خانه / مقالات / قرآن / تدبر، تعقل ،تفکر / تدبر در قرآن شمارۀ 15

تدبر در قرآن شمارۀ 15

***تدبر شماره 15

در این بخش پیرامون صلوات بر محمد و آل محمد بحث می کنیم

امام هادی(ع) در پایان زیارت جامعه کبیره  می فرماید:

صَلَّي اللهُ عَلي مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطّاهِرِينَ وَ سَلَّمَ كَثيراً وَحَسْبُنَااللهُ وَ نِعْمَ الْوَكيلُ.

پرسش:مدرک قرآنی صلوات کدام است:

پاسخ :به دو جای قرآن مراجعه می کنیم

نخست: سورة احزاب/44-41/ص 423 : يَأَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ اذْكُرُواْ اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! ياد آوريد خدا را، ياد بسيار (41). وَ سَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَ أَصِيلاً  و صبح و شام تسبيحش بگوييد هُوَ الَّذِى يُصَلىّ‏ِ عَلَيْكُمْ وَ مَلَئكَتُهُ لِيُخْرِجَكمُ مِّنَ الظُّلُمَتِ إِلىَ النُّورِ  وَ كَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا  اوست كسى كه بر شما درود مى‏فرستد، و نيز ملائكه او، تا شما را از ظلمت‏ها به سوى نور در آورد، و خدا به مؤمنان مهربان است تحَِيَّتُهُمْ يَوْمَ يَلْقَوْنَهُ سَلَامٌ  وَ أَعَدَّ لهَُمْ أَجْرًا كَرِيمًا تحيتشان در روزى كه او را ديدار كنند سلام است، براى ايشان اجرى محترمانه فراهم كرده است

دوم : سورة احزاب/56 /ص 426: إِنَّ اللَّهَ وَ مَلَئكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلىَ النَّبىِ‏ِّ  يَأَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ صَلُّواْ عَلَيْهِ وَ سَلِّمُواْ تَسْلِيمًا

خدا و فرشتگان او بر پيامبر اسلام درود مى‏فرستند، شما هم اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد بر او صلوات بفرستيد، و آن طور كه بايد تسليم شويد

در این آیه خداوند تأکیداً با همة اسماء و صفاتش(زیرا اسم الله ، جامع صفات و اسماء الهی را در بر می گیرد و مشتمل بر 4000 اسم و صفت است) می فرماید یصلون علی النبی.

بحث در این است که صلوات خدا بر پیامبر(ص) به چه معناست؟آیا قول است ، رحمت است ، فعل است و مانندآن؟

در این باره بعداً بحث خواهیم داشت

*******************************

پرسش:نبی به چه معناست؟

 

پاسخ : نبی اسم فاعل است یعنی خبر رسان و در عربی  از ریشۀ نبأ صادر می شود.

نگاه قرآنی : در قرآن در 4 سوره، کلمة نبأ آمده است.

یک- سورة انعام/34/ص131: …  وَ لَقَدْ جَاءَكَ مِن نَّبَإِىْ الْمُرْسَلِينَ

…ما سرگذشت انبياى سلف را در قرآن براى تو شرح داده‏ايم

دو- سورةیونس/71/ص217: وَ اتْلُ عَلَيهِْمْ نَبَأَ نُوحٍ إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ يَاقَوْمِ …

(علاوه بر آنچه گذشت) داستان نوح را (نيز) براى آنان از قرآن بخوان، آن زمان كه به قوم خود گفت: اى قوم…

سه – سورة ابراهیم/9/ص256: أَ لَمْ يَأْتِكُمْ نَبَؤُاْ الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ قَوْمِ نُوحٍ وَ عَادٍ وَ ثَمُودَ  وَ الَّذِينَ مِن بَعْدِهِمْ  …

مگر خبر كسانى كه پيش از شما بوده‏اند از قوم نوح و عاد و ثمود و كسانى كه پس از آنها بوده‏اند به شما نرسيده…

چهار- سورة هود/120/ص235: وَ كلاًُّ نَّقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنبَاءِ الرُّسُلِ مَا نُثَبِّتُ بِهِ فُؤَادَكَ… 

از اخبار پيغمبران همه را برايت نقل مى‏كنيم (البته) آن را كه (با نقلش) دلت را استوار مى‏سازيم، …

*این چهار آیه نبأ هستند ولی نبأ عظیم نیستند.

