خانه / مقالات / نهج البلاغه / خطبه ها / نهج البلاغه خطبه 183بخش اول

نهج البلاغه خطبه 183بخش اول

خطبه 183/ بخش اول :
وَ مِنْ خُطْبَة لَهُ عَلَیْهِ السَّلامُ
فی قُدْرَةِ اللهِ وَ فِی فَضْلِ الْقُرْآنِ وَ فِی الْوَصِیَّةِ بِالتَّقْوى
از خطبه هاى امام(علیه السلام) است
که درباره قدرت خداوند و فضیلت قرآن و توصیه به تقوا و پرهیزکارى ایراد فرموده است.
سند خطبه:
گرچه این خطبه را در کتب حدیثى پیش از سیّد رضى نیافتیم; ولى جمعى از کسانى که بعد از سیّد رضى این خطبه را در کتب خود آورده اند، گاه به گونه اى ذکر کرده اند که نشان مى دهد به منبعى غیر از نهج البلاغه نیز دست داشته اند.
از جمله کسانى که این خطبه را در کتاب خود آورده «زمخشرى» در کتاب ربیع الابرار درباره انواع آتش دوزخ
بخشى از این خطبه را که مربوط به این مطلب است ذکر کرده.
ابن اثیر نیز در کتاب خود نهایه لغات پیچیده اى را از این خطبه تفسیر کرده است.
سیّد هاشم بحرانى هم در کتاب برهان
بخشهایى از آن را ذکر کرده که تفاوتهایى با آنچه در نهج البلاغه آمده، دارد و نشان مى دهد منبع دیگرى در دست داشته است.مصادر نهج البلاغه، جلد 2، صفحه 459.
این خطبه که از خطبه هاى بسیار شیوا و فصیح است مباحث گوناگونى را دنبال مى کند که به جهت روش گزینشى سیّد رضى(قدس سره) پیوند بخشهاى مختلف آن گاه در هاله اى از ابهام فرو رفته است. به هر حال پنج مسئله مهم در این خطبه مورد بحث واقع شده است:
1- بخشى از صفات جلال و جمال خدا با تعبیرات بسیار پرمعنا.
2- معرفى قرآن مجید و بیان بعضى از ویژگى هاى مهم آن.
3- توصیه به تقوا و پرهیزکارى و شرح آثار و برکات آن.
4- یادى از قیامت و آتش وحشتناک دوزخ و ناتوانى انسانها از تحمل آن.
5- بیان طرق نجات از آتش دوزخ و بهره گیرى از امکانات دنیا در این راه که از مهمترین آنها کمک به محرومان و درماندگان است.

