خانه / مقالات / تتمه بحث قرآنی در ارتباط با مغفرت

تتمه بحث قرآنی در ارتباط با مغفرت

سورة نساء/ 65 :فَلَا وَ رَبِّکَ لَا یُؤْمِنُونَ حَتىَ‏ یُحَکِّمُوکَ فِیمَا شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لَا یجَِدُواْ فىِ أَنفُسِهِمْ حَرَجًا مِّمَّا قَضَیْتَ وَ یُسَلِّمُواْ تَسْلِیمًا(65) (ص88)
پس به پروردگارت سوگند- اینطور که منافقین پنداشته‏اند نیست،- ایمانشان واقعى نیست، مگر وقتى که تو را در مشاجراتى که برایشان پیش مى‏آید. حکم قرار دهند، و در دل خود از هر حکمى که راندى احساس آزردگى نکنند، و حکم تو را بدون چون و چرا بپذیرند (65).
*در این آیه حقیقت ایمان به خدا، تسلیم حکم رسول خدا شدن است. هر کس تسلیم حکم رسول خدا شود او مؤمن است و شامل مغفرت خدا می شود و بعد مرحوم به شفاعت محمد و آل محمد(ص) قرار می گیرد.
*ولایت خداوند یک ولایت است و کسی که برای امیرالمؤمنین شریک قرار دهد، شریک بر ولایت خدا قرار داده و خداوند او را مورد مغفرت قرار نمی دهد.
*چه کسانی مغفور پروردگار عالم قرار می گیرند؟
سورة مؤمنون/ 109 :إِنَّهُ کاَنَ فَرِیقٌ مِّنْ عِبَادِى یَقُولُونَ رَبَّنَا ءَامَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَ ارْحمَْنَا وَ أَنتَ خَیرُْ الرَّاحِمِینَ(109) (ص349)
زیرا شمایید که چون طایفه‏اى از بندگان صالح من روى به من آورده و عرض مى‏کردند بار الها ما به تو ایمان آوردیم تو از گناهان ما درگذر و در حق ما لطف و مهربانى فرما که تو بهترین مهربانان هستى (109).
*اسم این عباد در قرآن چیست؟ اولی الالباب
سورة آل عمران/ 190 :إِنَّ فىِ خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلَافِ الَّیْلِ وَ النهََّارِ لاََیَاتٍ لّأُِوْلىِ الْأَلْبَابِ(190) (ص 75)
همانا در خلقت آسمان و زمین و رفت و آمد شب و روز روشن، دلایلى است براى خردمندان (190).
سورة آل عمران/ 193 :رَّبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِیًا یُنَادِى لِلْایمَنِ أَنْ ءَامِنُواْ بِرَبِّکُمْ فََامَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَ کَفِّرْ عَنَّا سَیَِّاتِنَا وَ تَوَفَّنَا مَعَ الْأَبْرَارِ(193) (ص 75)
پروردگارا ما چون صداى منادیى را که خلق را به ایمان مى‏خواند شنیدیم اجابت کردیم و ایمان آوردیم، پروردگارا از گناهان ما درگذر و زشتى کردار ما را بپوشان و هنگام جان سپردن، ما را با نیکان محشور گردان (193).
*اینها بعد از اینکه ایمان آوردند فرع بر ایمانشان به خدا گفتند : رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا ، اینها عباد خدا هستند.
سورة زمر/ 17 و 18 :وَ الَّذِینَ اجْتَنَبُواْ الطَّغُوتَ أَن یَعْبُدُوهَا وَ أَنَابُواْ إِلىَ اللَّهِ لهَُمُ الْبُشْرَى‏ فَبَشِّرْ عِبَادِ(17) .(ص 460)
و کسانى که اجتناب دارند از طاغوت از اینکه او را بپرستند و به سوى خدا بازمى‏گردند ایشان (نزد خدا) بشارت دارند. پس بندگان مرا بشارت ده (17).
الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئکَ الَّذِینَ هَدَئهُمُ اللَّهُ وَ أُوْلَئکَ هُمْ أُوْلُواْ الْأَلْبَابِ(18) .
همانهایى را که به هر سخنى گوش مى‏دهند پس بهترین آن را پیروى مى‏کنند، آنان هستند که خدا هدایتشان کرده و آنان هستند صاحبان خرد (18).
*خداوند چه وعده ای به آنها می دهد؟
سورة زمر/ 53 :قُلْ یَاعِبَادِىَ الَّذِینَ أَسْرَفُواْ عَلىَ أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُواْ مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ(53) .(ص 464)
بگو اى بندگانم که بر نفس خود ستم و اسراف کردید از رحمت خدا نومید مشوید که خدا تمامى گناهان را مى‏آمرزد، زیرا او آمرزنده رحیم است (53).
*خداوند تمام گناهانشان را عفو می کند. عبادی که قرآن را استماع کردند و از احسن قول پیروی کردند. ( و قول احسن، قولی است که دعوت به سوی خدا کند و هر کس که ار قول احسن پیروی کند به طور قطع مورد مغفرت خدا قرار می گیرد.)
چه کسی صاحب قول احسن است؟
سورة یوسف/108 : قُلْ هَاذِهِ سَبِیلىِ أَدْعُواْ إِلىَ اللَّهِ عَلىَ‏ بَصِیرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنىِ وَ سُبْحَانَ اللَّهِ وَ مَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِکِینَ(108) (ص248)
بگو راه من این است که من و پیروانم با بصیرت کامل همه مردم را بسوى خدا مى‏خوانیم، خداى یکتا منزه است، و من از مشرکان نیستم (108).
*در این آیه منظور از « مَنِ اتَّبَعَنىِ » حضرت علی (ع) است.
*طبق این آیه صاحب قول احسن پیغمبر اکرم (ص) و پس از ایشان کسی است که از پیغمبر در سن 9 سالگی تبعیت کرد (حضرت علی(ع) )
پس هر کس از پیغمبر (ص) و امیرالمؤمنین تبعیت کند او از قول احسن تبعیت کرده است و عبد شده اشت و خداوند به او وعده داده است : إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا.
*امام صادق (ع) به ابابصیر فرمود: ابابصیر خداوند قصد نکرد از این آیه مگر شما که شیعة آل محمد(ص) هستید.(پس مقصود شیعة محمد و آل محمد(ص) است)
سورة زمر/ 53 :قُلْ یَاعِبَادِىَ الَّذِینَ أَسْرَفُواْ عَلىَ أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُواْ مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ(53) .(ص 464)
بگو اى بندگانم که بر نفس خود ستم و اسراف کردید از رحمت خدا نومید مشوید که خدا تمامى گناهان را مى‏آمرزد، زیرا او آمرزنده رحیم است (53).
*در مقدمة تفسیر برهان، حضرت علی (ع) می فرمایند: قرآن 4 بخش است.
1- ربعان فینا (دربارة اهل بیت) 2- ربعان فی عدونا 3- یک چهارم قرآن در مورد حلال و حرام
4- یک چهارم قرآن در مورد امثال و حکم و قصص
و بعد فرمودند: احسن قول قرآن آن یک چهارم است که دربارة ما اهل بیت است.
*پس هر کس از اهل بیت تبعیت کند در قرآن به عنوان «عباد» و «اولی الالباب» نامیده می شود.
و خداوند به اینها می فرماید: قُلْ یَاعِبَادِىَ الَّذِینَ أَسْرَفُواْ عَلىَ أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُواْ مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا .
به بیان امام باقر(ع) ، « أَسْرَفُواْ» یعنی گناهانی که قبل از معرفت اهل بیت (ع) مرتکب شده اند.
