خانه / اخبار / تدبر در قرآن شمارۀ 9

تدبر در قرآن شمارۀ 9

تدبر شمارۀ9:
بحث تحریف در قرآن
از قدیم در بین مفسران در خصوص تحریف در قرآن اختلاف بوده است ، گروهی نظر به تحریف داشته اند و گروهی مانند مرحوم شیخ صدوق ، شیخ طوسی، شیخ مفید ، سید مرتضی و دیگران مخالف تحریف بوده اند و آیه الله جوادی آملی نیز قائل به نزاهت قرآن از هر گونه تحریف می باشند
مراد از تحريف در اين بحث تحريف معنوى، كه در
قرآن كريم با تعبير …. يحرفون الكلم عن مواضعه…«نساء/46»
و در حديث با تعبير اقاموا حروفه و حرفوا حدوده از آن ياد شده، نيست ؛ بلكه منظور تحريف لفظى و تصرف در الفاظ قرآن كريم است.
تحريف معنوى به حجيت ظواهر قرآن آسيبى نمى رساند؛ زيرا اصل قرآن با همه خصوصيات خود محفوظ است و مى توان استنباط روشمند از آن داشت
و این همه در طول تاریخ اسلام تحریف معنوی بوده و خواهد بود و نتوانسته اند قرآن را از حجیت بیندازند
اما تحريف لفظى مايه سقوط آن از حجيت است. تحريف لفظى بر دو قسم است: يكى تحريف به زياده و ديگرى تحريف به نقيصه.
تحريف به زياده به معناى افزودن چيزى بر قرآن است که در ميان مسلمانان هيچ قائلى ندارد
و اما تحريف به نقيصه، يعنى كاستن از آيات قرآن، تنها برخى از اخباريان بدان معتقد بودند
براي اثبات تحريف نشدن و ردّ نسبت تحريف به شيعه، كتاب‌هاي علماي معاصر جامع و قانع كننده مي‌باشد، از جمله:صيانه القرآن من التحريف (آيت الله معرفت)؛ البيان، بخش تحريف، (آيت الله خويي)؛
؛ قرآن هرگز تحريف نشده (آيت الله حسن زاده آملي)؛ افسانه تحريف قرآن (رسول جعفريان)؛ سلامة القرآن من التحريف (فتح الله محمدي نجارزادگان)؛ البرهان في سلامة القرآن من الزيادة و النقصان (شيخ سعودي ياسين)
نزاهت قرآن از تحريف (آيت الله جوادي آملي)
چکيده : اين اثر، ترجمه کتاب نزاهت قرآن از تحريف تأليف آيت ‌الله جوادي آملي است، که با ذکر ادلّه قرآني، روايي، عقل و اجماع، مصونيت قرآن از تحريف را ثابت کرده
و دليل هاي قائلين شيعه به تحريف را مردود و دامان تشيع از چُنين عقيده اي را منزّه مي سازد.
نوشتار حاضر در چهار فصل تنظيم گرديده است. فصل اوّل به تبيين معناي لغوي و اصطلاحي تحريف و اقوال و آراي اهل لغت و مفسّران قرآن در اين زمينه اختصاص دارد. نويسنده به ضرورت بحث از تحريف قرآن و اثبات مصونيت آن از لِحاظ اعتقادي پرداخته، قول به تحريف را مستلزم حجّيت نداشتن اين منبع بزرگ ديني برمي شمارد.
در فصل دوم نگارنده با بيان دليل هاي عقلي و نَقلي خود مبني بر عدم تحريف، با استناد به احاديث مهمّي مانندِ حديث ثقلين که شيعه و سُنّي بر اعتبار آن اعتراف دارند و گفتار عالمان بزرگ شيعه همچون: شيخ مفيد، سيدمرتضي و شيخ طوسي مبتني بر مصونيت قرآن کريم از تحريف را به عنوان مدرکي بر ضدّ قائلان به انتساب تحريف به شيعيان نَقل کرده است.
در فصل سوم مؤلّف کتاب مذکور شواهدي متعدّد مبني بر مصونيت قرآن بيان کرده، اهتمام خاصّ پيامبر اسلام به کتاب خدا و جمع‌آوري آن، کتابت صريح آيات توسّط کاتبان متعدّد زير نظر پيامبر اسلام(ص) ، تأکيد رسول اکرم بر حفظ و ضبط آن، تشويق و ترغيب مسلمانان به اين مهم و تبديل قرآن به صورت کتابي کامل در زمان حيات نبي اکرم را از جمله شواهد تاريخي، مبني بر تحريف نشدن قرآن برمي شمارد.
