خانه / مقالات / قرآن / تدبر، تعقل ،تفکر / تدبر در قرآن شماره 4

تدبر در قرآن شماره 4

سلسله مباحث تدبر در قرآن
شماره 4 :
در مبحث سوم نتیجه گرفتیم که آن اسمائی که خداوند خودش برای خودش نگذاشته بلکه مشرکان بر روی بتهای خویش گذاشته اند شرک است و این ها دچار الحاد شده اند
در این بخش ماهیت شرک را از دیدگاه قرآن کریم از راه تدبر بیان می کنیم
منتها پیش از آن نکته ای بیان می کنیم و آن اینکه
انسان ها مامورند که خدا را عبادت کنند و اگر عبادت نکنند داخل دوزخ می شوند
در سوره غافر/60/ ص 474 وَ قَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونىِ أَسْتَجِبْ لَكمُ‏ْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبرُِونَ عَنْ عِبَادَتىِ سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ
پروردگارتان اين دعوت را كرد كه مرا بخوانيد تا استجابت كنم بدرستى كسانى كه از عبادت من استكبار مى‏ورزند به زودى با كمال ذلت داخل جهنم خواهند شد
پس خداوند انتظار عبادت از ما دارد و نه انتظار عبودیت ، عبودیت کار دیگران از خواص است که بحث جداگانه ای دارد و بعدا به آن خواهیم پرداخت
پرسش : این عبادت چگونه صورت می گیرد ؟
پاسخ : سجده به در گاه الهی است همان کاری که شیطان از آن سر باز زد
شاهد قرآنی : اول درسوره البقره/34 / ص 6 :وَ إِذْ قُلْنَا لِلْمَلَئكَةِ اسْجُدُواْ لاَِدَمَ فَسَجَدُواْ إِلَّا إِبْلِيسَ أَبىَ‏ وَ اسْتَكْبرََ وَ كاَنَ مِنَ الْكَافِرِينَ
و چون بملائكه گفتيم براى آدم سجده كنيد پس همه سجده كردند به جز ابليس كه از اينكار امتناع كرد و كبر ورزيد و او از كافران بود
دوم : سوره فصلت/37/ ص480 که نباید بلند خوانده شود چون سجده واجب دارد : وَ مِنْ ءَايَتِهِ الَّيْلُ وَ النَّهَارُ وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ لَا تَسْجُدُواْ لِلشَّمْسِ وَ لَا لِلْقَمَرِ وَ اسْجُدُواْ لِلَّهِ الَّذِى خَلَقَهُنَّ إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ
و يكى از آيات او شب و روز و خورشيد و ماه است، پس ديگر معنا ندارد كه براى خورشيد و ماه سجده كنيد بلكه بايد براى خدايى سجده كنيد كه آنها را آفريده اگر به راستى مى‏خواهيد عبادتى كنيد.

