خانه / مقالات / قرآن / تدبر، تعقل ،تفکر / تدبر در قرآن شمارۀ 13

تدبر در قرآن شمارۀ 13

*تدبردر قرآن شمارۀ 13:

در این بحث نکته های مختلف عنوان می گردد

سوال : در تدبر شمارۀ 5  بحث انزال و تنزیل گذشت

انزال به قلب پیامبر و تنزیل برای مردم

پس چرا در سوره نور آیه 34انزال با ضمیر الیکم است ؟

نور/34/ص354:وَ لَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكمُ‏ْ ءَايَاتٍ مُّبَيِّنَاتٍ وَ مَثَلًا مِّنَ الَّذِينَ خَلَوْاْ مِن قَبْلِكمُ‏ْ وَ مَوْعِظَةً لِّلْمُتَّقِينَ

ما آيه‏هاى روشن با مثلى از سرگذشت نياكان شما و پندى براى پرهيزگاران به تو نازل كرديم

پاسخ : این انزال الیکم مقصود اولیاء هستند و نه قرآن

 اعراف/3/ص151:اتَّبِعُواْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكمُ‏ْ وَ لَا تَتَّبِعُواْ مِن دُونِهِ أَوْلِيَاءَ  قَلِيلًا مَّا تَذَكَّرُونَ

چيزى كه از پروردگارتان به شما نازل شده پيروى كنيد و پيرو غير او نباشيد و جز خدا را به دوستى مگيريد، اما اندك مردمى بدين پند متذكر مى‏گردند

اسراء/105 و 106/ص293:

وَ بِالحَْقّ‏ِ أَنزَلْنَاهُ وَ بِالحَْقّ‏ِ نَزَلَ  وَ مَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا مُبَشِّرًا وَ نَذِيرًا

قرآن را به حق نازل كرديم، و به حق نازل شده است و تو را جز نويدبخش و بيم‏رسان نفرستاده‏ايم

وَ قُرْءَانًا فَرَقْنَاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلىَ النَّاسِ عَلىَ‏ مُكْثٍ وَ نَزَّلْنَاهُ تَنزِيلًا

و قرآن را به تدريج فرستاديم تا آن را به تدريج براى مردم بخوانى و آن را نازل كرديم نازل كردنى كامل

قرآن برای مردم است و وجود پیامبر (ص) و ائمه منزه هستند از احتیاج به قرآن

********

پرسش:مگر طبق آیۀ (95) (ص123) (سورة المائدة)

…..  عَفَا اللَّهُ عَمَّا سَلَفَ  وَ مَنْ عَادَ فَيَنتَقِمُ اللَّهُ مِنْهُ  وَ اللَّهُ عَزِيزٌ ذُو انتِقَامٍ

… خداوند گناهان گذشته را عفو كرده است، و اگر كسى دو باره چنين معصيتى كند پس خدا از او انتقام مى‏گيرد و خداوند عزيز و انتقام‏گير است

خداوند همه گناهان گذشته را عفو نکرده است پس دومی هم مشمول این آیه می شود

در پاسخ می گوییم  :

پرسش: آیا دومی و اولی پس از ایمان  به خدا ، به حضرت زهرا(س)آزار رساندند یا نه؟

اگر بگویند نه ، می گوییم در صحیح بخاری

 

وکسی که آزار به حضرت زهرا (س) برساند طبق روایت: فاطمة بضعة مني فمن آذاها فقد آذاني،و من آذاني فقد آذى الله،

فاطمه پاره تن من است پس هر كس او را اذيت كند مرا اذيت كرده و هر كس مرا اذيت كند، خدا را اذيت كرده است‏

(مناقب ابن شهر آشوب،ج 3،ص 332 با اندكى تفاوت در عبارت،بحار الانوار،ج 43،ص 80، صحيح مسلم،ج 16،ص 2،مستدرك حاكم،ج 3،ص 173،حلية الاولياء،ج 2،ص 40)

منابع اهل سنت:

