خانه / مقالات / قرآن / تدبر، تعقل ،تفکر / تدبر در قرآن شمارۀ 14

تدبر در قرآن شمارۀ 14

*تدبر در قرآن شمارۀ 14
پیرو بحث گذشته در تدبر شمارۀ 13که حضرت حق شیء است ولیکن شیئی که به وصف در نمی آید در کتاب(بحار، ج‌ 98، ص‌23)از قول رسول خدا آمده است که
ماعرفناک حق معرفتک ، ماعبدناك‌ حق‌ عبادتك‌» (بحار، ج‌ 98، ص‌23)
پرسش:رسول خدا به چه چیزی از خداوند علم ندارد و حق معرفت او را نشناخته است؟
پاسخ:پیامبر علم به وجود ذات اقدس حق ندارند و تنها یک علم اجمالی دارند و این قول جمع می شود با این جملۀ دعائیه که در مناجات العارفین در مناجات های خمسه عشر در مفاتیح الجنان آمده است «وَ لَمْ تَجْعَلْ لِلْخَلْقِ طَرِیقاً إِلَى مَعْرِفَتِکَ إِلاَّ بِالْعَجْزِ عَنْ مَعْرِفَتِکَ
واین دعایی که وِرد زبان آنحضرت بود که در کتاب تجلیات الالهیه، ص ۹۱ آمده است «رب زدنی فیک تحیّرا»
در جائی که خداوند صریحا میگوید عیسی از خود شماست بااینکه روحی از خداست
نساء/171/ص150:…إِنَّمَا الْمَسِيحُ عِيسىَ ابْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللَّهِ وَ كَلِمَتُهُ أَلْقَئهَا إِلىَ‏ مَرْيَمَ وَ رُوحٌ مِّنْهُ …
…، همانا مسيح عيسى بن مريم فرستاده خدا بود، فرمان ايجادى از او بود كه متوجه مريمش كرد (و وى را در رحم مريم ايجاد نمود) و روحى بود از خدا، …
زمر/71/ص466:… أَ لَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِّنكُمْ يَتْلُونَ عَلَيْكُمْ ءَايَاتِ رَبِّكُمْ …
…آيا رسولانى از جنس خود شما به سوى شما نيامدند كه آيات پروردگارتان را بر شما بخوانند….
اعراف/35/ص154:
يَابَنىِ ءَادَمَ إِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ رُسُلٌ مِّنكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكمُ‏ْ ءَايَاتىِ فَمَنِ اتَّقَى‏ وَ أَصْلَحَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيهِْمْ وَ لَا هُمْ يحَْزَنُونَ
اى فرزندان آدم! پيامبرانى از جنس شما براى شما فرستاده مى‏شوند كه آيات مرا بر شما مى‏خوانند هر كس تقوا پيشه كند و به صلاح گرايد بيمى بر ايشان نيست و اندوهگين نمى‏شوند

پرسش: منکم از جن هستند یا از انس؟
پاسخ : از انس هستند و مراد از جن و انس، انس است میگوید رُسُل از بنی آدم هستند
ولی وقتی به مقامات نوری اهل بیت(ع) می رسد قرآن اینطور تعبیر می کند:
بقره/38/ص7:.. فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُم مِّنىّ‏ِ هُدًى فَمَن تَبِعَ هُدَاىَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيهِْمْ وَ لَا هُمْ يحَْزَنُونَ
… اگر هدايتى از من بسوى شما آمد و البته هم خواهد آمد آنها كه هدايت مرا پيروى كنند نه بيمى دارند و نه اندوهگين شوند
طه / 123/ ص320:
قَالَ اهْبِطَا مِنْهَا جَمِيعَا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُم مِّنىّ‏ِ هُدًى فَمَنِ اتَّبَعَ هُدَاىَ فَلَا يَضِلُّ وَ لَا يَشْقَى
(خداوند) فرمود: همگى پايين برويد در حالى كه بعضى دشمن بعضى ديگر خواهيد بود، پس اگر هدايتى از من سوى شما آمد هر كه آن را پيروى كند نه گمراه مى‏شود و نه تيره بخت
مِنّی دوبار بیشتر در قرآن نیامده است

