خانه / مقالات / قرآن / تدبر، تعقل ،تفکر / تدبر در قرآن شمارۀ 7

تدبر در قرآن شمارۀ 7

به نام خداوند مهربان
تدبر در قرآن شمارۀ 7:
در این برنامه پیرامون نتیجه گیری های تدبرشمارۀ 6 و ظالم بودن اهل تسنن به خاطر جعل ولایت کردن و در نتیجه مشمول لعنت خدا شدن و تحریف قرآن و …..
کسانی که تدبر شمارۀ (6) را مطالعه کردند به خوبی به این نتیجه رسیدند که آنانی که به شیعه تهمت شرک می زنند خود مشرکند چون حکمیت را نزد طاغوت بردند و مصداق طاغوت اولی و دومی بودند.
و دیگر اینکه زیر بار خلیفه هائی که خداوند قرار داد نرفتند و بعد از پیامبر ( ص) از ولایت علی( ع ) شانه خالی کردند
آنها هم مشرکند و هم در ضلال بعیدند و هم خاسرند و هم از هدایت بی بهره اند
در اینجا پیرامون این موضوع بحث می کنیم که آنهایی که حکمیت را نزد طاغوت می برند و به جز به آنچه که از نزد خدا نازل شده است حکم می کنند از دیدگاه قرآن ظالم به شمار می روند
مائده /45/ص115:وَ كَتَبْنَا عَلَيهِْمْ فِيهَا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَ الْعَينْ‏َ بِالْعَينْ‏ِ وَ الْأَنفَ بِالْأَنفِ وَ الْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَ السِّنَّ بِالسِّنّ‏ِ وَ الْجُرُوحَ قِصَاصٌ فَمَن تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ كَفَّارَةٌ لَّهُ وَ مَن لَّمْ يحَْكُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأُوْلَئكَ هُمُ الظَّالِمُونَ
و ما در تورات عليه يهوديان در باب قصاص حكم كرديم به اينكه جان قاتل در برابر قتلش و چشم جانى در برابر چشمى كه از ديگرى كور كرده و بينى جانى در برابر بينى ديگرى كه بريده شده، گرفته شود، و هر جراحتى كه جانى بر ديگران وارد آورده بر او وارد مى‏آورند، و قصاص مى‏گيرند- مگر آنكه آسيب ديده تصدق و احسان كند- پس اگر كسى تصدق كند و قصاص نگيرد، اين عمل نيكش كفاره گناهان او مى‏شود،- و باز تكرار مى‏كنم- كسى كه حكم نكند بدانچه خدا نازل كرده او و همفكرانش از ظالمانند
پرسش: ظلم چیست ؟ و ظالم کیست؟
پاسخ :روایت از امیر مؤمنان است که ظلم خارج شدن هر چیزی از آن وضعی هست که خداوند برایش قرار داده است
پرسش : عدالت چیست؟
پاسخ : طبیعی است که قرار دادن هر چیزی در جای خودش عدالت است و در بحث تدبر شمارۀ (6) دیدیم که حکم به آنچه که خدا نازل کرده است (بِمااَنزَلَ الله) عدالت است
و ما در این قسمت دربارۀ عدالت و عدل از دیدگاه قرآن در همان راستا از طریق دیگری بحث را دنبال می کنیم
خداوند برای هر چیزی اندازه ای قرار داده است که عمل به آن اندازه عدالت و سر باز زدن از آن ظلم است
طلاق / 3/ص 558:وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يحَْتَسِبُ وَ مَن يَتَوَكلَ‏ْ عَلىَ اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكلُ‏ِّ شىَ‏ْءٍ قَدْرًا
و از مسيرى كه خود او هم احتمالش را ندهد رزقش مى‏دهد و كسى كه بر خدا توكل كند خدا همه كاره‏اش مى‏شود كه خدا دستور خود را به انجام مى‏رساند و خدا براى هر چيزى اندازه‏اى قرار داده
در داستان لقمان(ع) و توصیۀ او به فرزندش
لقمان/13/ص412: وَ إِذْ قَالَ لُقْمَانُ لاِبْنِهِ وَ هُوَ يَعِظُهُ يَابُنىَ‏َّ لَا تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ
و آن دم كه لقمان به پسر خويش كه پندش مى‏داد گفت: اى پسرك من! به خدا شرك ميار، كه شرك، ستمى است بزرگ
حالا شرک ظلم عظیم است چون خروج شیء از جای خود است یعنی خداوند همه را آفرید برای توحید و کسانی که از این مسیر خارج می شوند دچار ظلم عظیم می شوند
مردمان سه دسته اند:
*گروهی ظالم اند
**گروه دیگر مقتصد
*** و گروه سوم سبقت گیرندۀ در خیرات
در فاطر/32/ص438:ثمُ‏َّ أَوْرَثْنَا الْكِتَابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنَا مِنْ عِبَادِنَا فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ وَ مِنهُْم مُّقْتَصِدٌ وَ مِنهُْمْ سَابِقُ بِالْخَيرَْاتِ بِإِذْنِ اللَّهِ ذَالِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ
آن گاه اين كتاب را به آن كسانى كه از بندگان خود كه انتخابشان كرده‏ايم به ميراث داديم، پس بعضى از ايشان ستمگر خويشند و بعضى معتدلند، و بعضى از ايشان به اذن خدا به سوى نعمت‏ها مى‏شتابند و كرم بزرگ اين است
و جملۀ ظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ شامل شرک و هر گونه خروج شیء از محل خود می شود
آنوقت شرک بالله را در روایت از اهل بیت آمده است شرک در ولایت خداوند است و این بدان معناست که کسی را که خداوند ولی قرار نداده است آن را برای خویش ولی قرار بدهیم که در این حال شامل این آیه از قرآن می شویم :
بقره /229/ص 36:
… وَ مَن يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَأُوْلَئكَ هُمُ الظَّالِمُونَ
… و كسانى كه از حدود خدا تجاوز كنند، ستمكارانند
حالا که ثابت شد ظالمان کیانند به سراغ
بقره/270/ص46:…وَ مَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنصَارٍ
… و ستمگران ياورانى ندارند