الف: ابراهیم بن سیار نظام معتزلى (160-231) که به خاطر زیبایى کلامش در نظم و نثر به نظّام معروف شده است، در کتاب هاى متعددى، واقعه بعد از حضور در خانه فاطمه (س) را نقل مى کند. او مى گوید: عمر در روز اخذ بیعت براى ابى بکر، بر شکم فاطمه زد، او فرزندى که در رحم داشت و نام او را محسن نهاده بودند، سقط کرد

( الوافی بالوفیات: 6/17، شماره 2444; ملل و نحل شهرستانى: 1/57، چاپ دار المعرفة، بیروت. و در ترجمه نظام به کتاب «بحوث فی الملل و النحل»: 3/248-255 مراجعه شود. « انّ عمر ضرب بطن فاطمة یوم البیعة حتى ألقت المحسن من بطنها )

 

ب- احمد بن محمّد» معروف به «ابن ابى دارم»، محدث کوفى (متوفاى سال 357)، کسى است که محمّد بن أحمد بن حماد کوفى درباره او مى گوید: «کان مستقیم الأمر، عامة دهره»: او در سراسر عمر خود پوینده راه راست بود.

او نقل مى کند که در محضر او این خبر خوانده شد: عمر لگدى بر فاطمه زد و او فرزندى که در رحم به نام محسن داشت سقط کرد

(میزان الاعتدال: 3/459. انّ عمر رفس فاطمة حتى أسقطت بمحس)

ث-  ابن سعد در طبقات و بلاذری در انساب الاشراف آورده است: فرزندانی که مادرشان حضرت فاطمه (س) دختر رسول خدا (ص) است که شامل امام حسن (ع) و امام حسین (ع) و محسن و زینب کبرا و ام کلثوم کبرا است. محسن در جریان حمله به خانه حضرت زهرا (س) سقط شد.

ابن اثیر می گوید: محسن در کودکی وفات یافته است

بر پیامبر آزار رسانده است

و طبق توبه /61/ص196: وَ مِنهُْمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبىِ‏َّ وَ يَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ  قُلْ أُذُنُ خَيرٍْ لَّكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ رَحْمَةٌ لِّلَّذِينَ ءَامَنُواْ مِنكمُ‏ْ  وَ الَّذِينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لهَُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ

برخى از آنان كسانى هستند كه پيغمبر را آزار كنند و گويند او دهن بين است، بگو براى شما دهن بين خوبى است به خدا ايمان دارد و مؤمنان را تصديق مى‏كند، و براى با ايمانان شما رحمتى است و كسانى كه پيغمبر را اذيت كنند عذابى دردناك دارند

 و طبق احزاب 57 و 58 /ص426:

إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنهَُمُ اللَّهُ فىِ الدُّنْيَا وَ الاَْخِرَةِ وَ أَعَدَّ لهَُمْ عَذَابًا مُّهِينًا

خدا آن كسانى را كه او و پيامبرش را اذيت مى‏كنند، در دنيا و آخرت لعنت كرده، و عذابى خوار كننده براى ايشان مهيا نموده

وَ الَّذِينَ يُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَتِ بِغَيرِْ مَا اكْتَسَبُواْ فَقَدِ احْتَمَلُواْ بُهْتَنًا وَ إِثْمًا مُّبِينًا

و كسانى كه مؤمنين و زنان مؤمن را بدون جرم اذيت مى‏كنند، مرتكب بهتان و گناهى بزرگ مى‏شوند

نتیجه:اینان مشمول لعنت و عذاب الیم هستند و کافرند 104 بقره

بقره/104/ص16:….  وَ لِلْكَفِرِينَ عَذَابٌ أَلِيمٌ

…. و كافران را عذابى اليم است

*****

پرسش :نزول دفعی قرآن در چه زمانی بوده است؟

پاسخ: نزول دفعی با آیۀ اول سورۀ علق /1/ص597:

اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِى خَلَقَ/بخوان به نام پروردگارت كه جهان را آفريد

در 27 رجب بعثت شروع و در 23ماه رمضان بعد از بعثت بقیه قرآن بر قلب مبارک پیامبر(ص) نازل شد

«مطالب بالاازمحمدباقرحجتی کرمانی (تاریخ قرآن) »