هُدای چیست ؟
انعام/87و88/ص138:
وَ مِنْ ءَابَائهِمْ وَ ذُرِّيَّاتهِِمْ وَ إِخْوَانهِِمْ وَ اجْتَبَيْنَاهُمْ وَ هَدَيْنَاهُمْ إِلىَ‏ صرَِاطٍ مُّسْتَقِيمٍ
و بعضى پدران و نوادگان و برادرانشان را، و (اين پيغمبران) را برگزيديم و به راه راست هدايت كرديم
ذَالِكَ هُدَى اللَّهِ يهَْدِى بِهِ مَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَ لَوْ أَشرَْكُواْ لَحَبِطَ عَنْهُم مَّا كاَنُواْ يَعْمَلُونَ
آن هدايت خدا است كه هر كه از بندگان خويش را بخواهد بدان هدايت مى‏كند و اگر آنان شرك آورده بودند اعمالى كه مى‏كردند حبط مى‏شد
پرسش:هدی الله چیست؟
پاسخ:انعام /71/ص 136:
قُلْ أَ نَدْعُواْ مِن دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَنفَعُنَا وَ لَا يَضرُُّنَا وَ نُرَدُّ عَلىَ أَعْقَابِنَا بَعْدَ إِذْ هَدَئنَا اللَّهُ كاَلَّذِى اسْتَهْوَتْهُ الشَّيَاطِينُ فىِ الْأَرْضِ حَيرَْانَ لَهُ أَصْحَابٌ يَدْعُونَهُ إِلىَ الْهُدَى ائْتِنَا قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدَى‏ وَ أُمِرْنَا لِنُسْلِمَ لِرَبّ‏ِ الْعَلَمِينَ
بگو اى محمد! آيا بپرستيم غير خدا چيزى را كه: نه نفع مى‏دهد و نه ضرر مى‏رساند ما را؟، و آيا به كفر قبلى رجوع كنيم بعد از آنكه خداوند ما را هدايت فرمود؟ اگر چنين كنيم آن وقت مثل كسى باشيم كه ديوهاى زمين او را برده باشند به بيابان دور و دراز و در آنجا حيران و سرگردان باشد، و اصحابى كه براى او است او را به طرف راه دعوت كنند كه بيا راه نجات اينجا است، بگو اى محمد! به درستى كه راه خدا كه همان دين اسلام است راه حق است نه غير آن و ما مامور شده‏ايم كه گردن نهيم در برابر پروردگار عالميان
هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدَى‏ یعنی صراط مستقیم و قرآن صراحتاً میگوید پیامبر (ص) صراط مستقیم است
جمع این دو آیه نشان می دهد هدی منی یعنی امیرالمومنین(ع) ، یعنی پیامبر (ص)
بنابر این در روایات اصول کافی و جاهای دیگر همه چیزو طرز خلقت و مجرای خلقت آنان را متفاوت با دیگران از انسان ها بیان می کند
آل عمران/7/ص50:هُوَ الَّذِى أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ ءَايَاتٌ محُّْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَ أُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فىِ قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ وَ مَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فىِ الْعِلْمِ يَقُولُونَ ءَامَنَّا بِهِ كلُ‏ٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَ مَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُوْلُواْ الْأَلْبَابِ
و او كسى است كه كتاب را بر تو نازل كرد، بعضى از آيات آن، آيات محكم است كه اصل كتابند، و بعضى ديگر آيات متشابهند، اما آن كسانى كه در دلهايشان انحراف است تنها آيات متشابه را پيروى مى‏كنند تا به اين وسيله فتنه به پا كنند و به همين منظور آن آيات را به دلخواه خود تاويل مى‏كنند، در حالى كه تاويل آن را نمى‏دانند مگر خدا و راسخين در علم، مى‏گويند به همه قرآن ايمان داريم كه همه‏اش از ناحيه پروردگار ما است و به جز خردمندان از آن آيات پند نمى‏گيرند
آن ها اصلا از دایرۀ خلقت قرآن بیرون اند
حتی در بشریت به صریح آیات قرآن تمثل بشری دارند و مثل بشر هستند نه خود بشر
در کهف/110/ص 304: قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكمُ‏ْ يُوحَى إِلىَ‏َّ أَنَّمَا إِلَاهُكُمْ إِلَاهٌ وَاحِدٌ ….
بگو من فقط بشرى هستم همانند شما، كه به من وحى مى‏شود، حق اين است كه خداى شما يگانه است …
در باره حضرت عیسی در سوره مریم/17/ص 306: فَاتخََّذَتْ مِن دُونِهِمْ حِجَابًا فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِيًّا در مقابل آنان پرده‏اى آويخت، پس ما روح خود را نزد او فرستاديم كه به صورت انسانى تمام عيار بر او مجسم گشت
و چون به صریح آیه بالا جبرئیل که هیچ سنخیتی نه با جن داره نه انس به صورت بشر تمثل پیدا کرد
بنابر این یک وجودی میتونه ماهیتش بشر نباشه اما شکلش شکل بشر باشه ماهیت پیامبر ما فوق جن و انس و ملک است یک پارچه نوراست و جنبۀ بشری پیامبر (ص) تمثل است
راجع به جسم یک لطافت درآیات قرآن دیده می شود ،قرآن میگوید:
تا روح وارد جسم نشده به آن جسد و وقتی روح وارد شد جسم و وقتی خارج شد بدن می گویند
کیفیت ولادت و بچه دارشدن آنها متفاوت از ماست
حتی به کار بردن کلمه نطفه در مورد ایشان بی ادبی است و پیامبر ص نور را وارد بدن حضرت خدیجه فرمودند
*********************
در مورد آیه احزاب/33/ص422: .. إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكمُ‏ْ تَطْهِيرًا
… خدا جز اين منظور ندارد كه پليدى را از شما اهل بيت ببرد، و آن طور كه خود مى‏داند پاكتان كند
انما برای حصر است نه برای تاکیدچون اگر برای تاکیدبود باید قرینه باشد دلیل قرآنی که برای حصر است :

