خانه / چندرسانه ای / نهج البلاغه / خطبه ها / نهج البلاغه خطبه 183 بخش سوم

نهج البلاغه خطبه 183 بخش سوم

بخش سوم :

امام(علیه السلام) در این بخش از خطبه با تأکید هر چه بیشتر دعوت به تقوا و دلیل آن را ذکر مى فرماید. سپس از آثار تقوا سخن مى گوید و در ادامه درباره ناپایدارى دنیا و سفر آخرت و زاد و توشه آن که تقواست شرح پرمعنایى مى دهد.

نخست مى فرماید:

وَ أَوْصَاکُمْ بِالتَّقْوَى،

خداوند شما را به تقوا سفارش فرموده

 وَ جَعَلَهَا مُنْتَهَى رِضَاهُ،

و آن را آخرین مرحله خشنودى

وَ حَاجَتَهُ مِنْ خَلْقِهِ.

و خواست خویش از بندگان قرار داده است،

این عبارت نشان مى دهد که تقوا برترین خواست پروردگار از بندگان و بالاترین افتخار براى همگان است. و هماهنگ با آیات قرآنى است که مى گوید: إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللهِ أَتْقَاکُمْ(حجرات، آیه 13.)

وتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوَى(بقره، آیه 197.)

تِلْکَ الْجَنَّةُ الَّتِى نُورِثُ مِنْ عِبَادِنَا مَنْ کَانَ تَقِیّاً(مریم، آیه 63) و بالاترین بها را براى تقوا قائل شده است.

حقیقت این است که تقوا احساس مسئولیت از درون است از یک سو زاییده ایمان قوى است و از سوى دیگر سرچشمه اطاعت و پرهیز از گناه است.

(در آیة 37) (ص 336) (سوره الحج): لَن يَنَالَ اللَّهَ لحُُومُهَا وَ لَا دِمَاؤُهَا وَ لَاكِن يَنَالُهُ التَّقْوَى‏ مِنكُمْ  كَذَالِكَ سَخَّرَهَا لَكمُ‏ْ لِتُكَبرُِّواْ اللَّهَ عَلىَ‏ مَا هَدَئكمُ‏ْ  وَ بَشِّرِ الْمُحْسِنِينَ

گوشت قربانى و خون آن به خدا نمى‏رسد، چنين، حيوانات را به خدمت شما گرفتيم تا خدا را براى هدايتى كه شما را كرده، بزرگ شماريد و نيكوكاران را بشارت بده (37).

( ص 531 سوره القمر(54)) إِنَّ المُْتَّقِينَ فىِ جَنَّاتٍ وَ نهََرٍ

به درستى مردم با تقوا در بهشت‏ها و در وسعتند

فىِ مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِيكٍ مُّقْتَدِرِ  در جايگاهى كه همه قرب و نعمت و سرور و بقا است، قرب مالكى مقتدر

 

تعبیر به حاجت در مورد خداوند; نه به این معناست که خداوند احتیاج به بندگان دارد. حاجت در لغت تنها به معناى نیاز و فقر نیست، بلکه گاه به معناى درخواست نیز آمده است.

امام(علیه السلام) در ادامه این سخن به بیان دلیل رعایت تقواى شدید در پیشگاه الهى پرداخته، مى فرماید:

 فَاتَّقُوا اللهَ الَّذِی أَنْتُمْ بِعَیْنِهِ،

پس تقواى الهى پیشه کنید.تقوا در برابر خداوندى که همواره در پیشگاه او حاضرید،

(آیة 27) (ص343) ( سوره مومنون) : فَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِ أَنِ اصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا وَ وَحْيِنَا

(ص 314 سوره طه(39)) أَنِ اقْذِفِيهِ فىِ التَّابُوتِ فَاقْذِفِيهِ فىِ الْيَمّ‏ِ فَلْيُلْقِهِ الْيَمُّ بِالسَّاحِلِ يَأْخُذْهُ عَدُوٌّ لىّ‏ِ وَ عَدُوٌّ لَّهُ  وَ أَلْقَيْتُ عَلَيْكَ محََبَّةً مِّنىّ‏ِ وَ لِتُصْنَعَ عَلىَ‏ عَيْنىِ