و این نبأ عظیم است که پیامبر(ص) را به منصب نبی بودن خداوند وصف می کندو بر دیگر پیامبران تفضیل می دهد

پرسش: نبی اکرم چه خصوصیتی دارند که از ایشان خداوند به نبی یاد می کند و فضیلت و برتری نبی اکرم(ص) بر انبیاء اولوالعزم چیست؟و حال آنکه مقام نبوت زیر مجموعۀ رسالت و مقام رسالت زیرمجموعۀ امامت و ولایت قرار می گیرد؟

پاسخ : اولاً در سورة اسراء/55 /ص278می خوانیم : وَ رَبُّكَ أَعْلَمُ بِمَن فىِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ  وَ لَقَدْ فَضَّلْنَا بَعْضَ النَّبِيِّنَ عَلىَ‏ بَعْضٍ  وَ ءَاتَيْنَا دَاوُدَ زَبُورًا

و پروردگارتان داناتر به هر كسى است كه در آسمانها و زمين است و ما بعضى پيامبران را بر بعضى ديگر برترى داديم و به داوود زبور داديم

در ثانی سورة احزاب/7/ص419: وَ إِذْ أَخَذْنَا مِنَ النَّبِيِّنَ مِيثَاقَهُمْ وَ مِنكَ وَ مِن نُّوحٍ وَ إِبْرَاهِيمَ وَ مُوسىَ‏ وَ عِيسىَ ابْنِ مَرْيمَ‏َ  وَ أَخَذْنَا مِنْهُم مِّيثَاقًا غَلِيظًا

و چون از پيامبران پيمانشان را بستانديم، و نيز از تو پيمانت را گرفتيم، و از نوح و ابراهيم و موسى و عيسى بن مريم، و از همه‏شان ميثاق غليظى بستانديم

در آیۀ بالا اولاً چون پیامبر (ص) طبق لفظ «وَمِنکَ» مقدم بر تمام انبیاء اولوالعزم است پس افضل از آنهاست و در ثانی از دیگران میثاق غلیظ گرفت چون هم ربوبیت خود در میان بود و هم ولایت پیامبر(ص)

میثاق در این آیه مقصود «الستُ بربکم قالوا بلا» در اعراف /172/ است و پیامبر در عالم خلق آخرین پیامبر خدا هستند ولی در این آیه (احزاب/7) خداوند اول از پیامبر اکرم(ص) میثاق می گیرد بعد سایر پیامبران.

وقتی از پیامبر اکرم (ص) سوال شد که چرا شما از نظر فضیلت بر همة نبیین مقدمید، حضرت پاسخ دادند: وقتی خداوند سوال کرد «الست بربکم» ، من اولین پیامبری بودم که پاسخ دادم و به خاطر سبقت گرفتنم افضل بر انبیاء دیگر شدم.

*پرسش: چرا پیامبر(ص) را خاتم النبیین می خوانیم ؟

پاسخ: سورة احزاب/40/ص423: مَّا كاَنَ محَُمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِّن رِّجَالِكُمْ وَ لَكِن رَّسُولَ اللَّهِ وَ خَاتَمَ النَّبِيِّنَ  وَ كاَنَ اللَّهُ بِكلُ‏ِّ شىَ‏ْءٍ عَلِيمًا / محمد پدر احدى از مردان فعلى شما نيست، بلكه فرستاده خدا و خاتم پيغمبران است، و خدا به هر چيزى دانا است

پرسش: مقام پیامبر(ص) چیست و کار او کدام است؟

پاسخ:درسورة احزاب/45 و 46/ص424: يَأَيهَُّا النَّبىِ‏ُّ إِنَّا أَرْسَلْنَكَ شَهِدًا وَ مُبَشِّرًا وَ نَذِيرًا / اى پيامبر اسلام ما تو را شاهد بر امت، ونويدبخش و زنهارده آنان قرارداديم/ وَدَاعِيًا إِلىَ اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَ سِرَاجًا مُّنِيرًا/و قرارت داديم كه دعوت كننده به اذن خدا، و چراغى نور بخش باشى

