خانه / مقالات / قرآن / تدبر، تعقل ،تفکر / تدبر در قرآن شماره 5

تدبر در قرآن شماره 5

به نام خداوند مهربان
مباحث قرآنی پیرامون تدبر
شماره 5:
در این بحث پیرامون آیات کتاب مبین و قرآن و فرق آنها با یکدیگر و طرز باز شناسی آنها از یکدیگر سخن می گوییم.
و این بحث به دنبالة یک سوال آغاز می شود : اگر در سورة الأنعام/ 59/ص 134 : وَ عِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لَا يَعْلَمُهَا إِلَّا هُوَ وَ يَعْلَمُ مَا فىِ الْبرَِّ وَ الْبَحْرِ وَ مَا تَسْقُطُ مِن وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُهَا وَ لَا حَبَّةٍ فىِ ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ وَ لَا رَطْبٍ وَ لَا يَابِسٍ إِلَّا فىِ كِتَابٍ مُّبِينٍ
و نزد خدا است خزينه‏هاى غيب، و نمى‏داند آنها را مگر خودش، و مى‏داند هر چه را كه در بيابان و دريا است، و نمى‏افتد برگى از درختان، مگر اينكه او از افتادنش با خبر است، و نيست دانه‏اى در تاريكى‏هاى زمين و نيست هيچ ترى و خشكى، مگر اينكه در كتاب مبين خدا است
اگر همه چیز در قرآن است پس نام مبارک مولا علی (ع) چرا در قرآن نیامده است
پاسخ : قرآن غیر از کتاب مبین است به دلیل :
در قرآن گاهی مانند:
یوسف /1و2/ص235:
الر تِلْكَ ءَايَاتُ الْكِتَابِ الْمُبِينِ
الر- اين، آيه‏هاى كتاب روشن است
إِنَّا أَنزَلْنَاهُ قُرْءَانًا عَرَبِيًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ
كه ما آن را قرآنى عربى نازل كرده‏ايم
و نیز:
زخرف /2و3/ص 489:
وَ الْكِتَابِ الْمُبِينِ
سوگند به كتاب روشنگر.
إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْءَانًا عَرَبِيًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ
كه ما آن را خواندنى عربى كرديم، شايد تعقل كنيد
که ضمیر ه در هر دو آیه به کتاب مبین بر می گردد
بنابر این همه چیز در کتاب مبین است که طبق آیات سوره قدر و آیات اول سوره دخان در شب قدر به قلب مبارک پیامبر ص به صورت دفعی نازل شد تا آن وجود مبارک برای مردم طبق آنچه که فرود آمده ، تبیین فرمایند
این تبیین با تعبیر ( لِتُبَیِّن) در سوره نحل آیه 44 و با تعبیر( یُبَیِّن) در سورۀ مائده/ 15 و آیات زیادی دیگر آمده است
پس نام مبارک علی (ع) در کتاب مبین بوده است و برای پیامبر(ص) نازل شده ،سپس پیامبر(ص) مأمور به ابلاغ و تبیین آن به مردم شده اند
و این مسأله نه تنها در مورد نام مبارک علی (ع) است که حتی در کیفیت نماز و روزه و حج و سایر احکام نیز چنین است که آن دستور اصلی در قرآن مجید آمده ولیکن تفصیل آن که در کتاب مبین بوده است به قلب پیامبر(ص) نازل شده و ان حضرت مأمور به تبیین آن شده اند
نکتۀ دیگری که در اینجا ذکر آن لازم است این است که بعد از حیات رسول خدا (ص) این تبیین به عهدۀ اوصیای آن حضرت واگذار شد و در روایت است که آن حضرت فرمودند :«إنّي تارك فيكم الثقلين كتاب الله و عترتی»
که در منابع شیعه و سنی کامل این روایت آمده است
نظیر:
مسلم در صحيح
و ترمذي در صحيح
و ابن حنبل در مسند
و ثعلبي نيشابوري در تفسير
و ابن مغازلي شافعي در مناقب
و سمعاني در فضائل الصحابه
و ابن حجر ميثمي در صواعق
و ساير علماي اهل سنت،
همچنين محدثين شيعه ـ به هشتاد و دو طريق ـ با عبارات و صور گوناگون از رسول الله (ص) روايت كرده اند
بنابراین دومی که گفت : حَسبُنا کتابُ الله و مقصود او قرآن بدون اهل بیت(ع) است راهی به خطا رفته و تبیین آیات را به عهدۀ رأی ابوحنیفه ها وشافعی ها و مفتیان بی اطلاع اهل تسنن گذاشت که چون راه به کتاب مبین ندارند سبب گمراهی مردم گردیدند
یک نمونۀ قرآنی برای تأئید این مطلب:
حجر/41/ص 264:
قَالَ هَاذَا صِرَاطٌ عَلَىَّ‏َّ مُسْتَقِيمٌ
گفت: همين است راه مستقيم كه من قضاءاش را رانده‏ام
…عن عبد الله بن أبي جعفر، عن أخيه جعفر الصادق (عليه السلام)، عن قوله:
هذا صِراطٌ عَلَيَّ مُسْتَقِيمٌ، قال: «هو أمير المؤمنين (عليه السلام)».