قابل توجه این که «ابن ابى الحدید معتزلى» درشرح نهج البلاغه خود جلد 10، صفحه 126.
هنگامى که به این خطبه مى رسد سخت تحت تأثیر فصاحت و بلاغت آن قرار مى گیرد. سپس به مقایسه آن با یکى از بهترین خطبه هایى که نویسنده معروف عرب
(ابن ابى الشحماء عسقلانى) ایراد کرده مى پردازد.
و ضعفهاى آن خطبه را در برابر این خطبه امیرمؤمنان(علیه السلام) روشن مى نماید،
و نتیجه مى گیرد که چنین عباراتى جز از مثل على(علیه السلام) صادر نمى شود.
وى متعصبانى را که گاه مى کوشند خطبه هاى نهج البلاغه را به غیر امام نسبت دهند سخت نکوهش مى کند و آنها را پیروان هوا و هوس مى شمرند
شرح ابن ابى الحدید، جلد 10، صفحه 126.
به هر حال امام(علیه السلام) در آغازاین خطبه مى فرماید:
الْحَمْدُ للهِِ الْمَعْرُوفِ مِنْ غَیْرِ رُؤْیَة،
ستایش مخصوص خداوندى است که بدون اینکه دیده شود شناخته شده
وَ الْخَالِقِ مِنْ غَیْرِ مَنْصَبَة.
و بى هیچ زحمت و مشقّتى (جهان راآفریده است.)
منصبة: مصدر میمى از ریشه «نَصَب» بر وزن «غضب» به معناى تعب و خستگى است. مصدر در اینجا معناى اسم مصدرى دارد.
خَلَقَ الْخَلاَئِقَ بِقُدْرَتِهِ،
با قدرت خویش مخلوقات را آفرید
وَاسْتَعْبَدَ الاَْرْبَابَ بِعِزَّتِهِ،
وبا عزّتش گردنکشان را تسلیم خود ساخت
وَ سَادَ الْعُظَمَاءَ بِجُودِهِ ;
و با جود و سخایش بر همه بزرگان برترى جُست.
بى شک رؤیت و مشاهده، ویژه جسمانیات است و خداوند برتر و بالاتر از آن است که جسم باشد و خستگى و زحمت به دنبال انجام کارها مخصوص کسانى است که قدرت محدودى دارند. آن کس که همه صفات او نامحدود است براى آفرینش جهان، کمترین مشقت و خستگى به وجودش راه نمى یابد. آفرینش این جهان براى او حتى آسان تر از آن است که ما چهره دوست خود را در یک لحظه تصور مى کنیم و نیز قدرت قدرتمندان در برابر او ناچیز است. با یک طوفان، صاعقه مرگبار، زلزله، سیلاب عظیم، همه چیز را مى تواند بر هم زند و از درون آب و هوا و زمینى که وسیله حیات و مرکز آرامش انسان است مرگ او را به سویش سوق دهد.
جملهوَ سَادَ الْعُظَمَاءَ بِجُودِهِاشاره لطیفى به این حقیقت است که انسان از طریق جود و بخشش، بزرگ مى شود هر قدر سخاوتش بیشتر باشد
عظمتش بیشتر خواهد بود;
ولى چون همه مواهب و نعمتهاى زمین و آسمان از سوى اوست
و خوان نعمتش را همه جا گسترده و همه را مشمول عنایتهاى خود ساخته است، از هر عظیمى عظیم تر است.
سپس به دنبال بیان گوشه اى از صفات والاى پروردگار، آفرینش انسان و هدف از خلقت او و برنامه تعلیم و تربیت انبیا را مورد توجه قرار داده، مى فرماید:
وَ هُوَ الَّذِی أَسْکَنَ الدُّنْیَا خَلْقَهُ،
او کسى است که خلق خود را در دنیا سکونت داد
وَ بَعَثَ إِلَى الْجِنِّ وَ الاِْنْسِ رُسُلَهُ،
و رسولانش را به سوى جنّ و انس مبعوث ساخت،
آن گاه به هدف بعثت انبیا اشاره کرده و آن را در چند چیز خلاصه مى کند، مى فرماید:
لِیَکْشِفُوا لَهُمْ عَنْ غِطَائِهَا،
تا پرده از چهره دنیا براى آنها برگیرند
وَ لِیُحَذِّرُوهُمْ مِنْ ضَرَّائِهَا،
و آنان را از زیانهایش بر حذر دارند،
وَ لِیَضْرِبُوا لَهُمْ أَمْثَالَهَا،
براى آنها (از بیوفایى دنیا) مَثَلها زنند
وَ لِیُبَصِّرُوهُمْ عُیُوبَهَا،
و عیوب دنیاپرستى را به ایشان نشان دهند
آرى زرق و برق دنیا غفلت آور و عیش و نوش آن، فریبنده و مال و مقامش گمراه کننده است. به همین دلیل یکى از برنامه هاى اصلى پیامبران الهى هشدارهاى پى در پى به انسانهاست تا از هدف اصلى خلقت غافل نشوند و به دانه هایى که در دام است مشغول نگردند و به جاى این که دنیا را پلى براى عبور بنگرند یا منزلگاهى که در وسط راه یک شب در آن توقف مى کنند، محل اقامت خود نسازند.
در ادامه این سخن به چند بخش دیگر از اهداف انبیا اشاره کرده، مى فرماید:
وَ لِیَهْجُمُوا عَلَیْهِمْ بِمُعْتَبَرِ مِنْ تَصَرُّفِ مَصَاحِّهَا وَ أَسْقَامِهَا،