النَّبىِ‏ُّ: در قرآن به هیچ پیامبر ی خطاب «یا ایها النبی» و یا «یا ایها الرسول» نمی شود همه جا مورد خطاب نام پیامبران است نظیر«یا داوود».«یا یحیی» .«یا موسی» و امثال آن بنابراین در اینجا خطاب به «یا ایها النبی » خطاب برای مقام خاص است 

شَاهِدًا:به وجود مبارک اهل بیت اشاره دارد.(به نص سورة بقره/143/ص22)

وَ كَذَالِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَكُونُواْ شهَُدَاءَ عَلىَ النَّاسِ وَ يَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا 

و ما شما را اينچنين امتى وسط قرار داديم تا شاهدان بر ساير مردم باشيد و رسول بر شما شاهد باشد …

نکات در سورة بقره/143/ص22):

یک :حضرت رسول اکرم(ص) شاهد بر اهل بیت(ص) هستند و اهل بیت شاهد بر تمام خلق.

وَ مُبَشِّرًا: حضرت بشارت دهنده هستند.

وَ نَذِيرًا:وحضرت  انذار کننده هستند

وَ دَاعِيًا إِلىَ اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَ سِرَاجًا مُّنِيرًا

پس نبی کسی است که نبأ در اختیار اوست و به واسطة نبأ ، خبری که می دهد بندگان خدا از عالم غیب با خبر می سازد .پیامبر و عموم انبیاء خبر آورده اند ولی وجود مبارک پیامبر اکرم(ص) دو خبر آورده اند که از انبیاء دیگر متمایز شده اند.

اول در سورة حجر49 و 50 /ص264: نَبئّ‏ِْ عِبَادِى أَنىّ‏ِ أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِيمُ / بندگان مرا خبر ده كه بدرستى من از آمرزگار مهربانم

وَ أَنَّ عَذَابىِ هُوَ الْعَذَابُ الْأَلِيمُ /و (نيز خبر ده) كه عذاب من همانا عذابى دردناكست

بنابراین خبر اول: أَنىّ‏ِ أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِيمُ-(پیامبر بشیر هستند.)

خبر دوم: أَنَّ عَذَابىِ هُوَ الْعَذَابُ الْأَلِيمُ-(پیامبر نذیر هستند.)

خداوند 26 عذاب از قول پیامبر معرفی کرده است.

کار نبی چیست؟ همة انبیاء مبشر و منذر بوده اند ولی نبی اکرم«وَ دَاعِيًا إِلىَ اللَّهِ بِإِذْنِهِ» و دیگر «وَ سِرَاجًا مُّنِيرًا» نیز هستند در حالی که  دیگر انبیا این دو سمت را ندارند.

طبق بقره/213/ص33 : كاَنَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّنَ مُبَشِّرِينَ وَ مُنذِرِينَ …….  وَ اللَّهُ يَهْدِى مَن يَشَاءُ إِلىَ‏ صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ

مردم قبل از بعثت انبياء همه يك امت بودند خداوند به خاطر اختلافى كه در ميان آنان پديد آمد انبيايى به بشارت و انذار برگزيد ….. و خدا هر كه را بخواهد به سوى صراط مستقيم هدايت مى‏كند

*پرسش:امت ها در چه امری اختلاف کردند؟

وَ اللَّهُ يَهْدِى مَن يَشَاءُ إِلىَ‏ صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ

پرسش: نبأ عظیمی که پیامبر اکرم(ص) آورده اند چیست؟

سورة نبأ: عَمَّ يَتَسَاءلُونَ ﴿۱عَن النَّبإِ العَظیمِ(2)الَّذی هُم فیهِ مُختَلِفون(3)

   
   

بدانید در تمام آسمان ها و زمین الهی به جز الله وجود ندارد.