و در مائة منقبة: …. في (مناقب أمير المؤمنين (عليه السلام) المائة) قال: الخامس و الثمانون: عن جعفر بن محمد، عن أبيه، عن علي بن الحسين (عليه السلام) عن أبيه (عليه السلام)، قال: «قام عمر بن الخطاب إلى النبي (صلى الله عليه و آله)، فقال: إنك لا تزال تقول لعلي بن أبي طالب: أنت مني بمنزلة هارون من موسى و قد ذكر الله هارون في القرآن و لم يذكر عليا؟ فقال النبي (صلى الله عليه و آله): يا غليظ، يا أعرابي، إنك‏ ما تسمع الله يقول: هذا صراط عَلِيٍ مستقيم».
*************
دراینجا بحث «اِنزال »و «تنزیل » و فرق این دو را از زبان علامۀ بزرگوار طباطبایی نقل می کنیم تا معلوم شود قرآن دو نزول داشته است
دفعی و تدریجی
«اِنزال »:آن مصدر باب اِفعال که نتیجه آن می شود که آیات از کتاب مبین اِنزال شد به صورت قرآن به زبان عربی که آمادۀ تعقل و تدبر شود
ولیکن در :
نحل/44/ص272:
بِالْبَيِّنَاتِ وَ الزُّبُرِ وَ أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَينِ‏َّ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيهِْمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ
و اين قرآن را بتو نازل كرديم تا براى مردم آنچه را به ايشان نازل شده بيان كنى شايد انديشه كنند
وقتی که قرآن برای مردم نازل می شود (مَا نُزِّلَ إِلَيهِْمْ)آورده می شود
که نُزِّلَ فعل ماضی مجهول از باب تفعیل و ازمصدر تنزیل می باشد
نمونه دیگر و خیلی گویا : دراسراء/106/ص 293
وَ قُرْءَانًا فَرَقْنَاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلىَ النَّاسِ عَلىَ‏ مُكْثٍ وَ نَزَّلْنَاهُ تَنزِيلًا
و قرآن را به تدريج فرستاديم تا آن را به تدريج براى مردم بخوانى و آن را نازل كرديم نازل كردنى كامل
باز نمونۀ سوم :
سورة الإنسان / 23/ ص 579 : اِنَّا نحَْنُ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْءَانَ تَنزِيلًا
(اى رسول!) محققا ما اين قرآن عظيم الشان را بر تو فرستاديم
( ص 362 سوره الفرقان/ 32 /ص362: وَ قَالَ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَوْ لَا نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْءَانُ جُمْلَةً وَاحِدَةً كَذَالِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤَادَكَ وَ رَتَّلْنَاهُ تَرْتِيلًا
و آنان كه كافر شدند گفتند: چرا قرآن يك جا بر او نازل نشد؟ چنين نازل شد تا قلب تو را به آن استوارى دهيم، و آن را به نظمى دقيق منظم كرديم
( لازم به یاد آوری است که در سوره النور/ 34/ص354 :وَ لَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكمُ‏ْ ءَايَاتٍ مُّبَيِّنَاتٍ وَ مَثَلًا مِّنَ الَّذِينَ خَلَوْاْ مِن قَبْلِكمُ‏ْ وَ مَوْعِظَةً لِّلْمُتَّقِينَ ما آيه‏هاى روشن با مثلى از سرگذشت نياكان شما و پندى براى پرهيزگاران به تو نازل كرديم دلیلی بر این دارد که این مطلب مطلق نیست)
خلاصه آنکه وقتی به سوی پیامبر (ص) قرآن نازل می شود با تعبیر اَنزَلَ از باب افعال و وقتی که مخاطب مردم (الناس)هستند با تعبیر نُزِّلَ از باب تفعیل که تدریج را شامل می شود آورده می شود
پرسش:اَنزَلَ و نُزِّلَ چه فرقی با هم دارند؟
پاسخ :قرآن دو نُزول داشته است :
*نزول دفعی که یکمرتبه آنچه که در کتاب مبین بود به قلب مبارک پیامبر(ص)نازل شد و این نزول پیش از نزول تدریجی قرآن است که در شب قدر (طبق سورۀ قدر) می باشد
ونظیرآن در :
دخان /2و3/ص496:
وَ الْكِتَابِ الْمُبِينِ
سوگند به كتاب روشنگر
إِنَّا أَنزَلْنَهُ فىِ لَيْلَةٍ مُّبَرَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنذِرِينَ
كه ما آن را در شبى مبارك نازل كرديم، چون از آغاز خلقت همواره سنت ما بر انذار خلق جريان داشته است
فِيهَا يُفْرَقُ كلُ‏ُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ
در آن شب مبارك هر امر در هم فرو رفته باز مى‏شود (4).
