خانه / مقالات / اشعار

اشعار

غزل رقص جنون اثر استاد محمد قدسی از مجموعه شعر مرا تعبیر کن

چرخیدن نسیم به رقص آورد مرا پیچیدن شمیم به رقص آورد مرا عشق و جنون قشنگ­ ترین واژۀ خداست ترسیم عین و جیم به رقص آورد مرا کوچیدن پرنده به من بال می­دهد پرواز یاکریم به رقص آورد مرا حس می­کنم یتیم ­نوازی سعادتی­ست خوشحالی یتیم به رقص آورد مرا ...

ادامه نوشته »

شعر «خواهرت» سرودۀ استاد محمد قدسی

خواهرت   آخر اینجا چقدر گرگ فراوان دارد؟ چقدر سنگ ز هر سو به تنت می­بارد؟   من که گفتی عقب قافله باید بروم پس چه کس نیزه و چوب از بدنت بردارد؟   به چه عضو تو زنم بوسه؟ گلویت خوب است؟ کاش دشمن نفسی با تو مرا بگذارد ...

ادامه نوشته »

شعر «حدیث اسارت» سرودۀ استاد محمد قدسی

حدیث اسارت   هر زینبی که زینب O کبری نمی­شود هر دختری که دختر زهرا O نمی­شود   این خطبه واژه واژه­اش از وحی زینبی O ست هر خطبه­ای که خطبة غرا نمی­شود   بی­خواهرش تلاوت قرآن نمی­کند بلبل بدون گل که لبش وا نمی­شود   ما جمله خانوادة وحی­ایم ...

ادامه نوشته »

شعر «اشف صدرالحسین» سرودۀ استاد محمد قدسی

اِشفِ صدرالحسین   یقین دارم که شب­ها مصطفی $ می­گفت یامهدی . دم آخر کنار مرتضی p می­گفت یامهدی .   به مسجد ضربت از شمشیر خورد و از شکاف سر امیر عشق، شاه اولیا می­گفت یامهدی .   جگر می­ریخت در تشت و کنار بسترش زینب O پریشان با ...

ادامه نوشته »

شعر «سقای بی دست» در وصف حضرت ابوالفضل العباس (ع) سرودۀ استاد محمد قدسی

سقای بی­دست «ای آنکه به تقریر و بیان دم زنی از عشق» باید ز سرِ سوز نهان دم زنی از عشق دستی ز تو گر ساقی بی­دست نگیرد «شاید که به آبی فلکت، دست نگیرد» ¡ در کرببلا ساقی میخانه تویی تو سقا تو و صهبا تو و پیمانه تویی ...

ادامه نوشته »

شعر «نوجوان کربلا» در وصف حضرت علی اکبر (ع) سرودۀ استاد محمد قدسی

نوجوان کربلا   دارم دگرگون می­شوم، کارام جانم می­رود احمدترین $، سردار من از کاروانم می­رود   ای جبرئیل آهنگ کن! راه فرس را تنگ کن! رو سوی این دل­تنگ کن! کان مهربانم می­رود   او می­رود دامن­کشان، سرخوش به استقبال جان «دنبال آن سرو روان از تن روانم می­رود» ...

ادامه نوشته »

شعر «غنچۀ بی گلو» در وصف حضرت علی اصغر (ع) سرودۀ استاد محمد قدسی

غنچة بی­گلو   وَ سر دست گرفتش که علی­اصغرم p است دیگران اصغرمند p این به خدا اکبرم p است ¡ از سر دست پدر، پیش پیمبر $ می­روم پَر درآرم از سه­پَر، زین­سر بدان­سر می­روم   حرمله دارد به تیر از شیر می­گیرد مرا از سه­پهلو می­شوم سرمست و ...

ادامه نوشته »

شعر «مصحف سی پاره » در وصف حضرت قاسم بن المجتبی (ع) سرودۀ استاد محمد قدسی

مصحف سی­پاره   کم دارد اینجا قاسم­ابن­المجتبی p را میدان برو، فیصل بده این ماجرا را!   تنهاست در میدان عمویت، چاره­ای کن فریاد «هَل مِن ناصِرِ» آن مقتدا را   دستش ببوس و اذن میدان گیر و بشتاب هر جور شد یاری بده دین خدا را   شاید عمو ...

ادامه نوشته »

شعر «ماه خرابۀ شام» در وصف حضرت رقیه (س) سرودۀ استاد محمد قدسی

ماه خرابة شام   امشب بهانة پدر از سرگرفته است از دوری پدر دل دختر گرفته است   در گوشة خرابة بی­سقف دختری امشب سراغ رأس مطهر گرفته است   امشب کدام حادثه­ای می­خورد ورق این قبرکن به قصد که سنگر گرفته است؟!   پیش رقیه O عمه چرا گریه ...

ادامه نوشته »

شعر «دوم محرم» سرودۀ استاد محمد قدسی

دوم محرَّم   از راه آمد کاروان ای­کاش برگردد یارب چه باشد داستان؟، ای­کاش برگردد   خورشید علّیین حسین p آورده همراهش جمع عیال و خانمان، ای­کاش برگردد   جنگ است اگر اینجا، چرا زینب O؟ چرا زینب O؟ همراه میر کاروان، ای­کاش برگردد   می­آید ابن­سعد تا فرمان دهد، ...

ادامه نوشته »