و سنت خداوند است که تمام کتب آسمانی را در ماه رمضان نازل کرده است

و شاهد دیگر آنکه : در سورۀ نحل و زمر فرموده است که قرآن برای مردم است

زمر/41/ص463:إِنَّا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ لِلنَّاسِ بِالْحَقّ‏ِ  فَمَنِ اهْتَدَى‏ فَلِنَفْسِهِ  وَ مَن ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا  وَ مَا أَنتَ عَلَيهِْم بِوَكِيلٍ

ما اين كتاب را كه بر تو نازل كرديم براى مردم و به حق نازل كرديم، پس هر كس از هدايت آن بهره‏مند شود به نفع خود اوست و هر كس گمراه گردد عليه خود اوست و تو وكيل و مسئول آنان نيستى

نحل /89/ص277:

وَ يَوْمَ نَبْعَثُ فىِ كلُ‏ِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا عَلَيْهِم مِّنْ أَنفُسِهِمْ  وَ جِئْنَا بِكَ شهَِيدًا عَلىَ‏ هَؤُلَاءِ  وَ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَنًا لِّكلُ‏ِّ شىَ‏ْءٍ وَ هُدًى وَ رَحْمَةً وَ بُشْرَى‏ لِلْمُسْلِمِينَ

روزى باشد كه از هر امتى گواهى بر ضد خودشان برانگيزيم و ترا بر ضد اينان گواه آريم، اين كتابى كه بر تو نازل كرده‏ايم توضيح همه چيز و هدايت و رحمت و بشارت مسلمانان است

حجر/21/ص263:

وَ إِن مِّن شىَ‏ْءٍ إِلَّا عِندَنَا خَزَائنُهُ وَ مَا نُنزَِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَّعْلُومٍ

هيچ چيز نيست مگر آنكه نزد ما خزينه‏هاى آنست و ما نازلش نمى‏كنيم مگر به اندازه معين

چون بقدر معلوم است پس در شب قدر بوده است

توجه: پیامبر(ص) در عالم ذرّ در« عندنا » بودند و تمام خزائن  هر شییء نزد ایشان بوده است که شامل خزینۀ این کتاب و خزینۀ تورات و خزینۀ انجیل می باشدو سه برابر قرآن شما صحیفۀ فاطمیه است

توجه: اینکه پیامبر(ص) در حدیث ثقلین میفرمایند ….کتاب الله….. ، و کتاب الله را از خودشان جدا می کنند پس خودشان در رأس کتاب الله هستند

همۀ آیات در محضر پیامبر (ص) بوده و وجود ایشان مستغنی از قرآن است به همین دلیل هنگام تنزیل به پیامبر(ص) خطاب می شود :

قیامه/16/ص577:لَا تحَُرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ

(اى رسول!) با شتاب و عجله زبان به قرائت (قرآن) مگشاى

در اخذ میثاق پیامبر(ص) بر همۀ انبیاء پیشی دارد :

احزاب /7/ص419:

وَ إِذْ أَخَذْنَا مِنَ النَّبِيِّنَ مِيثَاقَهُمْ وَ مِنكَ وَ مِن نُّوحٍ وَ إِبْرَاهِيمَ وَ مُوسىَ‏ وَ عِيسىَ ابْنِ مَرْيمَ‏َ  وَ أَخَذْنَا مِنْهُم مِّيثَاقًا غَلِيظًا

و چون از پيامبران پيمانشان را بستانديم، و نيز از تو پيمانت را گرفتيم، و از نوح و ابراهيم و موسى و عيسى بن مريم، و از همه‏شان ميثاق غليظى بستانديم

و همچنین تقدم وجود پیامبر اکرم (ص) در شهید بودن بر تمام انبیاء:

نحل /89/ص277:

وَ يَوْمَ نَبْعَثُ فىِ كلُ‏ِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا عَلَيْهِم مِّنْ أَنفُسِهِمْ  وَ جِئْنَا بِكَ شهَِيدًا عَلىَ‏ هَؤُلَاءِ  وَ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَنًا لِّكلُ‏ِّ شىَ‏ْءٍ وَ هُدًى وَ رَحْمَةً وَ بُشْرَى‏ لِلْمُسْلِمِينَ