و طبق حدیث امام هادی (ع) (اَسْئَلُکَ اَنْ تُدْخِلَنِیِ فیِ جُمْلَةِ الْعارِفینَ بِهِمْ وَ بِحَقِّهِمْ وَ فیِ زُمْرَةِ الَمْرحُومینَ بِشَفاعَتِهِمْ) مشمول رحمت خاصه شدن بعد از معرفت محمد و آل محمد(ص) است.
*مراد از اسراف چیست؟
سورة طه /127-124 : وَ مَنْ أَعْرَضَ عَن ذِکْرِى فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنکاً وَ نحَْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیَمَةِ أَعْمَى‏(124) (ص 320)
و هر کس از کتاب من روى بگرداند وى را روزگارى سخت خواهد بود و او را در روز قیامت کور محشور کنیم (124).
قَالَ رَبّ‏ِ لِمَ حَشَرْتَنىِ أَعْمَى‏ وَ قَدْ کُنتُ بَصِیرًا(125)
آن وقت گوید پروردگارا چرا مرا که بینا بودم کور محشور کرده‏اى؟! (125). (ص 320)
قَالَ کَذَالِکَ أَتَتْکَ ءَایَاتُنَا فَنَسِیتهََا وَ کَذَالِکَ الْیَوْمَ تُنسىَ‏(126)
(خداى تعالى در پاسخش) گوید: همانطور که تو از دیدن آیه‏هاى ما خود را به کورى زدى و آن را فراموش کردى ما نیز امروز تو را فراموش کردیم (126). (ص 321)
وَ کَذَالِکَ نجَْزِى مَنْ أَسْرَفَ وَ لَمْ یُؤْمِن بَِایَاتِ رَبِّهِ وَ لَعَذَابُ الاَْخِرَةِ أَشَدُّ وَ أَبْقَى(127)
و هر که زیاده روى کرده و آیه‏هاى پروردگارش را باور نکرده چنین سزایش مى‏دهیم و عذاب آخرت سخت‏تر و پایدارتر است (127).
*منظور از «ذکر» یعنی قرآن و بعد از آن به نص آیة 10 سورة طلاق، منظور پیغمبر و به نص آیة اول سورة نون والقلم ، مراد از ذکر ولایت امیرالمؤمنین(ع) است.
طلاق/ 10 :أَعَدَّ اللَّهُ لهَُمْ عَذَابًا شَدِیدًا فَاتَّقُواْ اللَّهَ یَأُوْلىِ الْأَلْبَابِ الَّذِینَ ءَامَنُواْ قَدْ أَنزَلَ اللَّهُ إِلَیْکمُ‏ْ ذِکْرًا(10)
تازه این عذاب و خسران دنیاى آنان بود و خداى تعالى براى آخرت آنان عذابى سخت تهیه دیده، پس اى خردمندان از مؤمنین از خدا بترسید، چون خداوند چیزى که مایه تذکر شما است بر شما نازل کرده (10).
قلم/1 : ن وَ الْقَلَمِ وَ مَا یَسْطُرُونَ(1)(ص 564)
ن، سوگند به قلم و آنچه با قلم مى‏نویسند (1).
