنی یهودیان  تشکیل می دهند و آن ها  در همه جا ی دنیا سکونت دارند و هیچ گاه نمی گویند که ما در خاور میانه نیستیم پس نباید مسیحی یا کلیمی باشیم.

حتی امروزه مسلمانان که دینشان از شط العرب و حجاز سرچشمه می گیرد در همة دنیا  پخش هستند.

بهائیان و زرتشتیان نیز  امروز در تمام عالم پخش هستند و چنین ادعائی ندارند  که ما زرتشتی و یا بهائی هستیم در حالی که در اروپا و آمریکا زندگی می کنیم ؟

پس آن گونه که امروزه مشاهده می کنیم و مردم دنیا آن را قبول کرده اند و  دارند رفتار می کنند دین اقلیم نمی شناسد و زمان و مکان ندارد.

دو : ( سوره النحل) (36) (ص271) وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولاً أَنِ اعْبُدُواْ اللّهَ وَاجْتَنِبُواْ الطَّاغُوتَ …. (36)

مضمون این آیه نیز چنین است که ما در هر امتی رسولی فرستادیم و این که این رسول را دیگران مجاز نیستند پیروی کنند امروزه در جهان به عکس  آن عمل می شود و ما پاسخی که در آیه بالا دادیم اینجا را هم  شامل می گردد.

سه : (سوره يونس) (47) (ص214) وَلِكُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولٌ فَإِذَا جَاء رَسُولُهُمْ …(47)

مضمون آیه این است که برای هر امتی رسولی هست و ما آن پاسخی که در بالا دادیم را به این آیه نیز تعمیم می دهیم.

چهار : (سوره الشعرا) (192) (ص 375) وَإِنَّهُ لَتَنزِيلُ رَبِّ الْعَالَمِينَ (192) مسلّماً این [قرآن] فرستاده شدۀ پروردگار جهانیان است «192» نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ (193) که روح الاَمین آن را نازل کرده است «193» عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنذِرِينَ (194)بر قلب تو، تا از هشداردهندگان باشی «194»

بِلِسَانٍ عَرَبِيٍّ مُّبِينٍ(195) به زبانی روشنگر و گویا «195»

وَإِنَّهُ لَفِي زُبُرِ الْأَوَّلِينَ (196)بی تردید [خبر] این [قرآن] در کتاب های پیشینیان آمده است «196» أَوَلَمْ يَكُن لَّهُمْ آيَةً أَن يَعْلَمَهُ عُلَمَاء بَنِي إِسْرَائِيلَ (197)

آیا این که دانشمندان بنی اسرائیل قرآن را [با تکیه بر توراتشان] می شناسند برای مشرکان و کافران دلیلی [بر صِدق و حقانیت آن] نیست؟«197» وَلَوْ نَزَّلْنَاهُ عَلَى بَعْضِ الْأَعْجَمِينَ (198)

اگر آن را [که مایۀ هدایت همگان است] بر بعضی از غیر عرب نازل کرده بودیم «198»فَقَرَأَهُ عَلَيْهِم مَّا كَانُوا بِهِ مُؤْمِنِينَ (199)

و او آن را بر عرب ها خوانده بود، [باز هم] به آن ایمان نمی آوردند «199»

( آیه 199 خود دلیلی است براین که قرآن مخصوص عرب نیست منتها اگر بر غیر عرب نازل می شد و پیامبر آن را مثلاً برای ایرانیان می فرمود قوم عرب زیر بار آن نمی رفتند و جالب این که هم اکنون که پیامبر اسلام به زبان عربی وحی آوردند ایرانیان زرتشتی زیر بار نمی روند  )

پنج : (سوره فصلت) (3) (ص477) كِتَابٌ فُصِّلَتْ آيَاتُهُ قُرْآناً عَرَبِيّاً لِّقَوْمٍ يَعْلَمُونَ (3)

در آیات بالا یعنی سوره شعرا  و فصلت  دیدیم که در باره قرآن که عربی است و تنها امت عرب می توانند استفاده کنند اشکال می کنند که  دیگرانی که زبان عربی نمی دانند چه لزومی دارد که از قرآن عربی پیروی کنند

پاسخ :  پا سخ این اشکال این است که چگونه22 درصد مردم دنیا  زبان عبری را ندانسته کلیمی می باشند و 34 درصد مردم عالم زبان اصلی انجیل را ندانسته مسیحی هستند

پس معلوم می شود که لازم نیست زبان را بدانیم.