مائده/27/ص112: وَ اتْلُ عَلَيهِْمْ نَبَأَ ابْنىَ‏ْ ءَادَمَ بِالْحَقّ‏ِ إِذْ قَرَّبَا قُرْبَانًا فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمَا وَ لَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الاَْخَرِ قَالَ لَأَقْتُلَنَّكَ قَالَ إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ
اى محمد داستان دو پسران آدم را كه داستانى است به حق (و خالى از خلاف واقع) براى مردم بيان كن كه هر دو در راه خدا و به منظور نزديك شدن به او چيزى پيشكش كردند، از يكى از آن دو قبول شد، و از ديگرى قبول نشد، آنكه قربانيش قبول نشد به آنكه از او قبول شد گفت: من تو را خواهم كشت، او گفت:خداوند از متقین قبول می کند
اگر این« انما »برای تاکید باشد که در مغنی هست باید هر دو را قبول کند و تاکیداً از قابیل را بیشتر قبول کند
پس« انما » در انما یریدالله حصر است نه تاکید
ما با قران ادبیات عرب را می فهمیم این کتاب السن را تبیین می کند
کافی/جلددوم/ص 462/حدیث 20
برهان /جلد5/ص506 /روایت از امام باقر(ع)/ذیل آیۀ 195 شعرا :
…بِلِسانٍ عَرَبیٍ مُبینٍ، قال یُبَیِّنُ الاَلسُنَ و لا تُبَیِّنُهُ اَلاَلسُنُ
(یعنی قرآن زبان ها را بیان می کند و زبان ها قرآن را بیان نمی کند)
الالسُنَ مفعول است یعنی قرآن تبیین می کند الالسُن(زبان ها) را
**************
در آیۀ 33/ احزاب « انما » طهارت را بیان می کندو نه عصمت را و طهارت فوق عصمت است
آیه عصمت که در روایات اهل بیت (ع) به آن اشاره می کنند همان آیه ای است که مبنای عصمت انبیااست:
آل عمران/101/ص63:وَ كَيْفَ تَكْفُرُونَ وَ أَنتُمْ تُتْلىَ‏ عَلَيْكُمْ ءَايَاتُ اللَّهِ وَ فِيكُمْ رَسُولُهُ وَ مَن يَعْتَصِم بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِىَ إِلىَ‏ صرَِاطٍ مُّسْتَقِيمٍ
و چگونه كفر مى‏ورزيد با اينكه آيات خدا بر شما تلاوت مى‏شود و فرستاده او در بين شما است. و هر كس خود را بخدا بسپارد، به سوى صراط مستقيم هدايت مى‏شود
لازم به یادآوری است که در زبان عرب فعل مضارع به معنای یک عمل دائمی است یعنی هرکس دایم به خدا چسبیده باشد
فقد ماضی است نمی گوید «قَد یَهدی» می گوید «فَقَد هُدیَ »یعنی هدایت شده به صراط مستقیم است
در این آیه عصمت شرط تلقی وحی است ولی در آیه 33/ احزاب طهارت شرط مس کتاب مکنون است به دلیل آیات زیر:
واقعه/77تا79/ص537:
إِنَّهُ لَقُرْءَانٌ كَرِيمٌ
كه اين قرآنى است ارجمند
فىِ كِتَابٍ مَّكْنُونٍ
(كه قبلا) در كتابى پنهان از بشر بود
لَّا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ
كه جز پاكان كسى از آن آگاه نيست
مفسران ضمیر «لایَمَسَّهُ» را به قرآن بر گردانده اند ولی در این میان مرحوم آیت الله خویی آن را به کتاب مکنون برگردانده اندو براساس نظر ایشان وضو برای خواندن این قرآن مستحب است و نه واجب