در فصل چهارم نگارنده به شبهه هاي متعدّد مدّعيان تحريف قرآن پاسخ گفته و در اين زمينه از روايات بسيار و استدلال‌هاي عقلي فراواني استفاده کرده است.
وي در پايان نتيجه مي گيرد: در قرآني که امروزه در دسترس ماست، هيچ تحريفي واقع نشده است.
دلایل ردِّ تحریف :
محققان دلایل زیادی برای ردِّ تحریف در کتابها آورده اند که تمام این دلایل حول محور حجیت ظاهری قرآن دور می زند
و ما در اینجا به ده دلیل عقلی و نقلی بسنده می کنیم :
یکم : روایاتی داریم که پیامبر ص فرموده اند در نمازها از قرآن سوره کامل بخوانید و این با عقیده آنانی که قائل به کسر شدن بعضی از آیات هستند سازگار نیست
دوم : حدیث قرطاس : پیامبر ص در لحظات آخر حیات خویش فرمودند برای من کاغذ و قلم بیاورید تا چیزی برایتان بنویسم که هرگز گمراه نشوید که با مخالفت و بی احترامی و بی ادبی دومی روبرو شدند و شرح مفصل آن در کتابهای اهل سنت و به خصوص صحیح بخاری و صحیح مسلم و در المعجم الکبیر و مسند احمدحنبل آمده است
جمله معروف حسبنا کتاب الله از دومی در همین جا بوده
حالا اگر قرآن تحریف شده و نام مبارک علی(ع) در قرآن آمده بوده و بعد حذف شده , حدیث قرطاس لازم بوده وگرنه نیاز نبوده و کار پیامبر می رساند که تحریف نشده که پیامبر خواستند نام ایشان را بنویسند
نتیجه آن که این فرمان پیامبر (ص) پاسخ آنانی است که می گویند نام مبارک مولا در قرآن بوده ولی بعد تحریف شده است
اگر نام مولا در قرآن بود دیگر لزومی نداشت که آن حضرت بفرمایند : برای من کاغذ و قلم بیاورید
و یا در حدیث ثقلین که مورد اتفاق فریقین است فرمودند : انى تارك فيكم ثقلين، ما ان تمسكتم بهما لن تضلوا بعدى… و هو كتاب الله… و عترتى اءهل بيتى لن يفترقا …….من دوچیز نزد شما به ودیعه می گذارم کتاب خدا و عترت ……
وقتی نام مبارک امیرالمومنین در قرآن باشد دیگر برای اثبات ولایت کاری با عترت نداریم
سوم : از قول مرحوم امام در کتاب انوارالهدایه که حاشیه بر کتاب آخوند خراسانی است آمده است که چرا امامان ما در هیچ روایتی استناد به آیه ای دیگر از قرآن نکرده اند که در قرآن فعلی نباشد و حذف شده باشد
چهارم : در قرآن وعده های خداوند بسیار است پس اگر تحریف شده باشد بعضی از این وعده ها در قرآن نیست و انکار آن خلافی است آشکار
پنجم : الحجر/ 9/ص262 : إِنَّا نحَْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لحََافِظُونَ اين ماييم كه اين ذكر (قرآن) را نازل كرده‏ايم و ما آن را بطور قطع حفظ خواهيم كرد
پس قائلان به تحریف منکر حافظیت قرآنند
ششم : قائلان به تحریف منکر قدرت خدایند که نتوانسته قرآنش را حفظ کند
هفتم : اگر از قرآن یک حرف کم بشود دیگر تدبر در آن امکان ندارد و این دستور امری عبث و بیهوده می شود و حال آن که قرآن دستور به تدبر می دهد
هشتم: قرآن به عنوان یک سند قطعی می تواند معیار سنجش حق و باطل قرار بگیرد واگر از آن چیزی حذف شود دیگر نمی توان به آن معیار گفت
فصلت /41/ص 481: إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِالذِّكْرِ لَمَّا جَاءَهُمْ وَ إِنَّهُ لَكِتَابٌ عَزِيزٌ
كسانى كه به قرآن كفر ورزيدند يعنى مشركين عرب كه قرآن به زبان آنان نازل شده در آتشند براى اينكه به كتابى ناياب كفر ورزيدند
فصلت /42/ص 481: لَّا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِن بَينْ‏ِ يَدَيْهِ وَ لَا مِنْ خَلْفِهِ تَنزِيلٌ مِّنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ
كتابى كه نه در عصر نزولش باطلى در آن رخنه مى‏كند و نه تا قيامت كتابى كه از ناحيه خداى حكيم حميد نازل شده
نهم :مسئله تطبیق دادن احادیث با قرآن که هر چه با آن موافق باشد صادق است و هر چه مخالف آن است، ناراست و نادرست است. و در پاسخ محدث نوری که می‌گوید این حدیث در زمان حیات پیامبر (صلی الله علیه و آله) صادر شده و تحریف پس از وفات ایشان رخ داده، می‌گوید این حدیث قاعده‌ای است که اعتبار آن همیشگی است، و اصولاً چهارده معصوم آن را گفته‌اند، و اتفاقاً از بیم ورود تحریفات، چنین حدیثی را فرموده‌اند
قول محدث نوری و قبل از او سید نعمت الله جزایری که به جای کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّهٍ أُخْرِجَتْ لِلْنَّاسِ می‌گفته‌اند در اصل کنتم خیر ائمه بوده است، یا «أُمَّهً وَسَطاً» در اصل به صورت «ائمه وسطاً» بوده و نظایر این ادعاها باطل است
شواهدی برای ابطال شبهۀ بالا:
یک : پيامبر اكرم (صل الله علیه و اله و سلم) در خطابه خود در مني فرمود: اي مردم هر حديثي كه از من به شما برسد و با كتاب الهي هم خوان باشد آن حديث گفتار من است در غير اين صورت آن حديث هيچ گونه ارتباطي به من نخواهد داشت.
دو: امام صادق (علیه السلام) مي‌فرمايد: هر گاه گفتاري از ما به شما برسد كه با كتاب الهي ناسازگار باشد محكوم به بطلان است.فقيهان از مجموعه‌ي اين روايات، برداشت كلي خود را با اين جمله عنوان كرده‌اند: هر حديثي كه با كتاب الهي ناسازگار باشد آن را بر ديوار بزنيد. بديهي است اگر قرآن با نفوذ تحريف در آن، اعتبار خود را از دست بدهد، نمي‌توان معيار اعتبار روايات قرار بگيرد. (جعفر انواري، انگاره تحريف قرآن، انتشارات امام خميني، ص161
سه:در روایت است :اِذا اَعرضَ عَلَیکُمُ الفِتَن کَقِطَعِ اللَّیلِ المُظلِم فَعَلیکُم بِالقُرآن (هنگامی که فتنه ها به سوی شما آمد بر شما باد به رفتن به سوی قرآن )
دهم : این همه آیاتی که آمده است که قرآن فصحای عرب را به مبارزه می طلبد که مثل قرآن و یا ده سوره و یا یک سوره از آن را بیاورند حالا مثل کدام قرآن و سوره ها و آیات را بیاورند ؟ قرآن محرف یا غیر محرف ؟ و باز سستی این نظر بیش از پیش روشن می شود
نتیجه : نظریه تحریف قابل قبول نیست
********
*بحث تحدّی (مبارز طلبیدن ) قرآن:
در قرآن آیاتی هست که خداوند همه گان را به مبارزه و تحدّی می طلبد
ازجمله : زمر/23/ص461:اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الحَْدِيثِ كِتَابًا مُّتَشَابِهًا مَّثَانىِ‏َ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يخَْشَوْنَ رَبهَُّمْ ثمُ‏َّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلىَ‏ ذِكْرِ اللَّهِ ذَالِكَ هُدَى اللَّهِ يهَْدِى بِهِ مَن يَشَاءُ وَ مَن يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ
خدا بهترين سخن را نازل كرده كتابى كه ابعاضش بهم مربوط و به يكديگر منعطف است آنهايى كه از پروردگارشان خشيت دارند از شنيدنش پوست بدنشان جمع مى‏شود و در عين حال پوست و دلشان متمايل به ياد خدا مى‏گردد اين هدايت خداست كه هر كه را بخواهد با آن هدايت مى‏كند و كسى كه خدا گمراهش كند ديگر راهنمايى نخواهد داشت
بقره /23و24/ص4 :وَ إِن كُنتُمْ فىِ رَيْبٍ مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلىَ‏ عَبْدِنَا فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّن مِّثْلِهِ وَ ادْعُواْ شُهَدَاءَكُم مِّن دُونِ اللَّهِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ
و اگر از آنچه ما بر بنده خويش نازل كرده‏ايم بشك اندريد سوره‏اى مانند آن بياريد و اگر راست مى‏گوئيد غير خدا ياران خويش را بخوانيد
فَإِن لَّمْ تَفْعَلُواْ وَ لَن تَفْعَلُواْ فَاتَّقُواْ النَّارَ الَّتىِ وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الحِْجَارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ
و اگر نكرديد و هرگز نخواهيد كرد پس از آتشى كه هيزمش مردم و سنگ است و براى كافران مهيا شده بترسيد
اسراء/88/ص291:
قُل لَّئنِ‏ِ اجْتَمَعَتِ الْانسُ وَ الْجِنُّ عَلىَ أَن يَأْتُواْ بِمِثْلِ هَاذَا الْقُرْءَانِ لَا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كاَنَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيرًا
بگو اى پيغمبر اگر جن و انس متفق شوند كه مانند اين قرآن كتابى بياورند هرگز نتوانند هر چند همه پشتيبان يكديگر باشند
یونس/37/ص213:
وَ مَا كاَنَ هَاذَا الْقُرْءَانُ أَن يُفْترََى‏ مِن دُونِ اللَّهِ وَ لَاكِن تَصْدِيقَ الَّذِى بَينْ‏َ يَدَيْهِ وَ تَفْصِيلَ الْكِتَابِ لَا رَيْبَ فِيهِ مِن رَّبّ‏ِ الْعَالَمِينَ
وضع اين قرآن وضعى نيست كه بتوان آن را به غير خدا نسبت داد، هرگز، كه اين قرآن مصدق كتب آسمانى قبل از خود و جدا سازنده مطالب فشرده كتب آسمانى است، هيچ ترديدى نيست كه از ناحيه خداى رب العالمين است
هود/13/ص223:
أَمْ يَقُولُونَ افْترََئهُ قُلْ فَأْتُواْ بِعَشْرِ سُوَرٍ مِّثْلِهِ مُفْترََيَاتٍ وَ ادْعُواْ مَنِ اسْتَطَعْتُم مِّن دُونِ اللَّهِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ
بلكه آنها مى‏گويند: قرآن را به دروغ به خدا بسته‏اى. اگر چنين مى‏گويند، بگو: شما اگر راست مى‏گوئيد به كمك هر كسى كه مى‏توانيد ده سوره مثل قرآن را بسازيد، و به خدا افتراء و نسبت دهيد
**********
یک پرسش :آیا زبان عرب مبین قرآن است یا بالعکس پاسخ : همانطور که در مباحث قبلی گفته شد این قرآن است که زبان عرب را توجیه می کند چون از جانب خداوند است
در شعرا / 192-195/ص 375 :
وَ إِنَّهُ لَتَنزِيلُ رَبّ‏ِ الْعَالَمِينَ
اين قرآن كتابى است كه از ناحيه پروردگار جهانيان نازل شده

نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ
و آن را روح الامين نازل كرده
عَلىَ‏ قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنذِرِينَ
به قلب تو تا از بيم دهندگان باشى
بِلِسَانٍ عَرَبىِ‏ٍّ مُّبِينٍ
به زبان عربى واضح
در الكافي 2: 462/ 20: محمد بن يعقوب: عن علي بن محمد، عن صالح بن أبي حماد، عن الحجال، عمن ذكره، عن ابی جعفر(عليه السلام)، قال: سألته عن قول الله عز و جل: بِلِسانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ قال: «يبين الألسن، و لا تبينه الألسن».
از امام پنجم امام محمد باقر(ع) روایت شده است که حضرت فرمودند در بیان آیۀ بِلِسانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ که قرآن زبان ها را تبیین می کند و هیچ زبانی قرآن را تبیین نمی کند

بازدیدها: 47

همچنین ببینید

بحث عاقل جاهل از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عاقل جاهل در عالم هستی دو جریان در طول تاریخ همیشه روبروی هم قرار داشته ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک + شانزده =