ونصرت به دلیل مِن وَلىِ‏ٍّ وَ لَا نَصِيرٍ همان ولایت است
بقره /107/ص17:
…وَ مَا لَكُم مِّن دُونِ اللَّهِ مِن وَلىِ‏ٍّ وَ لَا نَصِيرٍ
… و شما بغير از خدا هيچ سرپرست و ياورى نداريد
یعنی هرکس نصیر ندارد ولی هم ندارد و این موضوع در انفال/40/ص181: وَ إِن تَوَلَّوْاْ فَاعْلَمُواْ أَنَّ اللَّهَ مَوْلَئكُمْ نِعْمَ الْمَوْلىَ‏ وَ نِعْمَ النَّصِيرُ
و اگر اعراض كردند پس بدانيد كه خدا ياور شما است و چه مولاى و چه ياور خوبى است
و در قرآن آیات در این باره زیاد است که ولی را بانصیر آورده است
و در قر آن همۀ موارد خروج از موضع عدالت آمده است درنحل/89/ص277:وَ يَوْمَ نَبْعَثُ فىِ كلُ‏ِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا عَلَيْهِم مِّنْ أَنفُسِهِمْ وَ جِئْنَا بِكَ شهَِيدًا عَلىَ‏ هَؤُلَاءِ وَ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَنًا لِّكلُ‏ِّ شىَ‏ْءٍ وَ هُدًى وَ رَحْمَةً وَ بُشْرَى‏ لِلْمُسْلِمِينَ
روزى باشد كه از هر امتى گواهى بر ضد خودشان برانگيزيم و ترا بر ضد اينان گواه آريم، اين كتابى كه بر تو نازل كرده‏ايم توضيح همه چيز و هدايت و رحمت و بشارت مسلمانان است
ازجمله کارهایی که ظالمان کردند از جانب خود خلیفه هایی قرار دادند غیراز آن خلیفه هایی که خدا قرار داده است و در تدبر شمارۀ (6) بحث آن گذشت پس اهل تسنن که اولی و دومی و سومی را از جانب خود به خلافت الهی منصوب کردند همگی از دیدگاه قرآن ظالم به حساب می آیند و خداوند آنها را نصرت نمی دهد
و علاوه بر آن مشمول لعنت خداوند می شود :
هود/18/ص223:وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْترََى‏ عَلىَ اللَّهِ كَذِبًا أُوْلَئكَ يُعْرَضُونَ عَلىَ‏ رَبِّهِمْ وَ يَقُولُ الْأَشْهَدُ هَؤُلَاءِ الَّذِينَ كَذَبُواْ عَلىَ‏ رَبِّهِمْ أَلَا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلىَ الظَّالِمِينَ
و كيست ستمكارتر از آن كس كه دروغ را به خدا افتراء مى‏بندد، اينگونه افراد بر پروردگارشان عرضه مى‏شوند و گواهان خواهند گفت: خدايا اينها بودند كسانى كه بر پروردگار خود دروغ بستند، آگاه باشيد كه لعنت خدا بر ستمكاران است
پس لعن به آن ها توسط خود حضرت حق تعالی شده است
اینان دروغگو هم هستند طبق آیۀ فوق چون به خداوند فریه و دروغ بستند و گفتند پیامبر(ص) جانشین تعیین نکرده است و دروغگو را نیز خداوند لعنت کرده است
آل عمران/61/ص 57:فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَ أَبْنَاءَكمُ‏ْ وَ نِسَاءَنَا وَ نِسَاءَكُمْ وَ أَنفُسَنَا وَ أَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتهَِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَتَ اللَّهِ عَلىَ الْكَذِبِينَ
پس هر كس با تو در باره بندگى و رسالت عيسى ع مجادله كرد بعد از علمى كه از مطلب يافتى، به ايشان بگو بيائيد ما فرزندان خود، و شما فرزندان خود را، ما زنان خود و شما زنان خود را، ما نفس خود، و شما نفس خود را بخوانيم و سپس مباهله كنيم و دورى از رحمت خدا را براى دروغگويان كه يا مائيم، يا شما، درخواست كنيم
و باز اینها به دلیل آنکه زیر بار ولایت امیرمؤمنان نرفتند کافرند و در پایان آیۀ 67 سورۀ مائده آن ها را کافر خطاب می کند و خداوند کافران را هم لعن می کند