كه او را در صندوق بگذار و صندوق را به دريا بيفكن، تا دريا به ساحلش اندازد، و دشمن من و دشمن او بگيرد او را و از جانب خويش محبوبيتى بر تو افكندم تا زير نظر من تربيت شوى

وَ نَوَاصِیکُمْ بِیَدِهِ،

زمام امور شما به دست اوست

نواصى: جمع «ناصیة» به معناى موهاى پیش سر و اشاره به قدرت قاهره خداوند و کنایه از سلطه او بر همه چیز است.

وَ تَقَلُّبُکُمْ فِی قَبْضَتِهِ.

و حرکات شما در اختیار وى قرار دارد.

تقلّب: در اینجا به معناى «تصرّف» و هرگونه دگرگونى است، اشاره به این که همه حرکات شما در دست قدرت اوست.

آرى عالم محضر خداست و زمام اختیار همه به دست اوست، هر چند بندگان را در اعمالشان آزاد قرار داده; ولى این آزادى به معناى سلب قدرت از ذات پاک او نیست.

در ادامه براى تأکید بیشتر مى افزاید:

إِنْ أَسْرَرْتُمْ عَلِمَهُ،

او کسى است که اگر کار خود را پنهان کنید مى داند

 وَ إِنْ أَعْلَنْتُمْ کَتَبَهُ

و اگر آشکار سازید ثبت مى کند،

; قَدْ وَکَّلَ بِذلِکَ حَفَظَةً کِرَاماً،

پاسداران والامقامى براى ثبت اعمال شما گماشته

 لاَ یُسْقِطُونَ حَقّاً،

که از هیچ حقّى غفلت نمی ورزند

وَ لاَ یُثْبِتُونَ بَاطِلاً.

و چیزى را بیهوده ثبت نمى کنند.

در قرآن مجید نیز مى خوانیم:وَأَسِرُّوا قَوْلَکُمْ أَوِ اجْهَرُوا بِهِ إِنَّهُ عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ(ملک، آیه 13.)

 (سخنان خود را پنهان سازید یا آشکار کنید (تفاوتى نمى کند) او از آنچه در درون سینه هاست آگاه است.» نیز مى فرماید: وَإِنَّ عَلَیْکُمْ لَحَافِظِینَ * کِرَاماً کَاتِبِینَ * یَعْلَمُونَ مَا تَفْعَلُونَ(انفطار، آیات 10 ـ 12.)

و بى شک نگهبانانى بر شما گمارده شده والا مقام و نویسنده (اعمال نیک و بد شما) که مى دانند شما چه مى کنید.

بدیهى است ثبت اعمال به وسیله فرشتگان حافظ اعمال، براى تأکید است و گرنه از جمله هاى قبل به خوبى روشن شد که آشکار و پنهان و همه چیز در زمین و آسمان در برابر علم خدا یکسان است.

با توجه به این که جمله«قَدْ وَکَّلَ بِذلِکَ»; خداوند براى کتابت گروهى را مأمور کرده است و با توجه به این که کتابت اعمال آشکار را به اعمال محدود ساخته«وَ إِنْ أَعْلَنْتُمْ کَتَبَهُ»چنین استفاده مى شود که فرشتگان الهى مأموریت ندارند همه اعمال پنهانى را بنویسند و خداوندى که ستار العیوب است بخشى از این اعمال را از قلمرو اطلاع آنها خارج ساخته و تنها در اختیار خودش قرار داده است و این حکایت از نهایت لطف او مى کند.