پرسش:این خبر بزرگ که در آن اختلاف هست چیست؟

پاسخ :در سورة ص/68 -65/ص457 : أَنَا مُنذِرٌ  وَ مَا مِنْ إِلَاهٍ إِلَّا اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ / بگو من تنها بيم رسانم و هيچ معبودى به جز خداى واحد قهار نيست / رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ مَا بَيْنهَُمَا الْعَزِيزُ الْغَفَّارُ

/پروردگار آسمان‏ها و زمين و آنچه بين آن دو است خدايى كه عزيز و غفار است / قُلْ هُوَ نَبَؤٌاْ عَظِيمٌ/ بگو مساله توحيد خبرى است عظيم

/ أَنتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ/ كه شما از آن روى برمى‏گردانيد

بنابراین توحید خبر عظیم است  یعنی «لَا اله إِلَّا اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ» واختلاف امت ها  بر سر صراط مستقیم است .

پرسش: صراط مستقیم چیست؟

پاسخ : اول :در سورة انعام/161/ص150 : قُلْ إِنَّنىِ هَدَئنىِ رَبىّ‏ِ إِلىَ‏ صرَِاطٍ مُّسْتَقِيمٍ دِينًا قِيَمًا مِّلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا  وَ مَا كاَنَ مِنَ الْمُشرِْكِينَ / بگو همانا پروردگارم مرا به راهى راست رهنمايى كرد

دوم: سورة یوسف/40/ص240: مَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِهِ إِلَّا أَسْمَاءً سَمَّيْتُمُوهَا أَنتُمْ وَ ءَابَاؤُكُم مَّا أَنزَلَ اللَّهُ بهَِا مِن سُلْطَنٍ  إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ  أَمَرَ أَلَّا تَعْبُدُواْ إِلَّا إِيَّاهُ  ذَالِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لَاكِنَّ أَكْثرََ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ

آنچه غير از خدا مى‏پرستيد اسماء بى‏حقيقت و الفاظ بى‏معنا است كه خود شما و پدرانتان ساخته‏ايد، خدا هيچ دليلى براى آن نازل نكرد و تنها حكمفرماى عالم وجود خداست و امر فرموده كه جز آن ذات پاك يكتا را نپرستيد، اين آئين محكم است ولى اكثر مردم نمى‏دانند

**نتیجه آنکه صراط مستقیم دین قیم است و دین قیم ، ملت ابراهیم است یعنی فقط عبد خدا شوید و در سورة ص، خبر عظیم بیان «لَا اله إِلَّا اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ» بود که در تمام آسمان ها و زمین الهی به جز الله وجود ندارد.

پس صراط مستقیم یعنی عبد خدا شدن و همة دعواها بر سر عبد خدا شدن است.

**طبق روایات حقیقت ولایت امیرالمؤمنین(ع) قبول کلمة طیبة لَا اله إِلَّا اللَّهُ است.

شاهد قرآنی:

سورة انبیاء/88-87/ص329 : وَ ذَا النُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَضِبًا فَظَنَّ أَن لَّن نَّقْدِرَ عَلَيْهِ فَنَادَى‏ فىِ الظُّلُمَتِ أَن لَّا إِلَاهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنىّ‏ِ كُنتُ مِنَ الظَّلِمِينَ / و ذو النون را ياد كن آن دم كه خشمناك برفت و گمان كرد بر او سخت نمى‏گيريم، پس از ظلمات ندا داد كه پروردگارا! خدايى جز تو نيست، تسبيح تو گويم كه من از ستمگران بودم فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَ نجََّيْنَاهُ مِنَ الْغَمّ‏ِ  وَ كَذَالِكَ نُجِى الْمُؤْمِنِينَ / پس اجابتش كرديم و از تنگنا نجاتش داديم و مؤمنان را نيز چنين نجات مى‏دهيم

پس پیامبر اکرم در رسالت شأنشان ابلاغ ولایت امیرالمؤمنین است اما در مقام نبأ عظیم یعنی نبوت ، بیان حقیقت ولایت امیرالمؤمنین(ع) قبول کلمة طیبة لَا اله إِلَّا اللَّهُ است و ولایت امیرالمؤمنین معرف الله است.

أَنتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ: مخاطبش آیة 124 سورة طه است.