همچنین براى آنها بیان کنند با بیانات قوى و کوبنده،، آنچه را که مایه عبرت است از تندرستى ها و بیماریها، که یکى بعد از دیگرى ظاهر مى شود،.
یهجموا: از ریشه «هجوم» به معناى ورود ناگهانى یا حمله ناگهانى است و در بعضى از موارد معناى قوه و قدرت، در آن منظور است.
تعبیرلِیَهْجُمُوااشاره به این است که پیامبران الهى با بیانات رسا و تعبیرات آمیخته با انواع تأکیدها که در شنونده تأثیر مهمى بگذارد اهداف تبلیغى خود را دنبال مى کردند.
معتبر:اسم مفعول است از ریشه «عبرت» در اصل به معناى عبور از چیزى است و چون حوادث عبرت انگیز انسان را از چیزى به چیز دیگر که همانند است عبور مى دهد به آن عبرت مى گویند، بنابراین معتبر به هر چیزى گفته مى شود که مایه عبرت باشد و بتوان از آن براى حوادث مشابه پند گرفت.
مصّاح: جمع «مصحّه» به معناى اسم مصدر از ریشه صحّت است، بنابراین به معناى حالت تندرستى است.
وَ حَلاَلِهَا وَ حَرَامِهَا،
و نیز حلالها و حرامهاى این دنیا
وَ مَا أَعَدَّ اللهُ لِلْمُطِیعِینَ مِنْهُمْ وَالْعُصَاةِ مِنْ جَنَّةٍ وَ نَارٍ،
و آنچه را خداوند (در سراى دیگر)براى مطیعان و عاصیان از بهشت و دوزخ
وَ کَرَامَةٍ وَ هَوَانٍ.
و احترام و تحقیر فراهم ساخته به آنان گوشزد کنند.
اشاره به اینکه
انبیا افزون بر آنچه گذشت،
سه هدف مهم دیگر را براى هدایت انسانها با قوى ترین بیان دنبال مى کردند;
نخست بیان درسهاى عبرت که در این زندگى چند روزه دنیاست. از جمله افراد تندرست و نیرومندى را مى بینیم که ناگهان به بستر بیمارى مى افتند و قدرت بر حرکت ندارند و بیماران دم مرگ را مى بینیم که ناگهان از بستر بر مى خیزند و همچون افراد تندرست راه فعالیتهاى زندگى را در پیش مى گیرند.
دیگرى بیان حلالها و حرامهاست که بخش مهمى از دعوت انبیا را در بر مى گیرد و منطقه امن را از منطقه ناامن نشان مى دهد.
سوم بیان پاداش ها و کیفرهاى مادى و معنوى است ـ مادى، مانند بهشت و دوزخ و معنوى، مانند احترام و تحقیر است ـ همه اینها مى تواند انگیزه اى براى اطاعت فرمان حق باشد
شارحان نهج البلاغه در تفسیر این چند جمله و این کهحلالها و حرامها…معطوف بر چه چیزى است گفت و گوى زیادى دارند که غالب آنها خالى از تکلفات نیست. بهتر آن است کهحلالها… و ما أعد الله… عطف بر «بمعتبر» باشد که مفهومش این می شود: پیامبران الهى سه وظیفه دیگر را که در بالا شرح داده شد بر عهده داشتند.
در پایان این بخش بار دیگر امام(علیه السلام) به حمد و ستایش الهى باز مى گردد و عرضه مى دارد:
أَحْمَدُهُ إِلَى نَفْسِهِ کَمَا اسْتَحْمَدَ إِلَى خَلْقِهِ،
او را آن گونه ستایش مى کنم که از بندگانش خواسته است.
در اینکه مجموع این جمله چه مفهومى را مى رساند، شارحان نهج البلاغه غالباً به ابهام گذر کرده اند; ولى با توجه به اینکه جملهاسْتَحْمَدَ إِلَى فلاناز نظر لغت مفهومش این است که به او نیکى کرد تا حمدش کنند المعجم الوسیط، واژه حمد
، مفهوم جمله این مى شود که من او را آن گونه حمد مى کنم که (با بخشش نعمتها) از بندگانش خواسته است.
در پایان این بخش به آغاز خطبه باز مى گردد و از محدود بودن زندگى دنیا و حساب دقیقى که بر این جهان حاکم است سخن مى گوید و مى فرماید:
وَ جَعَلَ لِکُلِّ شَیْء قَدْراً،
او براى هر چیز اندازه اى قرار داده
وَ لِکُلِّ قَدْر أَجَلا،
و براى هر اندازه اى سرآمدى
وَ لِکُلِّ أَجَل کِتَاباً.
و براى هر سرآمدى حساب دقیقى تعیین کرده است.
آرى!
همه ذرّات این عالم حساب دارد
و همه چیز در لوح محفوظ ثبت است
همان گونه که تمام موجودات این عالم سرآمدى دارند
که روزى فرا خواهد رسید و عمرشان پایان مى گیرد و این درسى است آموزنده براى همه انسانها که از یک سو بدانند زندگى پایدار نیست و از سوى دیگر بدانند که حساب همه از جمله اعمال آنها، به طور دقیق محفوظ است.
*****************************

بازدیدها: 50

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

19 − 19 =