در دعاى کمیل نیز مى خوانیم: وَکُلَّ سَیِّئَة أَمَرْتَ بِاِثْباتِهَا الْکِرامَ الْکاتِبینَ الَّذینَ وَکَّلْتَهُمْ بِحِفْظِ مایَکُونُ مِنّى وَجَعَلْتَهُمْ شُهُوداً عَلَىَّ مَعَ جَوارِحى وَکُنْتَ اَنْتَ الرَّقیبَ عَلَىَّ مِنْ وَرآئِهِمْ وَالشّاهِدَ لِما خَفِىَ عَنْهُمْ وَبِرَحْمَتِکَ اَخْفَیْتَهُ وَبِفَضْلِکَ سَتَرْتَهُ ; خداوندا گناهان مرا ببخش هر گناهى که فرشتگان والا مقام را مأمور ثبت آن کرده اى همان ها که مأموریت دارند همه آنچه را از من سر مى زند بنویسند و آنها را افزون بر اعضاى من گواه من قرار دادى و تو در ماوراى آنها مراقب آنان هستى و گواه بر چیزى هستى که از آنها پنهان شده است (آرى) به رحمتت آن را پنهان سختى و به سبب فضلت مستور داشتى

سپس امام(علیه السلام) به بیان آثار و برکات تقوا مى پردازد و در عبارت کوتاه و بسیار پرمعنایى چهار نتیجه براى تقوا و پرهیزکارى ذکر مى کند. در بیان اولین و دومین اش مى فرماید:

 وَاعْلَمُوا أَنَّهُ مَنْ یَتَّقِ اللهَ یَجْعَلْ لَّهُ مَخْرَجاًمِنَ الْفِتَنِ،

بدانید آن کس که تقوا پیشه کند خداوند راهى براى رهایى از فتنه ها به رویش مى گشاید

وَ نُوراً مِنَ الظُّلَمِ،

و نورى در دل تاریکیها به او اعطا مى کند،

قسمت اول این سخن برگرفته از آیه شریفه وَمَنْ یَتَّقِ اللهَ یَجْعَلْ لَّهُ مَخْرَجاً(طلاق، آیه 2.)

است. در حدیثى از ابوذر غفارى نقل شده که پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) فرمود: إنّى لاَِعْلَمُ آیةً لَوْ أَخَذَ بِهَا النّاسُ لَکَفَفتََْهُمْ: وَ مَنْ یَتَّقِ اللهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً) فَما زالَ یَقُولُها وَ یُعیدُها;من آیه اى را مى دانم که اگر همه انسانها دست به دامن آن زنند براى حلّ مشکلاتشان کافى است… پس آیه

وَ مَنْ یَتَّقِ اللهَ(را تلاوت کرد و بارها تکرار نمود)

(تفسیر مجمع البیان، جلد 10، صفحه 306.)

 

قسمت دوم برگرفته از آیات دیگر است; مانند:

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ امَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللهَ یَجْعَلْ لَّکُمْ فُرْقَاناً

(انفال، آیه 29.)

(اى کسانى که ایمان آورده اید اگر تقواى الهى پیشه کنید براى شما وسیله جداسازى حق از باطل (و روشن بینى خاصّى که در پرتو آن حق را از باطل خواهید شناخت) قرار مى دهد

در سومین و چهارمین ثمره پربار تقوا مى فرماید:

وَ یُخَلِّدْهُ فِیمَا اشْتَهَتْ نَفْسُهُ،

او را در آنجا که دوست دارد و به آن علاقه مند است (در بهشت) براى همیشه مخلّد مى سازد

 وَ یُنْزِلْهُ مَنْزِلَ الْکَرَامَةِ عِنْدَهُ،

و در جایگاه والایى نزد خود

 فِی دَارٍ اصْطَنَعَهَا لِنَفْسِهِ ;

در سرایى که آن را براى خاصّان خویش ساخته است جاى مى دهد.

