خانه / مقالات / اشعار / غزل «غدیرخم» از دیوان عترت خورشید سرودۀ استاد محمد قدسی

غزل «غدیرخم» از دیوان عترت خورشید سرودۀ استاد محمد قدسی

*غدير خم*

 

مست است از شراب تَوَلا غدير خم

تن شسته در طراوت طوبا غدير خم

 

كاشانة فراز و فرود فرشته­هاست

دارد صفاي گلشن طاها غدير خم

 

تنها نه كعبه ، منزلت از بوتراب(ع)يافت

از او گرفته رتبة والا غدير خم

 

با آنكه در حريم حجاز است، از شرف

سوده است سر به عرش مُعلّا غدير خم

 

مُهر سكوت اگر چه به لب باشدش ولي

دارد به سينه آتش غوغا غدير خم

 

از مهر ، خانه كرده به دل­هاي شيعيان

خوش آرميده گرچه به صحرا غدير خم

 

رنگين­گل خلافت مولا شكفته گشت

در دامن بهار شكوفا غدير خم

 

در حجه­الوداع ، ز اكمال دين حق

لبريز شد ز گوهر معنا غدير خم

 

حجاج كعبه را همه با امر كردگار

داد آن­زمان به سينة خود جا غدير خم

 

چون مصطفي (ص) خطابة مَن­كُنتُ مي­سرود

مي­كرد ضبط با همه اعضا غدير خم

 

گلنغمة مُفَرَّحِ اَكمَلتُ دينَكم

پيچيد در هواي فرح­زا غدير خم

 

از هر كرانه نغمة تبريك جان گرفت

يك­صوت و يك­صدا همگي با غدير خم

 

با آن­همه شكوه و شرافت ، به روزگار

مهجور مانده است دريغا غدير خم

 

با آنكه از عناد گروهي هواپرست

مستور شد به پردة حاشا غدير خم

 

 

در هر زمان رسالت سنگين خويش را

پيغمبرانه ساخته ايفا غدير خم

 

تا بر امام عصر(عج) دهد شرح سرگذشت

بوده است و هست ثابت و برجا غدير خم

 

هر سال تازه­تر شود اين رويداد ناب

در ذهن سبز اهل وَلا با غدير خم

 

(قدسي)! چراغ نام علي(ع) را به روزگار

روشن نگه نداشته الا غدير خم

 

بازدیدها: 34

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو × چهار =