نتیجه آن که عبادت خداوند در سجده کر دن به آن کسی است که خداوند دستور بفرماید درسوره البقره/34 / ص 6 و یا به خود خداوند سوره فصلت/37/ ص480
پرسش دیگر : آیا سجده بر چه چیزی باید کرد
به عقیده شیعة امامیه سجده بر خاک جایز است
پاسخ :عقیده اهل تسنن آن است که سجده بر هر چیزی جایز است و آن ها شیعه را چون بر خاک و مهر از خاک سجده می کند، مشرک می دانند
پرسش : کدام عقیده درست است ؟
پاسخ بنا بر یک دلیل قرآنی صرف نظر از سنت پیامبر و امامان معصوم ،عمل شیعه درست است
درسوره البقره/34 / ص 6 دیدیم که شیطان به همراه ملائکه مامور به سجده به آدم شد
و در سوره فصلت/37/ ص480 ما همه مامور به سجدة خداییم
ودر سورة آل عمران آیة 59 ص 57 :
إِنَّ مَثَلَ عِيسىَ‏ عِندَ اللَّهِ كَمَثَلِ ءَادَمَ خَلَقَهُ مِن تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ كُن فَيَكُونُ
بطور محقق مثل عيسى نزد خدا نظير مثل آدم است كه خدا از خاكش خلق كرد و سپس فرمان داد” باش” و او وجود يافت
پس آدم از خاک آفریده شد و فرشتگان مامور شدند به آدم که از خاک آفریده شده سجده کنند
نتیجه آن که اولا کار شیعه درست است که بر مهر آن هم مهر کربلا سجده می کند چون در مرآة العقول ج‏4 ص 273 : راوی گوید : قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ ع مَا الْجَبْلُ فَقَالَ الْخَلْقُ غَيْرَنَا أَهْلَ الْبَيْتِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَنَا مِنَ الْعَشْر طِينَاتٍ وَ نَفَخَ فِينَا مِنَ الرُّوحَيْنِ جَمِيعاً فَأَطْيِبْ بِهَا طِيباً وَ رَوَى غَيْرُهُ عَنْ أَبِي الصَّامِتِ قَالَ طِينُ الْجِنَانِ جَنَّةُ عَدْنٍ وَ جَنَّةُ الْمَأْوَى وَ جَنَّةُ النَّعِيمِ وَ الْفِرْدَوْسُ وَ الْخُلْدُ وَ طِينُ الْأَرْضِ مَكَّةُ وَ الْمَدِينَةُ وَ الْكُوفَةُ وَ بَيْتُ الْمَقْدِسِ وَ الْحَائِر
نتیجه آن که شیعه از گل مهر درست می کند و آن مهر را از خاک کربلا ترجیحا برای سجده انتخاب می کند چون گل او از کربلا است
اینکه در قسمت حائر مسافر مخیر به خواندن نماز شکسته و تمام است همین است که وطن اصلی اوست
و در کل ، خداوند اسماء را به خاک آموخت پس به خاک باید سجده کرد
این اهل تسنن اند که راه اشتباه را می روند
علت اصلی که شیطان به آدم سجده نکرد دشمنی با اسماء ( اهل بیت علیهم السلام) بود چون نور آن ها را در درون آدم دید و تکبر ورزید
و این نکته قرآنی هست که در چند جای آن آمده است ، از باب نمونه :

درسوره يوسف/4/ص235:إِذْ قَالَ يُوسُفُ لِأَبِيهِ يَأَبَتِ إِنىّ‏ِ رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَبًا وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ رَأَيْتهُُمْ لىِ سَاجِدِينَ
چون يوسف به پدرش گفت اى پدر! من در خواب يازده ستاره با خورشيد و ماه ديدم كه براى من در حال سجده‏اند
قَالَ يَابُنىَ‏َّ لَا تَقْصُصْ رُءْيَاكَ عَلىَ إِخْوَتِكَ فَيَكِيدُواْ لَكَ كَيْدًا إِنَّ الشَّيْطَنَ لِلْانسَانِ عَدُوٌّ مُّبِينٌ گفت پسركم! رؤياى خويش را به برادرانت مگو كه در كار تو نيرنگى كنند، چون شيطان دشمن آشكار انسان است