اصطنع: یعنى آن را ساخته و پرداخته (از ریشه «صنع» گرفته شده است)

در این عبارت نتیجه تقوا را بیرون رفتن از فتنه ها و برطرف شدن ظلمتها از صحنه زندگى پرهیزکاران در این جهان و خلود در مواهب مادى و معنوى در آن جهان ذکر کرده است. در واقع خداوند میان نعمتهاى مادى و معنوى این جهان و مادى و معنوى آن جهان را براى پرهیزگاران جمع مى کند و جمله هاى بالا هر کدام اشاره به یکى از این نعمتهاست.

جمله«اصْطَنَعَهَا لِنَفْسِهِ»یا اشاره به این است که خداوند منزلگاه خاص آخرت را براى خاصّان خویش آفریده یا از قبیل تعبیراتى همچون «بیت الله» و «شهرالله» است که اشاره به عظمت و اهمیّت آن سراست.

سپس در شرح اوصاف این جایگاه ویژه مى فرماید:

 ظِلُّهَا عَرْشُهُ،

همان جایى که سایه اش از عرش خداست

 وَ نُورُهَا بَهْجَتُهُ،

و نور و روشنایى اش ابتهاج جمال اوست

 وَ زُوَّارُهَا مَلاَئِکَتُهُ،

زائرانش فرشتگان

 وَ رُفَقَاؤُهَا رُسُلُهُ

و یارانش پیامبران خدا هستند.

راستى چه جایگاه والایى است جایى که مافوق زمین و آسمان و در سایه عرش خداست. پرتو انوار الهى آن را روشن کرده و فرشتگان او هر دم به زیارت انسان مى آیند و او با پیامبران بزرگ همنشین است. اوصافى که شنیدنش انسان را به وجد مى آورد، پس دیدنش چگونه خواهد بود.

قرآن مجید نیز مى گوید: وَمَنْ یُطِعِ اللهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلئِکَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللهُ عَلَیْهِمْ مِّنَ النَّبِیِّینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِینَ وَحَسُنَ أُوْلئِکَ رَفِیقاً

(نساء، آیه 69.)

 

(و کسانى که خدا و پیامبر را اطاعت کنند (در روز رستاخیز) همنشین کسانى خواهند بود که خدا نعمت خود را بر آنان تمام کرده ; از پیامبران و صدیقان وشهدا و صالحان و آنها رفیق هاى خوبى هستند

در ادامه این سخن که امام(علیه السلام) دعوت به تقوا کرد و آثار بسیار گران بهاى آن را بیان فرمود در یک نتیجه گیرى روشن مى فرماید:

; فَبَادِرُوا الْمَعَادَ،

حال که چنین است به سوى معاد

 وَ سَابِقُوا الاْجَالَ،

(با اعمال صالح) بر یکدیگر سبقت جویید و بر سرآمد زندگى خود پیشى گیرید،

همان گونه که قرآن مى فرماید:سَابِقُوا إِلى مَغْفِرَة مِّنْ رَّبِّکُمْ وَجَنَّة عَرْضُهَا کَعَرْضِ السَّمَاءِ وَالاَْرْضِ

(حدید، آیه 21.)

 

(به پیش تازید براى رسیدن به مغفرت پروردگارتان و بهشتى که وسعت آن همچون وسعت آسمان و زمین است

در جایى دیگر مى فرماید: وَالْمَلاَئِکَةُ یَدْخُلُونَ عَلَیْهِمْ مِّنْ کُلِّ بَاب * سَلاَمٌ عَلَیْکُمْ بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ

(رعد، آیات 23 و 24.)

(فرشتگان بر بهشتیان از هر درى وارد مى شوند و مى گویند سلام بر شما به سبب صبر و استقامتتان. چه نیکوست سرانجام این سرا

در ادامه سخن به بیان علت آن مى پردازد و مى فرماید:

 فَإِنَّ النَّاسَ یُوشِکُ أَنْ یَنْقَطِعَ بِهِمُ الاَْمَلُ،

زیرا نزدیک است آرزوهاى مردم قطع گردد

 وَ یَرْهَقَهُمُ الاَْجَلَ،

و مرگ آنها را در آغوش کشد

یرهق: از ریشه «رَهَق» بر وزن «شفق» در اصل به معناى پوشاندن چیزى با قهر و غلبه است و در اینجا به معناى غلبه و تسلّط مرگ بر انسان است.

