خانه / مقالات / اشعار (صفحه 2)

اشعار

«سی و چهار بند حضرت علی اکبر (ع)» سرودۀ استاد محمد قدسی

سی و چهار بند حضرت علی اکبر ظهر شد ، سر رسید وقت نماز من ببوسم لب و دهان تو را با تمام وجود منتظرم بشنوم آخرین اذان تو را * من نگویم برای دیدن دوست حلقه را تنگ تر مکن بابا لیک گویم که با نگاه ، مرا اینقدر ...

ادامه نوشته »

«علی در آیینه آیات و روایات » سرودۀ استاد محمد قدسی

علی در آیینة آیات و روایات و دعاهاو زیارتنامه ها ای که جمع است در تو خوبی ها ، رتبة ات هست   « عالِیُ الدَّرَجات »، چون به اَمر ت شود «… لَمَجموعون …»،  تو بِران حُکمِ عَرصة عَرَصات سینه ات گنج عَلَّمَ الاَسماء ، مَتنِ « عِلمُ الکِتاب » ...

ادامه نوشته »

«نهج البلاغه» سرودۀ استاد محمد قدسی

نهج البلاغه شبی از خویش پرسشی کردم  ، که دل از پاسخش به گل واماند از چه نهج البلاغة رفت ازیاد   ، رد پائی زکاروان جاماند از چه نهج البلاغه با همه حسن  ، چون مسافر غریب این شهر است کسی  از آن سراغ می گیرد؟ ، مگر این شهر ...

ادامه نوشته »

غزل «حضرت حیدر» سرودۀ استاد محمد قدسی

حضرت حیدر ما پای این حریم و حرم پا شکسته ایم پیمان مهر با علی و آل بسته ایم ما پیروان قبلة لاهوتیان علی (ع) بند دل از تمامی عالم گسسته ایم در صبح حشر دوزخ هجران  نمی چشیم دنبال حیدریم و از آن دارو دسته ایم تا سربلند در ...

ادامه نوشته »

«برای غدیر» سرودۀ استاد محمد قدسی

برای غدیر علی (یازده بند  برابر سی و سه بیت) هنگام بهار ، یار می باید و نیست آن دلبر غمگسار می باید و نیست  چشمان خوش خمار می باید و نیست آئینة بی غبار می باید و نیست آن یار سفر کرده  اگر  باز آید این جان زتن رفته ...

ادامه نوشته »

«غدیر را دریابیم» سرودۀ استاد محمد قدسی

غدیر را دریابیم (پانزده بند برابر چهل و پنج بیت) امروز بیا  غدیر را دریابیم عیدُ اللهِ بی نظیر را دریابیم گلبانگ لَبِ  بشیر را دریابیم با بیعت خود امیر را دریابیم از ساغر دوست ،  دم به دم می بزنیم هو هو بکنیم  و باز هِی هِی بزنیم * ...

ادامه نوشته »

قصیدۀ «اولین زائر اربعین» سرودۀ استاد محمد قدسی

اولین زائر اربعین (در وصف جابربن عبدالله انصاری) توئی در همطرازی ، بوذر و عمار ای جابر یکی از پنج یار  حیدر کرار ای جابر به دانش  نشر فرهنگ تشیع هست مدیونت زانواع سعادت ها تو بر خوردار ای جابر رسیدی در حضور هفت معصوم ای سلیمان خو خبر آوردی ...

ادامه نوشته »

غزل «جستجو در خویش » سرودۀ استاد محمد قدسی

جستجو در خویش بزن ای دل ورق تقویم خود را عوض کن یک کمی تصمیم خود را مکن چون و چرا با حکم هستی به او تقدیم کن تسلیم خود را دو نیمی تو ، زحیوان و فرشته فقط تکمیل کن این نیم خود را میان هرچه می بینی ، ...

ادامه نوشته »

غزل «پیر خرابات» سرودۀ استاد محمد قدسی

پیر خرابات مست اند و دل به پیر خرابات بسته اند در عاشقی زجان و جهان دست شسته اند دردی کشانِ فقر و فنایند  و تا ابد با نام و یاد حضرت عشقش خجسته اند از بام معرفت به فلک پر کشیده اند ز این پله  تا حریم ملاقات جَسته ...

ادامه نوشته »