سورة مائده/ 3 : حُرِّمَتْ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةُ وَ الدَّمُ وَ لحَْمُ الخِْنزِیرِ وَ مَا أُهِلَّ لِغَیرِْ اللَّهِ بِهِ وَ الْمُنْخَنِقَةُ وَ الْمَوْقُوذَةُ وَ الْمُترََدِّیَةُ وَ النَّطِیحَةُ وَ مَا أَکلَ‏َ السَّبُعُ إِلَّا مَا ذَکَّیْتُمْ وَ مَا ذُبِحَ عَلىَ النُّصُبِ وَ أَن تَسْتَقْسِمُواْ بِالْأَزْلَامِ ذَالِکُمْ فِسْقٌ الْیَوْمَ یَئسَ الَّذِینَ کَفَرُواْ مِن دِینِکُمْ فَلَا تخَْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتمَْمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتىِ وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْاسْلَامَ دِینًا فَمَنِ اضْطُرَّ فىِ مخَْمَصَةٍ غَیرَْ مُتَجَانِفٍ لّاِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ(3)(ص107 )
اما آن گوشتها و چیزهایى که خوردنش بر شما حرام شده گوشت مردار و خون و گوشت خوک و گوشت حیوانى است که هنگام ذبح نام غیر خدا بر آن برده شده، و حیوانى که خفه شده، و یا به وسیله کتک مرده، یا سقوط کرده، و یا به وسیله ضربت شاخ حیوانى دیگر مرده، و یا درنده از آن خورده، مگر آنکه آن را زنده در یابید، و ذبح کنید، و آنچه به رسم جاهلیت براى بتها ذبح شده، و نیز اینکه اموال یکدیگر را به وسیله اوتار (با چوبه تیر) قسمت کنید، امروز است که دیگر کفار از ضدیت با دین شما مایوس شدند، دیگر از آنها نترسید، و تنها از من بترسید امروز است که دین شما را تکمیل کردم، و نعمت خود بر شما تمام نمودم، و امروز است که دین اسلام را براى شما پسندیدم- و آنچه گفتیم حرام است در حال اختیار حرام است- اما اگر کسى در محلى که قحطى طعام است به مقدارى که از گرسنگى نمیرد نه زیادتر که به طرف گناه متمایل شود مى‏تواند بخورد، که خدا آمرزگار رحیم است (3).
*مراد از نعمت ، ولایت امیرالمؤمنین است.
سورة طه/ 127 : وَ کَذَالِکَ نجَْزِى مَنْ أَسْرَفَ وَ لَمْ یُؤْمِن بَِایَاتِ رَبِّهِ وَ لَعَذَابُ الاَْخِرَةِ أَشَدُّ وَ أَبْقَى(127)
و هر که زیاده روى کرده و آیه‏هاى پروردگارش را باور نکرده چنین سزایش مى‏دهیم و عذاب آخرت سخت‏تر و پایدارتر است (127).
*خداوند در این آیه به جای «من اعرض»، «من اسرف» را آورده است و اسراف یعنی اعراض از ولایت آل محمد(ص).
*مدرک قرآنی روایاتی که فرموده اند مراد از« آیاتُنا »، اهل بیت است، کدام آیات هستند؟
سورة اسراء/ 98 و 97 :وَ مَن یهَْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ وَ مَن یُضْلِلْ فَلَن تجَِدَ لهَُمْ أَوْلِیَاءَ مِن دُونِهِ وَ نحَْشُرُهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ عَلىَ‏ وُجُوهِهِمْ عُمْیًا وَ بُکْمًا وَ صُمًّا مَّأْوَئهُمْ جَهَنَّمُ کُلَّمَا خَبَتْ زِدْنَاهُمْ سَعِیرًا(97) (ص292)
هر که را خدا راهنمایى کند آن کس به حقیقت هدایت یافته و هر که را گمراه کند دیگر جز خود او راهنما و دوستى و نگهبانى برایش نخواهى یافت و روز قیامت زیر و رو در حالى که کور و گنگ و کر هم باشند محشورشان مى‏کنیم و منزلگاهشان جهنم است جهنمى که هر گاه آتشش خاموش شود باز شدیدتر سوزان و فروزان مى‏کنیم که (97). (ص 292)
ذَالِکَ جَزَاؤُهُم بِأَنَّهُمْ کَفَرُواْ بَِایَاتِنَا وَ قَالُواْ أَ ءِذَا کُنَّا عِظَامًا وَ رُفَاتًا أَ ءِنَّا لَمَبْعُوثُونَ خَلْقًا جَدِیدًا(98)
این است کیفر آن کافران چون به آیات ما کافر شدند و گفتند آیا پس از آنکه ما استخوانى پوسیده شدیم از نو برانگیخته مى‏شویم (98).