امروزه ترجمه زبان به زبان دیگر بسیار رائج است و همه جهانیان در تمام امورات دنیائی معیشت خود و مانند آن از آن استفاده می کنند پس زبان دین را هم می توان از ترجمه استفاده کرد و بهانه تراشی نکرد.

می ماند استعمال زبان عربی در نماز که آن هم چندان مشکل نیست و می توان در این حد یاد گرفت و این حرفها بهانه جوئی های بیهوده است.

شش : (سوره السجده) (3) (ص 415) أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ بَلْ هُوَ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ لِتُنذِرَ قَوْماً مَّا أَتَاهُم مِّن نَّذِيرٍ مِّن قَبْلِكَ لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ (3)

در این آیه می فرماید که ما تو را در شبه جزیره عربستان فرستادیم برای قومی که پیش از تو هیچ پیامبری نیامده بود و می دانیم که پس از عیسی( ع) که در خاورمیانه  به پیامبری رسید پیامبر ما اولین پیامبری است که در عربستان نازل شد و پیش از او در آن جا پیامبری نیامده بود.

یعنی پیامبری که دارای کتاب باشد و البته  پیامبران زیادی در مکه آمده بودند و در حجر اسماعیل بسیارشان به خاک سپرده شده اند.

حالا زرتشتیان اگر اشکال کنند که ما زرتشت را در ایران داشتیم نیاز به پیامبر اسلام نداشتیم که بیایند و دینشان را با قتل و غارت به ما تحمیل کنند

در پاسخ می گوییم که اولاً به عقیده ما شیعیان، ما خلیفه دوم را که به ایران حمله کرد ، خلیفه برحق نمی دانیم پس کار حمله او هم با شرحی که در تاریخ آمده و آن همه قتل و غارت و خونریزی و فساد مورد قبول ما نیست

و اگر بعد از پیامبر مسیر خلافت آن گونه ای که قرآن و سنت(عترت) تعیین کرده بود پیش می رفت کار به قتل و غارت و اینگونه مسائل نمی رسید  و مولا علی( ع) با اجرای عدالت،  ایرانیان را شیفته خود می کرد تا دین اسلام را با جان و دل قبول کنند.

در ثانی قرآن کریم پیامبر و صاحب کتاب بودن  زرتشت را تایید نمی کند و پیامبران صاحب کتاب را تنها 5 نفر می داند.

نوح نبی الله و ابراهیم خلیل الله و عیسی روح الله و موسی کلیم الله و محمد رسول الله  که در آیه 13 سورة شوری نام آن ها آمده است و از کجا معلوم که او یک دانشمند نباشد.

و باز پاسخی که در آیات بالا نوشته شد در مورد این آیه هم صدق می کند.

هفت : ( سورة الأنعام ) (92) (ص 139)وَهَـذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ مُّصَدِّقُ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَلِتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا … (92)

این آیه نیز مانند آیات بالا انذار پیامبر را شامل عربستان و حوالی آن می داند که حوالی می تواند شامل کشورهای دیگر هم بشود و باز همان پاسخ های آیات بالا نیز در این جا صدق می کند.

و اما پاسخ دیگر با توجه به آیات شاهد:

دین پیامبر(ص) جهانی است و برای همه مردمان در هر عصر و هر نسل و هر مکان آمده است .

یک :(سوره الفرقان) (1) (ص359 )تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيراً (1)

دو : ( سورة الأنبياء) (107) (ص 331) وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ (107)

واژة للعالمین دلیل بر جهانی بودن پیامبر است.

سه : (سوره سبا) (28) (ص431) وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا كَافَّةً لِّلنَّاسِ بَشِيراً وَنَذِيراً وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ (28)

واژة للناس نیز در این آیه، دلالت بر جهانی بودن رسول الله است.

 

بعد از مطالب ارائه شده و روشن شدن این مطلب که دین پیامبر (ص) براساس آیات ذکر شده جهانی و بدون زمان است و برای تمام عصرها و نسل هاست  

 این مطلب را برای طالبان حقیقت یادآور می شویم که اگر پیروان زرتشت و فرقۀ بهاییت فی الواقع به دنبال یافتن حقیقت بودند و از طریق همان دین و آداب و رسوم و عبادات خود از خدایی که خود به آن قایل هستند خواستار یافتن حقیقت بودند خداوند حقیقت را به آنان نشان نمی داد؟؟!!

پس این اشکال تراشی ها و شبهه افکنی ها و بهانه جویی ها با نیت دیگری است نه برای یافتن حقیقت .