 وَ یُسَدَّ عَنْهُمْ بَابُ التَّوْبَةِ.

و درهاى توبه به رویشان بسته شود

 فَقَدْ أَصْبَحْتُمْ فِی مِثْلِ مَا سَأَلَ إِلَیْهِ الرَّجْعَةَ مَنْ کَانَ قَبْلَکُمْ،

(بدانید) شما همانند کسانى هستید که قبل از شما بودندمرگشان فرا رسید و تقاضاى بازگشت به این جهان کردند (اما پذیرفته نشد)

این سخن، اشاره به چیزى است که در قرآن آمده و مى فرماید: حَتَّى إِذَا جَاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ * لَعَلِّى أَعْمَلُ صَالِحاً فِیمَا تَرَکْتُ کَلاّ إِنَّهَا کَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا(مؤمنون، آیه 99 و 100.)

تا زمانى که مرگ یکى از آنان فرا رسد مى گوید: پروردگارا مرا بازگردانید شاید در آنچه ترک کردم (و کوتاهى نمودم) عمل صالحى انجام دهم (ولى فرشتگان مى گویند) چنین نیست این سخنى است که او به زبان مى آورد (و پذیرفته نخواهد بود

مقصود امام(علیه السلام) این است که پیش از آن که به چنین سرنوشتى گرفتار شوید و تقاضایى که پذیرفته نمى شود داشته باشید امروز آنچه از اعمال صالح و توبه از گناه مى خواهید انجام دهید.

در ادامه همگان را به سفر آخرت و آمادگى براى این سفر طولانى و پرخطر متوجه مى کند و مى فرماید:

وَ أَنْتُمْ بَنُو سَبِیلٍ،عَلَى سَفَرٍ مِنْ دَارٍ لَیْسَتْ بِدَارِکُمْ،

و همچون رهروانى در حال کوچ کردن از خانه اى هستید که خانه شما نیست،

سپس مى افزاید:

 وَ قَدْ أُوذِنْتُمْ مِنْهَا بِالاِْرْتِحَالِ،

فرمان کوچ به شما داده شده

 وَ أُمِرْتُمْ فِیهَا بِالزَّادِ.

و دستور تهیّه زاد و توشه (از این سرا) را نیز به شما داده اند.

در بعضى از آیات قرآن و در بسیارى از روایات این تشبیه گویا براى سراى آخرت و دنیا و ساکنان این جهان دیده مى شود که انسانها را به مسافرانى شبیه کرده اند که به سوى سرمنزل مقصود در حرکتند و در راه به منزلگاهى رسیده اند که باید چند روزى در آن توقف کنند و زاد و توشه و مرکب فراهم سازند و از آنجا به راه خود ادامه دهند. زاد و توشه چیزى جز تقوا و مرکب راهوار چیزى جز ایمان نیست. آنها که در تهیه آن کوتاهى کنند، در راه مى مانند و هلاک مى شوند و هرگز به مقصد نمى رسند. قافله سالاران انبیا و اوصیا هستند که فریاد «الرحیل» (کوچ کنید) را برآورده و نداى زاد و توشه را آماده سازید سرداده اند، هر چند گروهى درخوابند یا بیدارند و گوش شنوا ندارند و بانگ و نداى آنها را نمى شنوند.

قرآن مجید مى گوید: وَإِنَّ الاْخِرَةَ هِىَ دَارُ الْقَرَارِ

(غافر، آیه 39.)

سراى آخرت، سراى جاویدان است

و نیز مى فرماید: وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوَى

(بقره، آیه 197.)

 

و زاد و توشه تهیه کنید که بهترین زاد و توشه پرهیزکارى است

 

بازدیدها: 61

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سیزده − 3 =