و قرآن چون تنزیل کتاب مکنون است حرمت پیدا کرده است
*************
بحث در ارتباط با اعتصام:همه باید طبق آیۀ زیر به ریسمان الهی چنگ بزنند
آل عمران /103/ص63:وَ اعْتَصِمُواْ بحَِبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَ لَا تَفَرَّقُواْ …./ و همگى به وسيله حبل خدا خويشتن را حفظ كنيد و متفرق نشويد…
ولی اهل بیت (ع) در راه خدا مجاهده می کنند و به خود خدا وندچنگ می زنند
حج/78/ص341:وَ جَاهِدُواْ فىِ اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ هُوَ اجْتَبَئكُمْ وَ مَا جَعَلَ عَلَيْكمُ‏ْ فىِ الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِّلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْرَاهِيمَ هُوَ سَمَّئكُمُ الْمُسْلِمِينَ مِن قَبْلُ وَ فىِ هَاذَا لِيَكُونَ الرَّسُولُ شَهِيدًا عَلَيْكمُ‏ْ وَ تَكُونُواْ شهَُدَاءَ عَلىَ النَّاسِ فَأَقِيمُواْ الصَّلَوةَ وَ ءَاتُواْ الزَّكَوةَ وَ اعْتَصِمُواْ بِاللَّهِ هُوَ مَوْلَئكمُ‏ْ فَنِعْمَ الْمَوْلىَ‏ وَ نِعْمَ النَّصِيرُ
و در راه خدا كارزار كنيد چنان كه سزاوار كارزار كردن براى او است او شما را برگزيد و در اين دين براى شما دشوارى ننهاده آئين پدرتان ابراهيم است و او شما را از پيش و هم در اين قرآن مسلمان نام داد تا اين پيغمبر بر شما گواه باشد و شما بر مردم گواه باشيد پس نماز گزاريد و زكات دهيد و به خدا تكيه كنيد كه او مولاى شما است و چه خوب مولا و چه خوب ياورى است
*نکته:آنها که پدرشان ابراهیم است باید بچسبند به خدا و ما بچسبیم به آنها که به خدا چسبیده اند
بنابر این آیه مذکور در مورد حضرات اهل بیت (ع) است
ولی قرآن به ما دستور می دهد:
مائده/35/ص113:يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ اتَّقُواْ اللَّهَ وَ ابْتَغُواْ إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَ جَاهِدُواْ فىِ سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ
هان اى كسانى كه در زمره مؤمنين در آمده‏ايد، از خدا پروا داشته باشيد، و در جستجوى وسيله‏اى براى نزديك شدن به ساحتش- كه همان عبوديت و به دنبالش علم و عمل است برآئيد و در راه او جهاد كنيد، باشد كه رستگار گرديد
در زیارت امین الله امام سجاد (ع)برای امیرالمومنین فرمودند:…اَشهَدُاَنَکَ جاهَدتَ فِی اللهِ حَقَّ جِهادِهِ….
در زیارت جامعه کبیره هم میخوانیم:… جاهَدتُم فِی اللهِ حَقَّ جِهادِهِ…
نظر ما دربارۀ بزرگان از علما مانند علامه مجلسی ها آن است که آن ها را معصوم نمی دانیم ولی معتصم می دانیم یعنی چسبیده به کسانی هستند که آنا ن به خداچسبیده اند ،
در صلوات شعبانیه می خوانیم : …عِصمَتِ المُعتَصِمینَ…

بازدیدها: 42

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 × یک =