أَمْرًا مِّنْ عِندِنَا إِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ
البته هر امر بدان جهت كه نزد ما است، چون ما همواره فرستنده رسول بوده‏ايم (5).
رَحْمَةً مِّن رَّبِّكَ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ
و نازل كردن اين كتاب رحمتى بود از ناحيه پروردگارت، چون كه او شنوا و داناى به حاجت خلق است (6).
** دوم : نزول تدریجی که آیات قرآنی در طی بیست و سه سال به سوی پیامبر (ص) نازل و شامل همه احکام از اصول دین و فروع دین و اخلاق می باشد
آن وقت آن قرآنی که آیات آن حکایت از نزول دفعی می کند در باب ثلاثی مزید از باب اِفعال (اِنزال) و هرگاه اشاره به نزول تدریجی می کند از باب تفعیل (تنزیل )آورده می شود و پیش از این نمونه های آن در دو سورۀ یوسف و زخرف برای انزال و سورۀ نحل برای تنزیل آورده شد .
لازم به یادآوری است که در آیۀ 44 سورۀ نحل اَنزلنا الیکَ الذِّکر آمد که این ذکر به دلیل :
ص/1/ ص 453:
ص وَ الْقُرْءَانِ ذِى الذِّكْرِ
ص، سوگند به قرآن كه داراى تذكر است
مقصود قرآن است
ودیدیم که تعبیر اَنزَلنا به شخص رسول(ص) خداست
اَنزلنا الیکَ
نمونۀ دیگری از تعبیر اَنزَلنا در قرآن :
مائده /67/ص 119
يَأَيهَُّا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَ إِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا يهَْدِى الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ
اى فرستاده ما آنچه را از ناحيه پروردگار بتو نازل شده برسان و اگر نكنى (نرسانى) اصلا پيغام پروردگار را نرساندى و خدا تو را از (شر) مردم نگه مى‏دارد زيرا خدا كافران را هدايت نمى‏فرمايد (به مقاصدشان نمى‏رساند)
پرسش:آیا قرآنی که به قلب مبارک پیامبر(ص) نازل شد آیاتی بود که با تعبیر اِنزال آمده و یا آنکه آن آیاتی که با تعبیر تنزیل و یا هردو؟
پاسخ:طبق :
شعرا/192/193و194 و195/ص375:
وَ إِنَّهُ لَتَنزِيلُ رَبّ‏ِ الْعَالَمِينَ
اين قرآن كتابى است كه از ناحيه پروردگار جهانيان نازل شده
نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ
و آن را روح الامين نازل كرده
عَلىَ‏ قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنذِرِينَ
به قلب تو تا از بيم دهندگان باشى
بِلِسَانٍ عَرَبىِ‏ٍّ مُّبِينٍ
به زبان عربى واضح
تنزیل بوده است
آیاتی که به قلب مبارک او نازل شد
نزول تدریجی است برای ابلاغ به مردم
از سوئی دیگر در سوره البقره /185/ص 28 :
شهَْرُ رَمَضَانَ الَّذِى أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْءَانُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَ بَيِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى‏ وَ الْفُرْقَانِ…..
بیانگر آن است که تمام قرآن یک جا نازل شد
آیا این نزول دفعی بر قلب پیامبر بوده یا نه
در زمان حیات ظاهری او بوده یا قبل ( چون پیامبرص طبق روایت پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «کنتُ نبیّاً و آدمَ بین الماءِ و الطّین؛ من پیامبر بودم در آن وقتی که آدم (علیه السلام) بین آب و خاک بود (یعنی هنوز آفریده نشده بود)!
و در روایتی شریف است در کتاب فضایل و سیره معصومین (علیهم السلام)، عباس عزیزی، ص178
که امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) نیز فرمودند:
کنتُ ولیاً و آدمَ بین الماء و الطّین: من ولیّ خدا بودم در آن وقتی که آدم (علیه السلام) بین آب و خاک بود
و باز یک سوال دیگر : آیا پیامبر ص پیش از بعثت چگونه و بر اساس کدام روش دینی عمل می فرمود ؟
بنابر این این سوالاتی است که پاسخ آن ها به این راحتی نیست و خوانندگان عزیز تامل فرمایند تا در مباحث بعدی آن ها را به خواست خداوند روشن کنیم
و السلام

بازدیدها: 42

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو + 2 =