درسورة الأعراف/11/ص 151: وَ لَقَدْ خَلَقْنَاكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلَئكَةِ اسْجُدُواْ لاَِدَمَ فَسَجَدُواْ إِلَّا إِبْلِيسَ لَمْ يَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ
شما را خلق كرديم آن گاه نقش‏بنديتان نموديم، سپس به فرشتگان گفتيم كه آدم را سجده كنيد، همه سجده كردند مگر ابليس كه از سجده كنندگان نبود
سپس در آیة100/ص247:وَ رَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلىَ الْعَرْشِ وَ خَرُّواْ لَهُ سُجَّدًا وَ قَالَ يَأَبَتِ هَاذَا تَأْوِيلُ رُءْيَاىَ مِن قَبْلُ قَدْ جَعَلَهَا رَبىّ‏ِ حَقًّا وَ قَدْ أَحْسَنَ بىِ إِذْ أَخْرَجَنىِ مِنَ السِّجْنِ وَ جَاءَ بِكُم مِّنَ الْبَدْوِ مِن بَعْدِ أَن نَّزَغَ الشَّيْطَانُ بَيْنىِ وَ بَينْ‏َ إِخْوَتىِ إِنَّ رَبىّ‏ِ لَطِيفٌ لِّمَا يَشَاءُ إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ الحَْكِيمُ
و پدر و مادر خويش را بر تخت نشاند، و همگى سجده‏كنان به رو درافتادند، گفت پدر جان! اين تعبير رؤياى پيشين من است كه پروردگارم آن را محقق كرد و به من نيكى نمود كه از زندان بيرونم آورد، و شما را پس از آنكه شيطان ميان من و برادرانم را بهم زد از آن بيابان (بدينجا) آورد كه پروردگارم در باره آنچه اراده كند دقيق است، آرى او داناى حكيم است
و در آیه 91/ص246:قَالُواْ تَاللَّهِ لَقَدْ ءَاثَرَكَ اللَّهُ عَلَيْنَا وَ إِن كُنَّا لَخَطِِينَ
برادران گفتند: به خدا كه خدا ترا بر ما برترى داده و ما خطا كرده بوديم
اما این برتری را خیلی ها که نفس شیطانی دارند نمی پذیرند در نتیجه قرآن در وصف آن ها می فرماید :
در سورة نساء /55/ص87 :أَمْ يحَْسُدُونَ النَّاسَ عَلىَ‏ مَا ءَاتَئهُمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ فَقَدْ ءَاتَيْنَا ءَالَ إِبْرَاهِيمَ الْكِتَابَ وَ الحِْكْمَةَ وَ ءَاتَيْنَاهُم مُّلْكا عَظِيمًا
و يا اين سخنان به انگيزه حسد مى‏گويند، حسد از اينكه خدا از فضل خود به او داده و به ايشان نداده با اينكه اين تازگى ندارد، بلكه ما از فضل خود به آل ابراهيم كتاب و حكمت و ملكى عظيم داديم
در سورة إبراهيم /11/ص 257 :قَالَتْ لَهُمْ رُسُلُهُمْ إِن نحَّْنُ إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ وَ لَاكِنَّ اللَّهَ يَمُنُّ عَلىَ‏ مَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَ مَا كاَنَ لَنَا أَن نَّأْتِيَكُم بِسُلْطَنٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَ عَلىَ اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ
پيغمبرانشان به آنها گفتند درست است كه ما نيز جز بشرهايى مثل شما نيستيم، ولى خدا بهر كس از بندگان خويش بخواهد منت مى‏نهد، و ما حق نداريم جز به اذن خدا براى شما دليل بياوريم، و مؤمنان بايد به خدا توكل كنند .
در سوره البقره/ 58/ص 9 : وَ إِذْ قُلْنَا ادْخُلُواْ هَذِهِ الْقَرْيَةَ فَكُلُواْ مِنْهَا حَيْثُ شِئْتُمْ رَغَدًا وَ ادْخُلُواْ الْبَابَ سُجَّدًا وَ قُولُواْ حِطَّةٌ نَّغْفِرْ لَكمُ‏ْ خَطَايَاكُمْ وَ سَنزَِيدُ الْمُحْسِنِينَ
و چون گفتيم باين شهر درآئيد و از هر جاى آن خواستيد بفراوانى بخوريد و از اين در سجده‏كنان درون رويد و بگوئيد: گناهان ما را فرو ريز تا گناهان شما را بيامرزيم و نيكوكاران را فزونى دهيم .
وقتی که قوم بنی اسراییل دچار آن گناه شدند که از فرمان حضرت موسی برای داخل شدن به شهر امالقه سر باز زدند در نتیجه برای قبول توبة آنان امر شد که از باب حطّه در حالی که سجده می کنند وارد آن شهر شوند تا خداوند توبة آنها را بپذیرد و این تعظیم در برابر عظمت حضرت موسی (ع) بود.
فی بحار الأنوار، للشيخ المجلسيّ 122:23 / ح 47 :وفي رواية أنّ أمير المؤمنين عليه السّلام قال: «هؤلاء بنو إسرائيل نُصِب لهم بابُ حطّة، وأنتم ـ يا معشَر أمّة محمّد ـ نُصب لكم باب حطّة: أهل بيت محمّد عليهم السّلام، وأُمرتم باتّباع هُداهم ولُزوم طريقتهم ليغفر لكم بذلك خطاياكم وذنوبكم، وليزداد المحسنون منكم، وباب حطّتكم أفضل من باب حطّته.
در این باب روایات دیگری نیز داریم که به همین یکی بسنده می کنیم.
از آیات بالا نتیجه می گیریم که خداوند به انبیا و اولیاء مقامی داده است مافوق مقام ها و دیگران باید بدون حسدورزی ،در برابر منتی که خداوند بر سر آنها قرار داده است تعظیم و تکریم کنند و هرکس مانند شیطان که در
سورة الأعراف /12/ص 152: قَالَ مَا مَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ قَالَ أَنَا خَيرٌْ مِّنْهُ خَلَقْتَنىِ مِن نَّارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِن طِينٍ ،
خداوند به شیطان فرمود چه چيز مانع تو شد كه وقتى به تو فرمان دادم سجده نكردى؟ گفت من از او بهترم، مرا از آتش آفريده‏اى و او را از گِل خلق كرده‏اى
حسدورزی کرد راندة درگاه الهی خواهد شد.
و امروز اهل تسنن به خاطر همان خوی شیطانی از موهبت الهی محرومند و آن وقت شیعه را متهم به شرک و امثال آن می کنند.
نکته دیگری که در اینجا بیان آن لازم است و به جاست آن است که اهل تسنن به خاطر آنکه ما ضریح اهل بیت را می بوسیم و در حرمهای آن ها نماز می گزاریم مارا مشرک می دانند پاسخ آن ها را از قرآن کریم می دهیم