روزى باشد كه از هر امتى گواهى بر ضد خودشان برانگيزيم و ترا بر ضد اينان گواه آريم، اين كتابى كه بر تو نازل كرده‏ايم توضيح همه چيز و هدايت و رحمت و بشارت مسلمانان است

********

پرسش:مگر طبق انعام/101/ص140:بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ  أَنىَ‏ يَكُونُ لَهُ وَلَدٌ وَ لَمْ تَكُن لَّهُ صَاحِبَةٌ  وَ خَلَقَ كلُ‏َّ شىَ‏ْءٍ  وَ هُوَ بِكلُ‏ِّ شىَ‏ْءٍ عَلِيمٌ

ايجاد كننده آسمانها و زمين است چگونه او را پسرى هست با اينكه او را زنى نبوده و همه چيز را آفريده و او به همه چيز دانا است

و خدایی که خالق هر شی هست تبیان هر شی را در این کتاب قرار داده است

و در شوری/13/ص484: شَرَعَ لَكُم مِّنَ الدِّينِ مَا وَصىَ‏ بِهِ نُوحًا وَ الَّذِى أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَ مَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَ مُوسىَ‏ وَ عِيسىَ  أَنْ أَقِيمُواْ الدِّينَ وَ لَا تَتَفَرَّقُواْ فِيهِ  كَبرَُ عَلىَ الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ  اللَّهُ يجَْتَبىِ إِلَيْهِ مَن يَشَاءُ وَ يهَْدِى إِلَيْهِ مَن يُنِيبُ

برايتان از دين همان را تشريع كرد كه نوح را بدان توصيه فرمود، و آنچه ما به تو وحى كرديم و به ابراهيم و موسى و عيسى توصيه نموديم اين بود كه دين را بپا بداريد، و در آن تفرقه نيندازيد. آنچه كه شما مشركين را به سويش دعوت مى‏كنيد بر آنان گران مى‏آيد، و اين خدا است كه هر كس را بخواهد براى تقرب به درگاه خود برمى‏گزيند، و كسانى را به سوى خود هدايت مى‏كند كه همواره در امور به او مراجعه نمايند

 

خداوند خالق تمام اشیاء و عالم به آنها نیست؟آیا خود او شیء است ؟

پاسخ : او شیء است  ولیکن خود او لیس کمثله شی خودش که خالق هر شی ای است مثل هیچ شی ای نیست

انعام /19/ص130:قُلْ أَىُّ شىَ‏ْءٍ أَكْبرَُ شهََادَةً  قُلِ اللَّهُ  شهَِيدُ  بَيْنىِ وَ بَيْنَكُمْ  وَ أُوحِىَ إِلىَ‏َّ هَاذَا الْقُرْءَانُ لِأُنذِرَكُم بِهِ وَ مَن بَلَغَ  أَ ئنَّكُمْ لَتَشهَْدُونَ أَنَّ مَعَ اللَّهِ ءَالِهَةً أُخْرَى‏  قُل لَّا أَشهَْدُ  قُلْ إِنَّمَا هُوَ إِلَاهٌ وَاحِدٌ وَ إِنَّنىِ بَرِى‏ءٌ ممَِّّا تُشْرِكُونَ

(به اين كفار) بگو: چه چيزى در شهادت بزرگتر است (تا من او را براى شما گواه بر رسالت خود بياورم؟) بگو خداى تعالى گواه بين من و شما است، و اين قرآن به من وحى شده كه شما و هر كه را كه اين قرآن به گوشش بخورد انذار كرده، هشدار دهم آيا (با چنين گواهى بزرگ) باز هم شما شهادت مى‏دهيد كه با خداى تعالى خدايان ديگرى هست؟ بگو من كه چنين شهادتى نمى‏دهم، بگو حق مطلب همين است كه او معبودى است يگانه و به درستى كه من از هر چه كه شما شريك خدايش پنداشته‏ايد بيزارم

طبق آیۀ بالا خداوند شیء است

اگر او مانند اشیاء دیگر باشدپس علم قرآن محدود میشود

پیامبر علم به آن  شی که خداوند است دارند  نه تنهابه این لکل شی که بقیۀ اشیاء غیر خداست و این مطلب

منشاء کلیۀ روایات توحید شیخ صدوق می باشد

 

بازدیدها: 49

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو × یک =