وَ مَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِى فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنكاً وَ نحَْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَمَةِ أَعْمَى‏(124)

و هر كس از كتاب من روى بگرداند وى را روزگارى سخت خواهد بود و او را در روز قيامت كور محشور كنيم (124).

**نشانة آنها که اعراض کردند چیست؟ کلمة آل را از صلوات حذف کرده اند و حضرت فرمودند هر کس اینگونه سلام دهد راه بهشت را گم می کند.

پیامبر اکرم در مقام النبی بودن مفتخر شدند به صلوات دائمی پروردگار و ملائکه.

*شأن نزول آیة 56 سورة احزاب:

 (إِنَّ اللَّهَ وَ مَلَئكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلىَ النَّبىِ‏ِّ  يَأَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ صَلُّواْ عَلَيْهِ وَ سَلِّمُواْ تَسْلِيمًا(56) (ص 426)

خدا و فرشتگان او بر پيامبر اسلام درود مى‏فرستند، شما هم اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد بر او صلوات بفرستيد، و آن طور كه بايد تسليم شويد (56).

روایت:

حدیث 37،ج 1، ص 451، .محمدبن یعقوب کلینی، اصول کافی.

نماز بر جنازه پيامبر (ص ) : على (ع ) اين آيه را تلاوت مى كرد: (ان الله و مالئكته يصلون على النبى يا ايها الذين آمنوا صلوا عليه و سلموا تسليما) سپس صحابه نيز آيه را مى خواندند و بر محمد (ص ) و آل محمد صلوات مى فرستادند و از بقعه بيرون مى آمدند، تا اين كه همه اهل مدينه بر آن حضرت صلوات فرستادند.

******

الصلاة على النبي ( صلى الله عليه و آله ؟ قال : ” لما غسله أمير المؤمنين ( عليه السلام و كفنه سجاه ، ثم ادخل عليه عشرة فداروا حوله ، ثم وقف أمير المؤمنين ( عليه السلام ) في وسطهم فقال : ( ان الله و ملائكته ) ( 1 ) الآية ، فيقول القوم كما يقول ، حتى صلى عليه أهل المدينة واهل العوالي ” .

و عن محمد بن يحيى ، عن سلمة بن الخطاب ، عن علي بن سيف ، عن عمرو بن شمر ، عن جابر ، عن أبي جعفر ( عليه السلام ) قال : ” لما قبض النبي ( صلى الله عليه و آله ( صلت عليه الملائكة ، و المهاجرون ، و الانصار ، فوجا فوجا ” .

علي بن إبراهيم في تفسيره : في سياق غزوة احد قال : و امر رسول الله ( صلى الله عليه و آله ) بالقتلى فجمعوا ، فصلى عليهم و دفنهم في مضاجعهم ، و كبر على حمزة سبعين تكبيرة

 در بصائر الدرجات صفحة 65 روایتی آمده است ، مراجعه شود و حافظ برسى، مشارق أنوار اليقين في أسرار أميرالمؤمنين «علیه السلام» ، ص: 257ج: أَنَا الَّذِي حَمَلْتُ نُوحاً فِي السَّفِينَةِ بِأَمْرِ رَبِّي، وَ أَنَا الَّذِي أَخْرَجْتُ يُونُسَ مِنْ بَطْنِ الْحُوتِ بِإِذْنِ رَبِّي، وَ أَنَا الَّذِي جَاوَزْتُ بِمُوسَى بْنِ عِمْرَانَ الْبَحْرَ بِأَمْرِ رَبِّي، وَ أَنَا الَّذِي أَخْرَجْتُ إِبْرَاهِيمَ مِنَ النَّارِ بِإِذْنِ رَبِّي،… وَ أَنَا الْخَضِرُ عَالِمُ مُوسَى، وَ أَنَا مُعَلِّمُ سُلَيْمَانَ بْنِ دَاوُدَ، وَ أَنَا ذُو الْقَرْنَيْنِ، وَ أَنَا قُدْرَةُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ…. أَنَا مُحَمَّدٌ وَ مُحَمَّدٌ أَنَا وَ أَنَا مِنْ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدٌ مِنِّي

و این بدان معناست که  تا کسی ولایت امیرالمؤمنین را قبول نکند در حقیقت معنای لَا اله إِلَّا اللَّهُ به او راه پیدا نکرده است.