درسوره يوسف/93/ص246/ :اذْهَبُواْ بِقَمِيصىِ هَاذَا فَأَلْقُوهُ عَلىَ‏ وَجْهِ أَبىِ يَأْتِ بَصِيرًا وَ أْتُونىِ بِأَهْلِكُمْ أَجْمَعِينَ
اين پيراهن مرا ببريد و به صورت پدرم بيندازيد، كه بينا مى‏شود، و همگى با خانواده خود پيش من آييد .
سپس در آیة 94 :وَ لَمَّا فَصَلَتِ الْعِيرُ قَالَ أَبُوهُمْ إِنىّ‏ِ لَأَجِدُ رِيحَ يُوسُفَ لَوْ لَا أَن تُفَنِّدُونِ
و همين كه كاروان به راه افتاد، پدرشان گفت: اگر سفيهم نشماريد من بوى يوسف را احساس مى‏كنم .
و آنگاه در آیة 95 :قَالُواْ تَاللَّهِ إِنَّكَ لَفِى ضَلَالِكَ الْقَدِيمِ
گفتند به خدا كه تو در ضلالت ديرين خويش هستى .
و در یک اعجاز حیرت آور در آیة 96 : فَلَمَّا أَن جَاءَ الْبَشِيرُ أَلْقَئهُ عَلىَ‏ وَجْهِهِ فَارْتَدَّ بَصِيرًا قَالَ أَ لَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنىّ‏ِ أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ
و چون نويدرسان بيامد و پيراهن را بصورت وى افكند، در دم بينا گشت و گفت: مگر به شما نگفتم من از خدا چيزهايى سراغ دارم كه شما نمى‏دانيد؟
نتیجه آنکه وقتی پیراهن یوسف پیامبر چشم یعقوب نبی را شفا می دهد آنوقت ضریح اهل بیت (ع) این کار را نمی تواند بکند.
و اگر ما مشرکیم پیش از ما یعقوب پیامبر مشرک بوده است که پیراهن یوسفش را می بوید و می بوسد و به چشم می گذارد و بینا می شود.
اشکال دیگری که اهل تسنن به شیعیان می کنند آن است که چرا برای امامان قبه و مناره و بارگاه می سازند
پاسخ این اشکال را هم از قرآن می دهیم
وقتی اصحاب کهف پس از سیصد سال شمسی از خواب بیدار شدند دوباره به امر خدا برای همیشه از دنیا رفتند بین قوم اختلاف افتاد که چگونه یاد و نام آنان را برای همیشه جاویدان نگاه دارند و آنان به این نتیجه رسیدند که بر سر مزارشان مسجدی بنا کنند تا زیارتگاه و محل عبادت باشد.
ما شیعیان نیز بر سر مزار امامان معصوم مسجد و ضریح می سازیم تا هم در آنجا عبادت کنیم و هم یاد آنها را جاودانه نماییم.
در سورة کهف/21/ص 296: أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَ أَنَّ السَّاعَةَ لَا رَيْبَ فِيهَا إِذْ يَتَنَزَعُونَ بَيْنهَُمْ أَمْرَهُمْ فَقَالُواْ ابْنُواْ عَلَيهِْم بُنْيَانًا رَّبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ قَالَ الَّذِينَ غَلَبُواْ عَلىَ أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيهِْم مَّسْجِدًا
بدينسان كسانى را از آنها مطلع كرديم تا بدانند كه وعده خدا حق است، و در رستاخيز ترديدى نيست، وقتى كه ميان خويش در كار آنها مناقشه مى‏كردند، گفتند بر غار آنها بنائى بسازيد پروردگار به كارشان داناتر است، و كسانى كه در مورد ايشان غلبه يافته بودند گفتند بر غار آنها عبادت‏گاهى خواهيم ساخت (21).
نقل می کنند که در زمان مرحوم شیخ انصاری یکی از علما به نام فاضل اردکانی که خود را فاضل تر از مرحوم شیخ می دانست در حرم حضرت ابوالفضل العباس (ع) شیخ را مشغول عتبه بوسی آن حضرت می دید جلو آمد و گفت ای شیخ مسأله ای دارم آیا بوسیدن عتبه چه حکمی دارد مرحوم شیخ فرمودند حرام است برای فاضل جای تعجب بود که چرا شیخ خود این کار را می کند
شیخ بلافاصله فرمودند البته برای همچو منی .
اینجا برای حضرت ولی عصر (عج) ، عتبه بوسی ،جایز است برای من و امثال من بوسیدن جای پای زائر جایز است.
فاضل گفت: اللهُ یَعلمُ حیثُ یَجعلُ رسالتةُ.