بقره/89/ص14:وَ لَمَّا جَاءَهُمْ كِتَابٌ مِّنْ عِندِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِّمَا مَعَهُمْ وَ كاَنُواْ مِن قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلىَ الَّذِينَ كَفَرُواْ فَلَمَّا جَاءَهُم مَّا عَرَفُواْ كَفَرُواْ بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلىَ الْكَفِرِينَ
و چون كتابى از نزد خدا بيامدشان، كتابى كه كتاب آسمانيشان را تصديق ميكرد، و قبلا هم عليه كفار آرزوى آمدنش مى‏كردند تكذيبش كردند آرى بعد از آمدن كتابى كه آن را مى‏شناختند بدان كفر ورزيدند پس لعنت خدا بر كافران
آل عمران /86/ص 61:كَيْفَ يَهْدِى اللَّهُ قَوْمًا كَفَرُواْ بَعْدَ إِيمَانهِِمْ وَ شَهِدُواْ أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَ جَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَ اللَّهُ لَا يَهْدِى الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ
چگونه خداى تعالى قومى را كه بعد از ايمان آوردن و شهادت دادنشان به اينكه رسول حق است و بعد از ديدن معجزات و آيات روشن، كافر شدند. هدايت مى‏كند؟. نه، خداى تعالى مردم ستمگر را هدايت نمى‏كند
پیامبر(ص) فرموند: یا علی مَن اَنکَرَ وِلایَتَکَ فَقَد اَنکَرَ نُبُوَتی (کسی که ولایت تو را انکار کند نبوت مرا انکار کرده است )
پس از این آیه نتیجه می گیریم که خداوند منکران ولایت را هدایت نمی کند
و کافران از دیدگاه قرآن ظالمانند
در بقره /254/ص42:يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ أَنفِقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتىِ‏َ يَوْمٌ لَّا بَيْعٌ فِيهِ وَ لَا خُلَّةٌ وَ لَا شَفَاعَةٌ وَ الْكَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ
شما كه ايمان داريد پيش از آنكه روزى بيايد كه در آن معامله و دوستى و شفاعت نباشد از آنچه روزيتان كرده انفاق كنيد و كافران خود، ستمگرانند.
اهل تسنن هم ظالمند هم کافرند هم کاذب
پرسش:تکلیف آنان در قیامت چه می شود؟
پاسخ : فرقان /27و28و29و30/ص 362:وَ يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلىَ‏ يَدَيْهِ يَقُولُ يَلَيْتَنىِ اتخََّذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلًا
روزى كه ستمگر دستهاى خويش بگزد و گويد: اى كاش طريقه پيغمبر را پيش گرفته بودم
يَاوَيْلَتىَ‏ لَيْتَنىِ لَمْ أَتخَِّذْ فُلَانًا خَلِيلًا
واى بر من، كاش فلانى را به دوستى نگرفته بودم
فلانی کیست؟ و چه بلایی به سر او آورده است ؟
لَّقَدْ أَضَلَّنىِ عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جَاءَنىِ وَ كَانَ الشَّيْطَنُ لِلْانسَنِ خَذُولًا
او مرا از قرآن گمراه كرد و شيطان مايه خذلان آدمى است
که در اینجا فلاناً دومی هست و ذکر امیر المؤمنین (ع) هستند و شیطان نیز دومی هست
وَ قَالَ الرَّسُولُ يَارَبّ‏ِ إِنَّ قَوْمِى اتخََّذُواْ هَاذَا الْقُرْءَانَ مَهْجُورًا
پيغمبر گويد: پروردگارا قوم من اين قرآن را هذيان و بيهوده پنداشتند
امیرالمؤنین (ع) فرمودند: اَنا القرآنُ الَّذی هَجَر (در اینجا قرآن من هستم که مهجور شده ام )
این مطالب از روایات برهان ذیل همین آیات آمده است برای مطالعۀ بیشتر به روایات برهان مراجعه شود
در زیارت ناحیۀ مقدسه امام زمان (عج) می فرمایند: در کربلا قرآن مهجور شد
ادامۀ بحث در تدبر شمارۀ 8 خواهد آمد
پایان بخش هفتم

بازدیدها: 49

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نه − یک =