امیرالمومنین (ع) در حکمت 312

وَ قَالَ عليه السلام لِسَائِلٍ سَأَلَهُ عَنْ مُعْضِلَةٍ – سَلْ تَفَقُّهاً وَ لَا تَسْأَلْ تَعَنُّتاً فَإِنَّ الْجَاهِلَ الْمُتَعَلِّمَ شَبِيهٌ بِالْعَالِمِ وَ إِنَّ الْعَالِمَ الْمُتَعَسِّفَ شَبِيهٌ بِالْجَاهِلِ (الْمُتَعَنِّتِ)

 و به كسي كه از او مشكلي را پرسيد فرمود🙂 – براي دانستن بپرس نه براي آزار دادن كه نادان آموزنده همانند داناست و داناي برون از راه انصاف، همانند نادان پر چون و چراست.

 صاحب مثنوی معنوی چه زیبا در داستان طالب گنج در دفتر ششم مثنوی طلب حقیقی را  شرح می دهد :

اِنابتِ آن طالبِ گنج به حق تعالى بعد

از طلبِ بسيار و عجز و اضطرار كه

اى ولىّ الاِظهار تو كن اين نهان را آشكار

(2288)گفت آن درويش: اى داناىِ راز         

از پىِ اين گنج كردم ياوه تاز

(2289) زيوِ حرص و آز و مُستَعجل تَگى

ديوِ حرص و آز و مُستَعجل تَگى

نى تَأَنّى جُست و نى آهستگى‏

(2290) من ز ديگى لقمه‏اى نندوختم        

كف سيه كردم دهان را سوختم‏

(2291) خود نگفتم چون در اين ناموقِنم           

ز آن گِرِه زن اين گِرِه را حل كنم‏

(2292) قولِ حق را هم ز حَق تفسير جو     

هين مگو ژاژ از گُمان، اى سخت رُو

(2293) آن گِرِه كاو زد، هَمو بگشايدش       

مُهره كاو انداخت، او بِربايَدَش

(2294)گر چه آسانت نمود آن سان سَخُن       

كى بود آسان رموز مِن لَدُن؟

 

همچنین در داستان دیگری در دفتر اول از مثنوی شریف دربارۀ تاویل آیات قران از روی هوای نفس سخن می گوید:

( 1077) گر ترا اشكال آيد در نظر

پس تو شك دارى در انشق القمر

( 1078) تازه كن ايمان نه از گفت زبان

اى هوا را تازه كرده در نهان‏

( 1079) تا هوا تازه ست ايمان تازه نيست

كاين هوا جز قفل آن دروازه نيست‏

(1080) مرتبه‏اى تاويل حرف بكر را

خويش را تاويل كن نى ذكر را

دفتر اول ( 1081) بر هوا تاويل قرآن مى‏كنى

پست و كژ شد از تو معنى سنى‏

تاویل کردن قرآن کریم توسط چنین افرادی مانند مگس در داستان مثنوی است که بر روی کاه و بول خر نشسته و عالم را براساس بینش کوتاه خود تاویل می کند و مولانا می فرماید : اگر مگس دست از تاویل به رای خود بر دارد بخت و اقبال به او روی خواهد آورد:

 دفتر اول

زِيافتِ تأويلِ ركيك مگس

(1082)آن مگس بر برگِ كاه و بولِ خر

همچو كشتى‏بان، همى‏افراشت سَر

(1083)گفت: من دريا و كشتى خوانده‏ام

مدّتى در فكرِ آن مى‏مانده‏ام‏

(1084)اينك اين دريا و اين كشتى و من

مردِ كشتيبان و اهل و رايزن‏

(1085)بر سرِ دريا همى‏راند او عَمَد

مى‏نمودش آن قدر بيرون ز حد

(1086)بود بى‏حد آن چَمين نسبت بدو

آن نظر كه بيند آن را راست كو؟

(1087)عالَمش چندان بُوَد كِش بينش است

چشم چندين، بحر هم چندينش است‏

(1088)صاحبِ تأويلِ باطل، چون مگس

وَهمِ او بَولِ خر و، تصويرِ خَس‏

(1089)گر مگس، تأويل بگذارد به راى

آن مگس را بخت گردانَد هُماى‏

 

 

 

 

بازدیدها: 188

همچنین ببینید

شعر «شام غریبان» سرودۀ استاد محمد قدسی

شام غریبان شام بود و نینوا و نور ماه دشت رخشان­تر ز خورشید پگاه   ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهار × دو =