پایان ، یاعلی

همچنین ببینید

موضوع «فرق ظن و گمان» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

    فرق یقین با ظن و گمان (سوره ملك) (22) (ص 563 )أَفَمَن يَمْشِي ...

2 دیدگاه

  1. با سلام و تشکر
    پرسشی داشتم اگر پاسخگو باشید ممنون هستم
    چرا شیطان به آدم سجده نکرد؟؟؟؟

    • با سلام و تشکر
      این سوال پاسخهای متعددی دارد که به یکی از آنها بسنده می کنیم
      شیطان طبق آیۀ 34 سوره بقره مستکبر است و استکبار در برابر کلمۀ «لااله الاالله »است و شیطان زیر بار این کلمه نرفت و حقیقت این کلمه طبق حدیث سلسله الذهب از قول امام رضا (ع)وحدیث قدسی «کلمه لااله الاالله حصنی …» و باز «ولایت علی بن ابیطالب حصنی » عبارت است از ولایت امیرالمومنین علی (ع) و شیطان در حقیقت سجده نکردن او به آدم به خاطر نور ولایت بود که در وجود آدم مشاهده کرد در نتیجه دچار استکبار شد و مستکبران طبق آیات 30 تا 35 سورۀ صافات جایگاهشان دوزخ الهی است .
      و مولانا در دفتر دوم ابیات 811تا814به این مطلب اشاره دارد .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوزده + یازده =