**********************************

البته در حدیث سلسله الذهب (. التوحید، ج ۲۵، ص ۲۳؛ أمالی الصدوق، ص ۱۹۵، ح ۸؛ عیون أخبار الرضا(ع)، ج ۲، ص ۱۳۵، ح ۴؛ معانی الأخبار، ص ۳۷۱، ح ۱؛ ثواب الأعمال، ص ۲۱، ح ۱؛ بشارة المصطفى، ص ۲۶۹؛ روضة الواعظین، ص ۵۱؛ اهل بیت(ع) در قرآن و حدیث، ج ۲، ص ۶۱۶):

حدیثی است که امام رضا(ع) هنگام ورود به نیشابور در مورد ولایت اهل بیت بعنوان شرط توحید بیان فرموده است. إسحاق بن راهوَیه گوید:

لَمّا وافی أبُو الحَسَنِ الرِّضا(ع) بِنَیسابورَ و أرادَ أن یخرُجَ مِنها إلَی المَأمونِ اجتَمَعَ إلَیهِ أصحابُ الحَدیثِ، فَقالوا لَهُ: یابنَ رَسولِ اللّهِ، تَرحَلُ عَنّا و لا تُحَدِّثُنابِحَدیثٍ فَنَستَفیدَهُ مِنک؟! و کانَ قَد قَعَدَ فِی العُمارِیةِ، فَأَطلَعَ رَأسَهُ و قالَ: سَمِعتُ أبی موسَی بنَ جَعفَرٍ یقولُ: سَمِعتُ أبی جَعفَرَ ابنَ مُحَمَّدٍ یقولُ: سَمِعتُ أبی مُحَمَّدَ بنَ عَلِی یقولُ: سَمِعتُ أبی عَلِی بنَ الحُسَینِ یقولُ: سَمِعتُ أبِی الحُسَینَ بنَ عَلِی بنِ أبی طالِبٍ یقولُ: سَمِعتُ أبی أمیرَ المُؤمِنینَ عَلِی بنَ أبی طالِبٍ یقولُ: سَمِعتُ رَسولَ اللّهِ(ص) یقولُ: سَمِعتُ جَبرَئیلَ یقولُ: سَمِعتُ اللّهَ جَلَّ جَلالُهُ یقولُ: لا إلهَ إلَّا اللّهُ حِصنی، فَمَن دَخَلَ حِصنی أمِنَ مِن عَذابی. قالَ: فَلَمّا مَرَّتِ الرّاحِلَةُ نادانا: بِشُروطِها، و أنَا مِن شُروطِها

هنگامی که ابوالحسن الرضا(ع) به نیشابور رسید و خواست که آن جا را به قصد رفتن نزد مأمون ترک گوید، راویان حدیث، گردش را گرفتند و عرض کردند: ای پسر پیامبر خدا، از پیش ما می روی و برایمان حدیثی که از محضرتان فیضی بریم، نمی گویی؟! حضرت که در کجاوه نشسته بود سرش را بیرون آورد و فرمود: از پدرم، موسی بن جعفر شنیدم که می فرماید: از پدرم، جعفر بن محمّد شنیدم که می فرماید: از پدرم، محمّد بن علی شنیدم که می فرماید: از پدرم، علی بن الحسین شنیدم که می فرماید: از پدرم، حسین بن علی بن ابی طالب شنیدم که می فرماید: از پدرم، امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب شنیدم که می فرماید: از رسول خدا(ص) شنیدم که می فرماید: از جبرئیل شنیدم که می فرماید: از خداوند جلّ جلاله شنیدم که می فرماید: (کلمه) لا اله الا اللّه حصار من است و هرکس وارد حصار من شود از عذابم در امان است. اسحاق می گوید: چون شتر به راه افتاد حضرت با صدای بلند به ما فرمود: اما این شرطهایی دارد و من از شرطهای آن هستم.

********************************

بازدیدها: 78

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 + 1 =