سورة کهف/ 17 :وَ تَرَى الشَّمْسَ إِذَا طَلَعَت تَّزَاوَرُ عَن کَهْفِهِمْ ذَاتَ الْیَمِینِ وَ إِذَا غَرَبَت تَّقْرِضُهُمْ ذَاتَ الشِّمَالِ وَ هُمْ فىِ فَجْوَةٍ مِّنْهُ ذَالِکَ مِنْ ءَایَاتِ اللَّهِ مَن یهَْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ وَ مَن یُضْلِلْ فَلَن تجَِدَ لَهُ وَلِیًّا مُّرْشِدًا(17) (ص295)
و خورشید را بینى که چون بر آید از غارشان به طرف راست مایل شود و چون فرو رود به جانب چپ بگردد، و ایشان در فراخنا و قسمت بلندى غارند، این از آیه‏هاى خداست هر که را خدا هدایت کند او هدایت یافته است و هر که را خدا گمراه کند دیگر دوستدار و دلسوزى و رهبرى برایش نخواهى یافت (17).
*از این دو آیه معلوم می شود که : « وَ مَن یهَْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ وَ مَن یُضْلِلْ فَلَن تجَِدَ لهَُمْ أَوْلِیَاءَ مِن دُونِهِ » و « مَن یهَْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ وَ مَن یُضْلِلْ فَلَن تجَِدَ لَهُ وَلِیًّا مُّرْشِدًا» هر کس را که خداوند اضلال کند دیگر راهنما و ولی ای برای او نیست.
سورة شوری/9 : أَمِ اتخََّذُواْ مِن دُونِهِ أَوْلِیَاءَ فَاللَّهُ هُوَ الْوَلىِ‏ُّ وَ هُوَ یحُْىِ الْمَوْتىَ‏ وَ هُوَ عَلىَ‏ کلُ‏ِّ شىَ‏ْءٍ قَدِیرٌ(9) )ص483)
آیا به راستى غیر از خدا اولیائى گرفته‏اند؟ در حالى که ولى (مردم) تنها خداست و تنها او مردگان را زنده مى‏کند، و تنها او بر هر چیز قادر است (9).
*در این آیه خداوند فرموده « فَاللَّهُ هُوَ الْوَلىِ» نفرموده است «هو الاولیاء» یعنی ما هر کس را گمراه قرار دادیم به اولیایی که ما قرار داده ایم دست پیدا نمی کند.
( در سورة اسراء/97 خداوند می فرماید: لهم اولیاء….)
*طبق آیة سورة اسراء/97 خداوند به جای اینکه بفرماید « بِأَنَّهُمْ کَفَرُواْ بَِاولیاء نا» می فرماید « بِأَنَّهُمْ کَفَرُواْ بَِایَاتِنَا ». پس آیات خداوند اولیاء خدا هستند.
*پس طبق آیة 23 اعراف، حضرت آدم و حوا به خداوند فرمودند که اگر ما را مورد مغفرت قرار ندهی و پس از آن مورد رحمت، ما به ولایت اولیاء راه پیدا نمی کنیم و لذا « لَنَکُونَنَّ مِنَ الْخَاسرِِینَ» ما از خاسرین خواهیم بود.
*خاسرین چه کسانی هستند؟
*و من یضلل فاولئک هم الخاسرون…
سورة کهف/16 :وَ إِذِ اعْتزََلْتُمُوهُمْ وَ مَا یَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ فَأْوُاْ إِلىَ الْکَهْفِ یَنشُرْ لَکمُ‏ْ رَبُّکُم مِّن رَّحْمَتِهِ وَ یُهَیئّ‏ِْ لَکمُ مِّنْ أَمْرِکمُ مِّرْفَقًا(16)(ص295)
اگر از آنها و از آن خدایان غیر خدا را که مى‏پرستند گوشه‏گیرى و دورى مى‏کنید پس سوى غار بروید تا پروردگارتان رحمت خویش را بر شما بگسترد و براى شما در کارتان گشایشى فراهم کند (16).
*و خداوند توبة حضرت آدم و حوا را قبول نکرد بعد از اقرار به اسماء خمسة طیبه.
بقره/37 : فَتَلَقَّى ءَادَمُ مِن رَّبِّهِ کلَِمَاتٍ فَتَابَ عَلَیْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ(37) (ص 6)
و آدم از پروردگار خود سخنانى فرا گرفت و خدا او را به بخشید که وى بخشنده و رحیم است (37).
*حضرت امام صادق(ع) فرمودند: منظور از کلمات این 5 کلمه است.
یا حمیدُ بالحقِّ محمد، یا عالیُ بالحق علی، یا فاطرُ بالحق فاطمه ، یا محسنُ بالحق حسن و یا قدیم الاحسان به حق حسین(ع).
*مقدمةمرحوم واقع شدن، مغفور واقع شدن است و مقدمه مغفور شدن مشرک نبودن است چه در شرک خفی(شرک در طاعت) و چه در شرک جلی (شرک در عبادت) است.
*آیا کسانی که ولایت امیرالمؤمنین را قبول کرده اند نجات پیدا نمی کنند؟
اینها به نص آیة سورة مریم
کسانی که ولایت را قبول کردند وارد جهنم نمی شوند و اگر می خواهند در دنیا دچار مصیبت نشوند باید از سیئات دوری کنند و مطیع امر موالیان باشند و امر خدا را اطاعت کنند و به سلامتی وارد برزخ شوند.
*سورة یوسف/ 106 :وَ مَا یُؤْمِنُ أَکْثرَُهُم بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُم مُّشْرِکُونَ(106) (ص248)
و بیشترشان به خدا ایمان نیارند، جز اینکه مشرک باشند (106).
*در این آیه می فرماید اینها بت پرست نیستند ولی در کنار امر خدا امر غیر خدا را نیز اطاعت می کنند.(شرک در طاعت)
*پس شیعه دیگر شرک در طاعت ندارد زیرا همیشه تابع امر ولی ایست که خداوند او را قرار داده است. و اگر کسی اطاعت از غیر امیرالمؤمنین تا حضرت ولیعصر را کند در واقع او کنار امیرالمؤمنین کسی را قرار داده که خدا قرار نداده و چون خدا قرار نداده به خدای دیگری که آن پیامبر دیگری دارد ، ایمان دارد و در این صورت دچار شرک می شود.
سورة غافر/ 18 :
وَ أَنذِرْهُمْ یَوْمَ الاَْزِفَةِ إِذِ الْقُلُوبُ لَدَى الحَْنَاجِرِ کَاظِمِینَ مَا لِلظَّالِمِینَ مِنْ حَمِیمٍ وَ لَا شَفِیعٍ یُطَاعُ(18) ( ص 469)
اى پیامبر ایشان را از روز آزفه بترسان، از آن وقتى که دلها از شدت ترس به گلوگاه مى‏رسد و دچار ترس و اندوه شدید مى‏گردد روزى که براى ستمکاران هیچ دوست و هیچ شفیعى که شفاعتش پذیرفته شود نیست (18).
*پس ظالمین شفیع ندارند و موضوع ظلم، شرک به خدا و حقیقت شرک به خدا ، شرک در ولایت خداست.
کسانی که مشرک در ولایت هستند از شفاعت محرومند.
و تعبیر « مَا لِلظَّالِمِینَ» یعنی ظالم کسی است که مبتلا به ظلم شده است.
خداوند در سورة لقمان فرموده است : انَّ الشرک لظلمٌ عظیم.

بازدیدها: 16

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ده − دو =